">

">

">

">

">

"> آیا مذاکره‌ای در پیش است؟
تاریخ انتشار : ۲۴ تير ۱۳۸۷ - ۱۰:۵۹  ، 
شناسه خبر : ۳۶۴۱۳


علی‌اکبر عبدالرشیدی

بنا به اخبار منتشره، آقای دکتر محمود احمدی‌نژاد رئیس‌جمهوری اسلامی ایران در جمع دانشجویان دانشگاه علم و صنعت گفته است: «مذاکره با آمریکا به معنای تغییر موضع نیست» و همچنین: «مذاکره ابزار است نه هدف». اینکه این جمله‌ها معنای جدیدی را ارائه می‌‌دهند یا نه، از حوصله این مقاله خارج است. مذاکره نمایندگان ایران و آمریکا در مورد اوضاع عراق مدتها پیش آغاز شده و گویا دور دیگری از آن هم در راه است.

اما نکته‌ای که قابل تأمل است، مواضع جدید دستگاه دیپلماسی آمریکا در قبال ایران است. کاندولیزا رایس وزیر خارجه آمریکا اعلام کرده است که آمریکا آماده «آشتی و مصالحه» با جمهوری اسلامی ایران است. خانم رایس تنها شرطی را که برای این مذاکره و این مصالحه در میان گذاشته، این است که «جمهوری اسلامی ایران، تمایل هسته‌ای خود را انکار کند».

خانم رایس در این سخنان که در مصاحبه با شبکه «ا.بی.سی» آمریکا ابراز شده، از واژگانی حساب شده استفاده کرده است.

رسانه‌های آمریکایی این سخنان و این موضع خانم رایس را نشانه‌ای از «انعطاف و نرمی مواضع آمریکا در قبال ایران» توصیف کرده‌اند. این رسانه‌ها به خصوص به تأکیدات رایس اشاره کرده‌اند که «قطعنامه سنای آمریکا که در ماه سپتامبر به تصویب رسیده است، به جرج بوش رئیس‌جمهوری آمریکا مجوزی برای اقدام نظامی علیه ایران نمی‌دهد». رایس تصریح کرده است که بوش در مسأله ایران، مشخصاً در مسیر «تلاش‌های دیپلماتیک» عمل می‌کند.

سخنان رایس درست یک شبانه‌روز بعد از مذاکرات خانم آنگلا مرکل صدراعظم آلمان با رئیس‌جمهوری آمریکا است که اهمیت پیدا می‌کند. از مدت‌ها پیش محافل اروپایی، از تفاوت محسوسی در مواضع آلمان و فرانسه در قبال ایران خبر داده بودند. مرکل در دیدار خود با بوش تأکید کرده است که «علاقه‌ای به تحریم‌های اضافی علیه ایران ندارد» و مایل است منتظر نتایج تلاش‌های دیپلماتیک اتحادیه اروپا در برابر ایران باشد. بعد از همین دیدار بود که بوش هم به خبرنگاران گفت: آمریکا و آلمان «مشترکاً» مشغول تلاش برای «حل دیپلماتیک» این مشکل هستند.

اما رقبای دموکرات حزب جمهوری‌خواه در انتخابات آتی آمریکا، بوش را متهم کرده‌اند که با مشروط کردن مذاکرات با ایران به توقف غنی‌سازی اورانیوم، پیشرفت در تحصیل راه‌حل را در بن‌بست قرار داده است. این احتمال وجود دارد که متحدان اروپایی آمریکا هم علی‌رغم شعارها و سروصداهای تبلیغاتی، در بیان اشتراک‌ نظر با آمریکا همین نکته را به بوش گوشزد کرده باشند.

رایس در مصاحبه تلویزیونی خود همچنین گفته است که «آمریکا آماده است سیاست 28 ساله خود را در قبال ایران تغییر دهد و وی آماده است در هر کجا، هر زمان و هر نقطه با منوچهر متکی وزیر خارجه ایران مذاکره کند، مشروط بر آنکه «ایران راه دستیابی به فناوری منجر به تولید سلاح هسته‌ای را متوقف کند». با این اوصاف، مشخص است که پیش‌شرط خانم رایس، پیش‌شرط چندان محکم و موجهی هم نیست؛ چرا که اصلاً فرض رایس اشتباه است. تردید نیست که ایران در پی دستیابی به سلاح هسته‌ای نیست. این حقیقت علاوه بر اینکه از سوی ایران رسماً اعلام شده و بسیاری از کشورها از جمله کشورهای غیرمتعهد نسبت به آن ابراز اعتماد کرده‌اند، برای آژانس بین‌المللی انرژی اتمی هم مسلم شده و از سوی دبیر کل این آژانس بارها اعلام و تأیید شده است.

خانم رایس باید در مصاحبه‌های بعدی بپذیرد و اعلام کند که صحت تحقق پیش‌شرطش را مرجعی فنی، مرضی‌الطرفین و مجاز یعنی آژانس بین‌المللی اتمی تأیید می‌کند. وی باید از یک‌سونگری و سیاسی کردن این مرجعیت فنی و تخصصی دوری جوید.

