حسن محمدی

مقدمه:

نام اصلیش سید قهرمان است و سلمان نام ارزشی و انقلابی اوست -  سخنانی که او در گفت‌وگو با ما  مطرح کرد، تا آنجا مایه تعجب ما شد که ابتدا در نسبت برادری او و سیدیحیی رحیم صفوی شک کردیم. این تعجب آنگاه بیشتر شد که او ضمن تایید نسبت برادری خود و فرمانده سابق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، تاکید کرد که اختلاف دیدگاهی میان او و برادرش وجود ندارد.

دکتر سیدسلمان صفوی که به اتفاق شهید بروجردی، گروه توحیدی صف را در سال های قبل از انقلاب پایه گذاری کرده است، در سالهای نخست بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز، به اتفاق برادر بزرگتر خود یعنی سید یحیی رحیم صفوی، سپاه پاسداران اصفهان را پایه گذاری کرده اند.

سیدسلمان سپس در سال 61 از سپاه جدا شده و خود را وقف مسائل سیاسی، فرهنگی و دانشگاهی نموده است. او تا سال 74 در عرصه های مختلف به فعالیت پرداخته و سپس برای ادامه تحصیل و تحقیق و پژوهش عازم دیار غرب شده است و به گفته خودش در این مدت سعی کرده است چهره ای منطقی از جمهوری اسلامی در غرب معرفی کند.

او همچنین مدتی به عنوان معاون مرکز اسلامی لندن در انگلستان فعالیت کرده و در حال حاضر ریاست آکادمی مطالعات ایرانی در لندن را نیز به عهده دارد.

وی درباره فعالیت‌های نظامی و سیاسی اش می گوید:

من از مبارزین پیش از پیروزی انقلاب و از بنیان گذاران گروه توحیدی صف هستم; صف مهمترین سازمان چریکی بود که به اسلام اصیل اعتقاد داشت... مبارزه مسلحانه را روش مکمل کار فرهنگی تلقی می کردیم برای همین به لبنان رفتیم و آموزش نظامی فرا گرفتیم، برگشتیم گروه صف را ایجاد کردیم. صف در مشورت با آیت‌الله بهشتی، مطهری، خامنه‌ای و سیدجلال‌الدین طاهری شکل گرفت. با نظر مساعد و ارتباط با بهشتی ومطهری، بنده، محمد بروجردی و حسین صادقی، گروه صف در تهران، اصفهان، خوزستان و سیستان و بلوچستان تشکیل شد که اعضای آن محمد عطریان فر، حسین رضایی، محسن آرمین، مجتبی هاشمی ثمره، علی شفیعی و... بودند. وقتی هم که حضرت امام(ره) می آمدند من مسئول حفاظت امام(ره) درفرودگاه مهرآباد بودم. بعد هم کمیته و سپاه تا سال 61 و سال 61 از سپاه بیرون آمدم و عمدتا سراغ کارهای علمی رفتم.  آنچه درپی می‌آید حاصل گفت‌وگوی 2 ساعته ما با سیدسلمان صفوی است:

">

حسن محمدی

مقدمه:

نام اصلیش سید قهرمان است و سلمان نام ارزشی و انقلابی اوست -  سخنانی که او در گفت‌وگو با ما  مطرح کرد، تا آنجا مایه تعجب ما شد که ابتدا در نسبت برادری او و سیدیحیی رحیم صفوی شک کردیم. این تعجب آنگاه بیشتر شد که او ضمن تایید نسبت برادری خود و فرمانده سابق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، تاکید کرد که اختلاف دیدگاهی میان او و برادرش وجود ندارد.

دکتر سیدسلمان صفوی که به اتفاق شهید بروجردی، گروه توحیدی صف را در سال های قبل از انقلاب پایه گذاری کرده است، در سالهای نخست بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز، به اتفاق برادر بزرگتر خود یعنی سید یحیی رحیم صفوی، سپاه پاسداران اصفهان را پایه گذاری کرده اند.

سیدسلمان سپس در سال 61 از سپاه جدا شده و خود را وقف مسائل سیاسی، فرهنگی و دانشگاهی نموده است. او تا سال 74 در عرصه های مختلف به فعالیت پرداخته و سپس برای ادامه تحصیل و تحقیق و پژوهش عازم دیار غرب شده است و به گفته خودش در این مدت سعی کرده است چهره ای منطقی از جمهوری اسلامی در غرب معرفی کند.

او همچنین مدتی به عنوان معاون مرکز اسلامی لندن در انگلستان فعالیت کرده و در حال حاضر ریاست آکادمی مطالعات ایرانی در لندن را نیز به عهده دارد.

