تاریخ انتشار : ۰۸ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۰:۵۸  ، 
شناسه خبر : ۳۶۲۸۹
آیت‌الله مصباح یزدی در گزارشی از سفر اندونزی:
اشاره: آیت الله مصباح یزدی چندی پیش پس از بازگشت از سفر خود به اندونزی،‌ در جمع اساتید و دانش‌پژوهان مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) حضور یافت و گزارشی از سفر خویش را ارائه کرد. آن‌چه می‌خوانید گزیده‌ای از این گزارش است.

من در طول سال‌های بعد از انقلا‌ب سفرهای زیادی به کشورهای مختلف اسلامی ‌و غیراسلامی ‌داشته‌ام، از جمله 15سال قبل به اندونزی و مالزی رفته بودم ولی این سفر بر بصیرت من نسبت به اسلام، تشیّع و وضع مسلمان‌های دنیا بسیار افزود و سنگینی بار مسؤولیت بر دوش خود و امثال خویش را بیش‌تر احساس کردم.
اندونزی از افتخارات جهان اسلا‌م به شمار می‌رود به لحاظ این‌که بزرگ‌ترین کشور اسلامی ‌است؛ حدود240 میلیون نفر جمعیت دارد که بیش از220 میلیون نفر از آن مسلمان هستند. این کشور مجموعه‌ای از جزایر پراکنده است که در دورترین نقاط آسیا قرار گرفته و طبعاً به سبب دوری از مرکز اسلا‌م و علوم اسلامی ‌باید از واقعیت اسلا‌م دور باشد،‌ به ویژه این‌که حدود بیش از سه قرن استعمارگران اروپایی در آنجا مسلط بودند ولی علی‌رغم همه این عوامل، علا‌قه به اسلا‌م و سنت‌های اسلامی ‌در آن‌‌جا بسیار چشمگیر است، بعضی از آداب و سنت‌‌ها در آن‌جا اجرا می‌شود که شاید در هیچ کشور اسلامی ‌دیگر انجام نمی‌شود؛ به عنوان مثال یک میدان بسیار وسیعی بود که میگفتند شب عید فطر تمام شخصیت‌های مملکت در آن احیا می‌گیرند و تا صبح تکبیر می‌گویند.
آن ‌چه تکلیف ما را سنگین‌تر می‌کند این است که ملت بزرگ اندونزی تقریباً بیش از سه برابر جمعیت ایران مسلمان دارد و این جمعیت علا‌قه خاصی به اهل بیت(ع) دارند. البته اکثریت قریب به اتفاق مسلمان‌های آن‌جا شیعه نیستند ولی همه آن‌ها به اهل بیت علا‌قه‌ خاصی دارند.
وضع ما در بعضی از جلساتی که آن‌جا شرکت میکردیم و عموماً دانشجویان و دانشگاهیان بودند، شبیه وضعی بود که بین بسیجیان خودمان داریم؛ یعنی سخنرانی بنده که تمام می‌شد و می‌خواستم خارج شوم، به زحمت از بین جمعیت عبور می‌کردم. طبعاً همه این‌ها شیعه نبودند ولی عجیب اصرار داشتند که اظهار علا‌قه کنند. این احترام‌ها به خاطر شخص بنده نبود؛ بلکه آن‌ها به واسطه علا‌قه به اسلا‌م و تا حدودی مودت اهل بیت این علا‌قه‌ها را اظهار می‌کردند.
خوشبختانه در این کشور تبلیغات شیعه و مذهب اهلبیت آزاد است و هیچ محدودیتی ندارد، برخلا‌ف مالزی که آن‌جا تبلیغات شیعه ممنوع است. در سفر جناب آقای ‌رئیس‌جمهور به آن‌جا هم مردم اظهار علا‌قه عجیبی کردند که مایۀ شگفتی جهانیان شده بود. این‌ها را عرض کردم تا متوجه شویم که عالَم فقط ایران و قم نیست و مردمی‌که به اسلا‌م، تشیّع و اهل بیت علا‌قه دارند منحصر به این‌جا نیستند.
بنده حدس قوی می‌زنم که اگر ما حدود ده نفر استاد داشتیم که می‌توانستند آن‌جا اقامت کنند و میدانستند چگونه تبلیغ کنند طولی نمی‌کشید که در مدت نسبتاً کوتاهی پنجاه میلیون نفر شیعه می‌شدند،‌ یعنی تقریباً به اندازه جمعیت مسلمانان کشور خودمان می‌توانستیم در یک کشور دیگر شیعه داشته باشیم. البته دیگران هم تایید می‌کردند که چنین زمینه‌ای وجود دارد. با این اوصاف ببینید که ما چه ‌قدر قصور و تقصیر داریم. اصلا‌ً شناختی نداریم از این که چنین زمینه‌هایی در دنیا وجود دارد و در مرحلۀ ‌بعد نمی‌دانیم به چه چیزهایی احتیاج دارند. از سویی پس از پی ‌بردن به این که ما می‌توانیم احتیاجات آن‌ها را برطرف کنیم متاسفانه خیلی انگیزۀ قوی برای این کار وجود ندارد! نه دستگاههای رسمی ‌برای چنین کارهایی برنامه دارند و نه افراد به طور خودجوش برای انجام این مسؤولیت داوطلب می‌شوند و این علی‌رغم تبلیغات گوناگونی است که از مکاتب و مذاهب مختلف دنیا در آن‌جا انجام می‌شود.
