تاریخ انتشار : ۲۳ تير ۱۳۸۷ - ۱۷:۳۴  ، 
شناسه خبر : ۳۶۱۹۲

 WWW.Hassan Fathi.Blogfa.Comحسن فتحی

گروه بین‌الملل: تغییر دولت روسیه در شرایطی که این کشور خود را برای انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری آماده می‌سازد در حقیقت اقدامی از جانب ولادیمیر پوتین رییس‌جمهوری روسیه بود تا ضمن این که یک بار دیگر قدرت خود را به رخ رقبا و مخالفین بکشد و همچنین، جایگاه دوستان و حامیانش را نیز در مجلس و دولت تقویت نماید. پوتین که از سال 2000 قدرت را در روسیه در دست داشته و ناگزیز است پس از دو دوره ریاست جمهوری طبق قانون اساسی جای خود را به چهره جدیدی بدهد و نمی‌خواهد نقش و وظیفه خود را پایان یافته تلقی کند به همین دلیل از هر فرصتی برای اعمال نظر بهره گرفته و سعی می‌کند نشان دهد که همه راه‌ها به او ختم می‌شود. به همین دلیل شواهد امر نشان از این واقعیت دارد که او حتی پس از پایان دوره ریاستش نیز به ایفای نقش پرداخته و از نفوذ خود برای خط دادن به دولت و رییس‌جمهوری بعدی بهره خواهد گرفت.

او در زمانی از سوی یلتسین به نخست‌وزیری منصوب شد در که فرد شماره 2 روسیه به شمار می‌رفت، ولی از آنجا که یلتسین به دلیل ضعف شخصیتی و اعتیاد به الکل قادر به اعمال قدرت نبود عملاً کلیه و مسئولیت‌های اجرایی را در اختیار داشته و نشان داد که یک رهبر و سیاستمدار کاریزماتیک است.

نحوه انتصاب او به نخست‌وزیری از سوی یلتسین در شرایطی که روسیه با بحران‌های سیاسی و اقتصادی و تجزیه‌طلبی اقوام مختلف مواجه بود حکایت از این مساله داشت که پوتین با توجه به سوابقش در سازمان‌های اطلاعاتی و امنیتی شوروی و روسیه قرار است جانشین رییس‌جمهوری شده و ثبات و آرامش را به این کشور پهناور که وارث اصلی امپراتوری شوروی بود باز گرداند.

در طول 8 سالی که از روی کار آمدن پوتین در نقش نخست‌وزیر و رییس‌جمهوری روسیه می‌گذرد او نشان داده که از قدرت و توانایی کافی برای مهار تروریسم و مخالف‌ها برخوردار بوده و توانسته جایگاه قابل قبولی برای مسکو در میان جهانیان ایجاد کند.

روشی که پوتین در ماه‌های اخیر در داخل روسیه و جهان در پیش گرفته و با مخالفت‌ها و اعتراضاتی همراه بوده این ذهنیت را به وجود آورده که او در تلاش است روسیه را به یک قطب سیاسی، نظامی و اقتصادی تبدیل کرده و از طریق دوستی و همبستگی با پکن به رقابت با آمریکا برخیزد.

او برای تحقق این خواسته نیازمند مهار مخالفت‌های داخلی و یکپارچه‌سازی سیاسی تا مخالفین قادر به مشکل‌سازی برای دوستان و متحدانش نباشند. در همین راستا جناح‌های مخالف معتقدند پوتین به نوعی دیکتاتوری فردی دست زده و دموکراسی را در روسیه نادیده گرفتن است.

اگرچه او برای توجیه اقداماتش دلایل خاصی ارایه می‌کند اما با این حال مخالفینش بر این مساله تاکید می‌ورزند که پوتین در همه مسیری قدم بر می‌دارد که سال‌ها قبل، استالین در شوروی آن را طی کرده است.

تظاهرات مخالفین در شهرهای مختلف روسیه به رهبری‌گری کاسپاروف که به بازداشت او و ضرب و شتم تظاهرکنندگان انجامید نشان از نارضایتی فزاینده در این کشور دارد که به آن باید اقدامات تجزیه‌طلبانه چچنی‌ها را نیز اضافه کرد. در چنین شرایطی تغییر دولت و نخست‌وزیر و تعیین خط مشی برای رییس‌جمهوری بعدی نقش و نفوذ او را بیش از پیش آشکار ساخته و می‌تواند انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی بعدی را بی‌خاصیت سازد.

