عباس خسروانی
حوادث تاسفبار اخیر در فلسطین را نمیتوان بدون توجه به زمینههای گذشته آن تحلیل کرد. جنبش فتح سالها بود که قدرت را در ید اختیار خود داشت. اما در انتخابات پارلمانی 84 به یکباره ورق برگشت و جنبش حماس توانست با کسب 74 کرسی از 132 کرسی مجلس قدرت را در اختیار بگیرد که با توجه به اختلافات دو جنبش، دولت حماس بایستی بخشی از نیروی خود را برای تعامل با جنبش فتح صرف میکرد، کما اینکه همینگونه هم شد و از همان ابتدا جنبش فتح از مشارکت در دولت خودداری و شروع به سنگاندازی کرد. نزدیک به چهار دهه بود که جنبش فتح بهعنوان تنها مدعی آرمان فلسطین در صحنه سیاسی حضور داشت اما پیروزی حماس در انتخابات دو سال گذشته به زمامداری طولانی فتح پایان داد و موقعیت برتر سیاسی آنان را به نفع خود مصادره کرد. حماس پس از سالها حضور در صحنه مقاومت و مبارزه برای اولینبار پا به عرصه اداره سیاسی فلسطین نهاد، که خود نوعی تحول در تاریخ سیاسی فلسطین به شمار میآید. دو جنبش فتح و حماس همواره از نظر ایدئولوژی بویژه در مورد تشکیلات دولت فلسطین و نوع تعامل با رژیم صهیونیستی با یکدیگر اختلاف داشتند. جنبش حماس همواره در برابر رژیم صهیونیستی سلاح مقاومت را برای تحقق آرمانهای خود برگزیده و خط سیری اسلامگرایانه داشته است و از سوی دیگر جنبش فتح دارای ایدئولوژی ناسیونالیسم عربی است و راهحل مذاکره و دیپلماسی را برگزیده است. فتح یک گروه لائیک و حماس یک گروه اسلامی است.
حماس گروهی است که هرگز راه مسالمت و سازش با رژیم صهیونیستی را در پیش نگرفت و بر مقاومت خود بهعنوان تنها راه پیروزی تاکید ورزید. این رویه کاملا برعکس رویهای بود که جنبش فتح در دوره 40 ساله زمامداری خود در پیش گرفته بود. به همین جهت پیروزی حماس در انتخابات و تشکیل دولت به نخستوزیری اسماعیل هنیه خبر از بروز یک تحول عمده در صحنه سیاسی فلسطین میداد. اما پس از پیروزی حماس، جنبش فتح حاضر به پذیرش دولت حماس و به رسمیت شناختن این تحول نشد و از تمام امکانات خود برای بازگرداندن اوضاع به قبل از انتخابات بهره گرفت. فتح پس از واگذاری قدرت به حماس از واگذاری دستگاههای انتظامی و امنیتی خودداری کرد و حتی به دستورات وزیر کشور دولت هنیه هم اعتنایی نکرد. به همین دلیل نوعی دوگانگی در حوزه انتظامی و امنیتی به وجود آمد که در بروز حوادث اخیر نقش موثری را ایفا کرد. اما همه علل درگیریهای اخیر به عوامل داخلی محدود نمیشود. نقش عوامل بیرونی در بروز حوادث اخیر جدی و قابل تامل است. کشورهای اروپایی به همراه آمریکا از همان ابتدای شکلگیری دولت مردمی حماس فشارهای مضاعفی را بر دولت و ملت فلسطین وارد آورد. دولتهای غربی از همان ابتدا تمام تلاش خود را صرف سرنگونی و انحلال دولت حماس کردند. جنبش فتح نیز با کمکها و حمایتهای غرب از هیچ تلاشی برای منحل کردن دولت فروگذار نکرد و در اولین اقدام درخواست تشکیل دولت وحدت ملی را مطرح کرد که طی توافقنامه مکه، این خواسته برآورده شد و چند تن از نیروهای فتح وارد کابینه اسماعیل هنیه شدند تا شاید فتح و دوستان غربیاش دست از سنگاندازیهای خود بر سر راه دولت حماس بردارند.
