1- رونق و تکاپوی عرصه سیاست و فعالیت و نشاط احزاب و تشکلهای مدنی مهمترین شاخص دموکراسی و نقشآفرینی جامعه در اداره امور خویش است. رویکرد هر حکومت به این عرصه ملاک روشنی برای ارزیابی میزان اعتقاد آن به نظارت نهادینه، واقعی و موثر جامعه بر امر قدرت و مشارکت شهروندان در فرآیندهای تصمیمگیری و تصمیمسازی است. در عین حال هر نظامی، خود را برآمده از جامعه و تجسم اراده مردم میداند. شاید مهمترین وجه افتراق نظامهای دموکراتیک و نظامهای غیردموکراتیک از این حیث آن باشد که نظامهای نوع دوم حضور بیشکل و تودهوار جامعه را ترجیح میدهند. در این نظامها معمولاً شعار مردمی بودن بهترین دستمایه تبلیغات و مواضع علیه نهادهای سیاسی و مدنی است. غیرقابل اعتماد و مشکوک بودن، عامل تفرقه و اختلاف، قدرتطلبی و بیتفاوتی نسبت به دردها و مشکلات مردم رایجترین اتهامات در تبلیغات رسمی و مواضع مسئولان علیه آنان به شمار میرود.
2- علت این تفاوت را باید در نقش و کارکرد نهادهای سیاسی و مدنی در جامعه مدرن جستوجو کرد. دولت به مفهوم جدید برخلاف دوران گذشته ماهیتی نهادین و غیرفردی دارد و به وسیله نهادهای در اختیار، که مجموعه ساخت قدرت را تشکیل میدهد، اعمال اقتدار میکند. انتقاد و مخالفت و کنترل و نظارت بر چنین قدرتی از طریق ابتکارات و تحرکات فردی امکانپذیر نیست. آنچه که میتواند ضمن حفظ استقلال شهروندان در مقابل نهاد قدرتمند دولت و تامین حقوق و آزادیهای قانونی و مشروع آنان این مهم را تضمین کند، سازمانیابی شهروندان در قالب نهادهای مدنی و سیاسی و به طور خلاصه تعامل با نهاد دولت از طریق نهادهای مذکور است. نتیجه چنین روندی جلوگیری از تجمیع فسادآور قدرت و توزیع آن در سطح جامعه است.
3- حکومتهای غیردموکراتیک و یا نظامهایی که فرآیند توسعه سیاسی ـ اجتماعی را طی نکردهاند، عموماً به مقوله توزیع قدرت نگاهی محافظهکارانه دارند و نهادها و تشکلهای مدنی و سیاسی را برنمیتابند. آنان ترجیح میدهند بدون واسطه نهادهای مذکور با توده بیشکل و فاقد توانایی تاثیرگذاری و کنترل قدرت خویش روبهرو باشند. در این نوع از حکومتها نیاز به تائید و حمایت مردم از سیاستهای رسمی موجب میشود نهادهای رسمی تبلیغاتی حکومتی اهتمام ویژهای به مقوله سیاست داشته باشند. در عین حال و به همان میزان در تضعیف و تخطئه احزاب و تشکلها و فعالان سیاسی منتقد هیچ فرصتی را فرونگذارند.
4- اصلاحات که توسعه سیاسی و جامعه مدنی را سرلوحه برنامههای خود داشت، در دوران حضور خود در حاکمیت کوشید با تجدیدنظر در دیدگاههای محافظهکارانه بخشهایی از حاکمیت نسبت به مقوله سیاست و نظام حزبی، از جمهوری اسلامی تصویری سازگار با نظامی توسعهیافته سیاسی ترسیم کند. تشویق و ترغیب شکلگیری نهادهای مدنی و سیاسی و حمایت از گسترش آنها تخصیص بودجه یارانه احزاب و تشکلهای مدنی و رواداری در برابر نقد و اعتراض مخالفان و منتقدان از نقاط درخشان کارنامه اصلاحات است. آمار پروانه فعالیت احزاب و تشکلهای صنفی صادره از سوی کمیسیون ماده 10 احزاب در دوره اصلاحات با هیچیک از دورههای قبل و بعد از اصلاحات قابل مقایسه نیست. شعار «زنده باد مخالف من» در آغاز به کار دولت اصلاحات و در شرایطی که در ذهن و گوش جامعه هنوز شعار «مخالف ما دشمن خدا و پیغمبر است» طنینانداز بود، نمادی پرمعنا از حرکتی به شمار میآمد که پایان رویه متعارف و مرسوم آرزوی مرگ مخالف و آغاز فصلی نو در فرهنگ سیاسی ایران را بشارت میداد. به جرات میتوان گفت که آزادی، امنیت و آسودگی خاطری که منتقدان دولت اصلاحات از آن برخوردار بودند، در هیچیک از مقاطع تاریخ معاصر و گذشته ایران سابقه و نظیر ندارد. کارنامه اصلاحات از این حیث بسیار درخشان است.
5- اگرچه ارزش این عملکرد متاسفانه از دید بخشهایی از اصلاحطلبان نیز مغفول مانده است، اما برای جامعه ما شاخص و ملاک مناسبی جهت ارزیابی برخورد حاکمان کنونی با مخالفان و منتقدان خود به شمار میآید. از اینرو امروز پاسداری از دستاوردهای جنبش اصلاحی در دموکراتیزه کردن فضای سیاسی و گشایش بیشتر عرصه نقد قدرت ایجاب میکند که اصلاحطلبان در مخالفت با روند حال حاضر و اعتراض به اینگونه مواضع تردید به خود راه ندهند.