تاریخ انتشار : ۲۰ تير ۱۳۸۷ - ۰۷:۵۵  ، 
شناسه خبر : ۳۵۶۶۸

جعفر گلابی

هنوز چهره مجسمه‌های آتاتورک بنیانگذار ترکیه جدید در میادین شهرها رو به غرب است؛ جهتی معنادار و سمبلیک که آرزوهای نخبگان و سیاستمداران مختلف این امپراتوری ویران شده را به خوبی نشان می‌دهد.

اما پس از سال‌های دراز که قبله آمال ترکیه پیوستن به اتحادیه اروپا بود اینکه از دل یک ساختار کاملاً لائیک و دموکراتیک حکومتی یکدست از اسلامگرایان تشکیل و وزیر خارجی‌یی که با افتخار همسر محجبه‌اش را در مجالس رسمی شرکت می‌دهد با اکثریت آرای نمایندگان مجلس بر کرسی ریاست جمهوری تکیه می‌زند. حزب اعتدال و توسعه هم اکنون با اقتداری خیره‌کننده بر ترکیه حکومت می‌راند و در حالی که غول‌ بزرگی به نام ارتش از استشمام دین‌گرایی در سیاست به پا می‌خیزد و حتی در مواقع لزوم درخت دموکراسی را از بن ‌برمی‌کند بدون احساس خطر به شاهدی آرام و شاید راضی مبدل شده است.

اغلب شاخص‌های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی ترکیه در حال ترقی هستند و این خود نشان می‌دهد که این کشور دوران بحران‌ها و جدال‌های سیاسی و ایدئولوژیک را با موفقیت سپری ساخته است، ترکیه امروز نه با هزینه از دست دادن اسلام و نه با خرج نابود شدن دموکراسی راهی میانه را برگزیده است تا از طریق آن رشد و اعتلای خویش را با سرعتی متناسب و روزافزون پیش برد.

گام‌های مطمئن و بلند حزب اعتدال و توسعه در ابعاد مختلف داخلی و خارجی نشان می‌دهد که تئوریسین‌ها و استراتژیست‌های این حزب به خوبی قادر به شناخت جامعه ترک و شرایط بین‌المللی شده‌اند و از همین رهگذر است که از کنار خطرناک‌ترین بحران‌های داخلی و منطقه‌یی با اتکای به نفس عبور می‌کنند و بعضا‌ً تهدیدهای بالقوه را تبدیل به فرصت می‌کنند. دو نمونه از مواضع فوق را می‌توان ذیلاً شرح داد:

ترکیه امروز با حاکمیت اسلامگرایان با اسرائیل رابطه دارد ولی آنچنان به دامان آمریکا نمی‌غلتد که از دغدغه‌ها و تمایلات و باورهای میلیاردها مسلمان هم‌کیش خود غفلت کند، لذا مسئولان فلسطینی حماس را با آغوش باز می‌پذیرد تا نشان دهد که نگاهی عمیق و جامع و بلندمدت به منافع ملی خود دارد.

هنوز مساله حجاب خانم‌ها در مراکز دولتی در ترکیه حل نشده است و ارتش مراقب است که اسلامگرایان حاکم این اصل لائیسیته را که بدان بشدت حساس هستند مورد خدشه قرار ندهند، اما حزب اعتدال نشان داده است که زمان و نوع هر جدالی را به خوبی می‌داند و بعید نیست که چند صباح دیگر پیشرفت ترکیه به وسیله این حزب اسلامگرا به چنان نقطه‌یی برسد که هیچ کس حتی ارتش توان و حتی انگیزه لازم جهت مخالفت با منویات رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر را نداشته باشد، در واقع حزب‌ اعتدال و توسعه بدون مواجهه مستقیم و شکننده مسائل را دور می‌زند و از جایی که تصورش نمی‌رود آرام و مطمئن به سر وقت مشکلات خویش می‌رود و در حل آن از خود عجز و عجله‌یی نشان نمی‌دهد.

