بسماللهالرحمنالرحیم
طرح مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی برای بهرهگیری از آشفتگی و نابسامانی در جبهه فلسطینیها و برگزاری کنفرانس به اصطلاح صلح خاورمیانه در نیویورک، در جریان سفر «کاندلیزا رایس» به منطقه به جمعبندی جدیدی منجر شده است که بموجب آن قرار نیست مذاکرات و توافقاتی در کار باشد و فقط به صدور یک بیانیه مشترک اکتفا میشود که آنهم در برگیرنده رئوس خواستههای رژیم صهیونیستی خواهد بود و کمترین اشارهای به بازگشت فلسطینیها، روشن شدن وضعیت بیتالمقدس، توقف شهرکسازیهای صهیونیستی و یکپارچگی ملت فلسطین نخواهد شد. آنچه مهم است اینست که مقامات رژیم صهیونیستی دیگر پنهان نمیکنند که خطمشی کنفرانس باصطلاح صلح خاورمیانه را آنها تعیین کردهاند و اهداف و روش کار را نیز آنها مشخص میکنند و در رسانهها نیز آنرا انعکاس میدهند. به عبارت روشنتر، واشنگتن مجری طرحی است که جزئیات آنرا صهیونیستها تنظیم کردهاند.
شیمون پرز رئیس رژیم صهیونیستی در این زمینه با تأکید بر مخالفت با بازگشت فلسطینیها به سرزمینشان صراحتاً اعلام داشته است که اسرائیل بایستی از اختلاف و شکاف داخلی کنونی در فلسطین بیشترین استفادههای ممکن را بعمل آورد و این فرصت طلائی را از دست ندهد.
پرز معتقد است این اختلافات داخلی فلسطین فرصت استثنائی برای پیشبرد اهداف اسرائیل را به وجود آورده و ما از طریق مذاکرات محرمانه با ابومازن و دولت انتصابی «سلام فیاض» سرگرم بهرهگیری از همین فرصتها هستیم. پرز، ابومازن را گوسفندی در پوست شیر توصیف کرد و مذاکرات پنهانی با وی و دستیارانش را بهترین روش برای اسرائیل در جهت تأمین خواستههای رژیم تلآویو عنوان نمود.
اگرچه قرار نیست در کنفرانس باصطلاح صلح خاورمیانه در نیویورک مذاکراتی صورت گیرد و توافقی حاصل شود اما رژیم صهیونیستی و جناح فتح برای سرپوش گذاشتن بر اهداف و برنامههای مشترک خود، جنبش حماس را به برنامهریزی عملیات نظامی بمنظور ناکام ساختن و شکست کنفرانس صلح متهم ساختهاند و سعی دارند پیشاپیش، حماس را عامل شکست کنفرانس صلح خاورمیانه معرفی کنند. جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) ضمن رد این پیشفرضها، از همدستی ابومازن و جناح فتح با اشغالگران صهیونیست ابراز تأسف کرده و خاطرنشان ساخته است کنفرانس باصطلاح صلح خاورمیانه هیچگونه شانسی برای پیروزی ندارد و اشغالگران سعی دارند از ضعف و ناتوانی طرف فلسطینی (محمود عباس و جناح فتح) برای تحقق اهدافشان بهرهگیری کنند و این روند خیانتآمیز همچنان محکوم به شکست و ناکامی است.
واقعیت اینست که حتی آمریکا و صهیونیستها هم در این زمینه اهداف و انگیزههای یکسانی ندارند. سران رژیم صهیونیستی تلاش میکنند از شکاف بین فلسطینیها بهرهگیری کنند و «چهرهای صلحطلبانه» از خود را ترسیم نمایند. این برای رژیم صهیونیستی در مقطع کنونی یک ضرورت عینی و حساس محسوب میشود که بر آثار و تبعات شکست تاریخی در جنگ 33 روزه با حزبالله لبنان سرپوش بگذارد و چهره جنگطلبانهای که با شکست مواجه شده، جای خود را به چهره صلحطلبانهای بدهد که برای دستیابی به صلح بیتابی میکند! در واقع رژیم صهیونیستی از حضور در کنفرانس باصطلاح صلح خاورمیانه بعنوان نقابی استفاده میکند که چهره اشغالگری خود را در پشت «نقاب صلحطلبی» مخفی کند و باز هم از فلسطینیها امتیازات بیشتری بگیرد.