وی درباره فعالیت‌های نظامی و سیاسی اش می گوید:

من از مبارزین پیش از پیروزی انقلاب و از بنیان گذاران گروه توحیدی صف هستم; صف مهمترین سازمان چریکی بود که به اسلام اصیل اعتقاد داشت... مبارزه مسلحانه را روش مکمل کار فرهنگی تلقی می کردیم برای همین به لبنان رفتیم و آموزش نظامی فرا گرفتیم، برگشتیم گروه صف را ایجاد کردیم. صف در مشورت با آیت‌الله بهشتی، مطهری، خامنه‌ای و سیدجلال‌الدین طاهری شکل گرفت. با نظر مساعد و ارتباط با بهشتی ومطهری، بنده، محمد بروجردی و حسین صادقی، گروه صف در تهران، اصفهان، خوزستان و سیستان و بلوچستان تشکیل شد که اعضای آن محمد عطریان فر، حسین رضایی، محسن آرمین، مجتبی هاشمی ثمره، علی شفیعی و... بودند. وقتی هم که حضرت امام(ره) می آمدند من مسئول حفاظت امام(ره) درفرودگاه مهرآباد بودم. بعد هم کمیته و سپاه تا سال 61 و سال 61 از سپاه بیرون آمدم و عمدتا سراغ کارهای علمی رفتم.  آنچه درپی می‌آید حاصل گفت‌وگوی 2 ساعته ما با سیدسلمان صفوی است:

">

حسن محمدی

مقدمه:

نام اصلیش سید قهرمان است و سلمان نام ارزشی و انقلابی اوست -  سخنانی که او در گفت‌وگو با ما  مطرح کرد، تا آنجا مایه تعجب ما شد که ابتدا در نسبت برادری او و سیدیحیی رحیم صفوی شک کردیم. این تعجب آنگاه بیشتر شد که او ضمن تایید نسبت برادری خود و فرمانده سابق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، تاکید کرد که اختلاف دیدگاهی میان او و برادرش وجود ندارد.

دکتر سیدسلمان صفوی که به اتفاق شهید بروجردی، گروه توحیدی صف را در سال های قبل از انقلاب پایه گذاری کرده است، در سالهای نخست بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز، به اتفاق برادر بزرگتر خود یعنی سید یحیی رحیم صفوی، سپاه پاسداران اصفهان را پایه گذاری کرده اند.

سیدسلمان سپس در سال 61 از سپاه جدا شده و خود را وقف مسائل سیاسی، فرهنگی و دانشگاهی نموده است. او تا سال 74 در عرصه های مختلف به فعالیت پرداخته و سپس برای ادامه تحصیل و تحقیق و پژوهش عازم دیار غرب شده است و به گفته خودش در این مدت سعی کرده است چهره ای منطقی از جمهوری اسلامی در غرب معرفی کند.

او همچنین مدتی به عنوان معاون مرکز اسلامی لندن در انگلستان فعالیت کرده و در حال حاضر ریاست آکادمی مطالعات ایرانی در لندن را نیز به عهده دارد.

وی درباره فعالیت‌های نظامی و سیاسی اش می گوید:

من از مبارزین پیش از پیروزی انقلاب و از بنیان گذاران گروه توحیدی صف هستم; صف مهمترین سازمان چریکی بود که به اسلام اصیل اعتقاد داشت... مبارزه مسلحانه را روش مکمل کار فرهنگی تلقی می کردیم برای همین به لبنان رفتیم و آموزش نظامی فرا گرفتیم، برگشتیم گروه صف را ایجاد کردیم. صف در مشورت با آیت‌الله بهشتی، مطهری، خامنه‌ای و سیدجلال‌الدین طاهری شکل گرفت. با نظر مساعد و ارتباط با بهشتی ومطهری، بنده، محمد بروجردی و حسین صادقی، گروه صف در تهران، اصفهان، خوزستان و سیستان و بلوچستان تشکیل شد که اعضای آن محمد عطریان فر، حسین رضایی، محسن آرمین، مجتبی هاشمی ثمره، علی شفیعی و... بودند. وقتی هم که حضرت امام(ره) می آمدند من مسئول حفاظت امام(ره) درفرودگاه مهرآباد بودم. بعد هم کمیته و سپاه تا سال 61 و سال 61 از سپاه بیرون آمدم و عمدتا سراغ کارهای علمی رفتم.  آنچه درپی می‌آید حاصل گفت‌وگوی 2 ساعته ما با سیدسلمان صفوی است:

">

حسن محمدی

مقدمه:

نام اصلیش سید قهرمان است و سلمان نام ارزشی و انقلابی اوست -  سخنانی که او در گفت‌وگو با ما  مطرح کرد، تا آنجا مایه تعجب ما شد که ابتدا در نسبت برادری او و سیدیحیی رحیم صفوی شک کردیم. این تعجب آنگاه بیشتر شد که او ضمن تایید نسبت برادری خود و فرمانده سابق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، تاکید کرد که اختلاف دیدگاهی میان او و برادرش وجود ندارد.

دکتر سیدسلمان صفوی که به اتفاق شهید بروجردی، گروه توحیدی صف را در سال های قبل از انقلاب پایه گذاری کرده است، در سالهای نخست بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز، به اتفاق برادر بزرگتر خود یعنی سید یحیی رحیم صفوی، سپاه پاسداران اصفهان را پایه گذاری کرده اند.

سیدسلمان سپس در سال 61 از سپاه جدا شده و خود را وقف مسائل سیاسی، فرهنگی و دانشگاهی نموده است. او تا سال 74 در عرصه های مختلف به فعالیت پرداخته و سپس برای ادامه تحصیل و تحقیق و پژوهش عازم دیار غرب شده است و به گفته خودش در این مدت سعی کرده است چهره ای منطقی از جمهوری اسلامی در غرب معرفی کند.

