تاریخ انتشار : ۲۲ تير ۱۳۸۷ - ۰۹:۵۲  ، 
شناسه خبر : ۳۵۹۷۷

محسن آرمین

رایان کراکر پس از پایان مذاکرات ایران و آمریکا در بغداد در نشستی خبری از تشکیل نشست دیگری خبر داد. وی همچنین افزود در این مذاکرات درباره ایران در ناآرامی‌های عراق با طرف ایرانی سخن نگفته است. حسن کاظمی‌قمی رئیس هیات ایرانی در مذاکرات بغداد نیز گفت: «در این دور گفت‌وگوها موضع مشترک حمایت از دولت منتخب عراق، وحدت ملی و تمامیت ارضی و نیز بازگشت سیادت واقعی به دولت عراق مورد توافق طرفین قرار گرفت.» براساس گزارش خبرگزاری‌ها هیچ‌یک از طرفین برخلاف سیاست‌های تبلیغاتی رسمی خود حاضر نشدند با تکرار اتهامات علیه یکدیگر فرصت مغتنم مذاکره را از دست بدهند.

سه نقل فوق برای ناظران سیاسی حاوی دلالت‌ها و معانی مهمی است: اول آنکه دو طرف با درک روشنی از ضرورت‌ها، تمایل به ادامه مذاکره و تماس دارند.

دوم آنکه طرفین از طریق این مذاکرات اهدافی به مراتب فراتر از مسئولیت‌های یکدیگر در عراق را تعقیب می‌کنند. از این‌رو فرصت مذاکره را با تکرار مواضع روزهای قبل از آغاز نشست از دست نداده و بر ایجاد فضایی سازنده تاکید داشته‌اند. سه دیگر آنکه به تصریح طرف ایرانی «مواضع مشترکی» میان ایران و آمریکا در عراق وجود دارد که زمینه گفت‌وگو و همکاری‌های مشترک طرفین را در این کشور فراهم آورده است. سه نکته مذکور آنقدر مهم هستند که نشست بغداد را چنان که بسیاری از تحلیلگران پیش از این اظهار کرده‌اند، به نقطه عطفی در روابط دو کشور تفسیر کرد. نقطه عطفی که می‌تواند آغاز فصل جدیدی در روابط دو کشور را رقم بزند. بنابراین خوب است بر این سه نکته تامل بیشتر داشته باشیم. 1- در حال حاضر متحدان ایران قدرت را در عراق در دست دارند و جمهوری اسلامی ایران دولت عراق را دولتی برآمده از یک انتخابات آزاد و دموکراتیک و متکی بر خواست مردم عراق می‌داند. از سوی دیگر خروج زودهنگام آمریکا از عراق در مقطع کنونی ممکن است حاکمان کنونی این کشور را در شرایط بسیار دشواری قرار دهد. زیرا تقریباً تمامی کشورهای عرب از تحولات عراق پس از حمله آمریکا و روی کار آمدن دولت جدید راضی نیستند. آنان از راه‌های مختلف، از جمله احتمالاً کمک‌های پنهان به مخالفان حکومت کنونی عراق در ناامن کردن این کشور می‌کوشند آمریکا را به تجدیدنظر در معادله قدرت در عراق قانع سازند. به این نکته نیز باید توجه کرد که زمینه خروج نیروهای نظامی آمریکا از عراق و پایان اشغال این کشور به نحو مطلوب برای ایران، زمانی فراهم می‌شود که ثبات و آرامش بر عراق حاکم شود. از سوی دیگر آمریکا نیز هیچ تمایلی به سهیم کردن جریان‌های وابسته و نزدیک به حاکمیت گذشته عراق در دولت جدید این کشور ندارد و ترجیح می‌دهد با کردها و شیعیان و اهل سنت معتدل که به ایران نیز نزدیک هستند، کار کند. همچنین آمریکا حاضر نیست با خروج نیروهایش از عراق پیش از استقرار اوضاع در این کشور، چهره یک کشور شکست‌خورده را به خود بگیرد. 2- وجود تغییراتی در اولویت‌های سیاست خارجی و در نتیجه راهبردهای دیپلماتیک ایران که از بعد از روی کار آمدن دولت جدید رخ داده، موقعیت جمهوری اسلامی ایران در سطح بین‌المللی اثر گذاشته و اجماعی حداقلی در سطح کشورهای قدرتمند و متحدانشان علیه ایران شکل داده است. 3- مفتوح بودن پرونده هسته‌ای ایران روی میز شورای امنیت سازمان ملل و صدور سه قطعنامه در مورد ایران و قرار گرفتن در شرایطی که احتمال صدور قطعنامه چهارم وضعیتی را فراهم آورده که ایران ناگزیر از توجه بدان و تلاش برای رفع آن است.

