تاریخ انتشار : ۲۰ تير ۱۳۸۷ - ۱۰:۲۷  ، 
شناسه خبر : ۳۶۱۰۱


قاسم بابایی

پس از آنکه جنبش مقاومت فلسطین با قاطعیت آرا به پیروزی رسید، جهان از این پیروزی به عنوان انتفاضه سوم یاد کرد. اکنون با گذشت بیش از یک سال از پیروزی حماس و فشارهای آمریکا، اروپا، ارتجاع عرب و رژیم‌ صهیونیستی و سرانجام کودتای سیاسی محمود عباس، کنفرانس شرم‌الشیخ در حالی به میزبانی مبارک و با حضور شاه عبدالله اردنی و اولمرت برگزار گردید که بار دیگر همگان از آغاز انتفاضه جدید یا به تعبیری انتفاضه چهارم یاد می‌کنند. انتفاضه اول به رهبری دکترشهید فتحی ‌شقاقی بنیانگذار این حرکت در شرایطی برگزار شد که ملت مسلمان فلسطین در دو دهه قبل با مشاهده خیانت عرفات و سران سازشکار فلسطین و اعراب مرتجع و پس از 5 دهه تحمل سختیها و تحقیرها و تخریبها و آوارگی، با دستهای خالی، اما با سنگهای آتشین خودجوش و با تأسی و پیروی از انقلاب اسلامی ایران، ‌علیه صهیونیستها قیام کردند که به انتفاضه اول یا همان انقلاب سنگ معروف گردید.

در انتفاضه دوم مردم فلسطین علیه خیانت عرفات به دلیل امضای پیمان شرم‌آور «اسلو»، یا پیمانهای سازشکارانه‌ای چون «وای ریور» یا همان «وای پلنتیشن»،‌ پیمان کمپ دیوید دوم و شرم‌الشیخ اول، که در یک طرف عرفات و در طرف دیگر، ‌بیل کلینتون، نتانیاهو، ‌باراک،‌ شاه حسین اردنی، ‌مبارک و سران سعودی قرار داشتند،‌ به مخالفت و اعتراضات گسترده‌ای پرداختند.

نتیجه این مبارزات ظهور و تشکیل دو جنبش اسلامی جنبش جهاد اسلامی فلسطین (انتفاضه) و جنبش مقاومت اسلامی مردم فلسطین‌ (حماس) منجر گردید. پیروزی قاطع حماس در انتخابات سال گذشته، ‌شوکه شدن غرب و رژیم صهیونیستی را به همراه داشت.

فشارهای اقتصادی سیاسی و حتی کشتار ددمنشانه مردم مظلوم و بی‌دفاع فلسطین توسط صهیونیستهای جنایتکار، کودتای محمود عباس و سران مرتجع منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای‌، کار را به جایی رساندند که اکنون حتی اجلاس شرم‌الشیخ هم نمی‌تواند شعله‌های فروزان انتفاضه و خشم ملت فلسطین را خاموش کند و آنان را از راهی که در پیش گرفته‌اند،‌ بازدارد؛ زیرا اگر قرار بود که این اجلاسها به کمک صهیونیستها بیاید و مشکلات ارتجاع عرب و نیز اجرای سیاستهای آمریکایی منطقه‌ای کاخ سفید را حل نماید، ‌همان کمپ دیوید زمان سادات و یا سایر اجلاسها و پیمانهای بعدی چون اسلوی 1 و 2 باید این کار را می‌کرد. آنچه که تعیین‌کننده است،‌ اراده ملتهای منطقه و خاستگاه اسلامی و مواضع ضدآمریکایی ضدصهیونیستی آنان می‌باشد که تاکنون تمام برنامه‌های رژیم صهیونیستی را برهم زده و طرحهای استعماری این رژیم غاصب را به بن‌بست کشانده است.

 البته هدف اصلی اجلاس چهارجانبه شرم‌الشیخ نجات رژیم صهیونیستی بود، زیرا مبارک و ملک عبدالله عامل جنایتهای سپتامبر سیاه 1972 می‌باشند که طی آن‌ صدها فلسطینی را در اردوگاههای آوارگان فلسطینی در مرز با اردن به خاک و خون کشیده شدند؛ درست مشابه جنایتهای قصاب‌ صبرا و شتیلا که توسط آریل شارون به وقوع پیوست.

آنان در شرم‌الشیخ گردهم آمدند تا حلقه محاصره اقتصادی، ‌سیاسی و نظامی را علیه حماس تنگ‌تر کنند؛‌ مسلط بودن حماس بر غزه این کشورها را به شدت نگران کرده بود.