او همچنین مدتی به عنوان معاون مرکز اسلامی لندن در انگلستان فعالیت کرده و در حال حاضر ریاست آکادمی مطالعات ایرانی در لندن را نیز به عهده دارد.

وی درباره فعالیت‌های نظامی و سیاسی اش می گوید:

من از مبارزین پیش از پیروزی انقلاب و از بنیان گذاران گروه توحیدی صف هستم; صف مهمترین سازمان چریکی بود که به اسلام اصیل اعتقاد داشت... مبارزه مسلحانه را روش مکمل کار فرهنگی تلقی می کردیم برای همین به لبنان رفتیم و آموزش نظامی فرا گرفتیم، برگشتیم گروه صف را ایجاد کردیم. صف در مشورت با آیت‌الله بهشتی، مطهری، خامنه‌ای و سیدجلال‌الدین طاهری شکل گرفت. با نظر مساعد و ارتباط با بهشتی ومطهری، بنده، محمد بروجردی و حسین صادقی، گروه صف در تهران، اصفهان، خوزستان و سیستان و بلوچستان تشکیل شد که اعضای آن محمد عطریان فر، حسین رضایی، محسن آرمین، مجتبی هاشمی ثمره، علی شفیعی و... بودند. وقتی هم که حضرت امام(ره) می آمدند من مسئول حفاظت امام(ره) درفرودگاه مهرآباد بودم. بعد هم کمیته و سپاه تا سال 61 و سال 61 از سپاه بیرون آمدم و عمدتا سراغ کارهای علمی رفتم.  آنچه درپی می‌آید حاصل گفت‌وگوی 2 ساعته ما با سیدسلمان صفوی است:

">

حسن محمدی

مقدمه:

نام اصلیش سید قهرمان است و سلمان نام ارزشی و انقلابی اوست -  سخنانی که او در گفت‌وگو با ما  مطرح کرد، تا آنجا مایه تعجب ما شد که ابتدا در نسبت برادری او و سیدیحیی رحیم صفوی شک کردیم. این تعجب آنگاه بیشتر شد که او ضمن تایید نسبت برادری خود و فرمانده سابق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، تاکید کرد که اختلاف دیدگاهی میان او و برادرش وجود ندارد.

دکتر سیدسلمان صفوی که به اتفاق شهید بروجردی، گروه توحیدی صف را در سال های قبل از انقلاب پایه گذاری کرده است، در سالهای نخست بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز، به اتفاق برادر بزرگتر خود یعنی سید یحیی رحیم صفوی، سپاه پاسداران اصفهان را پایه گذاری کرده اند.

سیدسلمان سپس در سال 61 از سپاه جدا شده و خود را وقف مسائل سیاسی، فرهنگی و دانشگاهی نموده است. او تا سال 74 در عرصه های مختلف به فعالیت پرداخته و سپس برای ادامه تحصیل و تحقیق و پژوهش عازم دیار غرب شده است و به گفته خودش در این مدت سعی کرده است چهره ای منطقی از جمهوری اسلامی در غرب معرفی کند.

او همچنین مدتی به عنوان معاون مرکز اسلامی لندن در انگلستان فعالیت کرده و در حال حاضر ریاست آکادمی مطالعات ایرانی در لندن را نیز به عهده دارد.

وی درباره فعالیت‌های نظامی و سیاسی اش می گوید:

من از مبارزین پیش از پیروزی انقلاب و از بنیان گذاران گروه توحیدی صف هستم; صف مهمترین سازمان چریکی بود که به اسلام اصیل اعتقاد داشت... مبارزه مسلحانه را روش مکمل کار فرهنگی تلقی می کردیم برای همین به لبنان رفتیم و آموزش نظامی فرا گرفتیم، برگشتیم گروه صف را ایجاد کردیم. صف در مشورت با آیت‌الله بهشتی، مطهری، خامنه‌ای و سیدجلال‌الدین طاهری شکل گرفت. با نظر مساعد و ارتباط با بهشتی ومطهری، بنده، محمد بروجردی و حسین صادقی، گروه صف در تهران، اصفهان، خوزستان و سیستان و بلوچستان تشکیل شد که اعضای آن محمد عطریان فر، حسین رضایی، محسن آرمین، مجتبی هاشمی ثمره، علی شفیعی و... بودند. وقتی هم که حضرت امام(ره) می آمدند من مسئول حفاظت امام(ره) درفرودگاه مهرآباد بودم. بعد هم کمیته و سپاه تا سال 61 و سال 61 از سپاه بیرون آمدم و عمدتا سراغ کارهای علمی رفتم.  آنچه درپی می‌آید حاصل گفت‌وگوی 2 ساعته ما با سیدسلمان صفوی است:

">

حسن محمدی

مقدمه:

نام اصلیش سید قهرمان است و سلمان نام ارزشی و انقلابی اوست -  سخنانی که او در گفت‌وگو با ما  مطرح کرد، تا آنجا مایه تعجب ما شد که ابتدا در نسبت برادری او و سیدیحیی رحیم صفوی شک کردیم. این تعجب آنگاه بیشتر شد که او ضمن تایید نسبت برادری خود و فرمانده سابق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، تاکید کرد که اختلاف دیدگاهی میان او و برادرش وجود ندارد.

