تاریخ انتشار : ۱۱ شهريور ۱۳۸۷ - ۰۸:۴۸  ، 
شناسه خبر : ۳۶۴۷۶

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

مدیریت اجرای سیاست خارجی کشور مقوله ایست که از خود سیاست خارجی کم اهمیت تر نیست . مجموعه آنچه سیاست خارجی را تشکیل میدهد چهار بخش است که هر یک از آنها در جای خود اهمیت دارند. این چهار بخش عبارتند از تصمیم‌سازی تصمیم گیری اجرای تصمیم و حفاظت از سیاست در حال اجرا.

اینکه کدامیک از این بخش های چهارگانه مهمترند یک مقوله تخصصی است که اکنون درصدد بیان آن نیستیم اما به دلیل بعضی تحرکات ناشیانه که توسط متولیان سیاست خارجی کشورمان در بخش اجرای سیاست‌ها صورت می‌گیرد و همین امر زیانهائی را متوجه منافع ملی کشور می کند توجه به اهمیت «مدیریت اجرا»ی سیاست خارجی را امری ضروری میدانیم.

در سالهای اخیر مسئولان نظام براساس مصالحی که خود تشخیص میدهند به این نتیجه رسیده اند که برقراری روابط سیاسی با دولت مصر را بلامانع اعلام نمایند. هرچند در این زمینه نقطه نظرهای متفاوت وجود دارد لکن هنگامی که مسئولان نظام به نتیجه ای می رسند که برای آنها قانع کننده است حق آنهاست که تصمیم مقتضی را نیز بگیرند و راه را برای تحقق آن هموار نمایند. طبیعی است که همه مسئولیت های تصمیم را نیز خود تصمیم گیرندگان پذیرا هستند و در بررسی های خود مصالح و منافع کشور و ملت را نیز در نظر دارند.

با اینحال همین تصمیم هنگامی که به مرحله اجرا می رسد عوامل اجرا ـ که طبعا مدیران اجرائی کشور بویژه عوامل وزارت امورخارجه هستند ـ باید راه کارهائی برای آن در نظر بگیرند که آنچه توسط مسئولان نظام طراحی شده و به یک تصمیم تبدیل شده به نحو احسن به اجرا درآید و در این مرحله هیچ اقدامی که به زیان کشور و ملت باشد صورت نگیرد. تدبیر صحیح صبر موقعیت شناسی و خویشتن‌داری از عناصر مهمی هستند که در مرحله اجرای هر تصمیم در بخش سیاست خارجی باید مورد نظر و عمل باشند.

در خصوص مصر متاسفانه هیچیک از این عناصر مورد توجه قرار نگرفتند و روش بکار گرفته شده توسط مسئولان کشورمان اعم از متولیان سیاست خارجی و سایر مسئولان مظهر بی تدبیری عجله بی توجهی به موقعیت ها و بدون خویشتن داری بوده است. تاسف بارتر آنکه این وضعیت همچنان ادامه دارد و عوارض تلخی که نمایان می شوند موجب عبرت آموزی و تصحیح روش ها نمی‌گردند.

در دولت گذشته عجله برای تغییر نام خیابان شهید خالد اسلامبولی ـ که تا مرز برداشتن تابلوی خیابان پیش رفت ولی خوشبختانه با هوشیاری افراد دلسوز و هشدارهائی که داده شد این کار عملی نگردید ـ و اعلام شتاب زده برطرف شدن همه موانع و آمادگی کامل تهران برای برقراری رابطه طرف مصری را به طمع گرفتن امتیازات بیشتری انداخت و موضوع بلاتکلیف رها شد. در دولت فعلی اعلام اینکه آماده ایم تا آخروقت اداری همین امروز سفارتمان را در قاهره بازگشائی کنیم سفرهای پیاپی مسئولان بلندپایه ایرانی به قاهره دیدار با حسنی مبارک همراه با اظهار خوشوقتی از اینکه قرار است رابطه برقرار شود و اظهارات غیرسیاسی مسئولان ـ اعم از مسئولان سیاست خارجی و دیگر مسئولان ـ در موقعیت های نامناسب موجب شد بار دیگر دولتمردان مصری به طمع گرفتن امتیازات بیشتر بیافتند و مطالبات خود را بالا ببرند.

با توجه به اینکه رژیم حاکم بر مصر به دلیل وابستگی به آمریکا و دلالی برای صهیونیست ها اصولا جایگاهی ندارد که به خود حق طاقچه بالا گذاشتن و امتیاز خواستن و شرط گذاشتن برای نظام انقلابی و مردمی جمهوری اسلامی ایران را بدهد این ما هستیم که حتی در مرحله اجرای یک تصمیم نیز باید بگونه ای عمل کنیم که طرف را وادار به امتیاز دادن نمائیم . رژیم حسنی مبارک که در داخل مصر دچار بحران مشروعیت است و در خارج از مرزها نیز به دلیل امضای قرارداد ننگین کمپ دیوید و دلالی های پیاپی برای صهیونیست ها و وابستگی به آمریکا بشدت نزد افکار عمومی جهان عرب و ملت های مسلمان زیر سئوال و منفور است حق ندارد برای نظام جمهوری اسلامی ایران تعیین تکلیف نماید. اما روش نادرست مسئولان اجرائی و متولیان سیاست خارجی ما موجب شده دولتمردان مصری به خود اجازه چنین گستاخی‌هائی را بدهند.

مفید شهاب، وزیر مشاور دولت مصر هفته گذشته همزمان با برپائی اجلاس سران عرب در دمشق گفت : ایران تنها درصورتی می تواند با کشورهای عربی مذاکره داشته باشد که مالکیت خود بر جزایر سه گانه (ابوموسی تنب بزرگ و کوچک ) را نفی کند و آنها را متعلق به امارات بداند. وی که ریاست هیئت مصری در اجلاس سران عرب در دمشق را برعهده داشت از اینهم گستاخانه تر سخن گفت و افزود: ایران در کشورهای عربی مداخله می کند و اگر خواستار گفتگوی ایرانی ـ عربی است باید به این مداخلات پایان دهد

همزمان با این اظهارات در بیانیه پایانی سران عرب در دمشق نیز ادعای مالکیت امارات بر جزایر سه گانه ایرانی و توصیه به ایران برای دست برداشتن از مالکیت خود بر این جزایر تکرار شد.

مکان برگزاری اجلاس حضور هیئت ایرانی به ریاست وزیر امورخارجه کشورمان در آن و بی اعتنائی سران کشورهای عربستان و مصر به این اجلاس نکات مهمی هستند که بر اهمیت توجه به آنچه در اجلاس دمشق علیه جمهوری اسلامی ایران رخ داد تاکید می نمایند. اینکه چرا دولت سوریه اجازه داده است در بیانیه دمشق ادعای واهی مالکیت امارات بر جزایر سه گانه ایرانی تکرار شود و چرا عمروموسی دبیرکل اتحادیه عرب در این اجلاس همین ادعای واهی را مطرح کرد نکات مهمی هستند که در جای خود جای بحث و بررسی دارند لکن اکنون سئوال اینست که آیا این رویدادها به ضعف عملکرد متولیان سیاست خارجی ما مربوط نمی شود اگر پاسخ مثبت است که هست آیا مسئولان نباید در نوع نگرش خود به مسائل منطقه حتی رابطه با مصر و نوع برخورد با این مسائل تجدیدنظر نمایند؟