*روزنامه سیاستروز: آقای روانبخش! اساساً مراسم 15 خرداد از سوی چه کسانی برگزار میشود و چه پیشینهای دارد؟
**روانبخش: 15 خرداد یک روز ملی و اسلامی است که مبدأ نهضت اسلامی ملت ایران به رهبری روحانیت بوده است. امام راحل(ره) آن را یومالله نامیدند و برای همیشه این روز را عزای عمومی اعلان کردند که البته خدا خواست با رحلت ایشان در چهاردهم خرداد برای همیشه عزای عمومی بماند.
مردم ورامین سالهاست که به صورت کفنپوش راهپیمایی میکنند ولی معالاسف در قم، خاستگاه پانزدهم خرداد، سالها بود که راهپیمایی برگزار نمیشد. در سالهای حاکمیت مدعیان اصلاح طلبی به نظر رسید که باید بار دیگر پانزده خردادی دیگر رقم بخورد و قیامی دینی علیه ارزشهای غربی و غربزدگی از قم آغاز شود. از اینرو یک راهپیمایی به نام "باز آفرینی قیام پانزده خرداد" شکل گرفت که از بیت حضرت امام(ره) تا حرم مطهر انجام شد و در پایان از سخنرانی بسیار مهم آیتالله مصباح استفاده کردیم. این راهپیمایی در سال بعد نیز با سخنرانی حضرت آیتالله نوری همدانی صورت گرفت. سال گذشته نیز با سخنرانی یکی از فضلای حوزه این راهپیمایی انجام گرفت ولی در سال جاری... بدون هماهنگی با متولیان اصلی راهپیمایی از آقای هاشمیرفسنجانی برای سخنرانی در جمع راهپیمایان دعوت به عمل آمد و پس از آن ظاهراً شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی نیز از ایشان دعوت کرده است که این امر موجب ناراحتی نیروهای انقلابی و طلاب و فضلایی شد که برگزارکننده این راهپیمایی بودند. آنها این حرکت را مصادره راهپیماییای میدانستند که همواره علیه مدعیان اصلاح طلبی انجام میگرفت. آنها از بنده خواستند تا نگرانیشان را به مقامات استان منتقل کنم و از ایشان بخواهم که سخنرانی آقای هاشمی را به مناسبت دیگری مثل مراسم هفت تیر موکول کنند که اینجانب طی تماسی با معاون سیاسی امنیتی استاندار موضوع را منتقل کردم ولی ظاهراً مورد موافقت قرار نگرفت.
*در مراسم پانزده خرداد امسال اغتشاشاتی صورت گرفت که برای مدتی سخنرانی آقای هاشمیرفسنجانی به هم خورد و سرانجام نیز سخنرانی ایشان ناتمام ماند. از آنجا که شما خود ساکن قم هستید، لطفاً ما وقع را برای ما شرح دهید.
**اولاً بنده آن روز در قم نبودم، زیرا برای سخنرانی در زارچ یزد به این شهر دعوت شده بودم ولی مراسم را به طور مستقیم از شبکه اول سیما دیدم.
میتوانید از شاهدان عینی ماجرا بپرسید. ولی به نظر من نباید میان سؤال و اغتشاش خلط کرد. بررسی شهادت شاهدان عینی و دیدگاههای مسئولان حاضر در جلسه چیز دیگری را نشان میدهد که میتوان به برخی از آنها اشاره کرد:
1ـ آقای بنایی نماینده مردم قم که از هواداران پروپا قرص آقای هاشمی و از مسئولان ستاد مرکزی ایشان در قم بوده است، در مصاحبه با ایسنا میگوید: "بحث و اعتراض در یک سخنرانی در یک جو آزاد امری ممکن است و اگر چنین اقداماتی سازمانیافته نباشد مشکلی ندارد... و آقای هاشمی نیز در سخنرانی روز دوشنبه که عدهای با صدای بلند صحبت میکردند، گفتند اجازه دهید حرفشان را بزنند اما مردم مانع برهم زدن جلسه بودند. در صورتی که اعتقاد آقای هاشمی بر این نبود که این تعداد بخواهند جلسه را برهم بزنند" ایشان ادامه میدهد "در یک جامعه آزاد که ادعا میشود مردم برای حرف زدن آزادند، این حرف زدن طبیعی است."
2ـ دفتر آقای هاشمیرفسنجانی نیز طی بیانیهای که در تاریخ 17/3/85 در روزنامه کیهان چاپ شد، رسماً هرگونه شعار علیه آقای هاشمی را تکذیب کرده و نسبت به خبر روز قبل کیهان که نوشته بود جمع محدودی شعار "مرگ بر منافق" و "مرگ بر سرمایهدار" دادند اعتراض میکند و مینویسد: "همانگونه که فیلم منتشر شده در سیما نشان میدهد شعار مخالفی وجود نداشت."