دکتر سیدسلمان صفوی که به اتفاق شهید بروجردی، گروه توحیدی صف را در سال های قبل از انقلاب پایه گذاری کرده است، در سالهای نخست بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز، به اتفاق برادر بزرگتر خود یعنی سید یحیی رحیم صفوی، سپاه پاسداران اصفهان را پایه گذاری کرده اند.

سیدسلمان سپس در سال 61 از سپاه جدا شده و خود را وقف مسائل سیاسی، فرهنگی و دانشگاهی نموده است. او تا سال 74 در عرصه های مختلف به فعالیت پرداخته و سپس برای ادامه تحصیل و تحقیق و پژوهش عازم دیار غرب شده است و به گفته خودش در این مدت سعی کرده است چهره ای منطقی از جمهوری اسلامی در غرب معرفی کند.

او همچنین مدتی به عنوان معاون مرکز اسلامی لندن در انگلستان فعالیت کرده و در حال حاضر ریاست آکادمی مطالعات ایرانی در لندن را نیز به عهده دارد.

وی درباره فعالیت‌های نظامی و سیاسی اش می گوید:

من از مبارزین پیش از پیروزی انقلاب و از بنیان گذاران گروه توحیدی صف هستم; صف مهمترین سازمان چریکی بود که به اسلام اصیل اعتقاد داشت... مبارزه مسلحانه را روش مکمل کار فرهنگی تلقی می کردیم برای همین به لبنان رفتیم و آموزش نظامی فرا گرفتیم، برگشتیم گروه صف را ایجاد کردیم. صف در مشورت با آیت‌الله بهشتی، مطهری، خامنه‌ای و سیدجلال‌الدین طاهری شکل گرفت. با نظر مساعد و ارتباط با بهشتی ومطهری، بنده، محمد بروجردی و حسین صادقی، گروه صف در تهران، اصفهان، خوزستان و سیستان و بلوچستان تشکیل شد که اعضای آن محمد عطریان فر، حسین رضایی، محسن آرمین، مجتبی هاشمی ثمره، علی شفیعی و... بودند. وقتی هم که حضرت امام(ره) می آمدند من مسئول حفاظت امام(ره) درفرودگاه مهرآباد بودم. بعد هم کمیته و سپاه تا سال 61 و سال 61 از سپاه بیرون آمدم و عمدتا سراغ کارهای علمی رفتم.  آنچه درپی می‌آید حاصل گفت‌وگوی 2 ساعته ما با سیدسلمان صفوی است:

"> تیم دیپلماتیک دولت نهم، ضعیف عمل کرده است
تاریخ انتشار : ۱۱ شهريور ۱۳۸۷ - ۰۹:۴۴  ، 
شناسه خبر : ۳۶۴۸۰
سید قهرمان صفوی، برادر فرمانده سابق سپاه در گفت‌وگو با مردم‌سالا ری:

حسن محمدی

مقدمه:

نام اصلیش سید قهرمان است و سلمان نام ارزشی و انقلابی اوست -  سخنانی که او در گفت‌وگو با ما  مطرح کرد، تا آنجا مایه تعجب ما شد که ابتدا در نسبت برادری او و سیدیحیی رحیم صفوی شک کردیم. این تعجب آنگاه بیشتر شد که او ضمن تایید نسبت برادری خود و فرمانده سابق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، تاکید کرد که اختلاف دیدگاهی میان او و برادرش وجود ندارد.

دکتر سیدسلمان صفوی که به اتفاق شهید بروجردی، گروه توحیدی صف را در سال های قبل از انقلاب پایه گذاری کرده است، در سالهای نخست بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز، به اتفاق برادر بزرگتر خود یعنی سید یحیی رحیم صفوی، سپاه پاسداران اصفهان را پایه گذاری کرده اند.

سیدسلمان سپس در سال 61 از سپاه جدا شده و خود را وقف مسائل سیاسی، فرهنگی و دانشگاهی نموده است. او تا سال 74 در عرصه های مختلف به فعالیت پرداخته و سپس برای ادامه تحصیل و تحقیق و پژوهش عازم دیار غرب شده است و به گفته خودش در این مدت سعی کرده است چهره ای منطقی از جمهوری اسلامی در غرب معرفی کند.

او همچنین مدتی به عنوان معاون مرکز اسلامی لندن در انگلستان فعالیت کرده و در حال حاضر ریاست آکادمی مطالعات ایرانی در لندن را نیز به عهده دارد.

