تاریخ انتشار : ۲۰ تير ۱۳۸۷ - ۰۸:۰۰  ، 
شناسه خبر : ۳۵۷۴۹
قرارداد بزرگ تسلیحاتی روسیه و اندونزی

ترجمه: نیلوفر قدیری

اخبار مربوط به قراردادهای اخیر تسلیحاتی روسیه و اندونزی، همه را به یاد دوران جنگ سرد و سال‌های دهه 1950، 1960 و 1970 انداخت. در آن روزها، مسکو در پی آن بود که به هر قیمتی نفوذ خود را در جنوب‌شرق آسیا تقویت کند. مسکو این کار را از 2 طریق اقتصادی و نظامی پیش می‌برد و با دادن کمک‌های اقتصادی و نظامی به این کشورها، سعی داشت نفوذ خود را در این منطقه به حداکثر برساند. اکنون هم روسیه همان راه را می‌رود و هر روز قرارداد نظامی و اقتصادی جدیدی با این کشورها امضا می‌کند. قراردادهای جدید البته بیش از آنکه ایدئولوژیک باشند، انگیزه اقتصادی دربردارند و نشان می‌دهند که روسیه اکنون تلاش دارد تا رقابت میان قدرت‌های بزرگ با حضور چین و آمریکا را در این منطقه به رقابتی سه‌جانبه تبدیل کند.

ولادیمیر پوتین ـ رئیس‌جمهور روسیه ـ در اولین سفر یک رهبر روس به کشور اندونزی (در نیم‌قرن گذشته)، چندی پیش به این کشور رفت. در این سفر، او پیش‌نویس چندین توافقنامه همکاری دوجانبه و قرارداد تسلیحاتی را با همتای اندونزیایی خود به امضا رساند. از جمله این قراردادها، یک قرارداد فروش زیردریایی، تانک و هلی‌کوپتر به ارزش 2/1 میلیارد دلار به اندونزی بود که البته در مقابل قبول این قرارداد، روسیه یک خط اعتباری کلان در اختیار جاکارتا می‌گذارد. قراردادهای دیگری در زمینه همکاری مالی، سرمایه‌گذاری محیط‌زیست و مبارزه با تروریسم هم میان دو طرف امضا شد که هیچ‌کدام به اندازه قرارداد تسلیحاتی بااهمیت نبود. پوتین همچنین در این سفر گفت که روسیه علاقه‌مند به توسعه همکاری با کشور اندونزی در زمینه انرژی، معدن، هوایی، ارتباطات، ‌مخابرات و دیگر حوزه‌های فنی است. شرکت‌های تجاری و اقتصادی دولتی دو طرف، همچنین در این سفر چندین قرارداد همکاری امضا کردند که یکی از این قراردادها توافقنامه همکاری میان شرکت «لوک اویل» روسیه و «پرتامینای» ‌اندونزی بود هنوز معلوم نیست که آیا توافقی میان دو طرف بر سر همکاری هسته‌ای هم به دست آمده یا نه. البته مذاکراتی در این زمینه صورت گرفته اما خبری درباره توافق هسته‌ای میان آنها منتشر نشده است. اندونزی چندی پیش اعلام کرد که قصد دارد تا سال 2017 یک تأسیسات هسته‌ای 4 هزار مگاواتی برای تولید برق تأسیس کند. در این میان، کشوری مانند روسیه انتخاب اول برای همکاری با اندونزی است. از سوی دیگر، شرکت دولتی معدن اندونزی به نام «آن تام» و شرکت «روسال» روسیه یک توافقنامه همکاری با یکدیگر امضا کردند که هدف آن استخراج ذخایر هیدروکسید آلومینیوم آهن‌دار (بوکسیت) از معادن کشور اندونزی است. همچنین روس‌ها قرار است یک تاسیسات فرآوری آلومینیوم هم در کالیمانتای غربی تأسیس کنند. این توافق میان روسیه و اندونزی در حالی صورت می‌گیرد که اکنون یک رقابت فشرده منطقه‌ای برای توسعه معادن و ذخایر هیدروکسید آلومینیوم آهن‌دار در منطقه و در کل جهان در جریان است. در این میان شرکت‌های استرالیایی در منطقه فعالیت زیادی دارند؛ اما اکنون با این قرارداد، روسیه هم پای خود را به این رقابت باز کرده است.

