آیةالله محمد یزدی پس از انتخاب به عنوان رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم طی مصاحبه مطبوعاتی فرمودهاند: جامعه مدرسین حوزه علمیه قم بنا ندارد که فعالیتهای سیاسی خویش را نادیده بگیرد و نظارهگر صرف باشد. البته این سیاسی بودن تعریف خاصی دارد؛ معنای سیاسی بودن جامعه مدرسین این نیست که این جامعه در ریز مسائل وارد شود. ما گاهی از وزرا برای ارائه برخی از توضیحات و رفع سوالها میخواهیم که تشریف بیاورند. بعضی وقتها نیز آنها درخواست ملاقات میکنند و ما اگر اشکالاتی را ببینیم به آنها میگوییم و اینگونه نیست که اگر اشکالی دیدیم، بیاییم و بلافاصله آن را بیان کنیم، بلکه با رایزنی اشکالات را مطرح و توصیههایمان را انتقال میدهیم. جامعه مدرسین در ریز مسائل وارد نمیشود بلکه یک نظارت دلسوزانه، روحانی و معنوی دارد و ارشاد میکند و به این معنا نیست که در کار مسوولان دخالت کند....خوشبختانه نظراتی را که جامعه مدرسین مطرح میکند آقایان مورد توجه قرار میدهند و در صورت امکان آن را مدنظر دارند و مانند برخی از افراد در دولتهای گذشته نیستند که وقتی ما نظر خیرخواهانه و اشکالاتی را مطرح میکردیم میگفتند چرا شما وارد این صحنهها و مسائل میشوید. اکنون خوشبختانه به اظهارنظرها و پیشنهادها توجه میشود....جامعه مدرسین عملکرد دولت را مثبت میداند. در این دولت برای برخی از کسانی که مشغول به خدمت هستند مساله ساعت کار اداری اصلاً مطرح نیست. آنها بدون آنکه اسم و رسمشان مطرح شود برای نظام و مردم کارهای زیادی میکنند. چندی پیش یک استاندار با آمار و ارقام و مدارک در جلسهیی داشت فعالیتهایی که در این استان شده را تشریح میکرد و من از انجام این حجم از فعالیتها تعجب کردم و به وی گفتم آیا شما وقت میکنید که به زن و بچه خود برسید. به شوخی بعضاً به این افراد میگویم نکند شما از سوی دادگاه خانواده احضار شوید؛ چراکه نمیتوانید چندان به خانواده برسید. شما مثلاً از تهران به چند شهرستان مثل مراغه بروید. اگر دو سال قبل سفر کرده باشید، میبینید که ظواهر شهر با آن چه که شما در دو سال قبل دیدهاید تغییر کرده است.
ایشان همچنین در باره فعالیت انتخاباتی جامعه مدرسین در انتخابات آینده مجلس فرمودند:اعضای این جبهه اصولگرایان در مورد قم تصمیم گرفته بودند که مساله انتخابات مجلس شورای اسلامی را در قم برعهده جامعه مدرسین بگذارند و گروه 5+6 را در این استان به حرمت جامعه مدرسین تشکیل ندهند که ما به آنها اطلاع دادیم این مساله را قبول نداریم و در استان قم نیز مانند دیگر استانها عمل کنید و گروههای مربوطه را تشکیل دهید. البته جامعه مدرسین را نیز در جریان کارهای خود بگذارید و تصمیمگیریهای نهایی را به جامعه اطلاع دهید تا اگر نظری داشت، بگوید ولی جامعه مدرسین کاندیدایی را معرفی نمیکند. در جلسهیی که با آنها داشتیم هم این مساله را اعلام کردیم....عدم معرفی کاندیدا البته به معنای عدم حضور در صحنه نیست چرا که این موضوع یک "تکلیف ارشادی" است؛ما نپذیرفتیم که گروه 5+6 در قم تشکیل نشود. آنها به ما میگفتند درست نیست که ما برای مراجع تعیین تکلیف کنیم ولی ما به آنها گفتیم که در انتخابات کاندیدا نمیدهیم و در این راستا تکلیف ارشادی داریم و این تکلیف را انجام میدهیم، تکلیف الزامی نداریم و اگر مبحث مشروع و نامشروع بودن پیش آمد، آن را بیان میکنیم، مثل قضیه سازمان مجاهدین که ما چندی قبل نظر خود را در این ارتباط گفتیم و اخیراً نیز گفته شده است ولی به دلیل کوچک بودن استان قم تصمیم بر این گرفته شده است که به جای انتخاب گروه 6 نفره از سه گروه سیاسی جبهه پیروان خط امام و رهبری، رایحه خوش خدمت و جمعیت ایثارگران در قم از هر گروه یک نماینده انتخاب شود؛ یعنی به جای انتخاب شش نفر سه نفر در قم انتخاب شوند و به جای انتخاب پنج نفر مرضیالاطراف دو نفر مرضیالاطراف انتخاب شوند.