عمده نگرانی‌ مصر و اردن از یک‌سو گسترش نفوذ اسلام‌گرایان می‌باشد که حماس را شاخه‌ای از سازمان اخوان‌المسلمین متأثر از انقلاب اسلامی ایران می‌دانند که حتی باعث شدند تا سازمان اخوان‌المسلمین،‌ بزرگترین گروه مخالف دولت مصر، در انتخابات پارلمانی 2005، دولت مصر را وحشت‌زده کند و مبارک بیش از هر وقت تلاش دارد تا جلوی به قدرت رسیدن اسلامگرایان را بگیرد. از سوی دیگر، آنان به دنبال این هستند تا شاید با حمایت آمریکا و رژیم صهیونیستی بتوانند با ضربه زدن به حماس،‌ محوریت ایران، سوریه و حزب‌الله را تضعیف کنند.

مصر با 11 کیلومتر مرز با غزه از حضور حماس در این منطقه نگران است.

نگرانی جدی‌تری که تمام سران این کشورها را در برگرفته، این است که با وجود دشواریهایی که حماس در غزه ممکن است با آنها مواجه شود و در مقابل حمایت از محمود عباس در کرانه باختری و سرازیر کردن کمکهای مالی به این منطقه‌، نتیجه عکس بدهد.

یکی از سران صهیونیست در مصاحبه با روزنامه صهیونیستی هاآرتص چاپ تل‌آویو گفته است: درسی که از محاصره غزه در طول یک سال‌ و نیم گذشته باید گرفت، این است که سیاست محاصره به جای تضعیف جنبشهای سیاسی،‌ آنها را قویتر می‌کند.

 وی فشارهای آمریکا و اسراییل علیه مردم غزه را به «گتوی وارسا» منطقه یهودی‌نشین در پایتخت لبنان در سال 1943 تشبیه کرده که در آن زمان یهودیان بر ضدنازیها قیام کردند. اکنون فلسطینیهای غزه علیه اسراییلیهای جانشین نازیها قیام کرده‌اند که به پیروزی آنها و شکست اسراییل منجر خواهد شد.

آنچه فرایند اجلاس شرم‌الشیخ را نیز به بن‌بست کشید و از این هم بدتر خواهد کرد‌، این مسأله انکارناپذیر می‌باشد که مذاکرات صلح شرم‌الشیخ در صورتی امید به موفقیت آن می‌رفت که سرزمین واحد فلسطینی وجود داشته باشد. حال آنکه در وضعیت کنونی، عملاً‌ سرزمینهای فلسطینی دو پاره شده و تحت حاکمیتهای متفاوت واقع شده است. به‌ ویژه آنکه نه محمود عباس و نه اولمرت هیچ‌یک از محبوبیت فراگیر برخوردار نیستند.

اولمرت با ائتلافی که با حزب کارگر تشکیل داده، در ارتباط با مسأله فلسطین اختلاف شدید دارند. بنابراین او در موقعیتی نیست که بتواند تصمیمی سرنوشت‌ساز یا به اصطلاح شجاعانه اتخاذ کند. جنبش فتح به رهبری محمود عباس به‌ ویژه در بخش مربوط به نیروهای امنیتی آن به اعتراف سران این جنبش دچار اختلافات درونی و فساد مزمن است. عواملی که به عقیده ناظران شکست آنها را در نوار غزه در پی داشته است. با وجود احتمال آزاد کردن منابع مالی فلسطین توسط رژیم صهیونیستی، ‌اولمرت از حمایت بدون قید و شرط از دولت به رهبری محمود عباس خودداری ورزیده است. با توجه به اینکه حدود نیمی از مردم اردن را فلسطینیان تشکیل می‌دهند،‌ لذا حفظ آرامش در کرانه باختری رود اردن برای دولت ملک‌ عبدالله بسیار حیاتی است.

توطئه سه‌ مرحله‌ای صهیونیستها علیه حماس

یک تحلیلگر و نویسنده سیاسی از دستگاه سیاسی و امنیتی رژیم صهیونیستی خواست، وقت را هدر ندهند و جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) را در سه مرحله سرنگون کنند.

