تاریخ انتشار : ۲۳ تير ۱۳۸۷ - ۱۵:۲۸  ، 
شناسه خبر : ۳۶۱۶۱
سارکوزی و دستور کارهای جدید برای اتحادیه اروپا

ترجمه: زهرا خدایی

سارکوزی در اولین سخنرانی خود در بیست‌وششم اوت سال جاری در حضور سفرا و شخصیت‌های سیاسی فرانسه، بر لزوم تشکیل اروپایی قوی، باتوان و قدرتی برابر با ایالات متحده آمریکا تأکید کرد. وی تصریح کرد که اروپا می‌بایست نقش اولین حافظ صلح و امنیت را در جهان با همکاری سازمان ملل ایفا کند. او همچنین با اشاره به رقابت موجود میان قدرت‌های بزرگ به منظور دست یافتن به منابع طبیعی به خصوص انرژی گفت: «در حال حاضر دنیا چند قطبی شده است اما همین ویژگی که می‌تواند زمینه‌ساز وحدت جدید قدرت‌های بزرگ باشد، به سمت شوک سیاست قدرت‌های بزرگ حرکت می‌کند» .سارکوزی در سخنرانی خود راه‌حل‌ها و پیشنهادهای زیادی را به منظور برابری با هژمونی سیاسی، اقتصادی و نظامی آمریکا ارائه کرد. وی همچنین علاوه بر پیشنهاد گسترش گروه8) G8  کشور صنعتی و ثروتمند دنیا) به 13 عضو که شامل چین، هند، برزیل، مکزیک، و آفریقای جنوبی می‌شود، معتقد است اعضای دائمی شورای امنیت سازمان ملل - که در حال حاضر 5 عضو است - نیز می‌تواند با پیوستن آلمان، ژاپن، هند، برزیل و کشوری به نمایندگی از سوی کشورهای آفریقایی، افزایش یابد. در مجموع، سخنان سارکوزی در باب احتمال ایجاد «دنیای چندقطبی متخاصم»، جدید و به گونه‌ای بیانگر تقویت قدرت نظامی اروپا بود. وی با قاطعیت اعلام کرد: «بدون اروپایی قدرتمند و قوی، دنیا از وجود قطبی که نقشی ضروری در برقراری تعادل دارد، محروم خواهد ماند». سارکوزی همچنین ضمن تأکید بر حضور قدرتمند نظامی اتحادیه اروپا در دنیا که نقش اصلی آن را فرانسه ایفا کند، تصریح کرد: «ما امیدواریم که در ماههای آینده، به پیشرفتهای چشمگیری به رهبری فرانسه در خصوص تقویت دفاعی اروپا دست یابیم».

او همچنین با دعوت به منظور تقویت نظامی ناتو، خواهان نقش و شراکت مساوی و برابر میان اعضای آن شد. هر چند که سارکوزی در سخنرانی خود، ‌اتحاد و همبستگی کامل خود را با ایالات متحده آمریکا برای مقاصد و بهره‌برداری‌های امپریالیستی در کل دنیا اعلام کرد اما با این حال با قاطعیت کامل، خواهان سهم فرانسه و اتحادیه اروپا در این بین شد. در حالی که در طول انتخابات ریاست جمهوری، وی اعلام کرده بود که سربازان فرانسوی تا ابد در افغانستان باقی نخواهند ماند و به زودی از این کشور خارج خواهند شد، در این سخنرانی قول داد که با حضور 150 نفر از نیروهای آموزشی متخصص در امور نظامی در افغانستان، نقش و حضور نظامی فرانسه را در این کشور پررنگ‌تر کند. او در بخش‌های دیگری از سخنرانی خود، ضمن دعوت از کشورهای اروپایی برای گسترش تجهیزات امنیتی و نظامی اروپا، تصریح کرد: «فرانسه و آلمان در همین راستا فعالیت‌های زیادی را به ثمر رسانده‌اند. از طرفی با توجه به اینکه هزینه‌های نظامی انگلیسی‌ها و فرانسوی‌‌ها در حدود دو سوم از کل 25 عضو دیگر اتحادیه اروپا را تشکیل می‌دهند، لازم است شراکت و همکاری‌های بیشتری در این زمینه میان اعضای اتحادیه به وجود آید». دقیقا یک روز پس از سخنرانی سارکوزی، وی خطاب به کمیسیونی که به منظور مطالعات و تحقیقات دفاعی تشکیل شده بود، اعلام کرد که در حدود 2 درصد از دارایی کشور را به مطالعه و تحقیقات دفاعی اختصاص داده است و این امر به فرانسه این امکان را می‌دهد که خود را مجهز به توانمندی‌های لازم کرده و در رأس رقابت با سایر کشورهای اروپایی از جمله انگلستان قرار گیرد. چنین اعلام مواضعی از سوی سارکوزی در خصوص انگلستان بیانگر تغییری آشکار در سیاست خارجی فرانسه بوده که همواره تا پیش از سارکوزی، انگلستان را نماینده ایالات متحده قلمداد کرده و جهت‌گیری‌های خود را بر اتحاد با آلمان بنا کرده بود. در واقع، این امر بیانگر اهمیتی است که سارکوزی به قدرت نظامی به منظور حمایت از منافع اقتصادی فرانسه و اروپا می‌دهد. یکی از محورهای اصلی سخنرانی وی این بود که فرانسه و انگلستان تنها کشورهای اروپایی‌اند که دارای سلاح هسته‌ای هستند. در حقیقت، امپریالیسم فرانسوی نیز تمایل دارد چنین برتری‌ای را نسبت به سایر اعضای اتحادیه اروپا و همچنین رقابت برای کسب رهبری این نهاد حفظ کند. در حیطه اقتصادی نیز سارکوزی تمایل دارد اروپا تدابیر و اقدامات لازم را برای پیشبرد منافع خود در عرصه جهانی به کار گیرد ولی بدون شک نتیجه اصلی امپریالیسم فرانسوی و اروپایی و تبدیل شدن آن به اولین حافظ صلح و امنیت، تشدید استثمار طبقه کارگر و اعمال قدرت در برقراری نظم اجتماعی در داخل کشور خواهد بود.

