تاریخ انتشار : ۱۸ تير ۱۳۸۷ - ۱۵:۱۲  ، 
شناسه خبر : ۳۶۰۸۷
نگاهی به تغییر دبیر شورای عالی امنیت ملی

محمدحسین روانبخش

اگر قریب سه ماه پیش در روزی که استعفای وزیر صنایع پذیرفته شد و جانشین هم برای وی تعیین شد، غلامحسین الهام به عنوان سخنگوی دولت در نزد خبرنگاران از موضوع این استعفا ابراز بی‌اطلاعی کرد و بدین ترتیب همه را به تعجب واداشت، در عوض شنبه گذشته توانست خبر استعفای علی لاریجانی از دبیری شورای عالی امنیت ملی و انتصاب سعید جلیلی یکی از معاونان وزارت امور خارجه به جای وی را برای اولین بار در جمع خبرنگاران اعلام کند تا جبران مافات کرده باشد و این بار به گونه‌ای کاملاً متفاوت همه ناظران سیاسی را تعجب زده کند. الهام در حالی این خبر را اعلام کرد که علی لاریجانی در آستانه دیدار مهمی با خاویر سولانا، مذاکره‌کننده از طرف اتحادیه اروپا (و به عبارت صحیح‌تر دنیای غرب) قرار داشت و اگرچه از ماه‌ها پیش اخباری مبنی بر احتمال کناره‌گیری او از مذاکرات هسته‌ای شنیده می‌شد و شواهد هم کاهش چشمگیر فعالیت، مصاحبه و اعلام مواضع ایران را نشان می‌داد، با این حال نشانه‌ای از چنین تغییری در مسوولیت تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای ایران دیده نمی‌شد و صاحب‌نظران با توجه به شخصیت لاریجانی و اینکه محمود احمدی‌نژاد به تنهایی تصمیم‌گیرنده در تغییر وی نمی‌تواند باشد، احتمال چنین تغییری را نزدیک به صفر می‌دانستند.

علی لاریجانی پس از تغییر دولت در سال 84 جایگزین حسن روحانی و با انتصاب به دبیری شورای عالی امنیت ملی، سرپرستی تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای را به‌ عهده گرفت. تیم مذاکره‌کننده جدید به سرپرستی او جایگزین تیمی شد که لاریجانی از جمله منتقدان عملکردش بود و جمله معروفش درباره یکی از توافقات ایران با تروئیکای اروپا (مروارید غلتان دادیم و آب نبات گرفتیم) هنوز هم از جمله معروف‌ترین جملات در صحنه سیاست سال‌های اخیر است. مدت مسئولیت علی لاریجانی در این سمت را می‌توان به سه دوره مشخص تقسیم کرد. دوره اول تقریباً 10 ماه به طول انجامید و در آن رویکرد مذاکره ایران از گفت‌وگو با سه کشور اروپایی (فرانسه، آلمان و انگلیس) به گفت‌وگو با چین و روسیه تغییر کرد. دهم مرداد 84، جواد لاریجانی گفت که «مذاکره با سه وحشی بین‌المللی یک فضاحت سیاسی بود» و 24 مرداد علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی شد تا این دیدگاه برادر را عملیاتی کند. او در 4 شهریور 84 گفت: «چرا فقط با سه کشور اروپایی مذاکره کنیم؟» و بر همین اساس هم مذاکرات هسته‌ای را شکل داد. در همان ماه‌های اول چند باری از طرح هسته‌ای روسیه سخن گفته شد. روس‌ها ادعا می‌کردند طرح خود را به ایران ارائه دادند و مقامات ایرانی از این طرح ابراز بی‌اطلاعی می‌کردند و در نهایت هم عنوان کردند که در نامه‌ای فقط 5/1 سطر درباره آن چیزی نوشته شده است.

علی لاریجانی در آستانه سال 85 از مذاکرات با آمریکا فقط درباره عراق خبر داد که البته اجرای آن یکسال دیرتر انجام شد. فروردین 85 در حالی که دولت در حال برگزاری جشن‌های هسته‌ای بود، لاریجانی خبر داد که کشورهای شرقی پیشنهادهای جدیدی برای مذاکره هسته‌ای مطرح کرده‌اند اما پس از یک ماه در حالی که آصفی سخنگوی وزارت امور خارجه از پیشنهاد هسته‌ای ایران به روسیه سخن می‌گفت و با مسجل شدن اینکه طرح روسیه هم چیزی غیر از تعلیق غنی‌سازی در ایران نیست، بار دیگر مذاکره با اروپا در دستور کار هیات مذاکره‌کننده ایرانی قرار گرفت و دوره دوم فعالیت علی لاریجانی را از همین زمان می‌توان دانست.

15 خرداد 85 خاویر سولانا رئیس بخش سیاست خارجی اتحادیه اروپا با پیشنهاد جدید اروپا به ایران آمد و بسته جدید 1+5 روی میز ایران قرار گرفت که اگرچه مورد پسند مقامات ایرانی قرار نگرفت اما سرآغاز مذاکرات جدید ایران و اروپا شد. 20 خرداد منوچهر متکی اعلام کرد که ما هم به اروپا بسته پیشنهادی می‌دهیم. این سخن اگرچه مفهوم عدم قبول بسته پیشنهادی بود، اما مفهوم ادامه مذاکرات را هم در دل خود داشت!

