سعید سبحانی
دیک چنی به عنوان معاون رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا سهم عمدهای در شکست سیاست خارجی واشنگتن دارد. چنی از همان ابتدای ورود بوش به معادلات سیاسی آمریکا در کنار وی قرار گرفت و حادثه 11 سپتامبر را در کنار دیگر نومحافظهکاران جنگطلب طراحی و اجرا نمود. در جریان جنگ عراق و افغانستان چنی نقشی اساسی و بلاانکار داشت. وی کالین پاول را در دور دوم ریاست جمهوری بوش پسر برکنار نمود تا زمینه جهت ادامه طرحهای سلطهطلبانه کاخ سفید فراهم شود. پس از شکست جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای مجلس نمایندگان و سنای آمریکا، چنی از سوی همحزبیهای خود مورد انتقاد قرار گرفت. بر این اساس بسیاری از جمهوریخواهان از بوش خواستند تا چنی را از معاونت خود برکنار نماید. اما بوش از این کار اجتناب نمود و بر لزوم ادامه همکاری خود و چنی تاکید نمود.
با گذشت زمان و افزایش نفرت شهروندان آمریکایی از بوش و چنی، فشارهای سیاسی جهت برکناری دیک چنی افزایش یافته است. اخیرا یکی از اعضای برجسته مجلس نمایندگان آمریکا که برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری از جانب حزب دموکرات شرکت کرده تلاش دارد طرح استیضاح "دیک چنی" معاون بوش را در این مجلس به رای بگذارد.
"دنیس کوسینیچ" نماینده دموکرات ایالت اوهایو تلاش خواهد کرد در روزهای آینده طرح استیضاح دیک چنی را در مجلس نمایندگان کنگره آمریکا مطرح سازد. کوسینیچ قطعنامه اولویتداری را در اینباره به مجلس نمایندگان ارائه میکند. این نوع قطعنامهها در اولویت دستور کاری این مجلس قرار خواهند داشت. این قطعنامه به محض ارائه باید ظرف دو روز مورد بررسی قرار گیرد.
توقع کوسینیچ این است که یکی دیگر از اعضای کنگره لایحه مورد نظر وی را مورد حمایت قرار دهد تا استیضاح چنی در دستور کار قرار گیرد.
کوسینیچ خود در اینباره گفته است که زمان آن فرا رسیده که استیضاح صورت گیرد. میلیونها شهروند در سراسر کشور خواستار این امر هستند که مانع از سوءاستفاده معاون رئیسجمهور از قدرت شوند.
به اعتقاد دموکراتها و حتی برخی جمهوریخواهان سنتی، با وجود تاکید و مخالفتها درباره غیرقانونی بودن سوء رفتار در مسئولیتها، چنی به زیر پا نهادن قانون اساسی آمریکا ادامه میدهد و تاکید دارد که قدرت قوه مجریه برتر است. البته دیک چنی قصد ندارد به سادگی در برابر فشار دموکراتها و جمهوریخواهان مخالف خود تسلیم شود. چنی همچنان سعی دارد خود را به عنوان فرد نخست تصمیمگیرنده در کاخ سفید مطرح سازد. به عقیده برخی از بازهای سنتی، قدرت چنی در مرتبه بالاتری نسبت به بوش پسر قرار دارد و این مسئله برای کاخ سفید یک فاجعه محسوب میشود.
در واکنش بر مخالفتهای اخیر با چنی، معاون اول رییسجمهور آمریکا از دموکراتهای این کشور به دلیل انجام بازیهای سیاسی به جای تصویب بودجهی ارتش و دولت فدرال به شدت انتقاد کرده است.
دیک چنی در این خصوص میگوید:
"این بدترین کنگرهای است که در 20 سال اخیر در آمریکا شکل گرفته است، آنها به جای تصویب لوایح تامین بودجه بازیهای سیاسی به راه انداختهاند. تصویب این لوایح وظیفه آنهاست، خود آنها نیز میدانند که این اقدام باید انجام شود. دموکراتها باید لوایح تامین بودجه ارتش را تصویب کنند، باید به تمامی آژانسهای فدرال دولتی بودجهرسانی کنند."
در حالی که تئورسینها و کارشناسان خبره نظامی و سیاسی آمریکا از شکست بوش و چنی در عراق خبر میدهند، رئیسجمهور آمریکا و معاون وی همچنان از دستاوردهای دروغین و نداشته خود در بغداد دفاع میکنند.
معاون اول رییسجمهور آمریکا در سخنرانی اخیر خود بار دیگر از حفظ نیروهای آمریکا در عراق دفاع کرده است. در خلال سخنرانی چنی چند تن از مخالفان جنگ با فریادهای اعتراضآمیزشان سخنرانی وی را قطع کردند.
چنی در این سخنرانی گفت که اکثر مناطقی که زمانی پناهگاههای امن گروههای القاعده بوده از بین رفتهاند و انبارهای سلاح نیز در عراق در تصرف نیروهای ائتلاف قرار گرفتهاند. چنی اظهار نموده است که استراتژی واشنگتن در عراق در حال نتیجه دادن است، اگرچه ما نیروهای بیشتری برای انجام عملیاتهای خطرناکتر در اختیار داریم اما شمار تلفات ما به واقع کاهش یافته است.