ترکیه امروز در حالی که حاکمیت یکدست اسلامگرا را تجربه می‌کند که منطقه خاورمیانه در سخت‌ترین و شدیدترین‌ چالش‌ها و بحران‌ها و منازعات منطقه‌یی و فرامنطقه‌یی فرو رفته است و بحران‌هایی که حتی دورنمایی از حل و فصل را نشان نمی‌دهند و هر آن به جرقه‌یی ممکن است به گستره‌یی فاجعه‌بار مبدل شوند، از همین رو پیشرفت‌ها و موفقیت‌های سیاسی و اقتصادی ترکیه برای خاورمیانه از اهمیت فوق‌العاده‌یی برخوردار خواهد بود، اسلامگرایان روشنفکر منطقه از این پیروزی چه از نظر سیاسی و چه از نظر روانی تقویت خواهند شد. موج خشونت‌گرایی که پس از حمله آمریکا به افغانستان و عراق در منطقه زمینه بسیار پیدا کرده بود با علامت سوال جدی از سوی توده‌های مسلمانان روبه‌رو خواهد شد و از همه مهم‌تر روش مقرون به نتیجه اعتدال و آرامش هواخواهان کوچک و بزرگ خود را زیر نفوذ خود قرار خواهد داد، اما افزون بر نتایج مستقیم و غیرمستقیم، داخلی و خارجی رئیس‌جمهور شدن عبدالله گل تاثیر این پیروزی که در کشور خودمان از اهمیت خاصی برخوردار است. اصلاح‌طلبان مسلمان ایرانی که در دوم خرداد 76 ناگهان و بدون هیچ پیش زمینه ذهنی با سرعتی عجیب پیروزی عظیمی دست یافتند و با همان سرعت هم آن کامیابی را از دست دادند، باید بیش از هر کس و جناح سیاسی دیگری در منطقه تحولات بزرگ و شاید تاریخ‌ساز این روزهای ترکیه را زیر نظر داشته باشند. اسلامگرایان عاقل نتایج حرکت بدون برنامه و به تعبیری تند نجم‌الدین اربکان پس از به دست گرفتن قدرت را در انبان تجریه خود داشتند که وقتی بر کرسی ریاست نشستند اصلاحات را با انقلاب اشتباه نگرفتند. آناه با شناخت جامعه خویش نگذاشتند که ارتش انگیزه و زمینه کودتا بیابد و هرگز به این هم فکر نکردند که در صورت کودتا مردم به مقابله با ارتش می‌پردازند.

از نگاه دیگر اصلاح‌طلبان ایرانی مثل همتایان‌شان در ترکیه نباید به سراغ ساختاری می‌رفتند که حتی در صورت اصلاح آن جامعه هنوز زمینه پذیرفتنش را نداشت. نفس اصلاح‌طلبی در ضدیت عجیبی با ساختارشکنی تند و بی‌زمینه قرار دارد. در واقع درخت اصلاحات در تغییر ساختار سیاسی خیلی دیر میوه رسیده می‌دهد و کسانی که با عجله میوه کال آن را بچینند حتماً‌ در این اول گاز زدن متوجه تخلی‌اش خواهند بود. در کشور ما و در موضوعات مختلف از کوچک تا بزرگ، از اصلی و اساسی تا فرعی و حاشیه‌یی کار ممتد و آرام و تدریجی و همیشگی و خستگی‌ناپذیر کمتر دیده می‌شود. هر کس ظهور می‌کند درصدد پیاده کردن انقلابی بزرگ‌تر از انقلاب پیشین است و چنان می‌شود که هر روز انقلابی برپا می‌شود! و ثبات و طمانینه و آرامشی دائمی برپا نمی‌گردد تا از قبل آن جامعه به دستاوردی متوسط و نهادینه دست یابد. عبدالله گل در ترکیه رئیس جمهور شد ولی در کشورش که در آن ارتش مقتدر و مدافع اصول لائیک وجود دارد بحرانی به وجود نیامد. این پیروزی نه سطحی و خنثی است که به کسی برنخورد و نه چنان زیر و رو کننده است که احساس خطرها به منازعه و درگیری و بحران مبدل شود.

در واقع شاید بتوان از تحولات ترکیه این نتیجه بزرگ را برای اصلاح‌طلبان داخلی خودمان بگیریم که هیچ کس در اثر اصلاحات نباید احساس خطری در حد بودن و نبودن بکند. اصلاحات اصلاً نباید کارهای بزرگ بکند. اصلاحات باید تغییرات مثبت را دائمی و مستمر و تدریجی اما همیشگی و بدون بازگشت به پیش برود و آنها را به «روند» تبدیل کند.