تاریخ انتشار : ۱۷ تير ۱۳۸۷ - ۰۸:۲۵  ، 
شناسه خبر : ۳۵۶۲۹
اشاره: رئیس‌‌جمهور جدید فرانسه فردی رادیکال و افراطگراست. گویا سارکوزی زاییده افراط و تندروی است و "منطق" در خفایای ذهن و ضمیر وی جایی ندارد! سارکوزی در مدت کوتاهی که بر سر کار آمده است، خود را به عنوان شخصی تنش‌زا و در عین حال آسیب‌پذیر به افکار عمومی اروپا و جهان معرفی نموده است:

سعید سبحانی

بسیار ساده‌انگاری است که بخواهیم سارکوزی را به عنوان سیاستمداری محبوب در فرانسه معرفی نماییم. پیروزی نیکولا سارکوزی در انتخابات فرانسه محصول ضعف افرادی مانند رویال و بایرو بود. حزب سوسیالیست فرانسه با قرار دادن شخصیتی ناکارآمد و پارادوکسیکال به نام "سگولن رویال" قسمت عظیمی از موفقیت راستگرایان را تضمین نمود. با این وجود کافی بود تا در مرحله دوم انتخابات رویال و سران حزب سوسیالیست فرانسه دست از لجاجت و تکبر برمی‌داشتند تا ائتلاف رویال ـ بایرو به ضرر سارکوزی شکل گیرد. اما در نهایت شاهد بودیم که سارکوزی توانست با موج‌سواری در فضای سیاسی آشفته ایجاد شده در میان احزاب مخالف خود به پیروزی برسد.

سارکوزی فردی به شدت نژادپرست و تندرو است که علاقه شدیدی به نومحافظه‌کاران ایالات متحده آمریکا دارد. وی به راحتی ظرفیتهای موجود در فرانسه و اتحادیه اروپا را نادیده می‌انگارد و همانند تونی‌بلر، حاضر است از منافع ملی شهروندان خود به راحتی بگذرد. برخی از تحلیلگران مسائل بین‌الملل سارکوزی را همانند یک "بوش" می‌دانند که به تازگی در اروپا متولد شده است. وی همانند ژاک شیراک و حتی میتران، قدرت ندارد تا در قالب چهره‌ای دوگانه به بازی خود در جهان سیاست ادامه دهد. به نظر میرسد که سارکوزی نسبت به افراطگرایی خود افتخار میکند و حاضر به کتمان آن در زیر لایه‌های تزیین شده نیست. اما آیا رئیس‌جمهور جدید فرانسه خواهد توانست با این روند به حیات سیاسی خود در اروپا ادامه دهد؟ مسلما پاسخ این سوال "مثبت" نیست! در حالی که تفکرات و استراتژیهای نومحافظه‌کاران آمریکا با شکست مواجه شده است و همراهان واشنگتن در اروپا مانند بلر، برلوسکونی و اسنار به دست ملتهای خود حذف شده‌اند، سارکوزی مسیری را انتخاب کرده است که در نهایت به شکستی قطعی خواهد انجامید. این همان مسیری است که "انگلا مرکل" پس از استعفای "گرهارد شرودر" در آلمان آغاز کرده است.

البته پس از انتشار نظرسنجی موسساتی مانند "فورسا" که نارضایتی 60 درصدی ژرمنها را از حضور مرکل را نشان میداد، صدراعظم آلمان ناچار شد تا کمی روبنای رفتاری خود را اصلاح کند. اما رئیس‌جمهور جدید فرانسه هنوز در فضای فاشیستی بوجود آمده در اروپا در ابتدای سال 2003 گام برمیدارد! گویا سارکوزی متوجه تغییر زمان و برهم ‌ریختن معادلات نظام بین‌الملل نشده است. در هر صورت نباید فراموش کرد که افراطگرایی یک سیاستمدار اروپایی در حال حاضر، عواقب و تبعاتی سخت و جبران‌ناپذیر را برای وی و کشورش به همراه خواهد داشت. سارکوزی هم‌اکنون در غیاب تونی بلر سعی دارد تا خود را به عنوان تندترین سیاستمدار اروپا معرفی نماید. همین مساله سبب استفاده ابزاری بیشتر کاخ سفید و تل‌آویو از کاخ الیزه خواهد شد. این در حالیست که تنها را احیای چهره مخدوش شده پاریس در معادلات بین‌المللی، فاصله‌گیری سیاستمداران این کشور از واشنگتن و اسرائیل است. مساله‌ای که شیراک در اواخر دوران حضور خود در کاخ الیزه آن را درک کرد اما نتوانست به آن عمل کند.

