تاریخ انتشار : ۱۷ آذر ۱۳۸۷ - ۱۰:۳۷  ، 
شناسه خبر : ۳۵۷۸۹

عصمت‌الله شریفی

ملت‌خواهی‌ یا ناسیونالیسم، پاسخ‌ غیرمکفی‌ دیگری‌ بود که‌ به‌ مسأله‌ و مشکل‌ تشتت‌ و عقب‌ماندگی‌ جوامع‌ اسلامی ‌داده‌ شد. ناسیونالیسم‌ که‌ به‌ ویژه‌ در جهان‌ عرب‌ جلوه‌گر شد و بر حس‌ تفاخر و ریشه‌های‌ کهن‌ قبیله‌ای، زبانی‌ و نژادی‌ استوار است، از عمده‌ترین‌ جریان‌های‌ سیاسی، فکری‌ و فرهنگی‌ چندین‌ دهه‌ اخیر سرزمین‌های‌ عربی‌ به‌ شمار می‌رود. ناسیونالیسم‌ عرب‌ منتهی‌ بر این‌ عقیده‌ است‌ که‌ همه‌ عربی ‌‌زبانان، «ملت» واحدی‌ تشکیل‌ می‌دهند. و به‌ همین‌ سبب، در جامعه‌ سیاسی‌ نیز باید واحدی‌ یک‌دست‌ را با حرکتی‌ مستقل‌ و دارای‌ حاکمیتی‌ مقتدر تشکیل‌ دهند. بنا به‌ دلایل‌ متعدد، ناسیونالیسم‌ نیز نتوانست‌ به‌ اهداف‌ خود برسد. یکی‌ از آن‌ دلایل‌، اختلافات‌ شدید موجود میان‌ حرکت‌ها و جریان‌های‌ اسلامی‌ و رژیم‌های‌ سیاسی‌ حاکم‌ بوده‌ است.‌ بنا به‌ قول‌ یکی‌ از رجال‌ عرب: «دولت‌های‌ امروزین‌ عرب، در واقع‌ همان‌ قبیله‌های‌ قدیمی‌اند که‌ کشور و پرچم‌ یافته‌اند....خطای‌ آشکاری‌ که‌ ملی‌گرایان‌ جهان‌ سوم‌ مرتکب‌ شدند این‌ بود که‌ به‌ استعمار روی‌ آوردند و از آن‌ خواستند تا ملیت‌های‌ آنان‌ را تقویت‌ کند و طبیعی‌ بود که‌ به‌ هیچ‌ چیزی‌ دست‌ نیابند؛ نه‌ فقط‌ از آن‌ رو که‌ استعمار چنین‌ چیزی‌ را برای‌ آنان‌ نمی‌خواهد، بلکه‌ به‌ این‌ دلیل‌ که‌ بنای‌ هویت‌ خودی‌ به‌ واسطه‌ غیر، ممکن‌ نیست.

ملی‌گرایی‌ به‌ عنوان‌ یک‌ آسیب‌ در جهان‌ اسلام‌

یک‌ نگاه‌ به‌ تاریخ‌ سیاسی‌ و اجتماعی‌ دنیای‌ اسلام‌ گویای‌ این‌ واقعیت‌ است، تا زمانی‌ که‌ مسلمانان‌ به‌ صورت‌ عام‌، خود را عملاً امت‌ واحده‌ می‌دانستند و در میادین‌ مختلف‌ با همین‌ روحیه‌ و پایبندی‌ به‌ دستورات‌ حیات‌بخش‌ اسلام‌ ظاهر گشتند، همه‌ میادین‌ را فتح‌ نمودند. هنگامی‌ که‌ از این‌ خصیصه‌ تهی‌ گشتند، نه‌ تنها پیشرفتی‌ نداشتند که‌ آن‌ چه‌ را نیز به‌ دست‌ آورده‌ بودند، از دست‌ دادند. در نگاه‌ آسیب‌‌شناسانه‌ به‌ روند تحولات‌ منجر به‌ انحطاط‌ فکری، فرهنگی، سیاسی‌ و اجتماعی‌ در سطح‌ داخلی‌ و بین‌المللی‌ امت‌ اسلامی، این‌ واقعیت‌ تلخ‌ به‌ اثبات‌ می‌رسد که‌ یکی‌ از عوامل‌ انحطاط‌ در امت‌ اسلامی ‌همین‌ گرایش‌ به‌ ملی‌گرایی‌ بوده‌ است. پس‌ ملی‌گرایی‌ آسیبی‌ بر پیکر امت‌ اسلامی ‌به‌ شمار می‌آید که‌ باید علاج‌ گردد. حضرت‌ امام‌ با اشاره‌ به‌ این‌ که‌ ملی‌گرایی‌ در جهان‌ اسلام‌ دسیسه‌ دشمنان‌ مسلمین‌ بوده‌ است، می‌فرماید: «قدرت‌های‌ بزرگ‌ چپاول‌گر در میان‌ جامعه‌ها افرادی‌ به‌ صورت‌های‌ مختلف‌ از ملی‌گراها و روشنفکران‌ مصنوعی‌ و روحانی‌ نمایان‌ که‌ اگر مجال‌ یابند، از همه‌ پر‌خطرتر و آسیب‌‌رسان‌ترند، ذخیره‌ دارند که‌ گاهی‌ سی‌ چهل‌ سال، مشی‌ اسلامی ‌و مقدس‌ مآبی (پان‌‌ایرانیسم) و وطن‌‌پرستی‌ و حیله‌های‌ دیگر با صبر و بردباری‌ در میان‌ ملت‌ها زیست‌ می‌کنند، و در موقع‌ مناسب‌ مأموریت‌ خود را انجام‌ می‌دهند، و ملت‌ عزیز ما در این‌ مدت‌ کوتاه‌ پس‌ از پیروزی‌ انقلاب‌ نمونه‌‌هایی... دیده‌اند و لازم‌ است‌ همه‌ با هوشیاری‌ این‌ قسم‌ توطئه‌ را خنثی‌ نمایند.»