سخنان او پس از رای اعتماد دوما (پارلمان) به زوبکف نخست‌وزیر جدید جالب توجه است. او صراحتاً اعلام می‌دارد من علاقه‌ای به یک رییس‌جمهوری ضعیف پس از خود ندارم. جانشین من باید یک فرد مقاوم، کارآمد و خادم مردم باشد. او ضمن تاکید بر این مساله که هیچ قصدی برای ترک عرصه سیاست ندارد خاطرنشان می‌سازد که هنوز جوان و شایسته است و قصد دارد به خدمت به کشورش ادامه دهد. پوتین می‌افزاید، هر کاری را که بتواند برای کمک به جانشین خود انجام داده و اجازه نمی‌دهد تمامی دستاوردهای چند سال اخیر از بین برود.

او با دفاع از سیاست مشت آهنین می‌گوید: تا زمانی که احزاب سیاسی روسیه قدرت کافی برای یک دموکراسی به شیوه غرب را در اختیار ندارند وجود یک رییس جمهوری قدرتمند برای سال‌ها در این کشور ضروری است.

این سخنان دقیقاً بیانگر تلاش پوتین برای تبدیل شدن به نقطه اتکاء روسیه حتی پس از ریاست جمهوری است. به همین دلیل او حتماً در انتخابات بعدی پارلمان و ریاست جمهوری اعمال نظر کرده و عناصری را تقویت خواهد کرد که تابع خودش باشند. در همین حال بر اساس نظرسنجی انجام شده توسط یک گروه تحقیقاتی در روسیه، بسیاری از روس‌ها بر این باورند که تدابیر سیاسی و اقتصادی پوتین باید ادامه یابد. 42 درصد پاسخگویان در نظرسنجی بر این موضوع اشاره کردند که رییس‌جمهور آینده روسیه باید اقداماتی را  پوتین  انجام داده، ادامه دهد. همچنین 39 درصد بر این باورند که تنها تغییرات کوچکی در آینده نیاز است.

رییس مجلس علیا پارلمان روسیه در این ارتباط می‌گوید: پوتین از شرکت در انتخابات سال آینده روسیه برای سومین بار متوالی منع شده اما می‌تواند به فکر کاندیداتوری سال 2012 باشد.

به این ترتیب راه حل قانونی برای ادامه ریاست جمهوری پوتین ارایه می‌شود. سرگئی میرونف که به افزایش دوره ریاست جمهوری از 5 به 7 سال تاکید ورزیده اعلام داشته رییس‌جمهوری آینده روسیه خط مشی پوتین را ادامه خواهد داد. من مطمئنم در سال 2012 پوتین را برای ریاست جمهوری مجدد کاندیدا خواهیم کرد که این اقدام از نظر قانونی اساسی روسیه نیز تایید می‌شود.

همه ارکان حکومت در روسیه دست به دست هم داده‌اند تا دوران پوتین را بسیار موفق جلوه داده و راه را برای او همواره سازند ولی شرایط در روسیه مهیا نیست در غیر این صورت سعی می‌کردند با تغییر قانون اساسی او را به یک رییس‌جمهوری مادام‌العمر تبدیل سازند. در این ارتباط سخنان ویکتور زوبکف نخست‌وزیر جدید حائز اهمیت است. او که نخست‌وزیر پیشنهادی پوتین به مجلس بوده اظهار می‌دارد، معتقدم اولویت‌های ما باید اهداف استراتژیک و برنامه‌های منسجمی باشد که در سخنرانی ملی رییس‌جمهوری در چند سال گذشته عنوان شده است. او متعهد می‌شود سیاست‌های پوتین را پیش ببرد.

شواهد امر نشان از این مساله دارد که همه عوامل دست به دست هم داده‌اند تا از پوتین یک چهره تاثیرگذار  هم چون لنین یا استالین بسازد که انقلاب کمونیستی سال 1917 را به پیروزی رسانده و یا نظام شوروی را پایه گذارد.