آنچه می‌ماند، نهایی شدن مذاکرات جاری و بررسی‌های مشترک نمایندگان ایران و آژانس است. اگر این مذاکرات و بررسی‌ها به نتیجه برسد و آژانس، عدم تمایل ایران را برای ساخت سلاح هسته‌ای تائید کند، آمریکا می‌تواند پیش‌شرط خود را برای مذاکره با ایران محقق شده ببیند.

رایس نکته ظریف دیگری را هم در مصاحبه خود مطرح کرده که از توجه ناظران دور نمانده است: «مسأله این نیست که آمریکا نمی‌خواهد با ایران مذاکره کند، مسأله این است که تهران چرا نمی‌خواهد با آمریکا مذاکره کند؟»

ناظران آمریکایی تأکید دارند که همین نکته یعنی رد اقدام نظامی علیه ایران از سوی رایس، به تنهایی کافی است که بتوان موضع آمریکا را در برابر ایران نرم توصیف کرد. ناظران آمریکایی، آزادی اخیر دیپلمات‌ها و ایرانیان دیگر اسیر در عراق را در همین راستا دیده‌اند و این اقدام را نوعی نمایش مصالحه‌جویانه از سوی رایس و رابرت گیتس وزیر دفاع آمریکا به عنوان سرشاخه‌های کبوترهای شاغل در کاخ سفید دانسته‌اند. فراموش نکنیم که فرماندهان نظامی پنتاگون هم پیشنهاد اقدام نظامی علیه ایران را با بدبینی پس زده‌اند.

دریادار «ویلیام فالون» فرمانده کل نیروهای مسلح آمریکا در خاورمیانه، در مصاحبه اخیر خود با روزنامه فاینانشال تایمز چاپ لندن گفته است: «احتمال اقدام نظامی آمریکا علیه ایران در افق مشاهده نمی‌شود». وی گفته است هدف از همه این حرف و حدیث‌ها، راضی کردن ایران به تغییر رویه است؛ وگرنه هر حمله به ایران واکنش‌هایی را به همراه خواهد داشت، از جمله شلیک موشک‌های ایران به اهداف آمریکا و متحدانش در خلیج‌فارس، افغانستان و آمریکا. از بین بردن توان مقابله ‌به ‌مثل ایران هم یک عملیات طولانی‌مدت خواهد بود».

قطعاً مقامات آمریکایی واقفند که استقرار نیروی دریایی آمریکا در باریکه‌ای در طول سواحل ایران در خلیج‌فارس و به صورت کاملاً باز و قابل رویت برای دیده‌بانان ایرانی، آسیب‌پذیری این نیروها را آن چنان بالا برده که فرمانده نظامی آمریکا در خلیج‌فارس هم به آن اشاره می‌کند. لذا هیچ عاقلی حتی آقای دیک چنی معاون رئیس‌جمهور آمریکا و رهبر جناح بازها در کاخ سفید هم مایل نیست حامی اقدامی باشد و مسئولیت اقدامی را بپذیرد که فرماندهان نظامی این کشور توصیه نمی‌کنند.

«روزماری هالیس» کارشناس ارشد مرکز مطالعات بین‌المللی بریتانیا، چاتام هاوس، می‌گوید: «هیچ‌کس حمله نظامی به ایران را عاقلانه نمی‌داند. هیچ‌کس هم نمی‌خواهد چنین حمله‌ای صورت بگیرد. به همین دلیل است که باید از وقوع چنین حمله‌ای نگران و بیمناک بود».

جالب‌تر از همه خبرها این که سردسته‌های صهیونیست‌ها در اسرائیل ظرف دو سه روز گذشته، یکباره در اظهارنظرهای همراه و همزمان، خواستار اقدامات شدید علیه ایران شده‌اند و گفته‌اند ایران دو سال دیگر صاحب بمب‌ اتمی خواهد شد. این سخن به جای آن که حاوی حقیقتی باشد، بازتابی است از نگرانی اسرائیل نسبت به حادثه‌ای که یا در حال وقوع است و یا از آن صحبت شده است. این واقعه اگر به گفته رسانه‌های آمریکایی همان «نرم شدن موضع آمریکا در برابر ایران» باشد، برای اسرائیل خبر بدی است که چنین واکنش‌های مذبوحانه‌ای را به وجود آورده است. سؤال‌های مهم امروز این است که:

* آیا آمریکا در حال تغییر حقیقی سیاست‌های خصمانه 28 سال گذشته خود در قبال ایران است؟

* آیا آمریکا در مسیر نمایش مصالحه‌‌جویانه با ایران قرار گرفته است؟

* آیا اروپا درصدد قانع کردن آمریکا به مصالحه با ایران است؟

* آیا کبوترها در کاخ سفید برتری موضع یافته‌اند؟

* آیا این مواضع و این سخنان مقامات آمریکایی از نظر ایران، برای اعتمادسازی در روابط دو طرف کافی است؟

* آیا آمریکاییان در سخنان خود جدی هستند یا همه این مواضع برای مصرف انتخاباتی و سیاسی است؟

و در نهایت اینکه:

* آیا مذاکرات مستقیم بین ایران و آمریکا، جایی در حال طراحی و شکل‌گیری است؟