مقدمه:
در سال 66 تحولات و دگرگونیهای اساسی از نظر نظامی و سیاسی در جنگ بروز کرد و در نتیجه پایان عمر آن را نزدیک نمود، بنا به اهمیت وقایع این سال در کل 8 سال دفاع مقدس مقاله حاضر به بررسی اجمالی حوادث جنگ در سال 1366 پرداخته است.
مقدمه:
در سال 66 تحولات و دگرگونیهای اساسی از نظر نظامی و سیاسی در جنگ بروز کرد و در نتیجه پایان عمر آن را نزدیک نمود، بنا به اهمیت وقایع این سال در کل 8 سال دفاع مقدس مقاله حاضر به بررسی اجمالی حوادث جنگ در سال 1366 پرداخته است.
مقدمه:
در سال 66 تحولات و دگرگونیهای اساسی از نظر نظامی و سیاسی در جنگ بروز کرد و در نتیجه پایان عمر آن را نزدیک نمود، بنا به اهمیت وقایع این سال در کل 8 سال دفاع مقدس مقاله حاضر به بررسی اجمالی حوادث جنگ در سال 1366 پرداخته است.
مقدمه:
در سال 66 تحولات و دگرگونیهای اساسی از نظر نظامی و سیاسی در جنگ بروز کرد و در نتیجه پایان عمر آن را نزدیک نمود، بنا به اهمیت وقایع این سال در کل 8 سال دفاع مقدس مقاله حاضر به بررسی اجمالی حوادث جنگ در سال 1366 پرداخته است.
مقدمه:
در سال 66 تحولات و دگرگونیهای اساسی از نظر نظامی و سیاسی در جنگ بروز کرد و در نتیجه پایان عمر آن را نزدیک نمود، بنا به اهمیت وقایع این سال در کل 8 سال دفاع مقدس مقاله حاضر به بررسی اجمالی حوادث جنگ در سال 1366 پرداخته است.
مقدمه:
در سال 66 تحولات و دگرگونیهای اساسی از نظر نظامی و سیاسی در جنگ بروز کرد و در نتیجه پایان عمر آن را نزدیک نمود، بنا به اهمیت وقایع این سال در کل 8 سال دفاع مقدس مقاله حاضر به بررسی اجمالی حوادث جنگ در سال 1366 پرداخته است.
مقدمه:
در سال 66 تحولات و دگرگونیهای اساسی از نظر نظامی و سیاسی در جنگ بروز کرد و در نتیجه پایان عمر آن را نزدیک نمود، بنا به اهمیت وقایع این سال در کل 8 سال دفاع مقدس مقاله حاضر به بررسی اجمالی حوادث جنگ در سال 1366 پرداخته است.
به گزارش ایسنا، از فروردین 1366 تا فروردین 1367. به جز عملیات کربلای 8 که ادامه عملیات کربلای 5 به شمار میرفت. تمام عملیاتهای جمهوری اسلامی در مناطق کوهستانی شمال غرب انجام شد. در این مقطع، بیش از 55 عملیات ایذایی، کوچک، محدود و بزرگ صورت گرفت که در میان عملیاتهای انجام شده در شمال غرب، عملیاتهای کربلای 10، نصر 8، بیتالمقدس 2 و والفجر 10 نسبت به سایر عملیاتها، مهمتر بودند و آثار آنها تعیینکنندهتر تلقی میشد.
در عملیاتهای سال 1366، رزمندگان اسلام، شهرهای ماووت، حلبچه، خرمال، سیدصادق، چند قریه و دهها ارتفاع مهم منطقه را به تصرف درآوردند و یا بر آنها مسلط شدند. از نظر کمّی، در این سال، جبهه خودی بیشترین عملیات را انجام داد که سهم قرارگاه رمضان در انجام تکهای ایذایی و کمک به عملیات محدود و بزرگ سپاه قابل توجه بود.