لاریجانی پس از سفر سولانا به تهران، چند بار دیگری با این مقام اروپایی دیدار داشت و چند دوره هم معاونان این دو مقام، مذاکرات را پیش بردند. 31 مرداد 85 روزی بود که بنا به اعلام لاریجانی، ایران به بسته 1+5 پاسخ می‌داد ولی پیش از آن تقریباً بر همه معلوم شده بود که پاسخ ایران چیست. اصلی‌ترین و مبنایی‌ترین خواسته بسته 1+5 تعلیق غنی‌سازی بود و مهمترین حرف ایران عدم تعلیق. با این همه بیان این مطلب از طرف علی لاریجانی و محمود احمدی‌نژاد متفاوت بود و شاید همین امر اولین جرقه‌های تغییری بود که این روزها شاهد آن هستیم. در طول سال 85 هرچه اظهار نظر محمود احمدی‌نژاد درباره مسائل هسته‌ای بیشتر می‌شد و فعالیت‌هایی از جمله فرستادن مجتبی ثمره هاشمی برای مذاکره با شیراک به شکل مستقل شکل می‌گرفت، حضور، فعالیت و اظهارنظر علی لاریجانی کمتر می‌شد.

دوره سوم ریاست علی لاریجانی در مذاکرات هسته‌ای از نیمه دوم سال 85 آغاز شد. حضور کمرنگ او در اخبار و مصاحبه‌ها چیزی نبود که از دید صاحبنظران سیاسی مخفی بماند. دیگر برای بسیاری عادی بود که موضع‌گیری‌های هسته‌ای ایران توسط محمود احمدی‌نژاد، منوچهر متکی و حسینی (سخنگوی امور خارجه) بیان شود و علی لاریجانی تنها گهگاه با بیان کلمات قصاری چون غربی‌ها در مذاکرات هسته‌ای رقص دیپلماتیک می‌کنند، خودی نشان می‌داد.

در طول ماه‌های اخیر مذاکرات هسته‌ای به دیدارهای جواد وعیدی و هاینونن، معاونان لاریجانی و البرادعی محدود بود و پس از مدت‌ها بالاخره خبر از دیدار جدید لاریجانی _ سولانا داده شد اما اصلی‌ترین خبر هسته‌ای در هفته اخیر درباره حضور پوتین در ایران و از زبان علی لاریجانی شنیده شد که احتمالا آخرین خبر از این دست است که وی گفته است.

سفر پوتین به ایران اگرچه برای حضور در نشست سران کشورهای حاشیه دریای خزر بود، اما معلوم بود که با توجه به اهمیت پرونده هسته‌ای ایران و طرح آن در شورای امنیت و مهلت داده شده، نمی‌توان سفر پوتین را فقط محدود به این موضوع دانست. علی لاریجانی چهارشنبه گذشته پس از سفر پوتین، وی را حامل پیام هسته‌ای به ایران دانست که این موضوع فردای آن روز از طرف محمود احمدی‌نژاد تکذیب شد.

به نظر بعضی صاحب‌نظران تمایل دولت بیشتر این بود که سفر پوتین را جلوه‌ای از توانایی دیپلماسی ایران نمایش دهند، نه سفری که پیام خاصی را با خود به همراه دارد. سخن لاریجانی در راستای این سیاست نبود.

حالا سعید جلیلی جایگزین علی لاریجانی شده است، فردی که هماهنگی کاملی با دولت و احمدی‌نژاد دارد و معروف است که طراح و پیشنهاد‌دهنده نامه‌نگاری احمدی‌نژاد به سران کشورهای دنیا بوده است؛ نامه‌هایی که به بوش، شیراک و مرکل نوشته شد و البته بی‌جواب ماند، اما تبلیغات بسیاری روی آنها صورت گرفت و حتی احمد جنتی در خطبه‌های نماز جمعه نامه به بوش را «الهام» خواند. اما حالا پس از یک سال کسی سخن از آن نامه‌ها نمی‌گوید و ماحصل همه آن تبلیغات، چیز دندانگیری نیست. با این همه اگر این موضوع که جلیلی پیشنهاد دهنده این نامه‌ها است، درست باشد، باید گفت که قرابت فکری و رفتاری بسیار نزدیکی میان او و احمدی‌نژاد وجود دارد. استعفا یا برکناری لاریجانی حلقه دیگری از زنجیر جدایی همراهان اولیه دولت احمدی‌نژاد است. لاریجانی به خوش‌چهره، افروغ، فرهاد رهبر، پرویز کاظمی، احمد توکلی و دیگران ملحق شده که فاصله فکری‌شان با مجموعه دولت به مرور بیشتر شده و دیگر نمی‌توان آنها را به راحتی در کنار دولت قرار داد. آنها به جمع اصولگرایانی پیوسته‌اند که از آغاز دولت احمدی‌نژادی در کنار او قرار نگرفتند با این همه باید گفت که لاریجانی نسبت به بقیه وزنه سنگین‌تری است. صدا و سیما در زمان ریاست او مهم‌ترین رسانه‌ای بود که احمدی‌نژاد را از گمنامی بیرون کشید و به مردم معرفی کرد. او در طول انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری نامزد اصلی اصولگرایان و شورای هماهنگی نیروهای انقلاب بود و هنوز هم جزو گزینه‌های اصلی محافظه‌کاران سنتی برای کاندیداتوری در انتخابات بعدی است. سخنگوی دولت علت کناره‌گیری لاریجانی از دبیری شورای عالی امنیت را «مشکلات شخصی»‌ عنوان کرده است.

چنین اعلامی معانی مختلفی را در ذهن تداعی می‌کند و سکوت لاریجانی هم آن معانی را تقویت می‌کند اما صرفنظر از آنها، این مطلب خالی از ظن و گمان است که محدوده کارگزاران دولت دارد محدودتر می‌شود و این موضوع برای دولت، آینده خوبی را نوید نمی‌دهد.