به همین دلیل است که سارکوزی برنامه‌ریزی‌های وسیع و گسترده و قوانینی را در دست تصویب دارد که ضمن ایجاد تغییرات در خدمات اجتماعی، قدرت سرکوبگری پلیس و سیستم‌ قضائی را افزایش داده و حقوق کار را کاهش می‌دهد. گرایش سارکوزی به سمت میلیتاریسم و دعوت وی از کشورهای اروپایی برای ایفای نقشی مؤثر در عراق، بیانگر سازش و مصالحه وی با آمریکاست. بدون شک او می‌داند که شکست آمریکا در عراق برای همه قدرت‌های امپریالیستی خطرناک خواهد بود. با این حال، فرانسه منافع خاص خود را در خاورمیانه - بالاخص ایران - دارد. وی با تکرار این مطلب که عقب‌نشینی نیروهای آمریکایی از عراق در حال حاضر می‌تواند تراژدی به بار آورد، تصریح کرد: «فرانسه همواره مخالف جنگ عراق بوده‌ اما در حال حاضر، مسئله مهم یافتن راه‌حلی سیاسی برای پایان دادن به بحران است. در این بین، جامعه بین‌الملل در وهله اول کشورهای منطقه می‌توانند نقشی اساسی ایفا کنند. فرانسه نیز سهم خود را برای حل بحران ایفا خواهد کرد؛ همان‌گونه که برنارد کوشنر در سفر خود به بغداد، پیام همبستگی و همیاری فرانسه را به عراقی‌ها اعلام کرد». به عبارت روشن‌تر، سارکوزی در سخنرانی خود، گاه در جایگاه رقیب و گاه در جایگاه متحد ایالات متحده آمریکا ظاهر شد. اما مسئله‌ای که به وضوح می‌توان از سخنرانی وی فهمید، آن است که ورود امپریالیسم فرانسوی به بازی دولتمردان این کشور، بسیار مهم است. مواضع وی در خصوص ایران نیز بیانگر موافقت کامل با سیاست‌های بوش در خصوص اعمال فشارها و تحریم‌های بیشتر روی ایران به منظور توقف کامل برنامه‌های هسته‌ای ایران بود اما از طرفی وی اعلام کرد که خواهان راه‌حل دیپلماتیک است و اینکه فرانسه از هیچ تلاشی برای متقاعد کردن ایران جهت گفت‌وگو با اروپایی‌ها، روس‌ها، چینی‌ها و آمریکایی‌ها دریغ نخواهد کرد. اینکه سارکوزی چرا نام آمریکا را در آخر رده‌بندی‌‌ها قرار داد، خود جای تأمل دارد؛ وی تمایل دارد تا اروپا و سایر قدرت‌های مذکور همچون وزنه‌ای جهت تعادل بخشیدن به هژمونی و تسلط ایالات متحده آمریکا عمل کنند.

