تاریخ انتشار : ۲۲ تير ۱۳۸۷ - ۱۳:۰۹  ، 
شناسه خبر : ۳۵۹۸۱
دولت‌های ایران و مصر در آستانه از سرگیری روابط دیپلماتیک!

آرمان نیکدل

چهار ماه پیش وقتی احمدی‌نژاد در امارات گفت اگر مصر بخواد تا پایان وقت اداری همین امروز سفارتخانه ایران در قاهره را باز می‌کنیم، تقریباً هیچ‌کس حرف او را جدی نگرفت.

برخی منتقدان، این سخن را به معنای کوچک کردن ایران و خدشه به حرمت و اعتبار کشور دانستند و برخی دیگر اینگونه تحلیل کردند که ساده‌انگاری محمود احمدی‌نژاد در خصوص بسیاری از مسائل کشور، این بار به حوزه دیپلماسی هم رسیده است. اولی‌ها می گفتند با این همه سابقه مشکلات دو کشور ، این چه طرز صحبت کردن است که اگر اجازه دهید سریعا سفارتخانه‌مان را باز می کنیم؟ و دومی‌ها می‌گفتند مگر ممکن است رابطه‌ای که 28 سال است قطع شده و حتی خاتمی هم با همه تنش‌زدایی‌اش نتوانست مجددا آن را برقرار کند، حالا با یک حرف بی‌مقدمه و احتمالا حساب نشده احمدی‌نژاد برقرار شود؟ هنوز نمی‌توان قطعی صحبت کرد، اما به نظر می‌رسد حرف آن روز احمدی‌نژاد که بیشتر شبیه یک شوخی ناشیانه دیپلماتیک به نظر می‌آمد، کاملا جدی گرفته شده و اکنون ایران و مصر رسما در حال حرکت در مسیر مذاکره برای از سرگیری روابط هستند. اگر این اتفاق بیفتد، چندان اهمیتی هم ندارد که تحلیلگران این اتفاق را چگونه ارزیابی کنند؛ بگویند این راهش نبود، یا آنکه بگویند عجب دیپلماسی بی‌کلاسی! مهم این است که – البته با فرض موفقیت این روند - دیپلماسی احمدی‌نژاد با همه نازیبایی و حساب نشده بودنش، در حال به سرانجام رساندن کاری است که دولت‌های پیشین اگر هم خواسته بودند، ‌نتوانسته بودند.

سابقه قطع رابطه

تا پیش از انقلاب اسلامی، مصر پس از جمال عبدالناصر، رئیس‌جمهوری که پایه‌گذار ناسیونالیسم عربی بود، یکی از دوستان نزدیک ایران محسوب می‌شد و محمدرضا پهلوی و انورسادات، روابط دوستانه بسیار نزدیکی با یکدیگر داشتند؛ روابطی که پس از خروج شاه از ایران، به کمک وی آمد و در نهایت باعث شد که پس از مرگ وی در خاک مصر دفن شود.

روابط ایران و مصر، بلافاصله پس از پیروزی انقلاب اسلامی رو به تیرگی نهاد و پس از آنکه مصر، محمدرضا پهلوی، شاه پیشین ایران را در خاک خود پذیرفت و از تحویل وی به جمهوری نوپای اسلامی امتناع کرد، قطع شد.

امضای معاهده کمپ دیوید از سوی مصر در جریان مذاکرات صلح خاورمیانه، عامل دیگری بود که باعث شد امام خمینی(ره) و دیگر مسئولان جمهوری اسلامی در آن مقطع، مصر را نیز در کنار اسرائیل مورد حملات و انتقادات خود قرار دهند.

پیمان کمپ دیوید در سال 1978 بین مناخیم بگین نخست‌وزیر اسرائیل و انور سادات رئیس‌جمهوری وقت مصر، علت اصلی این قطع رابطه اعلام شد؛ امضایی که به قیمت جان سادات تمام شد.

نامگذاری خیابانی در تهران به نام خالد اسلامبولی که ضارب آقای سادات معرفی شد و پذیرایی مفصل دولت مصر از محمدرضا پهلوی آخرین پادشاه ایران که هم اینک در این کشور دفن است، رفته‌رفته دو کشور در مسیری قرار داد که عادی‌سازی روابط‌شان با یکدیگر را پیچیده و سخت کرد.

البته به رسمیت شناختن اسرائیل و پذیرفتن شاه سابق ایران، تنها دلایل ادامه دشمنی و خصومت میان دو کشور نبود. حمایت گسترده مصر از عراق، در جریان جنگ هشت ساله ایران و عراق نیز لار دیگر موانع اصلی در از سرگیری روابط دو کشور محسوب می‌شد. بدین ترتیب در تمام این سال‌ها، دو کشور صرفا در پایتخت‌های یکدیگر دارای دفاتر حفاظت منافع هستند.