نحوه برخورد سارکوزی با بحران‌های بین‌المللی به گونه‌ایست که تداعی‌گر دوران استعمارگری فرانسه است. نوع سخن گفتن سارکوزی و ادبیات سیاسی وی برخلاف عرف دیپلماتیک موجود، بسیار تند و زننده است. در جریان مخالفت سارکوزی با عضویت ترکیه با اتحادیه اروپا یا در نوع رفتار رئیس‌جمهور فرانسه در نشست 8 کشور صنعتی جهان در آلمان، شاهد چهره‌ای افراط‌گرایانه‌ای از رئیس‌جمهور فرانسه بودیم. وی همواره از موضعی بالا سخن میگوید و کوچکترین احترامی برای حقوق ملتهای جهان قائل نیست.

سارکوزی از پاسخ دادن به سه سوال اساسی همواره می‌هراسد:

1ـ وی در چه شرایطی رئیس‌جمهور فرانسه شده است؟

2ـ مردم فرانسه از وی چه انتظاراتی دارند؟

3ـ بحران‌زایی در نظام بین‌الملل چه تبعاتی برای کاخ الیزه دارد؟

رئیس‌جمهور فرانسه در شرایطی وارد کاخ الیزه شده است که بافت سیاسی و بین‌المللی پاریس حالتی کاملا نامتقارن پیدا کرده است. هنوز خاطرات تلخ مربوط به شورش در حومه پاریس و تظاهرات همراه با آشوب بر سر قانون کار "دومینیک دوویلپن" از ذهن فرانسویها پاک نشده است. بسیاری از شهروندان فرانسوی نمی‌دانند که کشورشان در کدام مسیر بین‌المللی حرکت میکند. سیاست خارجی پاریس بر اثر سردرگمی مقامات این کشور غیرشفاف باقی مانده است. حتی ابعاد کلان رفتارهای بین‌المللی کاخ الیزه نیز نامشخص باقی مانده است. هم‌اکنون فرانسه گاه به سوی داخل اروپا گرایش پیدا می‌کند و گاه به سوی اقیانوس آرام و آن سوی آتلانتیک! مسلما محصول چنین حرکت دوگانه‌ای چیزی جز عدم پیشرفت فرانسه در مناسبات بین‌المللی نیست.

دخالت فرانسه در اوضاع داخلی لبنان و فلسطین نیز برای سارکوزی همانند آنگلامرکل از مخالفان اسلام در اروپا محسوب میشود و از این رو نگاه خاورمیانه‌ای وی نیز همواره آمیخته با "کینه" و "خشونت" است. پس از مخالفت فرانسه و آلمان با اشغال عراق در ابتدای سال 2003 میلادی، نومحافظه‌کاران آمریکایی به این نتیجه رسیدند که باید با افزایش قدرت مانور پاریس در لبنان و فلسطین، ابعاد این مخالفت را محدود نموده و حتی آن را از بین ببرند. از این رو با همکاری تل‌آویو، کاخ الیزه به صورتی محسوس وارد معادلات سیاسی لبنان شد.

ترور رفیق حریری که پروژه‌ای مشترک از جانب سرویسهای امنیتی آمریکا، اسرائیل و فرانسه به شمار میرفت، با هدف وقوع انقلاب سرو در بیروت طرح‌ریزی و اجرا شد. اما درایت سیدحسن نصرالله و دیگر رهبران حزب‌الله لبنان، سبب شد تا این توطئه شوم در نطفه خفه شود. پس از این حادثه، خصومت فرانسه با جنبش مقاومت اسلامی لبنان بیشتر شد. در جریان جنگ 33 روزه میان حزب‌الله لبنان و رژیم اشغالگر قدس، شاهد بودیم که دولت فرانسه از هیچ‌گونه اقدامی در جهت شکست حزب‌الله فروگذار نکرد. هر چند که در نهایت، مقاومت اسلامی لبنان ضربه بسیار سنگینی را بر پیکره تل‌آویو و حامیان آن از جمله پاریس وارد نمود.