جنگ شهرها و نفتکشها:
همزمان با بروز تحولات در جبهههای نبرد، جنگ شهرها و جنگ نفتکشها نیز آغاز شد. با شروع عملیات کربلای 8 در 18 فروردین 1366 و در جریان عملیات کربلای 10 در 25فروردین تا 10 اردیبهشت 1366 و نیز، هم زمان با عملیات نصر 4 و 5 در تابستان این سال، جنگ شهرها به طور متناوب ادامه یافت. پس از این زمان، تا شهریور ماه، این جنگ به طور پراکنده استمرار پیدا کرد. مسئله تازه در حملات عراق، توسعه دامنه جنگ شهرها به مناطق کردنشین این کشور بود، که از نظر مقامات عراقی به دلیل همکاری با نیروهای ایرانی و کردهای معارض، مستحق تنبیه بودند. اوج این رفتار، بمباران گسترده شیمیایی اکراد عراق در حلبچه بود که موجب حیرت و واکنش بینالمللی شد.
هم زمان با این فاجعه، و در جریان عملیات والفجر 10، عراق از هشتم اسفند 1366 حملات هوایی و موشکی خود را علیه تهران و سایر شهرهای ایران وسعت بخشید و جنگ شهرها یک بار دیگر میادین نبرد را تا حدودی تحتالشعاع خود قرار داد. ایران نیز در سطح محدودتر، بغداد و برخی شهرهای عراق را مورد حمله قرار داد. این حملات تا دوم فروردین 1367 ادامه یافت. مرحله آخر جنگ شهرها، از 21 فروردین 1367 آغاز شد که در 31 فروردین 1367 به پایان رسید.
تقویت ارتش عراق از سوی ابرقدرتها:
مسئله مهم دیگر در سال 1366، تشدید تلاش قدرتهای بزرگ برای مسلح کردن ارتش عراق بود، که با توجه به برتری ایران در صحنه نبرد، موازنه تسلیحاتی را به نحو قابل ملاحظهای به نفع این کشور تغییر داد. از سلاحهای استراتژیک که در این ساله به عراق داده شد، میتوان از هواپیماهای پیشرفته میگ 29 و میگ 31 نام برد که در جنگ شهرها توانایی و برتری عراق را بیش از پیش افزایش دادند.
بر پایه اخبار منتشر شده، عراق 25 فروند میگ 29 از شوروی دریافت کرد علاوه بر این، میزان ارسال سلاح از اتحاد جماهیر شوروی به عراق که از سال 1986 میلادی آغاز شده بود، تا اوایل سال 1988 میلادی به 9/3 میلیارد دلار رسید. همچنین، شوروی، تعداد قابل ملاحظهای موشک دوربرد نیز به عراق تحویل داد. این سلاحها - به غیر از انبوه تانک، نفربر، قبضههای توپ، هلیکوپتر و ... . ارتش عراق را پس از هفت سال جنگ، به مراتب بیش از شروع جنگ توانمند ساخته بود. اخبار غیرآشکار نیز حاکی از آن بود که عراق در آستانه دستیابی به بمب اتمی است. همچنین، در زمینه تهیه سلاحهای شیمیایی، حمایت بیدریغ کشورهای اروپایی از عراق، موجب شد که بغداد مهلکترین مواد شیمیایی را در زرادخانههای خود انبار کرده و از آنها در میدان نبرد استفاده کند.
بنبست در جبهههای جنوب:
افزایش قابل ملاحظه توان تسلیحاتی عراق، بنبست ادامه جنگ در جبهه جنوب و یکنواختی ارتش عراق در نحوه مقابله با حملات ایران، نگرانی فرماندهان را برانگیخت. در نظر فرماندهان جنگ این خطر وجود داشت که عراق به شیوه غلط خود در پاسخ به حملات ایران پی خواهد برد و در آن زمان، توان جبهه خودی قادر به مقابله با دور جدید حملات این کشور نخواهد بود. زیرا شکاف میان توانایی دو طرف در صحنه نبرد قابل ترمیم نبود. اساساً، توان نظامی ایران به دلیل آن که بر پایه استراتژی جنگ تا یک پیروزی برجسته نظامی استوار بود، لذا، سازمان، مهندسی، لجستیک و ... به طور موردی و در صورت نیاز تقویت میشد؛ بنابراین جمهوری اسلامی، تنها قادر بود در شرایطی که عراق در لاک دفاعی قرار دارد، با شناخت نقاط ضعف دشمن و با استفاده از اصل غافلگیری، ابتکار عمل را به دست گیرد.
