تاریخ انتشار : ۰۸ آبان ۱۳۸۷ - ۰۹:۳۳  ، 
شناسه خبر : ۳۵۳۹۹

علی‌اکبر عبدالرشیدی‌

چندان دیر نیست، فراموش هم نکرده‌ایم و البته نباید فراموش کنیم آن روزی که عوامل تروریسم کور طالبان- القاعده در مزار شریف دیپلمات‌ها و یک خبرنگار شریف ایرانی را با قساوت هرچه بیشتر کشتند. شاید مردم مغرب زمین فراموش کرده باشند که آن روز فریاد دادخواهی ایرانیان به جایی نرسید چرا که تروریسم کور طالبان- القاعده مأموریت مهمی ‌از سوی کسانی داشت که برنامه‌های گسترده‌ای را برای آسیای میانه و خاورمیانه تدارک دیده بودند. ‌

رهبران سازمانی تروریسم کور طالبان ـ القاعده در حقیقت نومحافظه‌کارانی آمریکایی بودند که نفت و گاز آسیای‌میانه را هدف قرار داده بودند و مأموریت تروریسم کور طالبان ـ القاعده هم احداث خط لوله‌ای بود که از افغانستان بگذرد. به تروریسم کور طالبان ـ القاعده مأموریت داده شده بود که منافع جمهوری اسلامی ‌ایران را در افغانستان و پس از آن در آسیای‌میانه هدف قرار دهد.‌

تروریسم کور طالبان ـ القاعده آغاز مأموریت خود را در زمان به قدرت رسیدن با کشتن دیپلمات‌ها و خبرنگار ایرانی در مزار شریف به خون آغشت، اما به همین بسنده نکرد. عوامل مسلح مرتبط با تروریسم کور طالبان ـ القاعده تجاوزات مرزی به ایران را هم در برنامه خود قرار دادند و تایباد و مناطق نزدیک به آن در منطقه مرزی ایران و افغانستان برای مدت مدیدی شاهد تجاوز، آدم‌ربایی، سرقت و تحریکات دیگر این عوامل بود. دامنه این تحریکات به تایباد محدود نماند و خیلی زود گسترده تر شد. مردم مغرب زمین فراموش کرده‌اند فریاد مظلومیت و دادخواهی ایران در برابر تروریسم کور طالبان ـ القاعده باز هم به جایی نرسید.‌

عجیب است که در فاصله‌ای نه چندان دورتر از افغانستان و قبل از این، صدام حسین و دوستانش همین مأموریت را در برابر ایران انجام داده بودند. آن‌ها هم از سوی رهبران سازمان مشابهی هدایت و تجهیز می‌شدند. تصاویر ملاقات صدام و دونالد رامسفلد وزیر دفاع اسبق آمریکا فقط نمایشگر بخشی از این حمایت‌ها است. عمر تجاوزات صدام علیه جمهوری اسلامی ‌ایران بیشتر از عمر تروریسم کور طالبان ـ القاعده بود. هشت سال جنگ، تخریب، استفاده از سلاح شیمیایی و بسیاری از مصادیق ورود به حریم ممنوعه کاربرد سلاح‌های کشتار جمعی علیه اهداف غیرنظامی ‌در ایران در کارنامه صدام ثبت شد. اما از آن مهم‌تر کمک‌های مالی، اطلاعاتی، فنی، تسلیحاتی و تبلیغاتی آمریکا و متحدان غربی و منطقه‌ای‌اش از صدام بود.‌

مردم مغرب زمین فراموش نکنند که در طول هشت ‌سال یاد شده فریاد مظلومیت و داد خواهی ایران به جایی نرسید. ما فراموش نکرده‌ایم که شورای امنیت سازمان ملل متحد بعد از تجاوز صدام به ایران، به دلیل جانبداری آشکار آمریکا و غرب از صدام، حاضر به تشکیل جلسه‌ای برای محکومیت تجاوز آشکار صدام نبود. در حالی که منشور سازمان ملل «سرکوب تجاوز» را وظیفه مهم شورای امنیت این سازمان تعیین کرده است. ‌

