مهدی قمصریان

مقدمه:
در تاریخ ایران و از زمانی که گروه‌های سیاسی پا به عرصه فعالیت اجتماعی نهادند برخی به صورت علنی به خدمت بیگانه درآمدند و نه تنها به عنوان ستون پنجم، بلکه به عنوان مدعی علیه مردم و حکومت به قتل و کشتار مبادرت کردند؛ چه در زمان حکومت‌های پیش از انقلاب و چه پس از انقلاب. به یقین می‌توان گفت ننگ‌آورترین همکاری با دشمن بیگانه مربوط به سازمان مجاهدین خلق (منافقین) می‌شود که نه تنها در ابعاد خیانت‌آمیز و جاسوسی گوی سبقت را از دیگران نظیر حزب توده ربودند، بلکه دوش به دوش بیگانگان بر خاک میهن تاختند و فرزندان این مرز و ‌بوم را به خاک و خون کشیدند. تصویری که بخشی از آن در روزهای گذشته در مستند گرگ‌ها از تلویزیون به نمایش درآمد.

">

مهدی قمصریان

مقدمه:
در تاریخ ایران و از زمانی که گروه‌های سیاسی پا به عرصه فعالیت اجتماعی نهادند برخی به صورت علنی به خدمت بیگانه درآمدند و نه تنها به عنوان ستون پنجم، بلکه به عنوان مدعی علیه مردم و حکومت به قتل و کشتار مبادرت کردند؛ چه در زمان حکومت‌های پیش از انقلاب و چه پس از انقلاب. به یقین می‌توان گفت ننگ‌آورترین همکاری با دشمن بیگانه مربوط به سازمان مجاهدین خلق (منافقین) می‌شود که نه تنها در ابعاد خیانت‌آمیز و جاسوسی گوی سبقت را از دیگران نظیر حزب توده ربودند، بلکه دوش به دوش بیگانگان بر خاک میهن تاختند و فرزندان این مرز و ‌بوم را به خاک و خون کشیدند. تصویری که بخشی از آن در روزهای گذشته در مستند گرگ‌ها از تلویزیون به نمایش درآمد.

">

مهدی قمصریان

مقدمه:
در تاریخ ایران و از زمانی که گروه‌های سیاسی پا به عرصه فعالیت اجتماعی نهادند برخی به صورت علنی به خدمت بیگانه درآمدند و نه تنها به عنوان ستون پنجم، بلکه به عنوان مدعی علیه مردم و حکومت به قتل و کشتار مبادرت کردند؛ چه در زمان حکومت‌های پیش از انقلاب و چه پس از انقلاب. به یقین می‌توان گفت ننگ‌آورترین همکاری با دشمن بیگانه مربوط به سازمان مجاهدین خلق (منافقین) می‌شود که نه تنها در ابعاد خیانت‌آمیز و جاسوسی گوی سبقت را از دیگران نظیر حزب توده ربودند، بلکه دوش به دوش بیگانگان بر خاک میهن تاختند و فرزندان این مرز و ‌بوم را به خاک و خون کشیدند. تصویری که بخشی از آن در روزهای گذشته در مستند گرگ‌ها از تلویزیون به نمایش درآمد.

">

مهدی قمصریان

مقدمه:
در تاریخ ایران و از زمانی که گروه‌های سیاسی پا به عرصه فعالیت اجتماعی نهادند برخی به صورت علنی به خدمت بیگانه درآمدند و نه تنها به عنوان ستون پنجم، بلکه به عنوان مدعی علیه مردم و حکومت به قتل و کشتار مبادرت کردند؛ چه در زمان حکومت‌های پیش از انقلاب و چه پس از انقلاب. به یقین می‌توان گفت ننگ‌آورترین همکاری با دشمن بیگانه مربوط به سازمان مجاهدین خلق (منافقین) می‌شود که نه تنها در ابعاد خیانت‌آمیز و جاسوسی گوی سبقت را از دیگران نظیر حزب توده ربودند، بلکه دوش به دوش بیگانگان بر خاک میهن تاختند و فرزندان این مرز و ‌بوم را به خاک و خون کشیدند. تصویری که بخشی از آن در روزهای گذشته در مستند گرگ‌ها از تلویزیون به نمایش درآمد.