اما فتح و دوستانش به این اندازه هم راضی نشدند و گامهای بعدی را با جدیت بیشتری تا انحلال دولت هنیه برداشتند. حملات گسترده و وحشیانه رژیم صهیونیستی به نوار غزه، بخشی از هماهنگیهای طرفین برای به زانو درآوردن دولت هنیه بود. به دنبال آن اعمال خائنانه گروهی از جنبش فتح به سرکردگی محمد دحلان آتش درگیریهای داخلی در فلسطین را شعلهور ساخت این گروه که ارتباط گستردهاش با رژیم صهیونیستی به اثبات رسیده است به عنوان ستون پنجم این رژیم در ایجاد درگیریهای اخیر عمل کرده است. سرازیر شدن سیل کمکهای نظامی به کرانه باختری و تجهیز نیروهای فتح به منظور مقابله با نیروهای حماس حاکی از دخالت گسترده عوامل بیرونی در مسائل داخلی فلسطین است. لذا عامل دیگر دخیل در درگیریهای فلسطین قاچاق اسلحه از بیرون به نوار غزه به منظور مسلح کردن نیروهای وابسته به فتح است. نقش آمریکاییها در این قضیه کاملا مشهود است. "گری اکرمن" رئیس کمیته امور خاورمیانهای کنگره آمریکا چندی پیش گفته بود که وزارت دفاع و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا باید همه توان خود را برای حمایت از همپیمانان آمریکا و رژیم صهیونیستی در درون جنبش فتح به کار گیرند. نیروهای آمریکایی نقش موثری در بسیج و آمادهسازی دستگاههای امنیتی و نظامی وابسته به ابومازن رئیس تشکیلات خودگردان برای مقابله با حماس داشتهاند. کیت دایتون مسئول هماهنگکننده نظامی آمریکا در رژیم صهیونیستی توانست توافق کنگره آمریکا را برای اختصاص هزینهای به مبلغ 59 میلیون یورو برای آموزش نیروهای گارد ابومازن در مصر و اردن از سال 1996 میلادی و آماده کردن آن برای ورود به رویارویی نظامی با حماس جلب کند.
آمریکا طی سالهای اخیر مقادیر عظیمی سلاح به جنبش فتح برای تقویت آن در برابر حماس تحول داده است. شبکه تلویزیونی الاقصی وابسته به حماس روز گذشته تصاویری از سلاحهای آمریکایی را که از انبارهای متعلق به نیروهای فتح به غنیمت گرفتهاند پخش کرد. یک عضو ارشد حماس به نام عبدالله در این برنامه گفت که به لطف سلاحهای آمریکایی غنیمت گرفته شده نیروهای حماس دیگر با کمبود سلاح مواجه نیستند. به دنبال تصرف برخی ساختمانهای امنیتی دولتی در غزه و افتادن انبارهای اسلحه به دست نیروهای حماس، دولت آمریکا در حال بررسی ارسال کمکهای اضطراری نقدی و سلاح و مهمات برای جنبش فتح است. به همین منظور رژیم صهیونیستی خواسته است که پاسگاههای کنترل را در مناطق مرزی تعطیل کند و دهها میلیون دلار از درآمدهای مالیاتی را که از فلسطینیها دریافت کرده آزاد سازد.
البته جریان آمریکایی - صهیونیستی در درون جنبش فتح با وجود همه کمکهای سخاوتمندانه ارائه شده به آن نتوانست در رویارویی مستقیم نظامی با حماس موفق شود. فتح حماس را به علت تلاش برای کودتای نظامی علیه تشکیلات خودگردان، نقض قانون اساسی فلسطین و قانون تشکیلات خودگردان از سوی شبهنظامیان متهم کرده و به همین دلیل عباس انحلال دولت اسماعیل هنیه را اعلام کرده است.