نیکولا سارکوزی پس از حضور در کاخ الیزه، خصومت فرانسه با حزب‌الله لبنان و گروههای مقاومت اسلامی در خاورمیانه را نمایان ساخته است. اظهارات اخیر سارکوزی در خصوص جنبش حزب‌الله نمونه بارزی در این راستا به شمار می‌رود. حمایت رییس‌جمهوری فرانسه از صهیونیستها و تروریست خواندن حزب‌الله، شکست نشست آتی "پاریس" را که قرار است نمایندگان احزاب لبنانی برای بررسی راههای پایان دان به بحران کشورشان در آن شرکت جویند محتمل ساخته است. سارکوزی، در دیدار خانواده‌های اسیران اسراییلی نزد حزب‌الله لبنان و جنبش مقاومت اسلامی فلسطین "حماس"، حزب‌الله را سازمانی تروریستی خواند و از این حزب خواست با توقف اقداماتش که وی آن را "تروریستی" نامید تنها به فعالیت سیاسی روی آورد.

طرح این موضوع از سوی رییس‌جمهوری فرانسه جدای از اصل ماجرا که بشکل جانبدارانه از رژیم صهیونیستی حمایت کرده است، در واقع یکی از مهمترین اعضای شرکت‌کننده در نشست آتی پاریس را که نقشی تعیین‌کننده در موفقیت آن می‌تواند داشته باشد هدف قرار داده است. سارکوزی در دیدار با خانواده‌های اسیران اسراییلی اشاره‌ای به این واقعیت نکرد که خانواده هزاران اسیر لبنانی و فلسطینی سالهاست به خاطر اقدامات تروریستی رژیم صهیونیستی نمی‌توانند فرزندان و سرپرستان خانواده خود را ملاقات کنند و آنها را در کنار خود داشته باشند.

هر چند که سارکوزی مجبور شده است تا از اظهارات وقیحانه خود در خصوص حزب‌الله عذرخواهی کند، اما اصل این عمل نشان داد که پاریس‌ خواهان ادامه تنفش مسموم جریان وابسته 14 مارس در بیروت است تا به این وسیله بتواند دامنه نفوذ خود در لبنان و خاورمیانه را گسترش دهد. افراد خودفروخته‌ای مانند "فواد سنیوره"، "سعد حریری"، "سمیر جعجع" و "ولید جنبلاط" به شدت از روی کار آمدن نیکولا سارکوزی در پاریس استقبال کرده‌اند.

اخیرا "سعد حریری" نماینده پارلمان لبنان طی بیانیه‌ای از "نیکولا سارکوزی" رییس‌جمهور فرانسه به خاطر تلاشهای فراوان وی جهت حل بحران سیاسی لبنان سپاسگذاری کرده است. این در حالیست که فرانسه از عوامل اصلی ایجاد بحران در بیروت محسوب میشود حال چگونه ممکن است که مولد یک بحران نقش یک "میانجی" را بین طرفهای اختلاف ایفا کند؟.

سارکوزی دو راه بیشتر در پیش رو ندارد:

نخست اینکه به مسیر کنونی خود ادامه دهد تا به عنوان سکاندار اصلی سقوط پاریس در آینده‌ای نزدیک شناخته شود.

دوم اینکه با تمرکز در درون مرزهای اروپا و اولویت بخشی سرنوشت ملت خود، توازن قابل قبولی میان سیاست داخلی و خارجی کشورش ایجاد کند و از افراطی‌گری در نظام بین‌الملل بپرهیزد. البته با وجود روحیه خشونت‌طلب سارکوزی انتخاب این مسیر از سوی او بعید به نظر می‌رسد.

در حال حاضر، کاخ الیزه مسیر نادرستی را انتخاب کرده است. مسیری که "نیکولا سارکوزی" در حال پیمودن آن میباشد، نهایتی جز عقبگرد پاریس در نظام بین‌الملل ندارد. به نظر میرسد که "افراطی‌گری" رئیس‌جمهور فرانسه در آینده‌ای نه چندان دور به پاشنه آشیل راستگرایان پاریس تبدیل شود. نیکولا سارکوزی در همین ابتدای مسیر، فرصت دارد تا از راهی که قسمتی از آن را پیموده است بازگردد و مسیر جدیدی را برای خود و فرانسویها تعیین نماید. در غیر این صورت برهم ریختن توازن میان سیاست داخلی و خارجی فرانسه و عدم تحقق وعده‌های انتخاباتی رئیس‌جمهور فرانسه، موجب وقوع زلزله‌‌ای سیاسی در کاخ الیزه خواهد شد. زلزله‌ای که پیش‌‌لرزهای آن در زمان ریاست جمهوری "ژاک شیراک" آغاز شد و امروز با حضور سارکوزی می‌رود تا فجایع غیرقابل جبرانی را برای پاریس ایجاد کند.