فریده شریفی
مقاومت سرسختانه حزبالله جایگاهی اسطورهای در جهان عرب برای این جنبش شیعی به وجود آورد و الهامبخش تاریخ اعراب شد. بهخصوص در میان اعراب که برخی از رهبران آن، وابستگی کامل به آمریکا دارند و به ملتهای خود وعدههای پوچ و دروغین میدهند.
امروزه رهبری این حزب نیز به اوج شهرت و محبوبیت رسیده و این شهرت حاصل شجاعت، درستی و تلاش برای دفاع از کشور به هر قیمت ممکن است.
جنبش حزبالله لبنان
جنبش حزبالله یک تشکل اسلامی و ملی است که برخاسته از میان مردم است و همواره بر منافع مردم اصرار میورزد، این جنبش ضمن پرهیز از هرگونه فرقهگرایی و تفرقهافکنی، خواستار گفتوگو، حل اختلاف و مشارکت با دیگر احزاب و گروهها برای تشکیل دولت متحد ملی است.
از آنجا که این جنبش هیچگاه به دنبال تحمیل قوانین اسلامی به دیگران نبوده در میان غیرمسلمانان نیز حامیان بسیاری دارد گروهها و حامیان غیرمسلمان این حزبالله از آن حمایت میکنند، بدون آنکه در معرض تحمیل اعتقادی یا مذهبی این حزب باشند.
اما آنچه که از سوی رهبران این حزب بر آن تاکید میشود این است که رژیم غاصب صهیونیستی باید زندانیان سیاسی را آزاد کند، نیروهای اسرائیلی باید از کلیه سرزمینهای لبنان خارج شوند و این امکان به ارتش لبنان داده شود که به تنهایی طرحهای دفاع ملی خود را به اجرا بگذارد.
ظلم و جنایات اسرائیل نسبت به مردم لبنان و اغماض دولتهای این کشور در طول 60 سال درگیری و کشمکش با رژیم صهیونیستی به ویژه در جنوب این کشور باعث شد که حزبالله با آنکه اصراری بر این موضوع نداشت، زمام رهبری و هدایت سرنوشت سیاسی و ملی کشور را در اختیار بگیرد.
حمایت گسترده مردم لبنان از حزبالله در تمامی اقشار جامعه و صرفنظر از موقعیتهای اقتصادی، مذهبی و اجتماعی به چشم میخورد. حزبالله از معدود جنبشهایی است که به مسائل مختلف و اساسی جامعه لبنان از جمله فساد، عدالت اجتماعی، نفی ایده آمریکایی خاورمیانه بزرگ، مقاومت و ایستادگی در برابر اشغالگریهای اسرائیل و حمایت از مردم تحت سلطه فلسطین میپردازد.
حزبالله هماکنون میان جمعیت مسیحی (که 40 درصد جمعیت لبنان) را تشکیل میدهند و پناهندگان فلسطینی ساکن اردوگاههای لبنان متحدان زیادی دارد.
جنگ سال گذشته اسرائیل علیه لبنان و مقاومت جانانه رزمندگان حزبالله باعث افزایش حمایتهای داخلی و خارجی از این جنبش شد به نحوی که بسیاری از رهبران سنی این کشور پس از آغاز جنگ حمایت همهجانبه خود را از حزبالله اعلام کردند. به عقیده این رهبران، پیروزی حزبالله، پیروزی تمام مردم لبنان، اعراب و مسلمین بود و غرور از دست رفته اعراب با این پیروزی به آنها بازگشت.
پیروان دیگر ادیان لبنان (ارتدوکسها، دروزیها، مارونیها) نیز که به دلیل مخالفت با رهبرانشان از آنها پیروی نمیکنند از حزبالله که یک حزب مردمی است و در برابر ظلم و بیعدالتی ایستادگی میکند حمایت میکنند.