با این همه، ‌پس از پایان جنگ و آغاز دور تنش‌زدایی، ایران تلاش گسترده‌ای را آغاز کرد که روابط خود با کشورهای منطقه، به ویژه اعراب را بهبود بخشید. این تلاش‌ها اگرچه در سال‌های اخیر در موارد مهمی از جمله در رابطه با عربستان سعودی، ‌کویت و اردن به نتیجه رسید و روابط نه چندان خوب ایران در منطقه تا حدود فراوانی ترمیم کرد،‌ اما در عین حال نتوانست دامنه خود را تا مصر که از تاثیرگذارترین کشورهای منطقه است،‌ گسترش دهد.

در حقیقت، ‌حل مشکل مصر، به عنوان میراثی به جا مانده از سال‌های اولیه انقلاب، ابعادی پیچیده‌تر داشت و شاید نگاه بسته یک طیف خاص نیز در این زمینه بی‌تاثیر نبود، یکی به نظر آمدن رابطه با مصر با سستی در مسئله اسرائیل که همچنان مهمترین خط قرمز سیاست خارجی جمهوری اسلامی است، ‌باعث شد که به رغم تمایل تصمیم‌گیران، ‌هیچ چشم‌اندازی پیش روی عادی شدن روابط دو کشور وجود نداشته باشد.

اما تغییر جغرافیای سیاسی جهان و خصوصا خاورمیانه پس از حوادث یازدهم سپتامبر سال 2001، بسیار وسیع‌تر و عمیق‌تر از آن بود که تندروهای مخالف عادی‌سازی روابط ایران و مصر را به اصرار بر دیدگاه‌های سابق خود وا دارد.

سقوط طالبان و صدام در دو سوی ایران در فاصله دو سال،‌ پیامدهایی به مراتب عمده‌تر از قطع رابطه با کشورهای منطقه داشت و تاکید دوباره‌ای بود بر ضرورت تقویت جایگاه ایران در میان کشورهای منطقه برای مقابله با بحران‌های احتمالی آینده. این راهبرد جدید، ‌تنها در گسترش مناسبات با کشورهایی چون عربستان، اردن و سپس مصر که همگی از متحدان آمریکا در منطقه محسوب می‌شدند، ‌خلاصه نشده و جمهوری اسلامی می‌کوشید با حضور در اتحادیه عرب، پیوندهای خود را با کشورهایی که در دو دهه گذشته بخشی عمده از مشکلات عرصه سیاست خارجی‌اش را شکل بخشیده بودند، تقویت کند.

اگرچه در خصوص ایران و مصر، بخش عمده‌ای از اختلافات به سیاست‌های دو کشور در قبال لبنان و فلسطینیان و گروه‌های فلسطینی و لبنانی باز می‌گشت که برخی مورد حمایت ایران و برخی مورد حمایت مصر هستند.

به علاوه، به رسمیت شناختن اسرائیل از جانب مصر و انعقاد پیمان صلح با این رژیم نیز عامل اصلی تیرگی روابط ایران و مصر اعلام می‌شد.

در زمان ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی، تلاش‌های جدیدی برای از سرگیری رابطه با مصر صورت گرفت که واکنش برخی گروه‌های اصولگرای تندرو را در ایران به همراه داشت.

دولت خاتمی اما از پیگیری این امر منصرف نشد و تلاش کرد با تغییر نام خیابان «خالد اسلامبولی» که یکی از مشکلات نمادین دو کشور در عرصه دیپلماسی محسوب می‌شد، ‌راه را برای بهبود روابط باز کند.

شورای شهر تهران که در آن زمان در اختیار آبادگران – یکی از طیف‌های اصولگرایان – بود در 16 دی 83 در همراهی با نظر اصلاح‌طلبان و به دنبال درخواست وزارت امور خارجه دولت خاتمی، با تغییر نام این خیابان به «‌انتفاضه» موافقت کرد.

این توافق پس از آن صورت گرفت که دولت مصر نام خیابان «پهلوی» را به خیابان «‌دکترمحمد مصدق» تغییر داد و وزیر امور خارجه مصر هم اندکی از بازگشت از سفر به اسرائیل، با هدف تلطیف فضا، گفت: «‌پیمان کمپ دیوید، ‌به گذشته تعلق دارد .» اما همانگونه که در ایران مقاومت‌هایی نسبت به از سرگیری رابطه با مصر صورت می‌گرفت، ‌در مصر نیز رابطه با ایران مخالفانی داشت که باعث شدند دولت مصر همراهی لازم را برای رفع تفاهمات با ایران از خود نشان ندهد.

این بود که وقتی خاتمی در اقدامی بی‌سابقه، حسنی مبارک رئیس‌جمهوری مصر را برای نخستین بار برای شرکت در اجلاس کشورهای عضو گروه «D8» به تهران دعوت کرد، مبارک این دعوت را نپذیرفت و عملا امیدها برای بهبود سریع روابط ایران و مصر بر باد رفت.