سخنان سارکوزی در آمریکا بازتاب گسترده‌ای داشته و آن را نشانه بهبود روابط میان 2 کشور عنوان کردند. وال استریت ژورنال پس از سخنرانی سارکوزی نوشت: «فرانسه قصد دارد از این پس با حضور بیشتر در عرصه بین‌الملل، نه به عنوان ضدآمریکایی، بلکه در کنار آمریکایی‌ها نقش فعال‌تری ایفا کند. در مجموع رسانه‌ها و مطبوعات آمریکایی چنین اعلام کردند که می‌توان با خواست‌ها و مطالبات فرانسوی‌ها کنار آمد. ژست‌های آرام سارکوزی در سخنرانی در مباحث مربوط به آمریکا، بسیار پرمعناتر از سخنان ناسیونالیستی وی بود. با این حال آمریکا به هیچ عنوان نمی‌تواند تلاش‌های جدی و اقدامات عملی در راستای منافع فرانسه و اروپا را بپذیرد. از این رو اختلاف در آینده میان 2 کشور، امری اجتناب‌ناپذیر خواهد بود؛ بالاخص در آفریقا و خاورمیانه - جایی که فرانسه در آنجا حضور و منافعی تاریخی دارد - ممکن است از سوی ایالات متحده آمریکا مورد تهدید قرار گیرد. یکی از اولویت‌های امپریالیستی آمریکا، خنثی کردن هرگونه تهدید - از هر راهی حتی نظامی – در مقابل برتری اقتصادی خود است. واشنگتن نیز تمایل دارد تا اروپا را در حد یک قدرت نظامی ببیند اما قطعا قدرتی زیردست و پایین‌تر از آمریکا، در حال حاضر، ایالات متحده آمریکا به این می‌اندیشد که به دیده اغماض به اظهارات مطالبات پر طمطراق سارکوزی در خصوص اروپا و فرانسه بنگرد، اما می‌تواند اقدامات و برنامه‌های دیگری به منظور اثبات قدرت و برتری نظامی خود در سر داشته باشد؛ از جمله ایجاد اختلاف در اتحادیه اروپا از طریق متحدان اروپایی‌اش از جمله انگلستان و لهستان.

روزنامه لیبراسیون نیز ضمن اشاره به محدودیت‌های عینی رؤیاهای سارکوزی می‌نویسد: «زمانی که کشوری تحت قراردادهای مختلف، الزاماتی را برای خود تعیین می‌کند، چنین سخنانی ثمره‌ای جز گسست واقعی و ایجاد دیوار بلند در مقابل خود نخواهد داشت». واکنش آلمان نیز در مقابل اظهارات سارکوزی بیانگر سرآغاز  تنش میان 2 کشور در اتحادیه اروپا بود. آلمان‌ها معتقدند که فرانسه قصد دارد هژمونی خود را در اتحادیه اروپا اعمال کند. روزنامه‌های آلمانی در تفسیر اظهارات سارکوزی اعلام کردند، سخنان وی بیانگر در دست گرفتن رهبری اتحادیه بود و پاریس قصد دارد به عنوان یکی از بازیگران اصلی صحنه بین‌الملل، نقش فعال‌تری داشته باشد. اما می‌توان چنین عملکردی که اتحادیه اروپا را به سمت آفریقا سوق می‌دهد، پاسخی به نفوذ قابل توجه آلمان و اقدامات اخیر این کشور در گسترش اتحادیه تلقی کرد. روزنامه آلمانی «دای ولت» می‌نویسد: «حتی اظهارات سارکوزی در خصوص اختصاص یک کرسی دائمی به‌آلمان در شورای امنیت سازمان ملل تنها در حد یک پیشنهاد و غیر قابل تحقق و تنها برای تحریک و جلب نظر آلمان‌ها بوده است».

در مجموع، دولت آلمان از چنین موضع‌گیری‌ای عصبانی بوده و سخنرانی سارکوزی را ناسیونالیسم فرانسوی تلقی می‌کند و معتقد است که دولت فرانسه قصد دارد اقدامات و نوآوری‌های یکطرفه خود را بدون مشورت با اتحادیه اروپا یا آلمان پیش برد؛ گفت‌وگو با لیبی و آزادسازی پزشکان و پرستاران زندانی در این کشور - که به جرم آلوده کردن تعدادی از کودکان لیبیایی در زندان به سر می‌بردند و دولت آلمان نیز تلاش‌های اساسی را در راستای این آزادسازی انجام داده بود که در نهایت به نام سارکوزی و دولت پاریس تمام شد؛ این مسئله آلمان‌ها را به شدت عصبانی کرد - از سوی دولت فرانسه و در عوض آن ساخت یک نیروگاه از سوی دولت فرانسه در لیبی و فراخوان از بانک اروپا برای تلاش در جهت کاهش ارزش یورو به منظور ارتقای سطوح صادرات فرانسه از جمله این اقدامات است. این امکان نیز وجود دارد که نزدیکی روابط فرانسه و روسیه و گسترش مناسبات دو طرفه در زمینه نفت و گاز، تهدیدی برای روابط نزدیک آلمان و روسیه باشد.

