تاریخ انتشار : ۲۰ تير ۱۳۸۷ - ۱۰:۱۵  ، 
شناسه خبر : ۳۵۶۹۵
با پذیرش پیشنهاد کمیته مرکزی حزب کارگر اسرائیل
مقدمه: کمیته مرکزی حزب کارگر اسرائیل کاندیداتوری ایهود باراک برای نخست‌وزیری آینده این رژیم را پذیرفت. باراک به دنبال برکناری پرتز به دلیل ارائه گزارش وینوگراد، وزارت جنگ اسرائیل را به عهده دارد. او همچنین در جلسه کمیته مرکزی، ماتان ویلنای یکی از نمایندگان پارلمان را به عنوان معاون خود برای نخست‌وزیری برگزید که مورد موافقت کمیته مذکور قرار گرفت. باراک همچنین اعلام کرد که به دلیل ارائه گزارش وینوگراد درپی جنگ 33 روزه لبنان از ائتلاف با اولمرت خارج می‌شود و حتی در صورت عدم استعفای وی تلاش می‌کند که انتخابات زودهنگام را برگزار کند. اما تاکنون باراک بر درخواست خود مبنی بر استعفای اولمرت تاکید نکرده است. باراک که در نشست کمیته مرکزی سخن می‌گفت، اذعان کرد که به صلح همزمان و تضمین منافع امنیتی اسرائیل وفادار است. این نخست‌وزیر سابق با اشاره به اینکه صلح تنها زمانی میسر می‌شود که طرف دیگر دریابد اسرائیل سرنگون نخواهد شد، افزود: اسرائیل باید قاطعانه بایستد در حالی که یک دست به سوی صلح و دست دیگر روی ماشه داشته باشد.

ترجمه: سعید آقاعلیخانی

روزهای گذشته منطقه خاورمیانه شاهد تحولات بسیار مهمی بود که از جمله آن می‌توان به انتخابات درون‌حزبی حزب کارگر ـ حزب حاکم اسرائیل در دهه 50 ـ برای تصدی رهبری این حزب اشاره کرد که این رقابت مهم با پیروزی باراک ـ نخست‌وزیر و رئیس سابق ستاد ارتش اسرائیل ـ بر عامی ایالون، فرمانده سابق نیروی دریایی پایان یافت و کمی بعد باراک به سمت وزارت جنگ اسرائیل در دولت ائتلافی اولمرت منصوب شد. تحولات اخیر در شرایطی روی می‌دهد که سرزمین‌های اشغالی ـ چه در بخش فلسطینی و چه در بخش یهودی‌نشین خود ـ آبستن حوادث بسیاری است. اکنون در سرزمین‌های فلسطینی دو دولت وجود دارد: یکی در غزه و دیگری در کرانه باختری و هر کدام مشروعیت دیگری را رد می‌کند. اکنون در حالی، سخن از احتمال دخالت نظامی اسرائیل در غزه و جلوگیری از ایجاد «حماس‌ستان» می‌رود که در داخل اسرائیل نیز پرونده «وینوگراد» به بی‌اعتمادی روزافزون مردم به رهبران بی‌کفایت خویش در تامین امنیت و اداره کشور منجر شده است. در این میان ایهود باراک بازگشته تا تحلیلگران را برای پیش‌بینی آنچه روی خواهد داد به یادآوری خاطرات دور وادار کند.

از بروگ تا باراک

ایهود باراک، در سال 1942 در کیبوتص کوچکی با نام «میشمار هشارون» و از پدر و مادری لیتوانیایی‌الاصل به نام‌های «اسراییل بروگ» و «ایستر گودین» به دنیا آمد. ایهود، فرزند بزرگ خانواده‌ای شش نفره بود؛ خانواده‌ای که پس از مهاجرت به اسرائیل نام خود را از بروگ به باراک ـ به معنای برق ـ تغییر داد تا بیش از گذشته بر هویت یهودی خود تاکید کند. ایهود دوران نوجوانی خود را در کیبوتص آرام و کوچک «میشمار هشارون» سپری کرد و در سال 1959 وارد ارتش و در واحد زرهی مشغول به خدمت شد؛ چند سالی از زندگی نظامی باراک نگذشته بود که با همسر آینده‌اش «تیعافا» آشنا شد، ازدواج کرد و صاحب سه فرزند شد اما در آگوست 2003 این ازدواج به جدایی انجامید.