این در حالی است که حماس به شدت اتهام تلاش برای کودتای نظامی را رد کرده است. خالد مشعل در رد این اتهام گفته است: ما با جنبش فتح و شخص ابومازن مشکلی نداریم و فتح یک جنبش مبارزاتی به شمار میرود و اقداماتی که ما در غزه انجام دادیم یک طرح ضربتی و اضطراری برای مقابله با گروهی از فتح بود که میخواست خود را بر همه و حتی فتح تحمیل کند. رئیس دفتر سیاسی حماس در افشای ماهیت این گروهک گفت: این گروه به هر شیوه ممکن از جمله استمداد از عوامل خارجی مانع اجرای همه توافقنامهها و تفاهمنامههای داخلی میشد. مشعل معتقد است که حماس اصلا به کودتا اعتقاد ندارد و در فکر آن هم نیست و آنچه که در غزه روی داده طرحی امنیتی برای مقابله و ریشهکنی گروهی بود که حتی خود فتح هم از آن به ستوه آمده بود و همین گروه بود که در اواخر عمر یاسر عرفات علیه وی قیام کرد، میخواست او را از بین ببرد. سخنگوی حماس نیز معتقدست که حماس هرگز به دنبال کسب قدرت نبوده و نیست و چشمداشتی به قبضه کردن تمام نوار غزه ندارد، اما آنچه که انجام گرفت تنها یک اقدام معالجهگرایانه در این منطقه بود، زیرا محال بود که وضعیت در نوار غزه به آن شکلی که چندی پیش وجود داشته ادامه مییافت و ما همچنان شاهد کشتار و هتکحرمتها بودیم. "سامی ابوزهری" از مسئولان ارشد حماس نیز در خصوص اقدامات امنیتی و نظامی حماس در غزه گفت: این اقدام حماس پس از آن صورت گرفت که تعدادی از افراد عضو سازمانهای امنیتی به ترور آدمربایی و قتل و کشتار در نوار غزه پرداختند. وی افزوده است که ما فرصت زیادی به تمام طرفهای ذیربط از جمله هیئت مصری مستقر در نوار غزه، گروههای مختلف فلسطینی و رهبری فتح برای پایان دادن به این مسئله دادیم اما تمام این تلاشها با شکست روبرو شد و آنچه که بود ادامه قتل و جنایت بود و بس. وی همچنین مدعی شد که این شرایط سبب گردید تا حماس مجبور شود خود این گروهها را مهار کند و من در اینجا تاکید میکنم که این گروهها همگی به نحوی با اشغالگران اسرائیلی مرتبط هستند. این در حالی است که فتح، حماس را به کودتا علیه تشکیلات خودگردان متهم میکند.
ادعای کودتای حماس، یک ادعای بیاساس است، چرا که حماس بخشی از حاکمیت و از نهادهای مشروع و قانونی فلسطین بوده و حال چگونه ممکن است جنبشی که هم پارلمان و هم دولت را در اختیار دارد و همه این نهادها مشروع هستند علیه نهادهای مشروع و قانونی دیگر کودتا کند.
مشعل معتقد است اگر حماس قصد کودتا داشت به دنبال کنترل نوار غزه حکومت تشکیل میداد، اما اقدام به این کار نکرد و این خود نشان میدهد که این جنبش درصدد کودتا نیست. درگیریهای داخلی در فلسطین روزگار سخت و تیرهای را برای ملت ستمدیده و مظلوم فلسطین به ارمغان آورده است. امروز هیچ چیزی همانند درگیریهای داخلی، ملت فلسطین را آزار نمیدهد. آنها که به تشییع پیکرهای شهدای حملات رژیم صهیونیستی عادت کرده بودند، اینبار باید اجساد فرزندان فلسطینی را که به دست یکدیگر کشته شدهاند به دوش بکشند. ملت مظلوم فلسطین همچنان تحت محاصره ظالمانه جامعه بینالملل به سبب انتخاب دموکراتیک خود قرار دارد و حملات و تجاوزات اشغالگران قدس نیز به طور مستمر علیه مناطق فلسطینی ادامه دارد. اینبار مصیبت بزرگی به نام درگیری داخلی و برادرکشی فلسطینی دامان این ملت داغدیده را گرفته است. خونهایی که به گفته مصطفی برغوش وزیر اطلاعرسانی فلسطین به خاطر هیچ ریخته میشود، درگیری بر سر قدرت موهوم قدرتی که هیچ ماهیتی ندارد، درگیری به خاطر پستهایی که هیچ تضمینی برای حضور در آن به سبب قرار داشتن فلسطین در اشغال صهیونیستها ندارند. در پایان باید متذکر شد که همه فلسطینیها باید این حقیقت را درک کنند که هیچیک از آنها از این وضعیت و درگیریهای داخلی و برادرکشی سود نخواهند برد و این وضعیت در نهایت به زیان ملت فلسطین و آرمانهای آنان بخصوص آرمان تشکیل دولت مستقل به پایتختی قدس شریف خواهد بود و در عین حال به کام رژیم اشغالگر قدس.