ایشان‌ همچنین‌ تصریح‌ می‌کنند: «این‌ انگیزه‌ ملی‌گرایی‌ و خلود در ارض‌ است‌ که‌ مصالح‌ مسلمانان‌ را فراموش‌ کرده‌ و دفاع‌ از مصالح‌ مسلمین‌ را در حصار ملت‌ خاص‌ قرار داده‌ و قلم‌ سرخ‌ به‌ قرآن‌ کریم‌ و احادیث‌ رسول‌الله‌ ـ (ص ـ) و ائمه‌ معصومین‌(ع) و سیره‌ مستمره‌ انبیای‌ عظام‌ و اولیای‌ معظم‌ ـ علیهم‌‌السلام‌ ـ در طول‌ تاریخ‌ کشیده‌ است... اگر مهلت‌ داده‌ بود خدا به‌ این‌ها (لیبرال‌ها) خدا می‌داند که‌ با اسلام‌ می‌خواستند چه‌ بکنند.» واقعیت‌ تلخی‌ که‌ باید به‌ آن‌ اعتراف‌ نمود، این‌ است‌ که‌ در جهان‌ اسلام‌ برخی‌ از رژیم‌ها، جنبش‌ها و حرکت‌های‌ به‌ ظاهر اسلامی‌ وجود داشته‌ و دارد که‌ علی‌رغم‌ دعوای‌ اسلامی‌ بودن‌شان‌ رنگ‌ و بوی‌ ملی‌گرایی‌ و قوم‌گرایی‌ در غالب‌ است، به‌ عنوان‌ نمونه‌ جنبش‌ طالبان، در افغانستان‌ و نمونه‌های‌ دیگر از این‌ قماش‌ را می‌توان‌ مورد بررسی‌ قرار داد. طالبان‌ جنبشی‌ بود که‌ علاوه‌ بر نقایص‌ ایدئولوژیک‌ و ناپختگی‌ سیاسی‌شان، که‌ مانع‌ از دوام‌ آن‌ گردید، غرق‌ در قومیت‌گرایی‌ پشتونیسم‌ نیز بود و همین‌ امر نیز باعث‌ شد که‌ این‌ جنبش‌ در به‌ دست‌ آوردن‌ حمایت‌ دیگر قومیت‌های‌ مسلمان‌ ساکن‌ در افغانستان‌ ناموفق‌ باشد. در اندیشه‌ سیاسی‌ و مذهبی‌ جنبش‌ متحجر و بی‌روح‌ طالبان‌ در افغانستان، این‌ نگرش‌ قومی‌ ـ قبیله‌ای‌ به‌ چشم‌ می‌خورد و به‌ نحوی‌ قابل‌ ملاحظه‌ افتخارات‌ کاذب‌ و انزجارانگیز گذشته‌ در ذهن‌ کنش‌گران‌ سیاسی‌ در رژیم‌ طالبان‌ وجود داشت‌ و نظام‌ تفکر و اندیشه‌ دینی‌ طالبان‌ نیز آمیزه‌ای‌ از اندیشه‌ ظاهرگرایانه‌ حنفی‌ و حنبلی‌ به‌ همراه‌ تمایلات‌ خشک‌ و خشن‌ صوفیانه‌ هندی‌ و رویکرد قوم‌گرایانه‌ و نژاد پشتونیسم‌ بود. از سوی‌ دیگر، اندیشه‌ و تفکر دینی‌ طالبان‌ با وهابیون‌ بسیار نزدیک‌ است‌ و به‌ همین‌ جهت‌ آنان‌ با «جمعیت‌ العلمای‌ پاکستان» و نیز «سپاه‌ صحابه» ارتباطی‌ قوی‌ دارند. بعضی‌ از جنبش‌های‌ اسلامی‌در جهان‌ عرب‌ نیز در گذشته‌ و حال‌ وجود داشته‌ و دارند که‌ ایده‌های‌ ناسیونالیستی‌ عربی‌ داشته‌ و دارند، و همین‌ امر باعث‌ شده‌ است‌ که‌ این‌ قبیل‌ جنبش‌ها در جهان‌ اسلام‌ چندان‌ مورد استقبال‌ واقع‌ نشوند. تمام‌ این‌ خصیصه‌ها علاوه‌ بر این‌ که‌ مخالف‌ روح‌ و اخوت‌ اسلامی‌هستند، در عالم‌ خارج‌ نیز مانع‌ از موفقیت‌ این‌ها بوده‌ است.