">

مهدی قمصریان

مقدمه:
در تاریخ ایران و از زمانی که گروه‌های سیاسی پا به عرصه فعالیت اجتماعی نهادند برخی به صورت علنی به خدمت بیگانه درآمدند و نه تنها به عنوان ستون پنجم، بلکه به عنوان مدعی علیه مردم و حکومت به قتل و کشتار مبادرت کردند؛ چه در زمان حکومت‌های پیش از انقلاب و چه پس از انقلاب. به یقین می‌توان گفت ننگ‌آورترین همکاری با دشمن بیگانه مربوط به سازمان مجاهدین خلق (منافقین) می‌شود که نه تنها در ابعاد خیانت‌آمیز و جاسوسی گوی سبقت را از دیگران نظیر حزب توده ربودند، بلکه دوش به دوش بیگانگان بر خاک میهن تاختند و فرزندان این مرز و ‌بوم را به خاک و خون کشیدند. تصویری که بخشی از آن در روزهای گذشته در مستند گرگ‌ها از تلویزیون به نمایش درآمد.

">

مهدی قمصریان

مقدمه:
در تاریخ ایران و از زمانی که گروه‌های سیاسی پا به عرصه فعالیت اجتماعی نهادند برخی به صورت علنی به خدمت بیگانه درآمدند و نه تنها به عنوان ستون پنجم، بلکه به عنوان مدعی علیه مردم و حکومت به قتل و کشتار مبادرت کردند؛ چه در زمان حکومت‌های پیش از انقلاب و چه پس از انقلاب. به یقین می‌توان گفت ننگ‌آورترین همکاری با دشمن بیگانه مربوط به سازمان مجاهدین خلق (منافقین) می‌شود که نه تنها در ابعاد خیانت‌آمیز و جاسوسی گوی سبقت را از دیگران نظیر حزب توده ربودند، بلکه دوش به دوش بیگانگان بر خاک میهن تاختند و فرزندان این مرز و ‌بوم را به خاک و خون کشیدند. تصویری که بخشی از آن در روزهای گذشته در مستند گرگ‌ها از تلویزیون به نمایش درآمد.

"> بدترین انتخاب
تاریخ انتشار : ۱۷ تير ۱۳۸۷ - ۱۰:۳۹  ، 
شناسه خبر : ۳۶۰۵۵
روابط منافقین و رژیم بعث عراق

مهدی قمصریان

مقدمه:
در تاریخ ایران و از زمانی که گروه‌های سیاسی پا به عرصه فعالیت اجتماعی نهادند برخی به صورت علنی به خدمت بیگانه درآمدند و نه تنها به عنوان ستون پنجم، بلکه به عنوان مدعی علیه مردم و حکومت به قتل و کشتار مبادرت کردند؛ چه در زمان حکومت‌های پیش از انقلاب و چه پس از انقلاب. به یقین می‌توان گفت ننگ‌آورترین همکاری با دشمن بیگانه مربوط به سازمان مجاهدین خلق (منافقین) می‌شود که نه تنها در ابعاد خیانت‌آمیز و جاسوسی گوی سبقت را از دیگران نظیر حزب توده ربودند، بلکه دوش به دوش بیگانگان بر خاک میهن تاختند و فرزندان این مرز و ‌بوم را به خاک و خون کشیدند. تصویری که بخشی از آن در روزهای گذشته در مستند گرگ‌ها از تلویزیون به نمایش درآمد.


همکاری و خدمت رژیم صدام جز افشاء ماهیت عوامفریبانه شعارهای منافقین هیچ سودی برای آنان نداشت. برداشت و باور قطعی محافل دیپلماتیک از ارتباط این گروه با عراق (حتی بطور خوش‌بینانه) حاکی است که نداشتن پایگاه مردمی موجب چنین رابطه ننگ‌آوری شده است. برای مجاهدین؛ با آن چهره‌ای که پس از انقلاب ایران از خود بجای گذاشتند و با توجه به فرصت‌طلبی آنان، انتخاب صدام زیر پرچم عراق قرار گرفتن گزینه‌ای اجتناب‌ناپذیر و یک راه بی‌بازگشت محسوب می‌شد. صرف‌نظر از شباهتهای حزبی و ایدئولوژیک بین مجاهدین و حزب بعث که عامل تداوم این ارتباط بعد از جنگ شد باید گفت که در این بازی صیاد گرفتار صید و صید و صیاد هر دو به هم گرفتار شدند.

متحدان بالقوه

عراقی‌ها از ابتدا به سازمان مجاهدین به عنوان یک متحد‌ بالقوه نگاه می‌کردند و از همین روی نیز قبل از شروع جنگ برنامه‌های جذبی خودشان را در مورد این گروه آغاز کردند. با شروع جنگ بین ایران و عراق، پروژه استفاده از مجاهدین از جذب به ارتباط رسید. همزمان با 30 خرداد 1360 و اعلام مبارزه مسلحانه این گروهک با جمهوری اسلامی، این ارتباط با رژیم بعث رسماً برقرار شد.

