علیرضا خانی
وقتی در نخستین روزهای پاییز 1960 ساختمان وزارت نفت عراق در خیابان الاعظمیه بغداد میزبان وزرای نفت چهار کشور دیگر یعنی ایران، کویت، عربستان و ونزوئلا بود تا تأسیس سازمان کشورهای تولیدکننده نفت را به جهان اعلام کند، بانیان این سازمان هم تصور نمیکردند روزی اوپک که به خاطر جلوگیری از ارزان شدن نفت تأسیس شده بود برای جلوگیری از گران شدن نفت تشکیل جلسه دهد.
نگاهی به اساسنامه اوپک نمایان میکند که فلسفه وجودی این سازمان جلوگیری از کاهش مستمر شاخص بهای نفت خام به کمک کنترل تولید و جلوگیری از عرضه افسار گسیخته نفت است.
در بندهای مختلف اساسنامه این سازمان بندهایی وجود دارد که معنی واحد آنها جلوگیری از کاهش قیمتها و به خطر افتادن درآمد با ثبات کشورهای صادرکننده نفت است و به سختی بتوان از این اساسنامه جملهای در تأیید وظیفه جلوگیری از افزایش بهای نفت به دست آورد، اما در آنسو بندهای زیادی بر مفهوم تلاش برای جلوگیری از کاهش بهای نفت تکیه دارد.
در برابر تنها جملهای که در اساسنامه اوپک با عنوان «تأمین نفت کشورهای مصرفکننده بصورت کارآمد و مقرون به صرفه» آمده است که در آن واژههای «کارآمد» و «مقرون به صرفه» نیز تعریف نشدهاند، بندهای زیادی بر تأمین منافع فردی و جمعی اعضا و نیز بازده مناسب برای سرمایهگذاری در صنعت نفت تکیه دارد.
اوپک اینک 12 عضو ثابت شامل ایران، عراق، عربستان، کویت، امارات، قطر، اندونزی، الجزایر، لیبی، نیجریه، ونزوئلا و آنگولا دارد. این کشورها جمعیتی بالغ بر 530 میلیون نفر دارند و در حدود 40 درصد نفت دنیا را تولید میکنند حال آنکه این کشورها بالغ بر 65 درصد ذخایر شناخته شده نفت جهان را در اختیار دارند.
اگرچه در برهههایی با سقوط بهای نفت و تخطی برخی کشورهای عضو اوپک در تولید نفت خارج از سهمیه خود خطر فروپاشی اوپک بوجود آمد، اما بدون شک اینک اوپک به سازمانی قدرتمند در عرصه انرژی جهان تبدیل شده به گونهای که کشورهای صنعتی اوپک را نوعی کارتل نفتی میدانند.
از زمان تأسیس اوپک، تقریباً در تمام بحرانهایی که در مسیر بازار نفت بوجود آمد، اوپک میداندار بود به گونهای که نه تنها تصمیمات این سازمان بر قیمت جهانی نفت اثرگذار بود، بلکه حتی خبر اجلاس وزرا یا اجلاس فوقالعاده اوپک و گمانهزنیهایی که از نتایج اجلاس توسط رسانهها صورت میگرفت بهای نفت را تحت تأثیر قرار میداد.
اما نکته قابل تأمل در تصمیمات اوپک در گاه افزایش بهای نفت، توجه به ماهیت این تصمیمهاست. همانطور که در اساسنامه اوپک آمده است این سازمان موظف است به گونهای عمل کند که سرمایهگذاری در استخراج و استحصال نفت بازده اقتصادی مناسب داشته باشد، بر همین اساس چنانچه قیمت نفت بیش از اندازه گران شود، کشورهای مصرفکننده به سوی بهرهگیری از سایر منابع انرژی حرکت خواهند کرد و در بلندمدت تقاضا برای نفت خام روند معکوس خواهد گرفت و آن وقت این بیم هست که سرمایهگذاری در نفت بازده کافی نیابد. براساس این تحلیل اعضای اوپک در هنگام افزایش شدید بهای نفت با توافق بر افزایش تولید تلاش میکنند تا بهای این ماده را در حد معقولی کاهش دهند. اما در اوضاع فعلی و افزایش بهای نفت به سطح 90 دلار و بیشتر اساس این تحلیل به هم ریخته است چرا که هم کشورهای عرضهکننده و هم کشورهای مصرفکننده اذعان دارند که در بازار شرایط طبیعی و معقولی از نظر عرضه حاکم است. افزایش اخیر بهای نفت بواقع حاصل تجمعی افزایشهایی است که پیش از این باید بتدریج رخ میداده و نداده است. به عبارت دیگر افزایش اخیر بهای نفت تحقق یافتن یکباره افزایش بهای عقب افتاده قبلی است چرا که طی سه دهه اخیر «دلار» به عنوان ارز معیار نفت، ارزش خود را بشدت از دست داد و «میانگین تجمعی نرخ تورم جهانی» طی دست کم سه دهه، در قیمت نفت لحاظ نشده بود. بر این اساس اتفاقی که درباره قیمت نفت طی چند ماه اخیر رخ داد در حقیقت «واقعی شدن بهای نفت» است نه گران شدن، اتفاقی که باید بتدریج میافتاد و عملکرد پیچیده نهادهای اقتصادی دنیای صنعتی مانع آن شده بود. به همین دلیل است که وزیر نفت ایران نیز در اجلاس وزرای اوپک به کشورهای صنعتی توصیه میکند که باید به سوی سایر منابع انرژی حرکت کنند، توصیهای که پیش از این کشورهای تولیدکننده از آن هراس داشتند. ...