رجب طیب اردوغان میتواند دقیقاً بگوید که در چه روزی به بزرگترین موفقیت دوره حکومتش دست یافته است. بزرگترین موفقیت او در روز 4 اکتبر سال 2005 حاصل شد. در این روز اتحادیه اروپا مذاکرات خود را با ترکیه درباره عضویت یافتن این کشور در این اتحادیه آغاز کرد. پیش از آن ترکیه دست به انجام سلسله اصلاحاتی زده بود.
دولت ترکیه از جمله دادگاههای بدنام دستگاه امنیت کشور را برچید، قدرت نظامیان را محدود کرد و به اقلیت کرد اجازه داد که برنامههای تلویزیونی به زبان کردی داشته باشند. تعجبی ندارد که اردوغان با اعتماد به نفس اعلام داشت: این تصمیم که مذاکرات درباره عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا آغاز شود نه تنها برای ترکیه بلکه برای اتحادیه اروپا هم تصمیمی تاریخی است.
اینکه چشمانداز عضویت کامل ترکیه بر پایهای محکم استوار است، تأثیری مهم بر هویت و ساختار اتحادیه اروپا خواهد گذاشت.
این تصمیم نشانگر درستی ادعای اتحادیه اروپاست مبنی بر اینکه کثرتگراست. این باعث تأکید بر این نکته خواهد شد که بنیاد اتحادیه اروپا را ارزشهای مشترک جهانشمول تشکیل میدهد.
به گزارش دویچهوله افزون بر این در زمان اردوغان اقتصاد ترکیه رشدی بیسابقه داشت. در 21 فصل گذشته، رشد اقتصادی این کشور بین 6 تا 9 درصد بوده است. در مقایسه با سالهای پیش از آن، ترکیه از ثبات ارزی بیشتری برخوردار است و میانگین درآمد سرانه آن نسبت به چهار سال پیش دو برابر شده است.
علت این رشد اقتصادی انجام اصلاحاتی است که به پیشنهاد صندوق بینالمللی پول در ترکیه صورت گرفت، آن هم پس از بحران بزرگی که در سال 2001 وجود داشت و دولت پیش از دولت اردوغان پدید آورده بود.
همچنین سیاست لیبرال اردوغان به رشد اقتصادی این کشور بسیار کمک کرد. چون دولت بخش بزرگی از ساختارهای قدیم کنترل دولتی را از بین برد، چیزی که موجب شد که مخالفان سیاسی نخستوزیر به او تهمت بزنند که خیال فروش ترکیه را دارد.
حزب حاکم، عدالت و توسعه، در طول حکومت خود تبدیل به حزبی وابسته به حکم رهبر خود شد. در این حزب تصمیمی نیست که بدون موافقت طیب اردوغان گرفته شود. به گفته کریستوف نویمان، که استاد تاریخ در دانشگاه بیلگی در استانبول است، این خطمشی موجب از میان رفتن ارزشهای دمکراتیک شده است.
کریستوف نویمان میگوید: حزب عدالت و توسعه در مقایسه با 5 سال پیش بسیار بیشتر تبدیل به حزب اردوغان شده است. یعنی این حزب در ابتدا میکوشید رعایت اصول دمکراتیک را در درون خود بکند، اما از این اصول دیگر خبری نیست. همچنین پروژه انجام اصلاحات سیاسی در ترکیه در حال حاضر به کندی پیش میرود. به گفته کریستوف نویمان دیگر اثر چندانی از گشایش وعده داده شده آغازین به چشم نمیخورد. کریستوف نویمان در اینباره میگوید: این حزب نه توانسته نظام آموزش عالی را اصلاح کند و نه نظام اجتماعی را، که میبایست مردم در آن شراکت بیشتری برای پیشبرد امور مدنی داشته باشند.
همچنین در دو سال اخیر در ترکیه به جای اشتیاق به پیوستن به اتحادیه اروپا احساسات ملیگرایی رشد فراوان داشته است.
میتوان حدس زد که شک و تردید اروپاییها برای پذیرفتن این کشور در میان خود در کاهش اشتیاق ترکها بیتأثیر نبوده باشد.