امید به نظامیان

خواه درست، خواه نادرست در اسرائیل این ایده کاملا جا افتاده است که امنیت و ثبات جز با حضور نظامیان قدرتمند در عرصه سیاست میسر نمی‌شود و همین نحوه نگرش باعث شده که سیاستمداران محبوب یا موفق کسانی باشند که پیشینه نظامی یا ارتباط قابل قبول با نظامیان داشته باشند. اولمرت و بنیامین نتانیاهو به عنوان دو سیاستمدار مطرح از این نظر وضعیت مشابهی دارند. اولی به واسطه دوستی نزدیک با شارون ـ به حدی که وی را میراث‌خوار وی می‌دانند ـ و دومی به سبب آنکه برادرش «یوناتان نتانیاهو» در عملیات «عنتبی» اوگاندا کشته و در اسرائیل، قهرمان ملی تلقی می‌شود؛ همواره از پشتوانه مردمی برای انجام فعالیت‌های سیاسی خود بهره برده‌اند. باراک با آگاهی از این موضوع همواره خود را بیش از آنکه یک سیاستمدار بداند یک سرباز می‌داند و شاید از شانس خوب او باشد که تندروهای اسرائیلی نیز در مورد او چنین می‌اندیشند. عملگرا بودن نظامیانی که پا به عرصه سیاست می‌گذارند، این تصور مبالغه‌آمیز را در میان شهروندان اسرائیلی ایجاد کرده که روی کار آمدن نظامیان می‌تواند موجد نوعی احساس اطمینان و امنیت باشد، بنابراین حزب کارگر در برهه‌ای که مردم از بی‌کفایتی‌های اولمرت و پرتز ـ به‌عنوان سیاستمداران غیرنظامی ـ به تنگ آمده‌اند، ناگزیر از القای این تصور است که هنوز مهره‌های نظامی و کارآمدی را برای معرفی در انبان دارد. باراک تاکنون در مهمترین مشاغل از جمله نخست‌وزیری و رئیس ستاد مشترک ارتش اسرائیل بوده است. او آخرین نخست‌وزیر حزب کارگر بوده و هوادارانش او را آخرین فرصت برای نجات حزب و بازگشت به دورانی می‌دانند که حزب کارگر حزب قدرتمند حاکم بود. کارنامه نظامی باراک نشان می‌دهد که او در جنگ 5 ژوئن 1967 فرمانده واحد اطلاعات بوده و در 1973 به عنوان طراح و مجری اصلی در عملیات ترور سه تن از فرماندهان مقاومت فلسطینی (از جمله ابویوسف النجار، کمال ناصر و کمال عدوان) شرکت داشته است. باراک در جنگ اکتبر 1973 فرمانده یک گردان زرهی در جبهه جنوبی صحرای سینا و در ژوئن 1976 یکی از طراحان اصلی عملیات «‌عنتبی» در اوگاندا بود؛ در این عملیات کماندوهایی اسرائیلی کادر فرانسوی هواپیمایی را که توسط گروه‌های وابسته به «جبهه‌الشعبیه» و «هسته انقلابی چپ‌های آلمان» در مسیر «اللد» ـ «تل‌آویو» ربوده شده بودند، آزاد کردند و شماری از گروگانگیران را در جریان درگیری از پای درآوردند. باراک در آغاز سال 1982 درجه ژنرالی گرفت و رئیس بخشی در ستاد مشترک ارتش شد.

