">

">

">

">

">

"> نا متعادل‌ها
تاریخ انتشار : ۲۵ تير ۱۳۸۷ - ۱۶:۱۷  ، 
شناسه خبر : ۳۶۴۳۹


ناصر بهرامی‌راد

بیست‌وپنجم مهرماه بود که برنارد کوشنر وزیرخارجه تازه‌کار دولت فرانسه در اظهاراتی بزرگتر از قامتش گفت: باید خودمان را برای بدترین وضعیت یعنی جنگ با ایران آماده کنیم.

این طور به نظر می‌رسید که او در چارچوب سیاست دولت جدید راستگرای کشورش، شمشیر را از رو بسته و بنای درگیری با ایران را دارد، اما روز شمار اظهارنظرات و فتارهای دو هفته بعد او، چیزهای دیگری را نشان داد. یکی دو روز بعد، جناب وزیر‌خارجه به لوموند گفت: نمی‌خواهم دیگران فکر کنند من یک دلال جنگ هستم. سی‌ام شهریور کوشنر در گفت‌و‌گوی تلفنی با علی لاریجانی دبیر شورای امنیت ملی ایران از اظهاراتش که آن را «سوء‌برداشت رسانه‌ها» می‌نامید عذرخواهی نمود و برای سفر به تهران ابراز علاقه کرد. او یک هفته بعد در حاشیه نشست شصت‌ودوم مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک با منوچهر متکی وزیر خارجه دیدار کرد و باز از این که «رسانه‌ها اظهاراتش را مخدوش و غیرواقعی منعکس کرده‌اند» ابراز شرمندگی نمود. دو، سه روز بیشتر نگذشته بود که رسانه‌های بین‌المللی تصاویری مضحک از بگومگوی وزیر خارجه فرانسه با یک خبرنگار تلویزیون این کشور را مخابره کردند که در آن کوشنر با پرخاش و عصبانیت می‌گفت نباید حرف‌هایش در مورد ایران را تحریف می‌کردند.

در تعریف‌های نظری رایج پیرامون رفتارهای سیاسی دولتمردان دولت‌های دارای دموکراسی، تعادل، عقلانیت، و ثبات رأی، جایگاه ویژه‌ای را به خود اختصاص داده‌است. اما رفتار دولتمردان سالیان اخیر فرانسه که کشورشان را مهد دموکراسی و جمهوری نهم آن را مظهر عقلانیت سیاسی می‌دانند، ظاهراً از این الگو تبعیت نمی‌کند.

آبان‌ماه سال 84 زمانی که به دنبال برخوردهای خشن پلیس پاریس با چند نوجوان رنگین‌پوست سلسله‌ای از شورش اجتماعی آغاز شد و به سرعت شهرهای فرانسه را درنوردید، ده‌ها شهر را فرا گرفت، هزاران خودرو را به آتش کشید، صدها زندانی و میلیون‌ها فرانک خسارت برجای گذاشت و سرانجام به کشورهای آلمان، بلژیک، هلند، یونان و سوئیس سرایت کرد، نیکلا سارکوزی وزیر کشور وقت - و رئیس جمهوری فعلی - از همان ابتدا تظاهر کنندگان را اوباش خواند و دستور اخراج دستگیر شدگان را از خاک کشور صادر کرد. در واکنش به این رفتار، شیراک رئیس‌جمهور وقت فرانسه به وجود تبعیض و بی‌عدالتی در کشورش اقرار کرد و تمام شهروندان از جمله بازداشت‌شدگان را فرزندان جمهوری نامید؛ نخست‌وزیر سوئد اظهارات سارکوزی را خوشنت‌آمیز دانست و گفت که از آن بوی صلح‌ستیزی به مشام می‌رسد، و کمیته ضدشکنجه سازمان ملل با ابراز نگرانی از این سخنان، خواستار لغو دستور وزیر کشور شد. صد البته وزیر کشور بداخلاق فرانسه نه تنها موفق به مهار ناآرامی‌ها نشد بلکه در یکی دو ماه بهار سال بعد دوبار دیگر با ناآرامی‌های مرتبط با تصویب قانون جدید کار و قانون جدید مهاجرت مواجه و هر دوبار دولتش ناگزیر از عقب‌نشینی در برابر معترضان گردید.

دی‌ماه 84 نوبت به رئیس‌جمهور وقت فرانسه رسید که گاف بدهد. شیراک در هنگام اوج تبلیغات کشورش - و چند قدرت دیگر جهانی - علیه فعالیت صلح‌آمیز هسته‌ای ایران و در حالی که از احتمال(!) انحراف این فعالیت‌ها در آینده‌ای نامعلوم ابراز نگرانی می‌شد، در جمع پرسنل یک پایگاه دریایی فرانسه به صراحت اعلام کرد که در صورت اعلام نیاز، در استفاده از تسلیحات هسته‌ای علیه کشورهای دیگر - که آنها را حامیان تروریسم می‌نامید - لحظه‌ای تردید به خودش راه نخواهد داد.