وی درباره فعالیت‌های نظامی و سیاسی اش می گوید:

من از مبارزین پیش از پیروزی انقلاب و از بنیان گذاران گروه توحیدی صف هستم; صف مهمترین سازمان چریکی بود که به اسلام اصیل اعتقاد داشت... مبارزه مسلحانه را روش مکمل کار فرهنگی تلقی می کردیم برای همین به لبنان رفتیم و آموزش نظامی فرا گرفتیم، برگشتیم گروه صف را ایجاد کردیم. صف در مشورت با آیت‌الله بهشتی، مطهری، خامنه‌ای و سیدجلال‌الدین طاهری شکل گرفت. با نظر مساعد و ارتباط با بهشتی ومطهری، بنده، محمد بروجردی و حسین صادقی، گروه صف در تهران، اصفهان، خوزستان و سیستان و بلوچستان تشکیل شد که اعضای آن محمد عطریان فر، حسین رضایی، محسن آرمین، مجتبی هاشمی ثمره، علی شفیعی و... بودند. وقتی هم که حضرت امام(ره) می آمدند من مسئول حفاظت امام(ره) درفرودگاه مهرآباد بودم. بعد هم کمیته و سپاه تا سال 61 و سال 61 از سپاه بیرون آمدم و عمدتا سراغ کارهای علمی رفتم.  آنچه درپی می‌آید حاصل گفت‌وگوی 2 ساعته ما با سیدسلمان صفوی است:


* با توجه به سوابق نظامی شما در ابتدا از همین محور آغاز می‌کنیم؛ در یکی از عکس‌هایی که از شهید محمد منتظری در لبنان دیدم، شما هم حضور داشتید. آیا با ایشان هم همکاری می‌کردید؟

** در آن زمان من اولین فرمانده نیروهای داوطلب اعزامی به لبنان بودم. با شهید محمد منتظری زمانی که به لبنان رفتم آشنا شدم. ایشان در آنجا روحانیت مبارز خارج از کشور را رهبری می کرد و با همکاری امام موسی صدر و ابوعمار با الفتح توافق کرده بود که امکانات لازم جهت آموزش فنون چریکی را برای نیروهای مسلمان فراهم آورند. منتظری اسم های مستعاری چون استاد و جعفری داشت و در پایگاه فلسطینی عنوان هوشی مین ایران را داشت و در آنجا آقایان غرضی، علی جنتی و دکتر هادی و... حضور داشتند. آقای هادی پاسپورتی برای من در پاکستان تهیه کرد و من از آن طریق توانستم به سوریه و سپس لبنان بروم. بعد از این که ما رفتیم و آموزش دیدیم و برگشتیم برای چهلم شهدای قم به تبریز رفتیم و در آن برنامه آقا رحیم زخمی و مدتی هم مخفی شد و من آقا رحیم را با آقای فضائلی که مدتی مسوول دانشگاه امام حسین(ع) بود فرستادم که در پایگاه‌های فلسطینی در سوریه آموزش نظامی دیدند و تعالیم چریکی را از این طریق فرا گرفت و بعدها در دوره فرماندهی سپاه مثمر ثمر شد. طی دوره فعالیت چریکی بارها به ساواک احضار و بازجویی شدیم سپس با کمک این مجموعه و مشارکت عطریان فر، مسعود خوانساری، رحیم صفوی، محسن رضایی کمیته دفاع شهری اسلام را تشکیل دادیم. وقتی امام(ره) به وطن بازگشت من مسوولیت حفاظت از ایشان در فرودگاه مهرآباد را بر عهده گرفتم، مجموعا 32 نفر بودیم که مسوولیت حفاظت به آنها سپرده شد که اغلب از گروه صف بودند. پس از پیروزی انقلاب هم در تاسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی موثر بودیم و اولین دوره آموزش عقیدتی - سیاسی سپاه در اصفهان که بعدها تبدیل به مرکز غدیر شد را بر عهده گرفتم.

* گروه توحیدی صف یکی از هفت گروهی بود که با ادغام آنها سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی شکل گرفت. شما هم به این سازمان پیوستید؟

** از بین هفت گروه تشکیل دهنده سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی 3 گروه صف، منصورون و موحدین گروه چریکی بودند. گروه صف از همه اینها قوی تر و بیشترین تعداد عملیات مسلحانه را انجام داده بود و هم کادر سیاسی، ایدئولوژیک و نظامی داشتند.

ما قبل از پیروزی انقلاب با گروه منصورون که اعضای آن محسن رضایی، علی شمخانی، رشید و ذوالقدر بودند به وحدت حول محور مرجعیت و منویات ولی فقیه رسیده بودیم.

* جناب آقای صفوی با توجه به اینکه عمده حضور شما در سال‌های اخیر در غرب به دلیل مباحث و مطالعات فرهنگی بوده است، تحلیل شما از وضع کنونی فرهنگ در جامعه امروز ایران چیست؟

 ** در حوزه مسائل کلان فرهنگی معتقدم که ما به هیچ وجه در انتقال فرهنگ انقلاب و اسلام به نسل جدید موفق نبوده و دو مشکل اساسی در این حوزه داشته‌ایم: اول مشکل نقدینگی یا بودجه ای و دوم مشکل کارکرد مدیریتی.

 ما اسلام را یک دین گریه و زاری معرفی کرده ایم، در حالی که اسلام یک دین شادی آفرین است.

ما ارزش های فرهنگی و ملی را به زور بگیر و ببند نمی توانیم به مردم تحمیل کنیم. با زور کسی را به بهشت نمی توان برد. چرا بعد از 30 سال ما هنوز نتوانسته ایم این ارزش ها را در جامعه خودمان نهادینه کنیم و نسل جوان را با آن آشنا نماییم تا از طریق ارتقای این آگاهی ها و این ارزش ها، آنها خودشان با این ارزش ها آشنا شوند؟

اگر امروز بخشی از دخترها و جوانان ما آن طور که باید باشند نیستند جواب این سوال را آنها نباید بدهند بلکه متولیان رسمی فرهنگ در حاکمیت باید پاسخ بدهند.