اما واشنگتن اهداف دیگری را هم دنبال میکند. دستیاران بوش دریافتهاند که آمریکا بر اثر حمایت از اسرائیل و جنایاتش، چهرهای منفور نزد ملتهای مسلمان دارد و در عین حال تا زمانی که مسئله فلسطین وجود دارد، هیچ شانسی برای آمریکا وجود ندارد که چهرهای مقبول نزد مسلمانان پیدا کند. این وضعیت نفرتانگیز بر سرنوشت آمریکا در بحران عراق هم سایه انداخته است.
بدینترتیب واشنگتن امیدوار است با برپائی کنفرانس باصطلاح صلح خاورمیانه بر عملکرد خود سرپوش بگذارد و آمریکا را حامی و بلکه پرچمدار صلح خاورمیانه! معرفی کند و ابعاد نفرت مسلمانان از آمریکا را مهار نماید.
بوش کوچک و جناح جمهوریخواه، علاوه بر این به انتخابات ریاست جمهوری آینده در آمریکا هم نظر دارند و مایلند به رأیدهندگان آمریکائی چنین وانمود کنند که آنها فقط در فکر جنگافروزی و آدمکشی در عراق نیستند بلکه به صلح و سرنوشت ملتهای مظلوم نیز میاندیشند! و میتوانند طرفهای درگیر خاورمیانه را در زیر یک سقف جمع کنند. کاملاً آشکار است که کنفرانس باصطلاح صلح خاورمیانه با چنین اهداف و انگیزههائی، صرفاً یک نمایش مضحک تبلیغاتی با انگیزههای عوامفریبانه و ریاکارانه است که با نیازهای اساسی منطقه برای دستیابی به صلح و امنیت و ثبات پایدار، فرسنگها فاصله دارد. دقیقاً به همین دلیل است که حتی متحدان آمریکا در منطقه هم نسبت به اهداف واشنگتن با تردید مینگرند و این تردید و نگرانی خود را نیز بازگو میکنند.
علاوه بر شورای همکاری خلیج فارس، اتحادیه عرب و عربستان نیز نسبت به شرکت در نمایش صلح خاورمیانه ابراز تردید کردهاند و مراتب عدم تمایل به حضور در این نمایش رسوا را اعلام نمودهاند. «عمرو موسی» دبیرکل اتحادیه عرب این سئوال را مطرح میکند که با وجود ابهامات درباره محتوا، اهداف، محورها و نیز طرفهای شرکتکننده و خطمشی اجلاس، چرا بایستی اعراب صرفاً برای برگزاری یک نشست دستجمعی حضور یابند و حال آنکه شهرکسازی و تغییر وضعیت سرزمینهای اشغالی به شدت ادامه دارد؟
البته این طیف از اعراب متحد آمریکا نشان دادهاند که اهل معامله هستند و با وعده توقف موقت شهرکسازیها و برخی ریخت و پاشهای متداول از جانب آمریکا، مشکل آنها را حل میکنند و کاملاً بعید است نمایش صلح خاورمیانه در موعد مقرر بدون حضور دلقکهای عرب تشکیل شود. اهداف و انگیزههای آمریکا و صهیونیستها هرچه باشد و نمایش صلح خاورمیانه با هر ترکیبی از میزبانان و مدعوین که تشکیل شود، در یک نکته تردیدی نیست که این اجلاس برای سوءاستفاده از مسئله فلسطین و سرپوش گذاشتن بر نقش جنایتآمیز آمریکا و اشغالگران تشکیل میشود و هیچ مشکلی از فلسطین و فلسطینیها را حل نخواهد کرد و در واقع اجلاس عقیمی است که پیشاپیش محکوم به شکست و ناکامی است.