این بار سخنگوی دولت فرانسه به میدان آمد تا با استدلال‌های خنده‌داری مانند آن که «سخنان شیراک در یک محیط سیاست راهبردی بیان شده و هیچ برنامه عملیاتی برای حمله تسلیحاتی به کشورهای دیگر وجود ندارد»، موج اعتراضات بین‌المللی را قدری مهار کند.

با این اوصاف، نمی‌توان آن دسته از تحلیلگران روابط بین‌الملل را که معتقدند در حال حاضر جمهوری نهم فرانسه به «جمهوری غیرمتعادل‌ها» تبدیل شده،‌ چندان ملامت کرد، چرا که آنها هر روز شواهد جدیدی را برای تحلیل خود ارائه می‌کنند. از آن جمله، سخنان کوشنر در پایان نشست هفته گذشته اتحادیه اروپا بود که بعد از بی‌اعتنایی گزنده 27 کشور عضو این اتحادیه به پیشنهاد فرانسه برای تحریم‌های جدید و خارج از شورای امنیت علیه ایران، ادعا کرد: اگر شورای امنیت نتواند امسال تحریم‌های جدیدی علیه ایران صورت دهد، ممکن است فرانسه خودش تحریم‌های ملی و شخصی را علیه این کشور اعمال کند(!) عاقل‌ترهایی مثل آقای سولانا که سه چهار سالی با ایران دست‌وپنجه نرم کرده‌اند، بلافاصله عکس‌العمل نشان دادند و گفتند که؛ الان زمان فکر کردن به تحریم‌های جدید نیست، زمان از سر گرفتن مذاکرات است.

آنهایی که دستی در اقتصاد فرانسه دارند، خیلی بیشتر از سولانا نگران شدند، از جمله آقای کریستف دومانژری مدیر عامل شرکت توتال که ضمن انتقاد شدید از تلاش‌های دولت سارکوزی برای گنجاندن موضوع تحریم ایران در ستور کار نشست اتحادیه اروپا، به لوموند گفت: ایران یک دموکراسی قوی با جمعیتی بالغ بر 65 میلیون نفر است و ما نباید با این کشور هیچ مشکلی داشته باشیم.

آقای دومانژری آدم خبره‌ای است و بخوبی می‌داند که شرکت‌ها و اشخاص فرانسوی تنها در چهار ماه اول سال جاری شمسی بیش از 35 میلیون دلار در ایران سرمایه‌گذاری کرده‌اند و این مبلغ دویست درصد 16 میلیون و 300 هزار دلاری است که در کل سال 85 سرمایه‌گذاری کرده بودند و ادامه روندی است که از سال 1375 با کمتر از سه میلیون دلار شروع شد؛ و تازه این جدای از سرمایه‌گذاری‌های میلیاردها دلاری در حوزه‌های نفت و گاز و صنایع بالادستی است. او علاوه بر اطلاعات مربوط به روابط اقتصادی کشورش، خبرهای مربوط به توان اقتصاد پویای ایران را رصد می‌کند و مثلاً می‌داند که بانک جهانی در تازه‌ترین گزارش خود ایران را در رتبه سی‌وچهارمین کشور جهان از حیث حجم صادرات در سال 2007 میلادی با مبلغی بیش از 75 میلیارد دلار اعلام کرده و صندوق بین‌المللی پول این کشور را در رتبه 21 اقتصاد جهان از لحاظ حجم تولید ناخالص داخلی می‌داند؛ رتبه‌ای که در مقایسه با سال 2005، دو درجه ارتقا را نشان می‌دهد. او می‌داند که بانک جهانی برای پرداخت وام یک میلیارد دلاری به ایران اعلام آمادگی کرده و همین الان هم هزینه چندین پروژه به ارزش بیش از یک میلیارد و سیصد میلیون دلار را برعهده دارد. از آن گذشته ایران کشوری است که در سه‌ونیم دهه - که نزدیک به سه دهه آن را تحت ناجوانمردانه‌ترین تحریم‌های اقتصادی و یک دهه‌اش را مورد تهاجم همه‌جانبه نظامی بوده - توانسته است میزان گرسنگی را در کشورش از 30 درصد جمعیت در سال 1970 به کمتر از 4 درصد در سال‌های 2002 تا 2004 و کمتر از یک درصد فقیر مطلق و گرسنه در سال 2007 میلادی برساند. فائو این آمار را در حالی اعلام کرده که ژاک دیوف مدیرکل آن در پیام 16 اکتبر خود (روز جهانی غذا) به صراحت گفته است: امشب 854 میلیون زن، مرد و کودک (14 درصد متوسط جمعیت جهان) با شکم خالی به خواب می‌روند.

ممکن است آقای کوشنر وقتی آمارهای روابط اقتصادی فرانسه و ایران را از زبان فعالان اقتصادی کشور بشنود، فوراً گوشی را بردارد و ضمن غذرخواهی، درخواست یک سفر فوری به تهران را بکند، اما باید این آمادگی را در خودش ایجاد کند که در تهران با تظاهرکنندگانی مواجه شود که پلاکاردهایشان فقط یک جمله نوشته‌اند: جناب وزیر! لطفاً ما را تحریم کنید!