ما ضمن تبریک به جناب آقای یزدی به مناسبت انتخاب ایشان به عنوان رییس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم از این که این تشکیلات مذهبی ـ سیاسی قصد دارد در دوران رهبری ایشان در مقایسه با دوره گذشته حضور فعالتری در عرصه سیاسی داشته باشد، ابراز خوشحالی میکنیم. به همین مناسبت ذکرنکاتی را به ایشان ضروری میدانیم.
۱- حضور فعال در عرصه سیاسی البته اقتضائات و لوازمی دارد که به ویژه یک تشکیلات روحانی باید بیش دیگر نهادهای سیاسی بدان توجه و عنایت داشته باشد. از جمله این لوازم آن است که فعالیت حزبی و ورود در ائتلافهای سیاسی نظیر آنچه که آقای یزدی ازآن یاد کردند، با نقش پدری که کارکرد اجتماعی ویژه روحانیت است، قابل جمع نیست. فعالیت سیاسی جامعه مدرسین به عنوان یکی از تشکلهای عضو یا متحد ائتلاف اصول گرایان و ارائه و یا تأیید فهرست انتخاباتی از موضع یک جریان سیاسی و در رقابت با جریانی دیگر، قطعاً به معنای طرفیت سیاسی، فکری این تشکل روحانی در برابر جریانهای سیاسی و مذهبی دیگر است. این امر البته فی نفسه نه تنها مذموم نیست بلکه در صورت التزام به قواعد رقابت سیاسی و رعایت موازین قانونی میتواند مفید و مطلوب باشد. به هر حال اموری نظیر معرفی فقهای واجد شرایط لازم برای مرجعیت که کارویژهای کاملاً مذهبی و غیرسیاسی است، در شأن نهاد و تشکیلاتی است که در نظر عامه مردم دارای جایگاهی صرفاً دینی بوده و به داشتن گرایش خاص سیاسی آنهم از نوع حاد و افراطی به نفع یک جناح و علیه جناح دیگر و یا تلاش برای کسب یا حضور در قدرت مشهور نباشد، نه وظیفه تشکیلاتی که هم در گذشته کارکردی سیاسی داشته و هم امروز در پی کارکرد حزبی ـ سیاسی پررنگتری است.
۲- آقای یزدی ضمن تأکید بر عزم جامعه مدرسین برای فعالیت سیاسی بیشتر در آینده، تأکید کردهاند به دلیل این که دولت کنونی برخلاف دولت قبلی مطلوب جامعه مدرسین هستند، این جامعه بناندارد در هر مسئله ریز و کوچکی موضعگیری کند و ترجیح میدهد در اینگونه موارد در جلسات خصوصی از وزرا سؤال کند و آنها رفع ابهام نمایند. صرفنظر از این سخنان نرم و همدلانه که به طور ضمنی از پیش اطمینان میدهد، انتقادات جامعه مدرسین ابهاماتی خواهد بود که به صورت "سؤال" مطرح شده و البته با توضیحات وزرا "رفع" میشود، خوب بود جناب یزدی میفرمودند از نظر ایشان ملاک مهم یا غیرمهم بودن مسایل چیست، و بالاخره جامعه درباره چه مسائلی موضع علنی خواهد گرفت. البته ایشان با اشاره به اطلاعیه چند سال پیش جامعه مدرسین علیه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران روشن ساختهاند که مسایل مهم از دید ایشان چه مسایلی هستند. خوبست ایشان روشن نمایند آیا به نظر جامعه مدرسین غیر از مسائل مربوط به سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران و سایر رقبای سیاسی خود که بعداً در باره آن سخن خواهیم گفت آیا در رابطه عملکرد دوستان مؤتلف و همفکر و سیاستهای دولت و آثار و نتایج سوء آن در عرصههای داخلی و خارجی مسئله مهمی وجود دارد یا میتواند داشته باشد یا خیر؟ به نظر حضرت آقای یزدی و همفکرانشان در جامعه مدرسین آیا اهانت به مرجعیت مسئله مهمیهست یا خیر؟ جامعه مدرسین که به قول آقای یزدی خود را متعهد میبیند پشت سر مراجع عظام حرکت کند، آیا اهانت به مراجع را از آنگونه مسایلی میداند که با دعوت از اهانتکنندگان و طرح "سؤال" از ایشان قابل "رفع" است یا خود را موظف میدانند که علناً آن را تقبیح کنند؟ آیا از نظر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم کشته شدن افراد در زندان و بازداشت موقت که به تدریج میرود تا به یک امر عادی تبدیل شود امر مهمی است یا خیر؟ گسترش فقر و بیکاری درجامعه که فریاد و اعتراض مراجع عظام را نیز موجب گشته چطور؟ آیا این مسائل مهم هستند یا خیر؟ ادعایهای گزافی مانند این که دستاورد سخنرانی در دانشگاه کلمبیا به اندازه خدا بزرگ بود، یا این که اگر در این دوره پیامبری قراربود مبعوث شود فلانی بود، از نظر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم که به قول آقای یزدی نسبت به امور مشروع و غیرمشروع در جامعه حساس هست، چطور؟ تحدید آزادیها و دستگیری دانشجویان و محروم ساختن آنان از تحصیل و بازداشتهای طولانی مدت.... چطور؟ آیا اینها مسائل مهمی هستند یا خیر؟ اقدامات تفرقهافکنانه مذهبی از هر دو سو که هم در داخل کشور و هم در عراق به ریختن خون بیگناهان و تهدید جدی علیه مصالح کشور تبدیل شده چطور مهم هستند یا خیر؟
۳ـ اما درباره جامعه مدرسین و اقدامات نامعقولی نظیر مشروع یا نامشروع دانستن این یا آن حزب و گروه رقیب باید به ایشان عرض کنیم که جامعه مدرسین به شهادت مشی سالهای اخیر و برنامهها و جهتگیریهایی که آقای یزدی برای آینده آن ترسیم کردهاند، یک حزب مذهبی سیاسی و یکطرف رقابتها و منازعات سیاسی جاری قرار دارد. کافی است به همین مصاحبه اخیر آقای یزدی درباره برنامهها و فعالیتهای آینده جامعه مدرسین توجه کنیم تا دریابیم که بخش اعظم این مصاحبه به مباحث و جهتگیریهای سیاسی اختصاص دارد. بنابراین اعلام مشروعیت یا نامشروعیت رقبای سیاسی از سوی این تشکل نه با قواعد رقابت سیاسی سازگار است و نه اساساً کسی به چنین مواضع و اظهاراتی بها میدهد. جامعه مدرسین نماینده حوزه علمیه قم نیست، که اگر هم بود باز به عنوان یک تشکل مذهبی سیاسی حق نداشت رقیب خود را که مطابق قوانین کشور از حق فعالیت قانونی برخوردار است نامشروع اعلام کند. در حوزه علمیه قم دستکم یک تشکل مذهبی سیاسی دیگر در سطح مدرسان و فضلای حوزه به نام مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم وجود دارد که دارای گرایش سیاسی مخالف جامعه مدرسین بوده و در طیف جریان اصلاحطلب قرار دارد. تا کنون کسی نشنیده است که مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم، گروههای سیاسی مؤتلف و متحد جامعه مدرسین را نامشروع بخواند. وجود این دو تشکل بیانگر واقعیتی دیگر نیز هست و آن این که جامعه مدرسین نماینده حوزه علمیه قم نیست. بلکه حتی نماینده فقها و عالمان دینی دارای گرایشهای سنتی نیز نیست. در انتخابات ریاست مجلس خبرگان همگان شاهد بودند که نامزد جامعه مدرسین حوزه علمیه قم نتوانست آرای اعضای مجلس خبرگان را کسب کند. این ماجرا به روشنی میزان پایگاه و نفوذ جامعه مدرسین را در میان فقها و عالمان دین نشان داد. البته راههای دیگری نیز برای ارزیابی میزان پایگاه و نفوذ جامعه مدرسین در حوزه علمیه قم و جامعه وجود دارد. از جمله این که آقای یزدی به عنوان رئیس این جامعه و به عنوان شفافسازی و آشنایی مردم با این تشکیلات مذهبی - سیاسی اسامی اعضای جامعه مدرسین را اعلام کنند تا معلوم شود چند درصد از مدرسان و فقها و عالمان شناخته شده حوزه علمیه قم عضو این تشکیلات هستند. پاسخ این سؤال البته برای ما روشن است. اما حال که آقای یزدی برنامه عضوگیری جامعه مدرسین را اعلام کردهاند، خوبست برای شفافسازی و اطلاع دیگران اعضای تشکیلات خود را اعلام کنند تا معلوم شود چند درصد از آنها حتی در خود حوزه علمیه قم شناخته شدهاند.
از دیگر راهها معرفی کاندیدا و فهرست انتخاباتی است. به هرحال انتخابات فرصتی برای وزنکشی احزاب و جریانهای فکری و سیاسی است. گروهها باید روی باسکول انتخابات بروند تا دستکم برای خودشان روشن شود که در کجا و چه مقام و مرتبهای از عرصه سیاسی قرار دارند و بدور از خود شیفتگیهای معمول، متناسب با مقام و مکانت خود سخن بگویند و مطالبه کنند.