طولی نکشید که عراق به عنوان عقبه تغذیه‌کننده نیروهایی از سازمان که از کردستان عراق به داخل خاک ایران می‌آمدند و عملیات می‌کردند درآمد. چندی بعد شرایط استقرار فرستنده رادیو مجاهد و استفاده از راه‌های مواصلاتی بین بغداد- اروپا برای کادرهایی از مجاهدین که کاملا مخفی تردد می‌کردند نیز مهیا شد.

ارتقاء روابط

عراقی‌ها در یک پروژه شتابزده روابط خود را با مجاهدین از سطح همکاری اطلاعاتی- نظامی به سطح دیپلماتیک رساندند. جدای از سفارت عراق در پاریس که نقش رابط اصلی با گروه‌های مخالف ایرانی را بازی می‌کرد، در این پروژه 2 واسطه دیگر (یک دیپلمات فرانسوی و یک نفر از اعضای یک گروه تروریستی) حضور داشتند. هدف اولیه عراقی‌ها این بود که مجاهدین را راضی کنند که بر سر یک میز علنا و رسما با آنان به گفتگو بنشینند. برای عراق که تنها به فکر تلافی همکاری ایران با مجلس اعلاء و تعادل قوا بود، تحقق این امر بسیار مطلوب بود. اما برای مجاهدین به قول خودشان این یک آزمایش خطیر بود و باید می‌پذیرفتند که در جبهه دشمن ایران هستند و با تمامیت خود از صدر تا ذیل علیه مردم ایران جبهه‌بندی کنند. در این مرحله مجاهدین در دامی افتاده بودند که خود برای عراقی‌ها پهن کرده بودند. آنها ادعا کرده بودند که یک سازمان سراسری هستند که حفاظت از جان ابوالحسن بنی‌صدر رئیس‌جمهوری معزول ایران را بر عهده گرفته‌اند و واحدهای عملیاتی آنان درون شهرها در حال مهیا ساختن قیام مسلحانه توده‌ای هستند و به همین زودی دولت ایران را سرنگون خواهند کرد. آیا عراقی‌ها این حرفها را باور داشتند یا خیر هیچ اهمیتی نداشت، آنچه برای آنان مهم بود این بود که این گروه با این مشخصات و شعارها می‌توانند نقطه مقابل مجلس اعلاء باشد.

دام بعدی

دام بعدی را دستگاه اطلاعات عراق پهن نمود. بدین شکل که از طریق واسطه‌ها وارد چانه‌زنی با مجاهدین شدند. موضوع چانه‌زنی این بود که اکنون عراق در جنگ علیه ایران مورد حمایت آمریکا و اروپا است. قرار گرفتن در کنار عراق نه تنها به ضرر مجاهدین نخواهد بود، بلکه به عنوان پذیرش آلترناتیو مجاهدین از سوی یک دولت محسوب خواهد شد و راه را برای سایر دولتها بخصوص متحدان اروپایی عراق باز خواهد کرد. این پیشنهاد آنقدر هوسناک بود که مجاهدین حاضر شدند تمام مخاطرات سیاسی و اجتماعی آن را پذیرفته و حتی دوستان خود را پشت پا بزنند تا سریعتر از پله‌های قدرت بالا بروند. نکته جالب توجه دیگر که به مجاهدین تفهیم شد این بود که عراق می‌تواند نقش پشتیبان را چه در جنگ جبهه‌ای و در کردستان و چه در داخل شهرها برای نیروهای مجاهدین داشته باشد.

موضوع دوم که مورد توافق طرفین بود و به پیشنهاد عراقی‌ها صورت گرفت، عدم حضور بنی‌صدر متحد آن روز مجاهدین در مذاکرات بود. مجاهدین هم بخاطر اینکه مبادا بنی‌صدر مانعی در مقابل این اقدام ایجاد کند موافقت خودشان را اعلام کردند. اما استدلال درونی مجاهدین این بود که اگر بتوانیم در بالاترین سطح از عراقی‌‌ها امتیاز بگیریم از همین ابتدا توانسته‌ایم خود را به عنوان یک وزنه سنگین مطرح کنیم.

مجاهدین با همان شیوه تبلیغاتی خاص خودشان به عراقی‌ها فهماندند که خیلی وقت ندارند و ای بسا ملاقات بعدی در تهران صورت بگیرد و آن هنگام آنها در راس قدرت باشند.

توافق ننگین

همانطور که اشاره شد، دو ضرورت اساسی باعث تشدید و سمت و سو دهندگی توافق مجاهدین با رژیم بعث عراق شد؛ اول اینکه صدام در جنگ با ایران حمایت نظامی کشورها را داشت و دومین ضرورت آن بود که مجاهدین در 30 خرداد سال 60 به دلیل رودررویی با مردم و انحراف از اصول سیاسی از طرف مردم طرد شده بودند و تنها تابلویی که رجوی می‌توانست روی آن مانور کند عراق بود.