او در همان سال هنگام حمله به لبنان و بیروت به عنوان فرمانده لشکر مستقر در منطقه بقاع (شرق لبنان) به فعالیت مشغول بود. ایهود باراک در آوریل 1983 رئیس بخش اطلاعات ـ عملیات و کمی بعد معاون ستاد مشترک ارتش شد تا آنکه در نهایت در سال 1991 به سمت ریاست ستاد مشترک ارتش منصوب شد. چند ماه بعد از این انتصاب «اسحاق رابین» وی را به‌عنوان یکی از اعضای هیات مذاکره‌کننده با فلسطینیان انتخاب کرد، اما باراک به دلیل آنکه نسبت به نتیجه‌بخش بودن این مذاکرات بدبین بود از قبول آن سر باز زد. باراک در سپتامبر 1993 و پس از امضای موافقت‌نامه با فلسطینیان، مسئول نظارت بر موارد امنیتی توافقنامه شد و مسئولیت نظارت بر انتشار نیروهای فلسطینی در غزه و اریحا را بر عهده گرفت. باراک در سال 1995 برای اولین‌بار وارد دولت می‌شود و در دولت رابین به سمت وزیر کشور منصوب می‌شود. پس از آنکه رابین توسط ایگال امیر ـ جوان راستگرای اسرائیلی ـ ترور شد، شیمون پرز باراک را به سمت وزارت خارجه منصوب کرد و او نیز تا 1996 در این سمت باقی ماند. باراک در سال 1996 از سوی حزب کارگر وارد مجلس شد. پس از شکست مهره‌های قدیمی حزب کارگر و از جمله شیمون پرز در انتخابات و از دست دادن سمت نخست‌وزیری، باراک اعلام کرد که قصد دارد خود را نامزد انتخابات رهبری حزب و به تبع آن، نخست‌وزیری اسرائیل کند (در اسرائیل رهبر حزب اکثریت کنیست بخت اول برای تصدی نخست‌وزیری را دارد). روز 4 ژوئن 1997 برای باراک روز سرنوشت‌سازی بود زیرا در این روز بود  که وی با پیروزی بر «یوسی‌بیلین»، «شلوموین عامی» و «افرائیم سنه» به رهبری حزب کارگر رسید.

در پانزدهمین دوره انتخابات کنیست، فهرست ائتلاف «اسرائیل احات» با رهبری باراک و متشکل از حزب‌های کارگر، جیشر و میماد، موفق به کسب آرای 08/56 درصد رای‌دهنگان شد و بدین‌ترتیب باراک با غلبه بر بنیامین نتانیاهو، رقیب انتخاباتی خود، موفق به تصدی سمت نخست‌وزیری شد (17 می 1999). باراک پس از پیروزی، دولت ائتلافی متشکل از احزاب تندروی مذهبی چون شاس و مفدال را تشکیل (6 جولای 1999) و وعده داد که به محض تصدی نخست‌وزیری، ظرف یک سال ارتش را از لبنان خارج کند. هرچند باراک در سال 2000 به این وعده خود عمل کرد اما در واقع این موفقیت‌ها در همان چارچوب نظامی خود متوقف ماند و در عرصه سیاست مجال بروز نیافت. منتقدان باراک البته دلیل این ناکامی را در روحیه نظامی غیرقابل انعطاف باراک جست‌وجو می‌کنند و معتقدند که وی در سیاست همواره در سایه شک و تردید حرکت می‌کند؛ این روحیه مردد بیش از همه آنجا که سخن از مساله صلح با فلسطینیان به میان می‌آید بیش از پیش خود را نشان می‌دهد. منتقدان باراک شخصیت وی را شخصیتی «سلطه‌جو و خودمحور» می‌دانند و این مساله را از عوامل موثر در توقف روند صلح با فلسطینیان تلقی می‌کنند. باراک نزدیک به یک سال در ماراتن مذاکراتی که عرفات دونده دیگر آن محسوب می‌شد، شرکت کرد اما این دو نفسگیر جز برای بیل کلینتون، رئیس‌جمهور سابق آمریکا ـ که برای مدتی خود را همچون کارتر در پیمان کمپ دیوید (1979) جا زد ـ برای هیچ‌کس دستاورد قابل توجهی در پی نداشت.

بیل کلینتون در جولای 2000 یاسر عرفات و ایهود باراک را برای مذاکره به کمپ دیوید دعوت کرد تا به دور از مزاحمت خبرنگاران فرصتی برای حل مناقشه ناتمام دو طرف فراهم آید. این مساله البته برای کلینتون ـ از آن جهت که خاطره مذاکرات کمپ دیوید اول با مشارکت کارتر بگین و سادات را در ذهن‌ها زنده می‌کرد ـ دستاورد قابل توجهی داشت و امیدهای بسیاری را برانگیخته بود اما این امید خیلی زود به یاس تبدیل شد زیرا عرفات با وجود آنکه در مورد حق بازگشت آوارگان امتیازهایی را برای طرف مقابل در نظر گرفت اما به هیچ‌وجه به دست شستن از حق حاکمیت قدس رضایت نداد. باراک نیز در این مذاکرات نشان داد، با وجود آنکه یک نظامی است اما همانند دیگر سیاستمداران به‌خوبی می‌تواند با تمام برگ‌هایش بازی کند. باراک در خلال مذاکرات و در برابر دوربین‌ها همچون یک شومن حرفه‌ای می‌دانست که چه ادایی درآورد و هنوز خاطره تعارف سرسختانه او به عرفات ـ برای اینکه اول او وارد سالن مذاکره شود ـ در ذهن‌ها باقی است. مذاکره باراک با عرفات البته برای خود او هم هزینه داشت.