رونی بن‌یشای،‌ نویسنده یهودی برای مبارزه با حماس طرح اجرایی سه مرحله‌ای را پیش‌بینی کرده است که مرحله اول شامل جلوگیری از گسترش قدرت حماس در نوار غزه و تقویت قدرت «محمود عباس» رئیس تشکیلات خودگردان در کرانه باختری است. مرحله دوم طرح وی شامل نابودی قدرت نظامی حماس و مؤسسات دولتی این جنبش با عملیات نظامی گسترده است که از جمله این اقدامات بستن نوار مرزی موسوم به محور «فیلادلفیا» در مرز با اسراییل است تا مانع قاچاق اسلحه شوند. گسترش منطقه مرزی میان «رفح» و مصر و نابودی کارگاههای ساخت اسلحه و دستیابی به انبارهای زیرزمینی اسلحه حماس از دیگر اقدامات در مرحله دوم نابودی حماس ذکر شده است.

مرحله سوم این طرح شامل جایگزینی نیروهای بین‌المللی به‌جای ارتش اسراییل برای مدت معینی در نوار غزه و بازسازی ساختمانهای شهر و اعطای حمایتهای مالی است. این تحلیلگر صهیونیستی تأکید کرد که رژیم صهیونیستی باید گامهای سریعی را برای اجرای این طرح بردارد که در رأس آن سیطره بر رفح است تا مانع ورود کمکهای مالی و انسانی از سوی سازمانهای بین‌المللی برای حمایت از حماس شوند.

این در حالی است که سازمان ملل از وقوع یک فاجعه انسانی در نوار غزه خبر داد که بر اثر فقر و فشارهای اقتصادی جان هزاران نفر از مردم به‌ ویژه زنان و کودکان فلسطینی را در معرض خطر مرگ قرار داده است.

افشاگری اسماعیل هنیه

در پی شرایط کنونی اسماعیل هنیه رهبر حماس و نخست‌وزیر منتخب مردم فلسطین برای نخستین‌بار پس از تسلط جنبش حماس در نوار غزه سخنرانی کرد.

وی اظهار داشت: اگر حماس از حق خود و دولتی که با آرای فلسطینیان تشکیل شده گذشت و اعضا و رهبران فتح را در قدرت مشارکت داد، به دلیل منافع فلسطینیان و وحدت میان آنها بود،‌ اما هرقدر حماس برای ملت فلسطین کوتاه می‌آمد، اعضای فتح هم به همان میزان مانع‌تراشی می‌کردند و می‌گفتند حماس طرفدار دیکتاتوری است. بعداً معلوم شد که مشکل از جای دیگری است و آمریکا و اسراییل در میان اعضای فتح سلاح توزیع می‌کنند. ما فهمیدیم که علیه حماس توطئه در جریان است. آنها می‌خواهند به هر ترتیبی که شده، دولت حماس را ساقط کنند.

من به برادرانم در رام‌الله می‌گویم که مذاکره با اسراییل یک سراب است. آمریکا و اسراییل حق ملت فلسطین را نمی‌دهند و سراب مذاکره، کسی را سیراب نمی‌‌کند. حماس از حق ملت خود کوتاه نمی‌آید و از راه مقاومت بازگشت نمی‌کند. این مقاومت نیز به خاطر ملت فلسطین صورت می‌گیرد و جنبش حماس به دنبال هیچ امتیازی نیست. ما پذیرفتیم که در نشست مکه شرکت کنیم، ولی آمریکا و انگلیس و یک جریان داخلی وابسته به فتح از این پیمان ناراحت شدند و مانع‌تراشی کردند. مشکلات داخلی امنیتی توسط فتح به وجود آمد و این برخلاف پیمان مکه بود. من برای ابومازن نامه نوشتم و تمام این مسایل را توضیح دادم. طی این مدت سلاح وارد نوار غزه شد و تشکیلات امنیتی وابسته به عباس مرتباً تشکیل جلسه می‌دادند. آنها شهرداران را تهدید می‌کردند و امنیت داخلی و نظام سیاسی را هدف قرار دادند، ولی عباس هیچ کاری با آنها نداشت؛ زیرا آمریکا و اسراییل و برخی کشورها خواستار سرنگونی حماس بودند اروپایی‌ها گفتند ما با همه وزیران به جز وزرای حماس همکاری می‌کنیم. مردم جهان بدانند، ‌این سخن اسراییلیهاست که حماس و طالبان می‌خواهند در غزه امارات اسلامی تشکیل دهند. نوار غزه جزء تفکیک‌ناپذیر سرزمین فلسطین است و حماس خود را ملزم به حفظ وحدت فلسطین می‌داند. اکنون علیه قانون و دموکراسی ملت فلسطین کودتا شده است. زمانی دولت فلسطین از نگاه دیگران قانونی است که مورد رضایت آمریکا و اسراییل باشد. نه براساس آرای مردم و صندوقهای رأی.