استعفای افرادی مانند کارل رو، گونزالس و کارن هیوز به شدت موقعیت معاون رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا را به خطر انداخته است. هم اکنون چنی به عنوان یکی از اصلیترین مسببان شکست سیاست خارجی بوش شناخته شده است و همین مسئله وضعیت وی را بدتر میکند. کارل رو، مشاور سابق و مستعفی بوش قبلا به وی هشدار داده بود که چنی را به عنوان معاون خود انتخاب نکند، اما در نهایت بوش پسر بدون توجه به توصیه اصلیترین مشاور خود چنی را وارد سیستم سیاسی کاخ سفید کرد.
هم اکنون در محافل سیاسی آمریکا این سوال مطرح است که تصمیمگیرنده اصلی در کاخ سفید کیست؟ بسیاری از کارشناسان مسائل آمریکا معتقدند که چنی عملا به شخص اول آمریکا تبدیل شده است و در مواردی نظر وی بر نظر بوش پسر تقدم دارد. هرچند "جرج بوش" به طور رسمی رئیسجمهور آمریکاست، اما بسیاری بر این عقیدهاند که تصمیمگیرنده اصلی در کاخ سفید شخص دیگری است.
روزنامه گاردین حدود چهار ماه قبل به بررسی نقش "دیک چنی" معاون رئیسجمهوری آمریکا در تصمیمگیریهای این کشور پرداخت. اگر با دقت به روند تحولات جاری در کاخ سفید نگاه کنیم متوجه میشویم که شخص دیگری به غیر از بوش اقدام به تصمیمگیری میکند و این نکته فقط مربوط به تصمیمات بینالمللی و کشورهای خارجی نیست، بلکه تصمیمات مربوط به تحولات داخلی آمریکا نیز توسط شخص دیگری به غیر از بوش اتخاذ میشود. در همین رابطه میتوان به مواردی همانند جنگ عراق و یا موضوع افزایش دمای زمین اشاره کرد.
هم اکنون در داخل آمریکا بسیاری بر این عقیدهاند که تصمیمگیرنده اصلی در دولت آمریکا شخص دیک چنی است و روند تصمیمگیریهای کاخ سفید در سالهای گذشته این نکته را ثابت میکند. چندی پیش نیز برخی مقامهای آمریکایی نیز اعلام کرده بودند که تصمیمگیرنده اصلی در موضوع عراق شخص دیک چنی است و بوش نقش زیادی در تصمیمهای اتخاذ شده درباره عراق ندارد.
چنی که چهل و ششمین معاون رئیسجمهور در تاریخ آمریکا محسوب میشود علاقه زیادی به نامرئی بودن دارد و کارهای خود را معمولا در پشت سر افراد دیگر انجام میدهد. از همین رو به نظر میرسد که او نقش زیادی در تصمیمگیریها ندارد، اما حقیقت چیز دیگری است.
معاون رئیسجمهور آمریکا همواره سعی دارد اشتباهات و خطاهای بوش پسر را عادی جلوه داده و در مواقعی آنها را توجیه نماید. در حالی که بوش و چنی در انتخابات ریاست جمهوری سال 2004 به عوام فریبی پرداخته و وعده بهبود وضعیت اقتصادی آمریکا را دادند، هم اکنون شاهد معادلات اقتصادی درهم ریخته این کشور هستیم. دیک چنی اخیرا انتقاد اخیر رییس سابق بانک مرکزی آمریکا از عملکرد بوش در زمینه اقتصادی را نابجا خوانده است.
آلن گرینسپن رییس سابق بانک مرکزی آمریکا که در دوره تصدیاش معمولا لب به اظهارنظر نمیگشود، جرج بوش رییسجمهور ایالات متحده را به نادیده گرفتن اصول و سیاستهای جمهوریخواهان در حوزه اقتصادی متهم و از وی به خاطر کاهش نرخ مالیات و افزایش مخارج دولت انتقاد کرد.
به عقیده چنی، تاثیرات توامان رکود و طرحهای ملی اضطراری برای اقتصاد آمریکا چه بسا میتوانست ویرانگر باشد؛ اما تصمیم جرج بوش مبنی بر کاهش نرخ مالیات از طریق وعدههایی که وی به رایدهندگان داد منجر به کمتر شدن تاثیرات رکود و بهبود سریعتر وضعیت اقتصادی و فراهم شدن بستری شد که تا به امروز محکم و قوی میباشد!
گویا چنی وعدههای عمل نشده اقتصادی بوش به شهروندان آمریکایی را یک امتیاز برای نومحافظهکاران میداند. هم اکنون بسیاری از شهروندان آمریکایی خواهان استیضاح و استعفای چنی از سمت خود هستند. مسلما در صورت شکست جمهوریخواهان در انتخابات ریاست جمهوری سال 2008 بسیاری از جمهوریخواهان با بوش و چنی به عنوان اصلیترین عوامل شکست خود برخورد خواهند کرد.