دو هفته پیش از انجام مذاکرات، حزب میریتس خروج خود را ائتلاف اعلام کرد و چندی بعد حزب‌های شاس، مفدال و ایسراییل بعالییل، به دلیل آنچه «بی‌ثمر بودن مذاکره با فلسطینیان» می‌نامیدند، دست به حرکت مشابهی زدند. علاوه‌بر تردید و ضعف باراک در اتخاذ تصمیم‌های قاطع، حرکت کند وی در انجام اصلاحات اقتصادی و اجتماعی که پیشتر وعده آن را داده بود نیز در رویگردانی دیگر حزب‌های متحد ـ به‌ویژه حزب‌های چپ ـ از وی موثر بود. سکولارهای چپ و لیبرال‌ نیز دلایل خاص خود را در انتقاد از باراک داشتند. این دسته به‌دلیل آنکه باراک، محصلان مدارس مذهبی را از خدمت در ارتش معاف کرده بود با او مخالف بودند؛ امری که شکست کمپ دیوید و بروز انتفاضه دوم (انتفاضه القصی) بر دامنه آن افزود. با افزایش فشار نیروهای داخلی و تنش در مناطق فلسطینی، باراک در 5 دسامبر 2001 با انتخابات پیش از موعد موافقت کرد و در دهم همان ماه نیز برای ایجاد زمینه برگزاری انتخابات نخست‌وزیری استعفا داد. باراک در انتخابات فوریه 2001 در برابر شارون شکست خورد و 7 مارس همان سال از حکومت کنار رفت.

سال‌های تاجرپیشگی

پس از شکست حزب کارگر در برابر راست‌گرایان ـ به رهبری شارون ـ باراک به کار تجاری و استفاده از تجارب آکادمیک خود روی آورد، بنابراین اسرائیل را ترک کرد و به عنوان مشاور بلندپایه شرکت آمریکایی (Electronic Data Systems EDS) مشغول به کار شد. (این شرکت بزرگ در زمینه سامانه‌های اطلاعاتی و امنیتی کار می‌کند.) دامنه‌ فعالیت‌های تجاری باراک به همین‌جا ختم نشد بلکه چندی بعد موفق به تاسیس شرکت‌ سرمایه‌گذاری ایهود باراک لیمیتد (ehud barak limited) در پنسیلوانیای آمریکا شد و از این طریق به سود سرشاری نیز دست یافت.

نوامبر سال 2005 زمانی است که باراک دوباره به صرافت فعالیت سیاسی می‌افتد و با هدف شرکت در انتخابات و تکیه بر منصب نخست‌وزیری، ریاست حزب کارگر را بر عهده می‌گیرد اما با مشاهده افت شدید محبوبیت خود ترجیح می‌دهد به نفع پرز کنار برود؛ هرچند پرز نیز با شکست در برابر عمیر پرتز راه به‌جایی نمی‌برد. ماه گذشته اما برای باراک تجربه‌ای دیگر بود زیرا وی که از مارس 2006 به عنوان عضوی از کنیست فعالیت سیاسی خود را به شکل جدی دنبال می‌کرد توانست با استفاده از افت شدید محبوبیت عمیر پرتز در جریان جنگ 33 روزه لبنان، دوباره به سمت نخست‌وزیری بیندیشد و سرانجام در حالی که در دور اول فقط 39 درصد آرا ـ را به دست آورده بود ـ در دور دوم در برابر عامی ایلون، فرمانده سابق نیروی دریایی و رئیس سابق اطلاعات و امنیت عمومی (شاباک) ـ پیروز شد تا کمی بعد با انتصاب در سمت وزارت جنگ دولت ائتلافی اولمرت، تلاش‌های آتی خود را بر تصاحب صندلی داغ نخست‌وزیری متمرکز کند. اکنون باراک مصمم به سکانداری اسرائیل در آینده نزدیک است و این همه در حالی صورت می‌گیرد که فلسطینیان باتفرقه بی‌سابقه‌ای دست به گریبانند شاید همین مساله انگیزه‌ اصلی باراک در تصدی مقام کلیدی نخست‌وزیری باشد زیرا همگان می‌دانند که این نظامی تاجرپیشه چقدر دوست دارد در فرصت‌های استثنایی باتمام برگ‌های خود بازی کند.