در اوضاع نابسامان فلسطین اقدام غیر قانونی محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین نه تنها به آرام شدن اوضاع کمکی نکرد بلکه بر عمق درگیریها و تنشها افزود. جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) تشکیل دولت فوقالعاده از سوی ابومازون را غیرقانونی و هدف از تشکیل آن را اجرای سیاستهای تحریکآمیز آمریکا در منطقه دانست. "خلیل ابولیله" از مسئولان برجسته جنبش حماس در گفتگو با شبکه تلویزیونی العالم اظهار داشت: تشکیل دولت فوقالعاده مغایر با گزینه دموکراتیک ملت فلسطین است و این دولت نظیر همان دولتهایی است که آمریکا در برخی کشورها برای حفظ منافع خود ایجاد کرده است. وی معتقد است که هدف از تشکیل این دولت اجرای سیاستهای تحریکآمیز آمریکا در منطقه و وارد کردن بالاترین زیان به قضیه عادلانه ملت فلسطین میباشد. سامی ابوزهری سخنگوی ارشد دولت حماس نیز درباره نحوه راهبردهایی که این جنبش برای پشت سر گذاشتن چالشها و بویژه چالش دولت فوقالعاده در برنامه خود قرار داده است میگوید: دولت سلام فیاض دولتی نامشروع و غیرقانونی است و ما به خوبی آگاهیم که بسیاری از شخصیتهای مهم و تاثیرگذار در صحنه فلسطین حاضر به پیوستن به این دولت نیستند. وی خاطرنشان کرد: این دولتها تنها مورد تائید اشغالگران صهیونیست و آمریکا است و ما تاکید میکنیم که بزودی سقوط خواهد کرد از اینرو ما به رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین توصیه میکنیم که گفتگو تنها راهبرد حلوفصل این بحران است و باید زمینه ایجاد توافق ملی فراهم شود. فلسطین در وضعیتی قرار دارد که هیچ گروهی تحت اشغال این کشور نمیتواند خود را بر طرف دیگر پیروز بداند، فلسطینیها باید بدانند همه آنها تحت اشغال و محاصره ظالمانه صهیونیستهای متجاوز قرار دارند. آنچه آنان نیاز دارند حفظ وحدت و انسجام و تقویت آن است. در غیر این صورت و با ادامه روند فعلی این تحولات مقدمهای خواهد بود برای ایجاد یک وضعیت خاص، به طوری که نوار غزه در اختیار حماس و کرانه باختری در اختیار فتح قرار خواهد گرفت و مسائل مربوط به کرانه باختری بین تشکیلات خودگردان و دولت اردن حلوفصل خواهد شد.
این به معنای تجزیه فلسطین و نابود شدن آن خواهد بود. به نظر میرسد گفتگو بهترین راهحل مشکلات و اختلافات به وجود آمده در فلسطین باشد. اسماعیل رضوان، سخنگوی حماس در اینباره میگوید: ما ملزم به انجام گفتگو هستیم، باید گفتگوی جدی، صادقانه و در چارچوب حمایت از طرح ملی فلسطین باشد. فتح و حماس باید درباره اجرایی شدن توافقنامههای گذشته با یکدیگر و نیز اصلاح سازمانهای امنیتی فلسطینی با یکدیگر گفتگو کنند. تشکیلات خودگردان فلسطین باید برای خود ارتش ملی با چارچوبهای ملی و میهنی تشکیل میدهد که این ارتش میبایست در چارچوب منافع ملی و نه منافع گروه و احزاب خاص فعالیت کند.