3ـ عکسها و تصاویری که سایتها، خبرگزاریها و روزنامهها از دستگیرشدگان منتشر کردهاند مربوط به سه روحانی جوانی است که یکی از آنها آقای علی ابوترابی از چهرههای فاضل، مبارز، رزمنده و انقلابی است و وی را در حالیکه قلم در دست دارد و سؤالی را میپرسد، نشان میدهد. دیگری طلبه جوان 18سالهای است که انگشت خود را بلند کرده و از آقای هاشمی فرصت سؤالی را میطلبد و فرد سوم طلبه ایست با چفیه بسیجی که بنا به اظهار شاهدان عینی خطاب به آقای هاشمی با صدایی بلند و محترمانه میگوید: "ای فرزند انقلاب و ای فرزند روحالله" سپس آقای هاشمی هم به شعاردهندگانی که به نفعش شعار میدادند گفت: این آقا هم که همین را میگفت. این فرد سوم آقای شفیعی کیاست که به گفته مادر ایشان، از سن 15سالگی تا پایان جنگ در جبههها بوده است.
به راستی با این شواهد و با اینکه شخص آقای هاشمی تصریح میکند که این سه نفر قصد برهمزدن جلسه را نداشتهاند، سزاوار است که آنها را اغتشاشگر، اخلالگر، منافق، عامل مستقیم بیگانه و دشمن معرفی کرد؟ آن هم طلابی که برای دفاع از ولایت و مرجعیت و روحانیت بارها مورد تعرض دشمنان حوزه و روحانیت قرار گرفته و تا پای جان بر سر این راه ایستاده و نقاب نفاق را از چهره منافقان جدید دریدهاند.
*ببینید آقای روانبخش! بالاخره اینها در وسط سخنرانی بلند شده و سؤال کردهاند و این امر موجب اغتشاش شده است. اگر اینها سؤال نمیکردند اتفاقی نمیافتاد.
**اولا همانگونه که گفتم براساس گفتههای آقای بنایی نماینده قم، آقای هاشمی خودشان معتقد بودند که اینها نمیخواستند جلسه را به هم بزنند و گفتهاند "اجازه دهید حرفشان را بزنند." ثانیاً دفتر آقای هاشمی هم گفته است اینها شعاری ندادهاند. ثالثاً این مسأله برای اولین بار نیست که در سخنرانی مسئولان ما و حتی در کشورهای دیگر اتفاق میافتد. مسئولان با سعهصدر و حوصله به گونهای مجلس را کنترل و به سؤالکننده پاسخ میدهند. یکی دو بار خودم دیدهام که در سخنرانی مقام معظم رهبری که بطور مستقیم از دانشگاه تهران پخش میشد، فردی از جا برخاست و خطاب به معظمله مطالبی را گفت ولی مقام معظم رهبری بزرگوارانه فرمودند اجازه بدهید بیاید جلو ببینم مشکلشان چیست. رییسجمهور آقای احمدینژاد نیز در سفرهای استانی با اینگونه پرسشها مواجه میشود ولی با حوصله و تدبیر میگوید بگذارید حرفش را بزند. حتی در مراسم سخنرانی آقای خاتمی رییسجمهور سابق نیز گاهی اتفاق افتاده است. مثلاً در مراسم 16 آذر 83 در دانشگاه تهران، دانشجویان در وسط سخنرانی ایشان سؤال پرسیدند و حتی گروهی علیه ایشان شعار میدادند که از تلویزیون پخش شد ولی آقای خاتمی با صبر و حوصله تحمل میکرد و در نهایت وقتی آنها ادامه دادند، گفت: اگر ادامه دهید میگویم بیرونتان کنند. ولی هیچگاه دانشجویان را به خاطر آن برنامهای که به نظر هم میرسید، سازماندهی شده باشد، کتک نزدند و تشنج و اغتشاشی نیز صورت نگرفت و دستور دستگیری هم صادر نشد. در کشورهای دیگر نیز مشابه آن تکرار شده است. همین چند روز پیش، در مراسم سخنرانی آقای پوتین رییسجمهور روسیه تعدادی از کارگران اعتراض کردند که به ظاهر هم که شده با روی باز با آنها برخورد کرد و حرفهای آنان را شنید و دستور داد به مشکلاتشان رسیدگی شود. در این مورد خاص نیز گرچه بهتر بود در وسط سخنرانی سؤال نمیپرسیدند [و حتی شاید نتوان سؤال کردن در آن شرایط را تأیید کرد] ولی شاید اگر جناب آقای هاشمی اعلام میکردند که اجازه بدهید فردی که سؤال دارد سؤالش را مطرح کند و یا میگفتند در پایان جلسه دقایقی را برای پاسخ به پرسشهای شما اختصاص خواهم داد و یا جلوی ضرب و شتم سؤالکننده توسط برخی افراد را میگرفتند، هم بزرگواری و سعهصدری که از ایشان انتظار میرفت نشان داده میشد و هم تشنجی ایجاد نمیشد. معالاسف براساس شهادت شاهدان عینی، کسانی که از پیش آماده شده بودند به سؤالکننده حملهور میشوند و عملاً اغتشاش و سر و صدا ایجاد میکنند ولی متأسفانه ضاربین و اغتشاشکنندگان در پناه امن قرار گرفته و چندین طلبه سؤالکننده در زندان به سر میبرند.