امروز در حوزه فرهنگی همه حاکمیت یکدست شده اند به خصوص در 2 سال گذشته. قبل از آن هم در حوزه فرهنگی سال ها بود که مدیریت کلان آن یک دست بود و ما می بینیم که با این همه، این نوع نگاه به مسائل فرهنگی عملا پاسخگو نبوده است.

اسلام دینی است که همه ما معتقد به آن هستیم اما اینکه جوانان ما امروزه با این ارزش ها به خوبی آشنا نیستند این به خاطر بی کفایتی مدیران فرهنگی است که نتوانسته اند این ارزش ها را با روش های جدید به جوانان ما که نگاه نویی دارند منتقل کنند. با زور و بگیر و ببند وتعهد اخلاقی کسی عامل نمی شود.

* متاسفانه استفاده ابزاری برخی جریان‌های سیاسی از مکان‌های مقدسی مانند مساجد در سال‌های اخیر گسترش یافته است، به نظر شما برای مقابله با این جریان‌های سیاسی باید چه کرد و چه فعالیت‌هایی در مساجد انجام شود؟

** مسجد فقط جای ذکر و دعا و نماز نیست. مسجد در زمان پیامبر جای همه چیز بود. اگر مسجد جایی است که افراد باید در آن با اسلام آشنا شوند و یک نفس سالم پیدا کنند، در میلادهای ائمه هم باید برنامه های ویژه در مساجد برگزار شود. میلاد امام باید شادی آفرین باشد. برای جوانی که فیلم های غربی و موسیقی های غربی و دیسکوها را می بیند این شادی ها پاسخگو نیست.

 خانمی که می‌آید و می گوید عزاداری ها در اسلام شادی و بهجت می آورد، این نوع شادی برای اولیاالله است. ما باید بدانیم جوان امروز چه چیز لازم دارد. میلادهای ائمه باید بهترین خواننده ها با بهترین دستگاه های شادی بخوانند و بنوازند تا جوان شادیش را در این مساجد و مکان های مذهبی اغنا و ارضا کند، نه در پارتی های شبانه که در پارکینگ ها برگزار می شود و در کنارش به الکل و مواد مخدر و هزار زشتی دیگر روی می‌آورد.

 در اسلام لذایذ جنسی نه تنها منع نشده بلکه ترویج هم شده است.لذایذ جنسی درقسم مباحات نیست بلکه  ازمستحبات است. لذایذ و شادی های مجازی در اسلام ترویج شده است، نمونه خوبش ازدواج است.

* به طور مشخص به نظر شما حوزه فرهنگ در 2 سال اخیر دست خوش چه تغییراتی شده است؟

** ببینید؛ اسلام اساس آن بر صلح است؛ صلح با خداوند. در حالی که اسم رحمان مقدم همه اسما» الهی است. با نگاه رحمانی به دین است که ما می توانیم جوانان را جذب بکنیم. اینها نه تنها نگاه رحمانی به دین ندارند که نگاه به اسم قهاریت و جباریت هم دارند. با این نگاه کاری از پیش نخواهیم برد. قرآن با بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم شروع می شود نه با بسم الله القاسم الجبارین.

فرهنگ دستوری نیست. یک مشکل مهمی که ما در حوزه سانسور در سینما و هنر داریم به خاطر این است که این ها وقتی هنر را نمی شناسند فکر می کنند که این ها غیر خودی هستند یا دارند توهین می کنند.

ما انواع زبان ها را داریم، اما این آقایان فقط زبان متعارف را می شناسند و همه آدم ها را محکوم می کنند، چون زبان هنرمند را نمی شناسند. مدیران فرهنگی ما در قد و قواره کشوری که حافظ و سعدی و شهریار و شجریان و خالقی دارد نیستند. نمی توان برای یک موسیقیدان یا یک کارگردان بزرگ، یک آدم کوتوله تصمیم بگیرد که چه نوع فیلمی درست بکنند یا چه نوع فیلمی درست نکنند. یک هنرمند مسلمان چیزی که تولید می کند اثرش یک اثری است که به سود جامعه و ارزش های ملی و اسلامی است و ما اعتقاد داریم که نباید تنها به یک گروه خاص اعتماد کنیم، باید نگاه خدایی داشته باشیم به خصوص به طبقه فرهیخته مان، امروز بسیاری از هنرمندان ما از وضع موجود ناراضی هستند، من با هنرمندان بسیاری آشنا هستم که می آیند پیش من و در حوزه های مختلف از این وضع ناراضی هستند. آقای مختاباد که یکی از هنرمندان خوب مادر موسیقی است خود یک منتقد است، شما وقتی به آقای مختاباد آزادی عمل نمی دهید و نمی گذارید کنسرت برگزار کند و برای او محدودیت ایجاد می کنید و با این محدودیت ها او را خسته می کنید این فرد چه گونه می تواند هنرهای خلاق و مبتکر مطابق با سلیقه نسل جدید درست کند؟

می گویند چرا ترکیه مولانا را مصادره کرده است؟ این یک واقعیت غیرقابل انکار است! تخصص من در مولوی شناسی است؛ کنفرانس مولوی شناسی برگزار شده و خیلی از مولوی شناسان غائب بودند ما و وهابی ها هستیم که دین را خشک و خشن و خدا را خدایی جبار و قهار معرفی می کنیم و مخالف هرگونه زیبایی هستیم و از حزن و غم استفاده می کنیم. و این به خاطر نوع نگاه غلط مداحان و واعظان ماست و مدیریت فرهنگی و سازمان تبلیغات ما هم نتوانسته اند درباره مسئله این کاری کنند.