امروزه شیعیان لبنان به طلایهداری جنبش حزبالله، از مقاومت و ایستادگی در برابر سلطه و اشغالگریهای رژیم صهیونیستی به خود میبالند و مغرورند که به آسانی در برابر زیادهخواهیهای این رژیم تسلیم نمیشوند. حزبالله اعلام کرده که در صورت هرگونه تجاوز جدید اسرائیل با وجود حضور ارتش و نیروهای بینالمللی، باز هم محکم و استوار و قدرتمندتر از قبل در برابر این حمله خواهد ایستاد و بهتر از جنگ تابستان گذشته مبارزه خواهد کرد.
سربلندی حزبالله
جنبش مقاومت حزبالله در جنگ با رژیم صهیونیستی سربلند خارج شد در صورتی که دشمن شکست خورده با این آبروریزی مفتضحانه دچار سردرگمی، اختلاف و تشنج شد.
در حقیقت حزبالله توانست پس از این جنگ خود را به عنوان بهترین نیروی رزمنده در خاورمیانه معرفی کند و برای خود اعتبار کسب کند.
حزبالله نه تنها در برابر ارتش اسرائیل که گفته میشد شکستناپذیر است ایستادگی کرد بلکه اهداف واقعی آمریکا و اسرائیل را در منطقه ناکام گذاشت.
اسرائیل با حمایت آمریکا تلاش کرد که ضمن خلع سلاح حزبالله و نابودی این جنبش مقاوم منافع آمریکا در منطقه را تحقق بخشد که با ایستادگی و مقاومت مبارزان حزبالله این اهداف حاصل نشد. دشمن صهیونیست با این جنگ تاوان سنگینی را متحمل شد و فهمید که جنگ با لبنان شوخی نیست و اگر در آینده بخواهد تصمیم به جنگ دیگری بگیرد باید به قدرت حزبالله که روزافزون است توجه کند.
در همین رابطه سید «حسن نصرالله» دبیرکل حزبالله لبنان گفت، پایداری مردم لبنان در برابر ارتش رژیم صهیونیستی و دلاوری شهدا، پیروزی لبنان را تبدیل به یک پیروزی استراتژیک و تاریخی کرد.
وی افزود، مردم برای این پیروزی فداکاریهای بزرگی کردند و در نبردی که حتی ارتشهای عربی هم از اسرائیل شکست میخوردند با ایستادگی و شجاعت بیسابقهای مبارزه کردند و سربلند بیرون آمدند.
دبیرکل حزبالله لبنان تصریح کرد، دشمن صهیونیستی در این جنگ بیشترین خسارات را به مردم وارد کرد و این امر نشان میدهد که نسبت به لبنان کینه عجیبی دارد چرا که در هیچیک از جنگهای اسرائیل علیه لبنان، چنین ویرانی و خرابی به بار نیامد.
سیدحسن نصرالله همچنین خاطرنشان کرد که اهداف واقعی آمریکا و اسرائیل در این جنگ که خلعسلاح مقاومت بود به دست نیامد و به همین دلیل سعی در تخریب منازل، کشتار کودکان و زنان کردند که با این جنایات هم اهدافشان محقق نشد.
به اعتقاد اکثر ناظرین و کارشناسان سیاسی منطقه جنبش حزبالله لبنان آنچنان قدرتی دارد که اگر بخواهد حتی میتواند مرزهای استراتژیک را تغییر دهد و جغرافیای منطقه را عوض کند.
آنان برای اثبات ادعای خود این حقیقت را بیان میکنند که رزمندگان حزبالله توانستند در مقابل ارتش مجهز و پیشرفته اسرائیل که از سوی غرب و بهویژه آمریکا حمایت میشد شجاعانه مقاومت کنند و پیروز شوند.
دلیل دیگر برای این ادعا، اوضاع امنیتی فلسطین اشغالی است که صهیونیستهای غاصب به هیچوجه در این مناطق احساس امنیت و آرامش نمیکنند.