این در شرایطی است که آنها می‌گویند،‌ حماس کودتا کرده است، حال آنکه حماس از قانون حمایت می‌کند و من هم به خاطر خون شهیدان در سمت نخست‌وزیری باقی می‌مانم. اکنون مشکل میان حماس و ابومازن و یا فتح نیست بلکه مشکل موجود، مشکل میان حماس و جهان وابسته به بیگانه است. جریانی که می‌خواهد هر طور شده نتیجه انتخابات مردمی و پیروزی حماس را از بین ببرد.

ما سلاطین را دوست داریم

رابرت، روزنامه‌نگار مشهور انگلیسی در مقاله‌ای در روزنامه ایندیپندنت به بررسی نگاه غرب به مسأله فلسطین و رویکرد غربیها به رهبران سیاسی کشورهای منطقه پرداخت. او می‌نویسد: امروز غربیها در حالی اجلاس شرم‌الشیخ را شروع و پشت سر گذاشتند که دولت قانونی هنیه را به رسمیت نمی‌شناسند، اما ابتدا ما می‌خواهیم که فلسطینیان از دموکراسی حمایت کنند و بعد آنها برای حمایت از دموکراسی، در انتخابات حزب مشکل‌سازی را انتخاب می‌کنند؛ حماس! و بعد حماس یک جنگ کوچک داخلی را می‌برد و کنترل نوار غزه را در دست می‌گیرد و ما غربیها همچنان می‌خواهیم با رئیس‌جمهور فاقد اعتبار؛ یعنی محمود عباس مذاکره کنیم. امروز فلسطین دو نخست‌وزیر دارد. یکی قانونی و دموکراتیک و دیگر تحمیلی و تشریفاتی. او با اشاره به اینکه ما با چه کسی می‌توانیم مذاکره کنیم؟ می‌نویسد: البته ما باید با حماس‌ ماهها پیش مذاکره می‌کردیم، ولی ما مذاکره با دولتی را که آزادانه به وسیله فلسطینیان انتخاب شده است، دوست نداشتیم. آنها باید به فتح رأی می‌دادند، اما به حماس رأی دادند که به رسمیت شناختن آن را رد می‌کند و توافقنامه اسلو را بدون اعتبار می‌داند.

وی می‌نویسد: هیچ کس در میان ما نپرسید که حماس قرار بود کدام اسراییل را به رسمیت بشناسد؛ اسراییل 1948 یا اسراییل بعد از 1967؟ اسراییلی که شهرها را برای اقامت یهودیها می‌سازد و ساخته است؟

و امروز ما در شرم‌الشیخ قصد مذاکره با محمود عباس را داریم. محمود عباس رهبر به اصطلاح میانه‌روی فلسطین است.

رابرت فیکس در مقاله خود می‌نویسد: من سالها پیش را یادآوری می‌کنم که به خانه یکی از مسؤولان حکومت خودگردان فراخوانده شده بودم که دیوارهای آن به وسیله تانک اسراییلی سوراخ شده بود. همه درست است. اما چیزی که من را شوکه کرد، شیرهای دستشویی بودند که همه از طلا ساخته شده بودند. آن شیرها چیزی بود که موجب برگزاری انتخابات به وسیله فتح شد. فلسطینیان به حماس رأی دادند و بنابراین ما تصمیم گرفتیم تا آنها را تحریم کنیم. به آنها به دلیل انتخابشان زور بگوییم و توهین کنیم. به آنها گرسنگی دهیم.

وی می‌نویسد: ما عاشق حسنی مبارک هستیم. کسی که شکنجه‌هایش علیه سیاستمداران حزب‌ اخوان‌المسلمین که بتازگی در خارج از قاهره دستگیر شدند، هنوز تمام نشده است. کسی که ریاست جمهوری‌اش، مورد حمایت خانم. بله خانم جرج دبلیو بوش قرار گرفت و مسلماً جانشین او، پسرش جمال خواهد بود.

آری ما ملک عبدالله اردن را دوست داریم، به خاطر سلطنتش که در قانون اساسی آنها ذکر نشده است و تمام امیرها و شاهزاده‌های خلیج‌فارس را، به ‌خصوص آنهایی که برای کارخانجات اسلحه به ما رشوه می‌دهند.