۴ـ آقای یزدی نیک میدانند در نظام جمهوری اسلامیایران که قانون اساسی آن به فرموده امام(ره) با شرع تعارضی ندارد و عدم مغایرت قوانین عادی آن باشرع نیز به تأیید فقهای شورای نگهبان میرسد، نهادهای موجود و فعالیتهای جاری قانونی نمیتوانند خلاف شرع باشند. احزاب و گروههای سیاسی و نیز نهادهای مدنی و صنفی که از مراجع رسمینظام مجوز فعالیت دارند، همگی قانونی و در نتیجه قطعاً به لحاظ دینی، مشروعند. از این رو اعتقاد به غیر مشروع بودن یک نهاد قانونی در نظام جمهوری اسلامی حاکی از عدم اعتقاد به نظام جمهوری اسلامی و مشروعیت آن است. به عبارت بهتر جامعه مدرسین که سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران را به عنوان یک تشکل رسمی و قانونی تأثیر گذار بر عرصه فعالیت سیاسی و فکری کشور، نامشروع میداند؛ از دو حالت خارج نیست؛ یا قانونی را که براساس آن سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران مجاز به فعالیت شده نامشروع میداند که در این صورت با نظام قانونگذاری جمهوری اسلامی ایران مشکل دارد و آن را مطابق موازین اسلامی نمیداند و یا معتقد است مرجع رسمی که به سازمان مجوز فعالیت داده و بر فعالیت آن نظارت دارد یعنی وزارت کشور و نمایندگان قوای سهگانه در کمیسیون ماده نظارت بر احزاب و نیز قوه قضائیه و... نامشروعند و نامشروع عمل کردهاند. این مشکلات و رفع آن البته برعهده خود جامعه مدرسین است، تا آنجا که به سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران مربوط است، ما مشروعیت و دین خود را از آقای یزدی و همفکرانشان نگرفتیم که با تصمیم ایشان مشروعیت و دیانت خود را از دست بدهیم. صدور آن اطلاعیه نیز تنها اعتبار اجتماعی و سیاسی و اقبال جامعه به سازمان را دو چندان ساخته است. امروز نیز تکرار آن مواضع و یا اعلام رسمی و علنی حضور جامعه مدرسین در جبهه اصولگرایان قطعاً بر آن اقبال و اعتبار خواهد افزود.
۵ـ اصلاحطلبان تاکنون بارها و بارها به عملکرد ناصواب شورای نگهبان اعتراض داشته و مواضع و تصمیمات این شورا را نسبت به جریانهای سیاسی رقیب جانبدارانه ارزیابی میکردند. در مقابل این اعتراضها همواره گفته میشد که درست است که فقهای شورای نگهبان ممکن است دارای گرایش سیاسی خاصی باشند، اما خطی نیستند و گرایش حزبی ندارند. مصاحبه آقای یزدی که خود عضو شورای نگهبان هستند درباره فعالیتهای سیاسی جامعه مدرسین و روابط آن با متحدان اصولگرا در انتخابات مجلس آینده، انکار و مذمت دولت قبل و نیز تمجیدهای اغراقآمیز و عجیب و غریبی نظیر پیشرفت و تحول عظیمی که در شهرهای کشور از جمله مراغه در دو سال گذشته رخ داده!!! تعریف و تمجیدهایی که حتی به نظر دوستان دولتی آقای یزدی اغراقآمیز است، به روشنی از گرایشحاد خطی آقای یزدی و همفکرانشان در جامعه مدرسین حکایت دارد. با این وصف ایشان و سایر فقهای شورای نگهبان که عضو جامعه مدرسین هستند چگونه میتوانند در بررسی صلاحیت کاندیداها و نظارت بر سلامت انتخابات جانب عدالت را رعایت کنند؟ قطعاً پاسخ این سؤال نمیتواند آن باشد که آقای یزدی و فقهای مذکور عادلند، بنابراین در بررسی صلاحیتها خلاف عدالت عمل نمیکنند. کدام قاضی صلاحیت صدور رأی در دعوایی را دارد که خود یکی از طرفهای آن است؟ و اسلام به کدام قاضی عادلی اجازه داده است که در دعوای خود با طرف مقابل داوری کند؟ عدالت آقای یزدی در داوری میان جامعه مدرسین و متحدانش از یکسو و اصلاحطلبان از سوی دیگر به کار نمیآید، این عدالت اگر کاربردی داشته باشد تنها آن است که آقای یزدی و سایر فقهای شورای نگهبان عضو جامعه مدرسین را ملزم سازد هرچه سریعتر از عضویت شورای نگهبان استعفا دهند.