در همین رابطه ایهود اولمرت نخستوزیر رژیم صهیونیستی در سخنانی اعتراف کرده است که زندگی در اسرائیل همراه با خطر است.
وی با اشاره به پرتاب موشکها از سوی مبارزان فلسطینی و در تیررس قرار داشتن سرزمینهای اشغالی فلسطین گفته که هیچ راهحلی برای برقراری امنیت در شهرکهای اسرائیلی وجود ندارد، چرا که رزمندگان هر لحظه که اراده کنند میتوانند این مناطق را هدف بگیرند.
شلیک روزانه 3000 موشک
یکی از آرزوهای دیرین رژیم صهیونیستی و خواستههای این رژیم از آمریکا و حامیان غربی خود خلع سلاح حزبالله است.
این موضوع در تابستان سال 1383 در قالب یکی از بندهای قطعنامه معروف 1559 توسط نمایندگان آمریکا و فرانسه گنجانده شد. و همچنان برای اجرا از سوی آنان در حال پیگیری است.
علت این مسئله هم این است که رژیم صهیونیستی میداند که در صورت بروز جنگی دیگر بهرغم داشتن تجهیزات نظامی مدرن و پیشرفته باز هم نمیتواند بر حزبالله پیروز شود به همین دلیل اصرار بر تحقق این خواسته دارد.
اما سردمداران این رژیم برای توجیه افکار عمومی مردمشان چنین وانمود میکنند که حزبالله به شدت در حال تقویت توان نظامی خود است و در برابر این افزایش حزبالله نباید ساکت نشست.
به همین دلیل به طرق مختلف سعی در تهدید حزبالله دارند تا شاید بتوانند به اهداف خود دست پیدا کنند، در صورتی که دبیرکل حزبالله در پاسخ به تهدیدهای رژیم صهیونیستی با قاطعیت اظهار داشته است که در صورت هرگونه حمله مجدد به لبنان جنبش مقاومت این توانایی را دارد که روزانه 3000 موشک به هدفهای دشمن شلیک کند.
سیدحسن نصرالله در مورد اتهامات علیه حزبالله مبنی بر دریافت سلاح از خارج نیز گفته است که مقاومت نیاز به سلاح جدید ندارد و به اندازه کافی مهمات و سلاح در اختیار دارد که در مقابل هر جنگ جدیدی از خود دفاع کند.
جنگ روانی علیه حزبالله
جنگ روانی از دیرباز در نبردها و درگیریهای میان افراد، گروهها و کشورها وجود داشته است، در این نبرد روانی از کلیه فعالیتهای سیاسی، نظامی، اقتصادی و تبلیغاتی استفاده میشود تا حریف مقابل به زانو درآید و پیروزی بدون درگیر شدن در جنگ نظامی میسر شود. پس از شکست مفتضحانه رژیم صهیونیستی در جنگ نابرابر با حزبالله، این رژیم تلاش بیوقفهای را آغاز کرد که شکست خود را با پیروزی در جنگ روانی جبران کند، اما از این حقیقت غافل بود که حزبالله و سیدحسن نصرالله همانگونه که در میدانهای نظامی، پیروز میدان بودند و شکست سختی به صهیونیستها دادند در زمینه جنگ روانی نیز فعال و پویا هستند و نخواهند گذاشت که دشمن به هدفش برسد.
دبیرکل حزبالله با اظهارات دقیق، محکم و هشداردهنده و انجام سخنرانیهای به موقع و ضروری، روحیه نیروهای خود را چه در طول 33 روز جنگ و چه بعد از آن حفظ و باعث انفعال دشمن شد. اظهارات هدفمند و ماهرانه سیدحسن نصرالله باعث شد که یکی از کارشناسان اسرائیلی، رهبر حزبالله را استاد جنگ روانی عنوان کند. ادعاهای رژیم صهیونیستی در مورد تجهیز حزبالله به موشکهای دوربرد و بازیابی توان نظامی آن به پیش از جنگ تابستان گذشته در کنار رواج شایعاتی مبنی بر قاچاق سلاح از سوریه به لبنان و ادعاهای دیگر در راستای همین هدف اسرائیل یعنی پیروزی در جنگ روانی صورت میگیرد. در واقع با طرح و رواج این موضوعات، مقامهای رژیم صهیونیستی میکوشند تا افکار عمومی جهان به ویژه سازمان ملل و شورای امنیت را به این سمت بکشانند که حزبالله قدرتمند شده و امکان جنگ دیگری هست و باید جلوی آن گرفته شود.