تنها در پایان هشت سال دفاع جانانه فرزندان این مرزو بوم در برابر تجاوز صدام بود که جامعه بین‌الملل به مدد پایمردی رزمندگان ایرانی حاضر به تأیید تجاوزگری صدام به ایران شد. سئوال این بود که آیا تعیین متجاوزی مثل صدام به هشت سال بررسی نیاز داشت؟

در مورد سرنوشت صدام سخن زیاد گفته شده است، در مورد تروریسم کور طالبان ـ القاعده هم. به یاد داریم که دامنه فعالیت این دو مظهر تروریسم از یک سو به کویت و اشغال نظامی‌ این کشور رسید و از سوی دیگر به نیویورک و حادثه 11 سپتامبر. آن روزها افسانه فرانکنشتاین مصداق پیدا کرد. غول‌هایی که آمریکا و متحدانش برای انزوا و شکست ایران تدارک دیده بودند، علیه منافع آمریکا و متحدانش قد برافراشتند. ‌

سرنوشت صدام در عراق تعیین شده است، اما به نظر می‌رسد که آمریکا در عراق هنوز روی استفاده دوباره از سکوی باقی مانده از تروریسم و جنگ‌طلبی کور صدامی‌و یارانش حساب می‌کند. در افغانستان هم وضع همین است. آیا آمریکا اشتباه گذشته خود را در پرورش این دو مصداق تروریسم تکرار خواهد کرد؟‌

تروریسم کور طالبان ـ القاعده دیری است که دامنه فعالیت خود را از افغانستان خارج کرده است و اینک مرز‌های تازه‌ای را تهدید می‌کند. بمب‌گذاری القاعده در الجزیره و کشتن 26 نفر و مجروح کردن 200 نفر دیگر نشانه‌ای از قدرت تجدید شده القاعده است که به مدد مماشات غرب با آن حاصل شده است. ‌

گفتیم مماشات؟ ظاهرا غرب به القاعده به عنوان دشمنی که با کمک ادامه حیات آن بتواند اهداف توسعه‌طلبانه خود را در منطقه محقق کند نیاز دارد. می‌گویند به همین دلیل است که در مدت اشغال افغانستان هنوز ضربه‌ای کاری به طالبان و القاعده وارد نشده است.‌

در جمع کشته‌ها و زخمی‌های بمب‌گذاری الجزیره حضور مسئولان سازمان ملل متحد هشداردهنده‌تر است. تنها یازده مقام سازمان ملل متحد در الجزیره در این بمب‌گذاری کشته شده‌اند.‌

آمریکا و متحدانش و همچنین سازمان ملل متحد ظرف چند ساعت اقدام القاعده را محکوم کرده‌اند اما فراموش نکنیم که رفتار جنایتکارانه تروریسم کور طالبان ـ القاعده در برابر ایران با چنین واکنشی روبرو نمی‌شد.

وحشتی که امروز جهان متمدن از ناحیه القاعده احساس می‌‌کند ریشه در طراحی، سازمان‌دهی، حمایت و پرورش تروریسم کور طالبان ـ القاعده و مماشات امروزی با این سرطان مهلک دارد. چرا افکار عمومی ‌غرب فراموش کرده‌اند که ریشه بحران کنونی و تروریسم موجد این بحران در کجا شکل گرفته است؟

ناامنی امروز جهان بیشتر از زمانی است که صدام قدرت نگرفته و تروریسم کور طالبان ـ القاعده به وجود نیامده بودند. خلق این دو محور شرارت به دست آمریکا و متحدانش آغاز بحرانی شد که امروز ناامنی و بی‌ثباتی مزمنی را بر جهان تحمیل کرده است.‌

آمریکا هرگز صدام و یارانش و تروریسم کور طالبان ـ القاعده را محور شرارت ننامید. آیا به راستی امروز تروریسم کور طالبان ـ القاعده به عنوان یار و دست‌پرورده پیشین آمریکا و متحدانش مصداق محور شرارت نیست؟