این توافقنامه‌‌های عظیم تسلیحاتی و اقتصادی نشانه‌ای از تهاجم دیپلماتیک روسیه است برای احیای روابط و کانال‌های ارتباطی گذشته و سنتی خود در منطقه جنوب‌شرق آسیا. روسیه همچنین تلاش می‌کند تا روابط دیپلماتیک خود را با اتحادیه کشورهای جنوب شرق آسیا (آسه‌آن) که 10 عضو دارد، گسترش دهد. مسکو امیدوار است تا در نشست شرق آسیای این اتحادیه که از 2 سال پیش به صورت سالانه میان کشورهای عضو آسه‌آن ـ چین، کره جنوبی، ژاپن، هند و استرالیا و نیوزیلند ـ در سطح سران کشورها برگزار می‌شود، شرکت کند. روسیه همچنین تلاش کرد که در نشست شرق آسیا و همچنین در نشست همکاری اقتصادی آسیا و اقیانوسیه در سیدنی شرکت کند و این کار را هم کرد. پوتین در این نشست پیشنهاد داد تا در سال 2012 میزبان نشست رهبران این مجمع در شهر ولادیوستوک باشد. در ‌آینده منبع اصلی قدرت مسکو و ابزار اعمال این قدرت، توان عظیم و منابع غنی انرژی این کشور در حوزه نفت و گاز، مواد معدنی و تسلیحات است. مشتری اصلی این منابع هم کشورهایی در جنوب شرق و شرق آسیاست؛ این یعنی احیای جایگاه گذشته روسیه.

از نیمه دهه 1950 تا زمان فروپاشی شوروی در سال 1991، روسیه در جنوب‌شرق آسیا حضوری قابل توجه داشت اما بعد از فروپاشی در مدت زمانی بیش از یک دهه و در حالی که روسیه شاهد فروپاشی اقتصادی در داخل بود و توان و ظرفیت استراتژیک و اقتصادی برای تاثیرگذاری نداشت. در این روند وقفه افتاد و در منطقه حضور پررنگی نداشت. اکنون اما دولت پوتین به شدت علاقه‌مند آن است تا جایگاه روسیه را به عنوان یک قدرت بین‌المللی تثبیت کند. در این دوران جدید یک اقتصاد نیرومند مسلح شده به نفت و گاز نقش بسیار مهمی دارد. از نیمه دهه 1950، اندونزی در خط مقدم جبهه نبرد میان آمریکا و شوروی بود. این دو ابرقدرت جهان در این جبهه به دنبال جهت‌دهی به کشورهای جهان سوم در مسیر سیاست‌های خود بودند. زمانی در گذشته هزار مشاور نظامی روسی در اندونزی حضور داشتند؛  اینها علاوه بر صدها مشاور فنی غیرنظامی و هیات پرشمار دیپلماتیکی بودند که در کنار مأموران «کاگ‌ب» در این کشور مشغول به کار بودند. تا همین اواخر، دفاتر حسابرسی دولتی کشور اندونزی پر از حساب و کتاب‌های وام‌هایی بود که این کشور از اتحاد شوروی دریافت کرده بود. در نقاط دیگر جنوب‌شرق آسیا، میزان کمک‌های دوران شوروی تا امروز هم دیده می‌شود. مثلاً در کامبوج جاده‌ها و خیابان‌هایی وجود دارد که چون با کمک روسیه و به دست مهندسان روسی ساخته شده به نام اتحاد شوروی هنوز بر سر در بسیاری از ساختمان‌های دولتی در پایتخت دیده می‌شود. اما حضور شوروی در کشور اندونزی بسیار آشکار بود. با توجه به بزرگی کشور اندونزی و اهمیت استراتژیک آن در کل منطقه و همچنین استقبال سوکارنو ـ رئیس‌جمهور اندونزی ـ از حضور روس‌ها، موقعیت مسکو در این کشور بسیار تحکیم شده بود. هنوز در جاکارتا نمادهایی از آن حضور پررنگ وجود دارد و دیده می‌شود. یکی از این نمادها، موزه نظامی اندونزی به نام ساتری ماندالاست که در آن یک هواپیمای قدیمی روسیه، یک موشک و یک تانک از این کشور نگهداری می‌شود و به نمایش گذاشته شده است. براساس نوشته‌ای که روی قطعات دیده می‌شود، این  تجهیزات آخرین‌بار در سال 1975 در زمان تهاجم نظامی اندونزی به تی‌مور شرقی مورد استفاده قرار گرفته است. هواپیماها، کشتی‌ها و تجهیزات نظامی روسیه با استفاده از وام‌های بلندمدت ابتدا برای حمایت از سوکارنو در جنگ با هلند و بعد از استقلال این کشور از هلند برای دفاع از استقلال این کشور در اختیار دولت اندونزی قرار می‌گرفت. دولت سوکارنو با پشتوانه سلاح‌های روسی در برابر انگلیس و هلند مقاومت می‌کرد از نظر اقتصادی هم کمک اقتصادی روسیه به تقویت صنعت و اقتصاد اندونزی کمک زیادی کرد. اما اندونزی از این کمک‌ها به طور زیرساختی استفاده نکرد و بعد از قطع شدن این کمک‌ها روند توسعه در این کشور هم تا حدی کند شد.