سال‌های زیادی مارکسیست‌ها در آن‌جا فعالیت می‌کردند. قبل از آن، زیر سیطرۀ استعمارگران بودند و مردم با خون دادن استقلا‌ل خود را به دست آوردند و الا‌ن افتخار و هویت خویش را به مسلمان بودن می‌دانند. اما متأسفانه در کشوری با 220 میلیون مسلمان، شاید220 نفر عالم صالح کارآمد وجود نداشته باشد یعنی هر یک میلیون نفر حتی یک عالم کارآمد صالح ندارند! کسانی هستند که دوره چند ساله‌ای در " الا‌زهر" مصر گذرانده و امام جماعت شده‌اند و... اما این‌که بتوانند معارف اسلامی ‌را تبیین و از آن دفاع کنند، چنین چیزی وجود ندارد. اگر این وضع ادامه یابد، با توجه به وضعیت کنونی مصر که از لحاظ دینی تحت تأثیر اروپا قرار دارد، سرنوشت این کشور با 220 میلیون مسلمان چه خواهد شد؟! در صورتی که با برنامه‌ای ساده بدون دشواری آن‌چنانی و مهاجرتهای طاقت‌فرسا میتوان این مسلمان‌ها را نگه داشت و حتی به یک ملت پویا، مقاوم و پیشرفته تبدیل کرد.
اجمالا‌ً عرض کنم، حتی در جاهایی که تبلیغات شیعه ممنوع است، زمینه برای فعالیت فرهنگی اسلا‌م در قالب استاد دانشگاه و چیزهایی از این قبیل وجود دارد. در یکی از کالج‌ها که من صحبت می‌کردم، یکی از اساتید آن‌جا بعد از صحبت‌های بنده گفت: ما باور نمی‌کردیم شخصی با لباس روحانیت حرف‌هایی را درباره فلسفه غرب بلد باشد که حتی ما که در این زمینه استاد هستیم، نشنیده ‌باشیم.... آماده بودند برای این‌که اساتیدی از ایران به آن‌جا بروند و تدریس کنند. استقبال می‌کردند که مثلا‌ً یک عالم دینی بیاید و اینچنین مباحث فلسفی را مطرح کند.
وقتی به چند تا آیه قرآن استدلا‌ل می‌کردیم تعجب می‌کردند که در قرآن این‌جور مباحثی هست! با این‌که بنده در استفاده از آیات قرآن خیلی به رموز و اسرار آن‌ها نمی‌پردازم ولی همین استفاده‌‌های ظاهری از آیات قرآن مایۀ تعجب آن‌ها بود.
ما رسالت بزرگی در این دوران بر دوش داریم، نه تنها برای این‌که غیرمسلمان‌ها را به اسلا‌م دعوت کنیم، بلکه برای نگه‌ داشتن مسلمان‌های خودمان تا از مسیر صحیح اسلامی ‌منحرف نشوند. متأسفانه آن‌ جا مطالب انحرافی و الحادی به عنوان مطالب اسلامی ‌ترجمه و دست به دست می‌شود و بعضی از کسانی که انتظار بود بتوانند مدافع اسلا‌م ناب باشند،‌ خودشان در همین دام‌ها گرفتار شده‌اند!
آن‌ چه جای تشکر دارد این‌که بعضی از برادران حوزوی با جهاد و فداکاری ستودنی 7 ـ 6 سال در آن‌جا مقاومت و یک مرکز اسلامی ‌دایر کرده‌اند و شاید حدود30 ـ 20 جلد از کتاب‌های مرحوم آقای مطهری و بعضی دیگر از نویسندگان را ترجمه و منتشر نموده‌اند. بعضی‌هایش هم کتاب درسی شده است. این کار یک طلبه است! یک طلبه در آن‌ جا 8 ـ 7  سال در مقابل مشکلا‌ت مقاومت کرده تا توانسته چند جلد کتاب را به زبان آن‌ها ترجمه و در مقابل کتاب‌های انحرافی مطرح کند و این‌ها مدرک و مرجع برای شناخت اسلا‌م و تشیّع بشود. این، بار مسؤولیت ما را زیاد می‌کند که بدانیم از یک طلبه این کارها برمی‌آید! اگر همت کنیم کارهای فراوانی از ما برمی‌آید.
متأسفانه توجه به برخی مسائل جزئی، بی‌ارزش و یا کم‌ارزش در داخل کشور ما را از انجام بسیاری از کارهای بزرگ بازداشته است. ان‌شاءالله اطلا‌ع شما عزیزان از این مسائل باعث شود که همت‌تان بلندتر گردد و افق‌های بازتری را برای خود و عالم اسلا‌م ببینید و احساس مسؤولیت بیش‌تری کنید؛ هیچ نوع فعالیت سیاسی و نظامی‌ نمی‌خواهد، ‌فقط به تلا‌ش برای نشر معارف حقیقی اسلا‌م و معارف اهل بیت نیاز است.