آلمان روی روسیه برای نفت و گاز غنی‌اش حساب می‌کند در حالی که فرانسه سعی دارد هر چه بیشتر روابطش را به سمت آفریقا و خاورمیانه سوق دهد. روزنامه فایننشال دوچلند نیز چنین می‌نویسد: «اگر سارکوزی قصد دارد از اتحادیه اروپا یک فعال همه جانبه در عرصه‌های جهانی بسازد، باید این نکته را خوب بداند که بسیاری از شرکای اتحادیه اروپا بسیار زود طرح‌ها و پروژه‌های یکطرفه سارکوزی و پاریس را رد و از آن استقبال نمی‌کنند». چنین تیرگی در روابط را عینا می‌توان در سفر سارکوزی به آلمان مشاهده کرد، گفته می‌شود اختلاف میان 2 کشور حتی تا پیش از این تاریخ یعنی در ماه می‌ بوده است؛ زمانی که سارکوزی در کنفرانس اقتصادی وزرای اروپایی شرکت کرده و این مسئله را برای آلمان خوشایند نبوده است در کنفرانس مذکور،  وزیر اقتصاد آلمان خطاب به سارکوزی اعلام کرده بود که رئیس‌جمهور فرانسه به جای توجه به کسر بودجه، تمایل دارد به کسانی که به او رأی داده‌اند. «هدیه مالی» بدهد. سارکوزی نیز در جواب وی ضمن محکوم کردن وزیر دارایی آلمان به عدم رعایت ادب در گفت‌و‌گو با مقام ریاست جمهوری فرانسه، خواهان عذرخواهی دولت آلمان شده بود. گذشته از همه این مباحث، اختلاف‌نظر کنونی دولت فرانسه و آلمان بیشتر روی تکروی‌های سارکوزی و پیشنهادهای وی در خصوص تأمین انرژی اروپاست. در سفر اخیر سارکوزی به آلمان، وی با ارائه برنامه گسترش فعالیت‌های هسته‌ای اروپا، از کشورهای اتحادیه دعوت کرد تا در برنامه‌های وی سهیم شوند. وی حتی اعلام کرد که در صورت تمایل، فرانسه قصد دارد سلاح هسته‌ای در اختیار کشورهای اروپایی، قرار دهد. از آنجا که بحث از سلاح‌های هسته‌ای در آلمان به عنوان یک تابو تلقی می‌شود. پیش از سارکوزی، شیراک نیز در خصوص این مسئله بسیار محتاطانه با مقامات آلمانی گفت‌وگو می‌کرد و دیری نپایید که وی دریافت که بحث در این خصوص با آلمان‌ها بی‌فایده است. از این رو استین‌میر -  وزیر امورخارجه آلمان - در پاسخ به اظهارات سارکوزی اعلام کرد که آلمان قصد ندارد به قدرت هسته‌ای تبدیل شود و به همین دلیل است که ان‌پی‌تی را امضا کرده است. سکوت مرکل در برابر اظهارات استین‌میر، گویای موافقت وی در این امر بود چرا که موقعیت وی با سارکوزی کاملا متفاوت است؛ او به تنهایی نمی‌تواند تصمیم‌ بگیرد و گروه‌های حاضر در اتئلاف دولتی با متد و شیوه‌ای خاص اعمال نفوذ می‌کنند. از سوی دیگر، طرح‌های سارکوزی مبنی بر افزایش سهام فرانسه در کنسرسیوم مشترک هوا و فضانوردی اروپا (EADS) نیز مورد استقبال آلمانها قرار نگرفت. آلمان‌ها نگران‌اند که با افزایش سهام فرانسه در این کنسرسیوم فضانوردی، در آینده در تصمیمات مهمی چون تعطیلی مراکز و کارخانه‌های این کنسرسیوم حق رأی و نظر کمتری داشته باشد. در مجموع به رغم اظهارات اخیر سخنگوی کاخ‌الیزه مبنی بر عدم وجود اختلاف میان آلمان و فرانسه، وجود اختلافات اساسی میان 2 طرف محرز و مسلم است. اما در این بین، بیش از همه نقش و سیاست‌های سارکوزی در اتحادیه اروپا مورد انتقاد قرار می‌گیرد.

به عقیده برخی کارشناسان، سیاست‌های سارکوزی به نوعی در برخورد با مسائل، جنگ‌طلبانه بوده و اگر این روند ادامه یابد، نه تنها روند وحدت اروپا مورد تهدید قرار می‌گیرد بلکه بر مشکلات این اتحادیه نیز افزوده خواهد شد.