اما آنچه موقعیت روسیه ـ در گذشته و حال ـ در منطقه جنوب‌شرق آسیا را دشوار و پیچیده می‌کند جایگاه چین است. در اوایل دهه 1960، بعد از اختلافات ایدئولوژیک میان روسیه و چین، اتحاد شوروی ناگهان خود را رودرروی چین مائو دید. در اندونزی ، نفوذ پکن در حزب کمونیست ـ که در آن زمان بزرگ‌ترین حزب کمونیست خارج از شوروی و چین بود ـ موقعیت مسکو را به خطر انداخت. در اوایل سال 1965 وقتی آمریکا به ویتنام نیرو فرستاد، در واقع در پس ماجرا به اندونزی هم نگاهی داشت. در اندونزی، سوکارنو هر روز بیشتر به چپ‌ها و به پکن متمایل می‌شد اما تهدید به وجود آمدن یک اندونزی کمونیست در سپتامبر همان سال رنگ باخت. ارتش چپ‌گرا در اندونزی اقدام به کودتا کرد و افسران نیروی هوایی توسط ژنرال سوهارتو برکنار شدند. سوهارتو رئیس‌جمهور بعدی بود. عوامل این کودتا بعدها گفتند که در واقع با این کار جلوی توطئه‌ای را گرفتند که آمریکا در پس آن بود. اما نتیجه اتفاق سپتامبر سال 1965 روشن بود؛ سوکارنو به شدت بی‌اعتبار شد و هیچ‌گاه بعد از آن نتوانست اعتبار و اقتدار از دست رفته خود را باز یابد. حزب کمونیست اندونزی به کودتا متهم و به‌طور گسترده سرکوب شد. هزاران تن از اعضای این حزب کشته شدند و نفود آن در کشور از میان رفت. سوهارتر پایه‌های رژیم جدیدی را با رویکرد مثبت به غرب بنا گذاشت و موقعیت شوروی در مجمع‌الجزایر اندونزی کمرنگ شد. بعد از فروپاشی شوروی (در سال 1991) چین رفته‌رفته ـ اما به صورت پیوسته ـ نفوذ منطقه‌ای خود را به دست آورد و در مقابل، از نفوذ روسیه در منطقه کاست. در جنوب‌شرق آسیا، نفوذ دیپلماتیک و تجاری چین بسیار گسترده شده و اکنون بسیار فراتر از دوران جنگ سرد است. نفوذ چین در منطقه، اکنون با آمریکا و ژاپن برابری می‌کند. و در میان جنگ سرد، منافع روسیه در جنوب‌شرق آسیا بیشتر مبتنی بر ایدئولوژی کمونیستی و مبارزه با کاپیتالیسم به طور کلی و آمریکا به‌طور خاص بود. اکنون در جنوب‌شرق آسیا یک جنگ سه‌جانبه بر سر منافع میان 3 قدرت آمریکا، چین و روسیه در جریان است. به همین دلیل در سال‌های آینده، شاهد پیچیده شدن دیپلماسی استراتژیک و اقتصادی منطقه خواهیم بود.