حسنی مبارک تنها رئیس دولتی بود که این دعوت را بی‌پاسخ گذاشت و با دلایلی که آن زمان روشن نشد، به تهران سفر نکرد. به این ترتیب پیش‌بینی‌ها درباره آغاز مجدد روابط سیاسی ایران و مصر به حقیقت نپیوست. اگرچه حضور «احمد ماهر» وزیر امور خارجه وقت این کشور در تهران و مذاکره وی با همتای ایرانی‌اش و همچنین محمد خاتمی امیدها را برای حل مسئله زنده نگاه داشت و دو کشور توافق کردند که وزرای خارجه‌شان مامور حل مسائل دو جانبه شوند.

پس از آن، با اینکه دو کشور با یکدیگر رابطه سیاسی رسمی نداشتند اما مقام‌های طرفین معمولا در نشست‌های بین‌المللی با هم دیدار و گفت‌وگو می‌کردند.

دیدار محمد خاتمی و حسنی مبارک در حاشیه اجلاس جهانی جامعه اطلاعاتی در ژنو سوئیس، مهمترین اتفاقی سیاسی بود که در این سال‌ها در روابط تهران و قاهره روی داد و البته باز در همین مرحله متوقف شد. اخیرا نیز وزیر امور خارجه دولت احمدی‌نژاد برای شرکت در نشستی بین المللی در مورد عراق سفری به تفریحگاه ساحلی شرم‌الشیخ در مصر داشت.

دور جدید تلاش‌های دیپلماتیک

در 25 اردیبهشت ماه سال جاری، محمود احمدی‌نژاد رئیس‌جمهوری ایران در سفر به امارات عربی متحده در پاسخ به خبرنگار روزنامه الاهرام مصر که درباره روابط سرد تهران و قاهره از وی سوال کرده بود اعلام کرد که جمهوری اسلامی آمادگی دارد در صورت تمایل مصر، سفارتخانه‌اش را ظرف مدت 24 ساعت در قاهره بازگشایی کند. این دیدگاه رسمی در زمانی مطرح شد ایران اعلام کرده بود مذاکره با آمریکا در موضوع عراق را آغاز کرده است.

به همین لحاظ بسیاری از تحلیلگران، بهبود روابط ایران و مصر را مشروط به موفقیت مذاکرات ایران و آمریکا دانستند، اما اکنون به نظر می‌رسد مسیر رفع مشکلات ایران و مصر،‌ جدا از روند مذاکرات با آمریکا، در حال پیگیری است وقتی احمدی‌نژاد آن سخن عجیب را در مورد از سرگیری رابطه با مصر مطرح کرد وزیر امور خارجه مصر نیز از این سخنان استقبال کرد و گفت با منوچهر متکی، همتای ایرانی خود در این زمینه گفت‌وگو خواهد کرد.

اما این پیگیری‌ها هیچ بازتابی در رسانه‌ها نداشت، به طوری که همه تصور کردند بازهم فرصت برای بهبود روابط دو کشور از دست رفته است.

اظهارات انتقادآمیز مقامات مصری در این چهار ماه علیه ایران، بخصوص در ارتباط با نقش ایران در سرزمین‌های فلسطین و عراق، این گمانه را در رسانه‌ها پررنگ‌تر می‌ساخت. احمد ابوالغیط وزیر خارجه مصر در مصاحبه‌ای آشکارا اقدام گروه فلسطینی حماس در به دست گرفتن کنترل باریکه غزه را که به نوعی جنگ داخلی در سرزمین‌های فلسطینی انجامید، ناشی از تحریک ایران خواند و از ایران به عنوان «تهدیدی برای امنیت مصر» یاد کرد.

حسنی مبارک، ‌رئیس‌جمهوری مصر نیز هشدارهایی نسبت به پیوستگی میان شیعیان عراق و ایران و پیامدهایی که این پیوستگی می‌تواند برای جهان عرب به همراه داشته باشد مطرح کرد. اما با همه اینها، سفر معاون وزیر امورخارجه ایران به مصر و دیدار وی با همتای مصری خود در سه‌شنبه این هفته از در دستور بودن تمایل ایران برای بهبود روابط با مصر خبر می‌داد.

اگرچه ایران هیچ خبری را درباره اهداف این سفر و محتوای مذاکرات آن منتشر نکرد و حتی خبر سفر عراقچی به مصر نیز از طرف معاون وزیر امور خارجه مصر اعلام شد.

احتیاط‌های دیپلماتیک دو کشور آنقدر زیاد بود که ایران دلیل این سفر را درخواست مصر و مصر دلیل آن را تمایل ایران اعلام می‌کرد.

اما در هرحال بلافاصله پس از پایان مذاکرات عراقچی با همتای مصری خود، سخنگوی وزارت امور خارجه مصر از توافقی میان طرفین خبر داد که براساس آن، ایران و مصر با هدف از سرگیری روابط دیپلماتیک، قصد مذاکراتی در سطح وزیران امور خارجه دارند.

آیا این هدف دیپلماتیک که برای 28 سال هر تلاشی برای پیگیری آن ناکام مانده است، این بار با ابتکار شوخی‌وار محمود احمدی‌نژاد در یک جریان‌سازی رسانه‌ای، به جایی خواهد رسید؟ ‌باید منتظر بود و دید.