در حالی که آغازکننده جنگ کاملاً مشخص است و دوست و دشمن متفقاً اعتراف دارند که رژیم صهیونیستی این جنگ را بر حزبالله تحمیل کرد.
زلزله سیاسی در اسرائیل
شاید مهمترین سند رسمی که به پیروزی حزبالله و شکست رژیم صهیونیستی اعتراف کرد گزارش کمیته تحقیق درباره دلایل شکست اسرائیل در جنگ علیه حزبالله موسوم به «وینوگراد» است.
در گزارش این کمیته نتیجه نهایی جنگ مشخص شد زیرا بسیاری نمیتوانستند پیروزی حزبالله در این جنگ را باور کنند اما در این گزارش حزبالله به عنوان پیروز اصلی و اسرائیل به عنوان بازنده این جنگ معرفی شدند. در این گزارش بیش از 100بار بر شکست بسیار بزرگ اسرائیل در جنگ اخیر لبنان تأکید شد. به طوری که «ایهود اولمرت» نخستوزیر رژیم صهیونیستی مجبور شد به اشتباه خود در این جنگ اعتراف کند و بگوید که من در رهبری این جنگ شکست خوردم.
به دنبال انتشار گزارش کمیته وینوگراد فشارها برای استعفای اولمرت افزایش یافت، نه تنها مردم اسرائیل بلکه مقامات ارشد حزب کادیما از جمله وزیران دولت اسرائیل اعلام کردند که اولمرت باید استعفا بدهد.
قانونگذاران اسرائیل و نهادهای عمومی از طیفهای سیاسی مختلف، مجمع قانونی اسرائیل نیز خواستار استعفای اولمرت و «امیر پرتز» وزیر جنگ رژیم صهیونیستی شدند.
این مجمع به اولمرت هشدار داد که اگر استعفا ندهد به دادگاه عالی اسرائیل دادخواست اعتراضآمیز میدهد.
پس از استعفای «دان حالوتس» رئیس ستاد مشترک ارتش و امیر پرتز وزیر جنگ رژیم صهیونیستی، وزیر مشاور کابینه اسرائیل نیز استعفایش را تقدیم کرد و بدینترتیب زلزله سیاسی در دولت اولمرت تحقق یافت و این رژیم هنوز موفق نشده است که در برابر انتقادات نسبت به نتیجه جنگ با حزبالله، کمر راست کند.
همچنین روحیه جامعه اسرائیل که بر اثر انتفاضه دوم در سال 2000 بسیار تضعیف شده بود، با جنگ لبنان باز هم خرابتر شد.
اسرائیل امروز بدترین بحران خود از زمان تأسیس این رژیم در سال 1948 را میگذراند و اسرائیلیها نهتنها نسبت به سیاستمداران خود بدبین هستند بلکه اعتماد خود را نسبت به همه نهادها، اعم از ارتش پلیس، قضات، رئیسجمهور و حتی رسانهها نیز از دست دادهاند. این وقایع در نتیجه دلاورمردی و مقاومت جانانه رزمندگان حزبالله بود که توانست درسی به مراتب سختتر از درس ویتنام به اسرائیلیها بیاموزد.
اسرائیلیها امیدوارند بتوانند از این شکست خود برای دستیابی به پیروزی درس بیاموزند، البته اگر حزبالله به آنها اجازه پیروزی بدهد.