در روسیه در عوض این که یلتسین که نقش به سزایی در فروپاشی شوروی و شکست کودتاگران کمونیست در زمان گورباچف داشت به عنوان سمبل معرفی می‌شود پوتین در نقش یک رهبر کاریزماتیک ظاهر می‌گردد.

نخست‌وزیری زوبکف از اقداماتی بود که به تقویت نفوذ پوتین انجامید. عده‌ای بر این باور هستند که زوبکف همان نقشی را در دولت جدید ایفا خواهد کرد که در سال 2000 پوتین به‌عنوان نخست‌وزیر یلتسین ایفا کرد. زیرا این ذهنیت به وجود آمده بود که زوبکف قرار است جانشین پوتین شود. او صراحتاً به خبرنگاران می‌گوید اگر به‌عنوان نخست‌وزیر جدید اقدامات مناسبی انجام دهد پیشنهاد کاندیدا شدن در انتخابات ریاست جمهوری را رد نخواهد کرد. تحلیل‌گران بر این مساله تاکید می‌ورزند که زوبکف احتمالاً برای انتخابات ریاست جمهوری روسیه کاندیدا خواهد شد و از وی به عنوان یک کاندیدای قوی یاد می‌شود چون وی از ایوانف و مدودوف دیگر معاون نخست‌وزیر و کاندیدای ریاست جمهوری به پوتین وفادارتر است.

در این رابطه اورشکین یک تحلیل‌گر سیاسی روسیه هم اعلام می‌دارد اگر به زوبکف گفته شود زمان آن رسیده که استعفا دهد وی به سرعت این خواسته را انجام خواهد داد زیرا هر آنچه به او گفته شود انجام می‌دهد.

به نظر می‌رسد با نخست‌وزیری زوبکف به جای فرادکوف مهره چینی‌های قبل از انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی روسیه کامل شده باشد ولی در این میان جناح‌های مخالف نیز فعالیت خود را تشدید کرده‌اند. به طوری که در انتخاباتی که مخالفین برای انتخاب یک نفر به جای پوتین برگزار می‌کنند کاسپاروف بر سایر رقبا پیروز می‌شود. او که رهبر تظاهرات ضددولتی چند ماه قبل را علیه پوتین عهده‌دار بوده و به همین دلیل راهی زندان شده بود از هم‌اکنون خود را برای رقابت آماده می‌سازد.

اما در این شرایط دیدگاه‌های بریزوفسکی سرمایه‌‌دار روس که در لندن به سر می‌برد جالب توجه است. او در مقاله‌ای در ساندی تایمز از غرب برای همکاری در سرنگونی پوتین در خواست کمک می‌کند و با خودکامه خواندن او از غربی‌ها می‌خواهد دولت پوتین را غیرقانونی اعلام کرده و از اعمال فشار هر چه بیشتر حتی از راه کودتا برای سرنگونی آن و باز گرداندن روسیه به مسیر دموکراسی فروگذار نکنند.

او خواستار روی کار آمدن دولتی می‌شود که بر روح و اصل قانون اساسی استوار باشد بریزوفسکی که نسبت به کودتای دولتی در روسیه هشدار می‌دهد غربی‌ها را به برکناری پوتین دعوت کرده و اعلام می‌دارد بازگرداندن روسیه به سوی جامعه‌ای با دموکراسی واقعی، قابل تحقق است و این مسئولیت برعهده همه سیاستمداران وظیفه‌شناس غربی است. مقاله بریزوفسکی قبل از جابجایی دولت و روی کار آمدن زوبکوف نوشته و چاپ شده بود ولی آنگونه که او پیش‌بینی کرده کودتای دولتی به وقوع پیوسته و پوتین که اکثریت پارلمان را در اختیار دارد آن گونه که مایل بوده به مهره چینی پرداخته است. به این ترتیب زمینه مساعدی از سوی او برای انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری روسیه فراهم شده و اگر اتفاق خاصی نیفتد روند امور در این کشور در همان مسیری حرکت خواهد کرد که خواسته هیات حاکمه است. البته این گونه نیست که مخالفین آرام نشسته و در قبال اقدامات پوتین و متحدانش سکوت اختیار کنند اما شرایط برای آنها روزبه‌روز سخت‌تر شده و فشارها بر آنها افزایش خواهد یافت.