اوان توماس
برگردان: چشمانداز ایران
در کتاب Weiner، ناکارآمدی رؤسای CIA یکی پس از دیگری روایت میشود. مثلاً درباره آلن دالس مینویسد که او یکی از تنبلترین و حقهبازترین آنها است که در هنگام تماشای بیسبال در تلویزیون، همزمان به گزارشهای فوق محرمانه که به او ارایه میشود نیز گوش میدهد. (او کسی بوده است که گزارشهای کتبی را براساس وزنشان برآورد میکرده است). یا مثلاً بهترین آنها، ریچارد هلمز، کسی بوده است که برای تأمین نیازهای سیاسی رییسجمهور یعنی نیکسون و کاخ سفید در سال 1969، با دوز و کلک گزارش CIA و برآوردن آن سازمان از نیروی هستهای شوروی را دستکاری و تغییر داده است. در گزارش اولیه و در واقع چرکنویس آن، تحلیلگران و کارشناسان، نسبت به تمایل و توانایی و ظرفیت شوروی برای تدارک یک حمله اتمی کاملاً ابراز تردید کرده بودند، اما هلمز این بخش مهم را پاک کرد و تا سالها بعد نیز، تا پایان چنگ سرد، CIAبه بزرگنمایی و مبالغه در سرعت پیشرفت شوروی در مدرن کردن انبار سلاحهایش ادامه داد. اطلاعات نادرست و تقلبی CIA درباره عراق در سال 2002 و 2003، شاید در تاریخ این سازمان بیسابقه باشد. برای توجیه و هموار کردن راه برای کابینه جانسون که میخواست رأی کنگره برای حمایت از جنگ با ویتنام را به دست آورد، در سال 1964 جامعه اطلاعاتی شواهدی را مبنی بر یک حمله کمونیستی به ناوچههای آمریکا در خلیج تونکین سر همبندی کردند.
بنابر یافتههای Weiner، مقامات رده بالا همیشه آخرین کسانی بودهاند که از رویدادها خبردار میشدهاند. برای نمونه، هنگامی که از رویدادها خبردار میشدهاند. برای نمونه، هنگامی که در اوت 1990، عراق، کویت را اشغال کرد، رابرت گیتس که اکنون وزیر دفاع است و در آن زمان مشاور اول رده بالای امنیتی جرج بوش پدر بود، با خانواده در پیک نیک به سر میبرد. ناگهان یکی از دوستانش همسرش به آنها پیوست و از او پرسید: شما اینجا چه کار میکنی؟ گیتس پرسید: درباره چی حرف میزنی؟ آن خان در پاسخ گفت: اشغال، گیتس پرسید: کدام اشغال؟ یک سال پیش از آن، هنگام سقوط دیوار برلین، Milt Bearden، رییس بخش شوری CIA ناگزیر به تماشای CNIN و از سر باز کردن تماسهای فوری و اضطراری مقامات کاخ سفید شد که میخواستند بدانند جاسوسان سازمان چه میگویند و چه توضیحی از ماوقع دارند Weine میگوید: اعتراف به این مسأله بسیار دشوار بود که در آنجا هیچ جاسوس شوروی باقی نمانده بود، همه آنها لو رفته، دستگیر و کشته شده بودند و هیچ کس هم در CIA، نمیدانست چرا. (مأموران آمریکایی در مسکو، به وسیله فردی به نام Aldnch Ames که در CIA نفوذ کرده بود، لو رفته و مورد خیانت قرار گرفته بودند.) Weiner نخستین گزارش گری نیست که دریافته است، پس از خواندن این زنجیره افتضاح و بیکفایتی در کتاب Weiner، خوانندگان ممکن است با خود بیندیشند که: آیا دموکراسی باز، قادر است که یک سرویس اطلاعاتی مؤثر و ماندگار بسازد؟
احتمالاً نه. اما با وجود تروریستهایی که وعده انفجار یک سلاح اتمی را در یکی از شهرهای آمریکا میدهند، انتخاب چندانی موجود نیست به جز این که دستکم سعی خودمان را بکنیم.