*مطرح گردید که سؤال کنندگان در زندان به سر میبرند در حالیکه در سایتها و خبرگزاریها از قول آقای بنایی نماینده محترم قم، خبر از آزادی آنها دادهاند و گفتهاند آقای هاشمی دستور آزادی آنها را صادر کرده است.
**من هم مثل شما از پخش این خبر بسیار شگفت زده شدم. زیرا از طرفی میبینم دائماً این خبر در سایتها و مطبوعات است و از سوی دیگر سؤال کنندگان در زندان لنگرود قم به سر میبرند و بنا بر اظهارات خانوادههای آنان حتی اجازه ملاقات هم دادهنمیشود و در رسیدن کتاب درسی، دارو و روزنامه نیز به آنان سختگیری میشود.
*شنیدهایم که بازداشت شدگان تاکنون از ارائه وثیقه جهت آزادی موقت خود سر باز زدهاند. آیا واقعیت دارد و بر فرض صحت دلیل آن چیست؟
**طی تماسی که با برخی از خانوادههای بازداشتشدگان داشتیم، آنها این مطلب را تکذیب کرده و گفتهاند تا کنون بارها چندین سند برای وثیقه بردهایم ولی قبول نکردهاند.
*در پایان با تشکر از شما اگر مطلبی ناگفتهای هست بفرمایید.
**نکتهای که میخواستم بگویم این است که در شرایطی که آغاجری عضو شورای مرکزی حزب مشارکت و سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب، مقدسات و مسلمات دینی را زیر سؤال برده و به جرم ارتداد، محکوم به اعدام میشود با تلاش پیگیر برخی مسئولان، حکم اعدامش به سه سال زندان تبدیل میشود و سپس از زندان آزاد میگردد و دوباره نسبت به ساحت مقدس آقا امام زمان(عج) اهانت میکند! وقتی اکبر گنجی که به مقدسات و ارزشهای الهی و ساحت مقدس امام حسین(ع) اسائه ادب میکند و دامن یزیدیان را از جنایت میشوید! و در کتاب عالیجناب سرخپوش، نکات مثبت آقای هاشمی را به نقد میکشد، با تلاش برخی افراد آزاد میشود و برای گرفتن جایزه قلم طلایی که از سوی دشمنان اسلام برایش در نظر گرفتهاند مجوز خروج دریافت کرده و در مراسم خاصی پس از دریافت قلم طلایی شرکت کرده، در همین مدت کوتاه آزادی دهها مقاله و سخنرانی و مصاحبه علیه اصل نظام نوشته و در برخی سایتهای بیگانه درج میکند، جای بسی تأسف است که طلبهای را به خاطر قصد طرح سؤال دستگیر و روانه زندان میکنند!
نکته دومی که میخواستم خدمت جناب آقای هاشمی عرض کنم، این است که بالاخره دوران مسئولیت ایشان در پست ریاستجمهوری، ریاست مجلس و ریاست مجمع تشخیص مصلحت بسیار طولانی بوده و اظهارات و عملکرد ایشان در این مدت طولانی سؤالاتی را در اذهان مردم بویژه طلاب جوان بوجود آورده است ولی تا کنون در حوزه علمیه قم جلسهای برای طرح پرسشهای آنان از سوی ایشان ترتیب داده نشده است لذا از ایشان خواهش میکنم که یک جلسه پرسش و پاسخ با تریبون آزاد در مدرسه فیضیه تشکیل دهند تا طلاب و فضلای جوان آزادانه سؤالاتشان را بپرسند و سپس این جلسه از یکی از شبکههای سیمای جمهوری اسلامی پخش شود تا این پرسشها در اذهان مردم نیز حل گردد. مقام معظم رهبری چنین نشستی را بارها در دانشگاهها داشتهاند و دانشجویان به صورت تریبون آزاد سؤالاتشان را مطرح کردهاند. امیدواریم این تقاضا مورد قبول ایشان هم قرار گیرد تا ابهامات و پرسشهایی که احیاناَ در اذهان مردم وجود دارد مرتفع گردد.