در خصوص این وضعیت فرمانده وقت سپاه میگوید: بعد از عملیات کربلای 5، ما یک بازنگری در خودمان کردیم و دیدیم چند ضعف اساسی در ما پیدا شده است. اولین ضعف، زمینگیر شدن بخش قابل توجهی از نیروها در فاو، شلمچه، جزایر مجنون و ... بود. لشکرها و تیپها هر کدام دو محور خط پدافندی داشتند. دوم: تجربه نشان داده بود که سیاست و استراتژی سپاه برای کشاندن امکانات کشور به جنگ، شکست خورده است. سوم: دست ما در جنوب برای دشمن کاملاً رو شده بود. یعنی غافلگیری تقریباً به یک داستان تبدیل شده بود.
فشار سیاسی بر ایران:
در سال 1366، و پس از پیروزی ایران در شلمچه (عملیات کربلای 5) فشار سیاسی علیه ایران در سطح بینالمللی و با هدف پایان دادن به جنگ، به گونهای بیسابقه افزایش یافت. قطعنامه 598، طرح تحریم تسلیحاتی، ورود ارتش آمریکا به خلیجفارس و مانند آن، پیامدهای این فشار بودند که هدف از آنها، پایان دادن به مسئله جنگ بود.
جرج شولتز، وزیر خارجه آمریکا در مورد اقدامات آمریکا اظهار داشت: "آمریکا در رابطه با جنگ عراق و ایران و قطعنامه 598 به شدت فعالیت میکند، در عین حال در خلیجفارس هم به وظایف خود عمل میکند و حضور فعال دارد."
مسئله مهم در افزایش فشار سیاسی، مواضع جدید برخی کشورها (سوریه و لیبی) بود که از آغاز جنگ از ایران پشتیبانی میکردند. بر پایه اخبار به دست آمده، پس از عملیات کربلای 5 سوریه به طور رسمی اعلام کرد که اگر ایران بصره را تصرف کند، با همه جهان عرب طرف است. حافظ اسد رئیسجمهور این کشور به آقای ولایتی گفته بود: "شما اصلاً به سمت بصره نروید و بگردید."
از سوی دیگر، قذافی، رئیس دولت لیبی اعلام کرد: "اگر ایران بخواهد به صورت یک قدرت استعماری در خلیجفارس درآید، لیبی علیه آن وارد جنگ میشود."
کشورهای عرب خلیجفارس، مواضع شدیدتری اتخاذ کردند و حمایتهای سیاسی نظامی و اقتصادی به عراق را افزایش دادند.
بروز چنین شرایطی حاکی از آن بود که فرصت جنگ عراق و ایران پایان یافته است و این نزاع پس از حدود هشت سال، در آستانه تعیین سرنوشت قرار دارد.
ورود مستقیم آمریکا به جنگ:
در این میان، رفتار خصمانه ایالات متحده آمریکا به شدت افزایش یافته و اقدامات نظامی این کشور - پس از درگیریهای محدود نظامی در اواسط سال 1366 - بار دیگر از سرگرفته شد. این بار، برخورد رزم ناو "ساموئل رابرتز" با مین در 25 فروردین 1376، بهانه اقدامات نظامی شد. مقامهای آمریکایی اعلام کردند، یک اقدام نظامی احتمالی را در پاسخ به انفجار مین بررسی میکنند. این اقدام در 29 فروردین 1367 تحقق یافت و طی آن، ناوهای آمریکا سکوهای نفتی رشادت، سلمان، مبارک و ناوهای ایرانی سهند و جوشن را مورد حمله قرار دادند. همچنین، در این روزها نیروهای هوایی - دریایی آمریکا، رزم ناو سبلان را بمباران کردند.
همزمان با حمله نظامی آمریکا در خلیجفارس، ارتش عراق نیز در 29 فروردین 1367 در منطقه فاو - که چسبیده به خلیجفارس است. به مواضع رزمندگان حمله کرد. این حمله در شرایطی انجام شد که بیشتر نیروهای ایران در شمال غرب مستقر بوده و به تازگی عملیات والفجر 10 را در حلبچه به پایان رسانده بودند. بدین ترتیب، فاو سقوط کرد و در اثر آن، روند حملات ارتش عراق ادامه یافت و حوادث جنگ به گونهای پیش رفت که باعث پذیرش قطعنامه 598 از سوی جمهوری اسلامی ایران گردید.
خوانندگان گرامی جهت آگاهی بیشتر میتوانند از کتب "روزشمار جنگ جلد 52" و "تنبیه متجاوز" از انتشارات مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه بهرهمند گردند.