 یکی از بزرگترین مشکلات ما در حوزه فرهنگ شادی در اسلام، بحث معرفتی است. بسیاری از وعاظ و مداحان شناخت غلطی از شادی در اسلام را در جامعه ترویج کرده‌اند. از دید آنها شادی امری حرام یا مکروه است. با این دیدگاه اسلام دین افسردگی و غم و گریه و زاری شده است.

به نظر من شادی از محیط های دینی بیرون رفته است. وعاظ و مداحان ما تا بحث از شادی می شود، آن را به شادی های معنوی ارجاع می دهند. این ها درک صحیحی نسبت به شادی ندارند. این خلط مبحث در دین است. این انحراف از دین است.اگر تعزیه است، گریه و زاری است. اگر مولودی است، گریه وزاری است. مبعث پیامبر است، گریه و زاری است. میلاد امام زمان(عج) است گریه و زاری است.

 ما در میان مسلمین که اقرار به لسان کرده اند با اصناف مختلف مومنین، متقین، ابرار، صالحین و... رو به رو هستیم. احوالات این ها متفاوت است. اسلام آمده تا دست اکثریت را بگیرد.

 ما در اسلام حوزه مباحات داریم که بخش عظیمی از زندگی آدمی را در عالم ناسوت در بر می گیرد. در این حوزه از شادی ها و لذایذ دنیوی بحث می کنیم که اسلام آن را تایید کرده است. آنچه دین تایید نمی کند لذایذ و شادی های حرام است و حوزه محرمات هم معین است.

 مخاطب ما در دین عرفا و سالکان و صوفیان نیستند این ها یک تعداد کمی بودند. اسلام همه را به فراخور حالشان مخاطب قرار می دهد و شادی لذات مجازی را نه تنها تایید بلکه ترویج می کند. اما مداحان و وعاظ ما این را انکار می کنند. رسانه ها و دستگاه های حکومتی هم این شادی را انکار می کنند.

 بسیار خوب است که انسان غرق در شادی و لذایذ معنوی و باطنی باشد، اما همه نمی توانند به آن برسند. تاکسی با عشق مجازی آشنا نباشد، به عشق حقیقی راه نخواهد برد. اگر کسی با لذایذ سالم دنیوی آشنا نشده باشد و طعم شادی را نچشیده باشد، اصلا متوجه ساحت شادی نمی شود چه برسد به اینکه از شادی مجازی به شادی حقیقی برسد.

 * آیا گمان نمی‌کنید این نوع نگاه  به دین در حوزه دیپلماسی ما هم وارد شده و اثرات منفی خود را گذاشته است؟

** بسیاری ازمشکلات کشور در صنعت و درحوزه دیپلماسی به خاطر این است که بسیاری از مدیران توانایی و آگاهی و شجاعت کافی نداشته اند و نتوانسته اند دستاوردهای دفاعی و امنیتی کشور را به دستاوردهای پایدار سیاسی در روابط بین‌لملل تبدیل بکنند.

امروز در صحنه عراق و لبنان و افغانستان ما بازیگر اصلی هستیم و برای اینکار سال ها زحمت کشیده شده است و هزینه های بسیاری خرج کرده ایم.

ما یک اقتدار بزرگ امنیتی و نظامی در منطقه برای خودمان به وجود آورده ایم و امروز زمانی است که این اقتدار نظامی و امنیتی باید به دستاورد پایدار سیاسی در روابط بین الملل تبدیل بشود.

ما با تکیه بر قدرت منطقه ای مان باید یک پایگاه بزرگ قدرت منطقه ای را به قدرت های خارجی تحمیل کنیم.

* به نظر شما دستگاه دیپلماسی کنونی این توان را دارد که ایران را به یک قدرت بزرگ منطقه‌ای تبدیل کند؟

** تیم دیپلماتیک دولت نهم، بسیار ضعیف عمل کرده و نتوانسته مقبولیت ایستادگی ملت و دولت را در مسئله هسته ای جا بیندازد. به خاطر ضعف تیم دیپلماتیک دولت 3 قطعنامه را بر ما تحمیل کردند. تیم دیپلماسی خارجی ما ضعیف بوده که نتوانسته روی حقوق خود بایستد و با کمترین هزینه تسلیم شرایط آنها شده است اما متاسفانه، تیم دیپلماسی دولت جدید نتوانسته است که ایران را به اهداف مذکور برساند. به همین دلیل، ضعف های خودشان را با رفتن به پشت سر مقام معظم رهبری جبران می کنند.

به نظر من، مقام معظم رهبری و ملت ایران در مسئله هسته ای مظلوم واقع شده اند. ایشان و دیگر فرهیختگان گفته اند که ما باید از حقوق هسته ای دفاع کنیم که حرف متین و درستی است ولی گفته نشده است که برای گرفتن حقوقمان باید سه قطعنامه علیه ما صادر شود.