جمع‌بندی‌

در یک‌ جمع‌بندی‌ از آن‌ چه‌ در این‌ نوشتار بررسی‌ گردید، می‌توان‌ نتیجه‌ گرفت‌ که‌ ملی‌گرایی‌ یا ناسیونالیسم‌ در دنیای‌ امروز به‌ طور عام‌ و جهان‌ اسلام‌ بخصوص، هدیه‌ای‌ مسموم‌ بود که‌ بعد از رنسانس‌ یا همان‌ نهضت‌ روشنگری‌ و پس‌ از آن‌ در نتیجه‌ جنگ‌های‌ ویرانگر قرون‌ نوزده‌ و بیست‌ از اروپا شکل‌ گرفت‌ و از آن‌ جا به‌ سراسر جهان‌ سرایت‌ نمود. ملی‌گرایی‌ در فرهنگ‌ دینی، سیاسی‌ و اجتماعی‌ اسلام‌ ریشه‌ و مبنایی‌ ندارد و اسلام، مباهات‌ براساس‌ امتیازات‌ نژادی، سرزمینی‌ و تاریخی‌ را به‌ شدت‌ نکوهش‌ نموده‌ و اساس‌ برتری‌ را بر مبنای‌ فضایل‌ و ایمان‌ معنوی‌ دانسته‌ است.

سیره‌ پیشوایان‌ راستین‌ دینی‌ ما نیز نشان‌ می‌دهد که‌ این‌گونه‌ برتری‌جویی‌ها، مخالف‌ اخوت‌ دینی‌ می‌باشد. به‌ علاوه، تجربیات‌ تاریخی‌ مسلمانان‌ این‌ مطلب‌ را ثابت‌ نموده‌ که‌ تمسک‌ به‌ ملی‌گرایی‌ و دوری‌ از روحیه‌ اخوت‌ دینی‌ در جهت‌ مواجهه‌ با دشمنان، عامل‌ بسیاری‌ از مصائب‌شان‌ بوده‌ است‌ و بر عکس، هر وقت‌ مسلمانان‌ به‌ روح‌ اخوت‌ دینی‌ تمسک‌ جسته‌اند، کم‌تر شکست‌ خورده‌اند. امام‌ خمینی‌ ـ رحمت‌ا...‌ علیه ـ‌ که‌ در دوران‌ معاصر یک‌ مرجع‌ دینی‌ و یک‌ شخصیت‌ فراملی‌ با دیدگاه‌ای‌ سیاسی‌ ـ اجتماعی‌ و دینی‌ برگرفته‌ از اسلام‌ اصیل‌ بود، به‌ شدت‌ با ایده‌ ملی‌گرایی‌ در ایران‌ و جهان‌ اسلام‌ مخالف‌ بود و گرایش‌ به‌ آن‌ را اساس‌ بدبختی‌ ملت‌های‌ مسلمان‌ می‌دانست، امام‌ خمینی‌(ره) بر خلاف‌ بسیاری‌ از دیگر شخصیت‌های‌ تاءثیرگذار و مطرح‌ در جهان‌ اسلام‌ هیچ‌‌گاه‌ از ایده‌ ملی‌گرایی‌ به‌ منظور دست‌‌یابی‌ به‌ اهداف‌ آنی‌ و مصلحت‌ سنجی‌های‌ کاذب‌ بهره‌ نجست؛ بلکه‌ همیشه‌ با آن‌ به‌ مقابله‌ پرداخت. در پایان‌ با ذکر فرازی‌ از بیانات‌ ایشان‌ در رد ملی‌گرایی، این‌ گفتار را به‌ پایان‌ می‌بریم: «آخوندهای‌ جیره‌ خوار و ملی‌گرایان‌ بی‌خبر از اسلام‌ و مصالح‌ مسلمین‌ را از خود برانید، که‌ ضرر اینان‌ از ضرر جهانخواران‌ کم‌تر نیست.»