4- آمریکا به کمک شبکه تبلیغاتی تحت نفوذ خود تلاش دارد ایران را به عنوان یکی از عوامل نا‌آرامی‌ها در عراق معرفی کند و ایران لازم است فراتر از تبلیغات رسمی و به طور عملی بطلان این اتهام را به افکار عمومی جهان ثابت کند. عوامل فوق مهمترین عواملی هستند که به مذاکره با آمریکا ضرورت بخشیده است.

متقابلاً آمریکا نیز دلایل قانع‌کننده‌ای دارد که مذاکره با ایران را یک ضرورت تلقی کند. 1- آمریکا که در آغاز تصور می‌کرد اشغال عراق کلید گشایش دروازه‌ها به سوی حل نهایی صلح اعراب ـ اسرائیل و اجرای طرح خاورمیانه بزرگ است، امروز اما می‌کوشد با ترسیم اهداف حداقلی با ایجاد آرامش و ثبات در عراق، چهره‌ای موفق از خود ترسیم کند و برای تحقق چنین هدفی به ایران نیاز دارد. 2- قدرت گرفتن دموکرات‌ها در انتخابات اخیر پارلمان آمریکا و انتقاد شدید ایشان علیه سیاست‌های جهانی و منطقه‌ای حاکمان کاخ سفید و نیز افزایش تلفات آمریکا در عراق، جمهوریخواهان را ناگزیر ساخته تا با رد اتهام جنگ‌طلبی از خود، به افکار عمومی داخلی آمریکا نشان دهند که از تمامی فرصت‌ها و امکانات معقول و مسالمت‌آمیز از جمله گفت‌وگو با ایران برای بازگرداندن آرامش به عراق بهره می‌برند. 3- ضرورت اقناع اروپا و دیگر قدرت‌های جهانی مبنی بر دوری از یک‌جانبه‌گرایی و التزام به هماهنگی با متحدان اروپایی یکی دیگر از انگیزه‌هایی است که آمریکا را به مذاکره با ایران قانع ساخته است. چنان که ملاحظه می‌شود ایران و آمریکا دلایل مهمی دارند که آنان را به مذاکره و همکاری با یکدیگر ترغیب می‌کند. در عین حال این مذاکرات در صورت تداوم، مسیر نا‌هموار و موانع مهمی را فراروی خود خواهد دید.

پرونده ایران در شورای امنیت سازمان ملل یکی از مهمترین این موانع است. بدون شک از نظر آمریکا برگ پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت به مراتب مهمتر و ارزشمندتر از آن است که بخواهد آن را در ازای همکاری ایران در ایجاد آرامش در عراق هزینه کند. چنان که شاید اگر مانع پرونده هسته‌ای در میان نبود، ایران در موقعیتی به مراتب برتر قرار داشت و می‌توانست از ایستگاه بغداد یا ایستگاه‌های مطلوب‌تر راهی به سوی برخورداری از حق استفاده از فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای بگشاید. وجود همین مانع جدی است که در جدی بودن دو طرف در مذاکرات اخیر و نیز عزم دو طرف برای کاهش اختلافات فیمابین تردید ایجاد می‌کند. زیرا می‌توان تصور کرد که آمریکا با توجه به امکان مغتنمی که وجود پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت در اختیارش قرار داده و به فرا رسیدن زمانی امید بسته است که در پی صدور قطعنامه‌های بیشتر ایران در شرایطی متفاوت‌تر از این قرار گیرد. چرا که اولاً گمان آمریکا بر این است که گذشت زمان با توجه به پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت بیشتر به ضرر ایران است تا به ضرر آمریکا. ثانیاً فرض اینکه آمریکا در مذاکره با ایران جدی نیست، بدان معناست که از طریق شکست مذاکرات، هدف اثبات دخالت و نقش ایران را در نا‌آرامی‌های عراق تعقیب می‌کند. بنابراین تلف کردن وقت از سوی ایران در مذاکرات به تأمین هدف آمریکا کمک می‌کند. ثالثاً اختلاف دموکرات‌ها با جمهوریخواهان در آمریکا بر سر انرژی هسته‌ای ایران یا برخورد و عدم برخورد با ایران نیست. این اختلاف صرفاً در چارچوب رقابت و تلاش برای جلب افکار عمومی داخلی و در نتیجه پیروزی در انتخابات قابل تحلیل است. به هر حال انجام مذاکره لاریجانی و سولانا در روز پنجشنبه گذشته نشان داد که این دو مذاکره می‌توانند با یکدیگر مرتبط باشند. اگر چنین ارتباطی وجود داشته باشد بدان معنا خواهد بود که مذاکرات عراق مقدمه مذاکرات و توافقاتی است که به خروج مساله هسته‌ای از شرایط فعلی خواهد انجامید. این خروج یا بهتر بگوییم گشایش قطعاً نمی‌تواند خارج از چارچوبی باشد که قطعنامه‌های شورای امنیت مشخص کرده است.