شما هر بار گفته‌اید قطعنامه صادر نمی شود ولی هر سه بار قطعنامه صادرشده است! چرا قطعنامه صادرشده است؟ این نیست که آنها زورشان زیاد بوده، بلکه برعکس، این به خاطر اشتباهات شما بوده است. چون بازی بین الملل را نمی شناسید و اجازه هم نمی دهید آن کسانی که می شناسند وارد تصمیم گیری و اجرا بشوند و با رفتار و گفتارتان برای مملکت و مردم هزینه درست کرده اید.

شما بیان می کنید این قطعنامه کاغذپاره ای بیش نیست! قطعنامه ها اثر وضعی در زندگی توده مردم و اثر وضعی در موقعیت ما در نظام بین الملل دارد.

ما یک دفعه در مورد جنگ دفاع کردیم اگر 200 هزار کشته هم می دادیم ایرادی نداشت راه حل دیگری نداشتیم اما در این حوزه ما مجبور نبودیم قطعنامه بگیریم اگر درست عمل کرده بودیم و دیپلماسی ما درست بود ما به حقمان می رسیدیم.

چه طور پاکستان و هند سلاح هسته ای درست می کنند و مشکلی پیش نمی آید و ترکیه عضو ناتو است ولی اجازه نمی دهد آمریکا از سرزمین آنها برای حمله به عراق استفاده کند؛ چون دیپلمات های شان تواناتر از دیپلمات های ما هستند.

* شما برای برون‌رفت از این  مسئله، با توجه به قطعنامه سوم و احتمالا قطعنامه‌های جدیدی که ممکن است در راه باشد چه پیشنهادی دارید؟

** من معتقدم ما نیاز به یک خانه تکانی در نظام مدیریتی داریم.

بحث رویکرد است ما با رویکرد ماجراجویانه به هیچ جا نمی رسیم و فقط تهدیدات را افزایش می دهیم.

ما باید به دنیا بگوییم ما یک فرصت صلح هستیم برای امنیت منطقه ای، ما یک فرصت هستیم نه یک تهدید؛ ما باید زبان بین‌الملل را بدانیم. ما باید مطابق آرمانها وارزش ها و براساس ظرفیت هایی که داریم حرف بزنیم، نه با واقعیت گرایی یا آرمان گرایی محض.

با آرمان گرایی و واقعیت گرایی محض به جایی نمی رسیم. ما نباید برای دنیا شاخ و شانه بکشیم، بلکه باید بگوییم خطر آمریکا واسرائیل هستندکه صدها کلاهک هسته ای در اختیار دارند، نه ایران که هیچ سلاح نامتعارفی ندارد.

ما نیاز داریم تکلیف خودمان را معین کنیم. یا وارد تکامل با دنیا شویم یا وارد جنگ، ما باید واقعیت ها را ببینیم و پل بزنیم به آرمان ها. هر حرفی را باید به موقعش بزنیم. از کارت های برنده ای که داریم باید در روابط بین الملل استفاده کنیم و موقعیت خود را تثبیت کنیم.

ما اجازه نمی دهیم آمریکا در خاورمیانه و آسیای مرکزی ابراز قدرت کند ما باید اثبات کنیم که ما قدرت برتر منطقه هستیم و نفت شما را تضمین می کنیم. این نیروهای آمریکا هستند که از خلیج فارس باید بیرون بروند. روابط بین الملل مبتنی بر قدرت است، نه عدالت. ما باید صلح و امنیت را از طریق گفت وگو حل کنیم و نه جنگ. جنگ مسئله است نه راه حل!

 * به نظر شما جنگ عراق به خاطر انرژی هسته‌ای اتفاق افتاده است؟ یعنی شما معتقدید که اگر ما انرژی غرب و ایالات متحده را تضمین بکنیم شاهد درگیری‌های دیگری نخواهیم بود؟

** ما معتقدیم که آمریکا به دنبال سلطه بر همه جهان است. با این تحلیل، موضوع اصلی مسئله هسته ای نیست، بلکه موضوع اصلی جایگاه ایران در ساختار قدرت جهانی است؛ و چون آمریکا نیاز به تصرف خاورمیانه دارد و ایران رقیب جدی او به شمار می آید برای آن که ما را ایزوله بکند مسئله هسته ای را بهانه قرار داده تا از طریق آن ایران منزوی و آمریکا سلطه گر اصلی منطقه شود.

ادعاهای کاذب آمریکا در مورد ایران تمام نمی شود پس مسئله اصلی جایگاه ما در ساختار قدرت است و ما باید این مسئله را با کشورهای غربی حل و فصل کنیم؛ به چه نحوی؟ به این صورت که ما توضیح دهیم که امکانات ما چگونه است و واقعیت انقلاب و جمهوری اسلامی را برای آنها روشن کنیم. ما باید مسائل مان را با غرب معین کنیم. حوزه های درگیری و صورت اختلافات را باید معین کنیم و بعد ارائه راه‌حل دهیم.

* پس غیرمستقیم پیشنهاد گفت‌وگو کنیم؟

** خیر ما آشکارا و مستقیم پیشنهاد گفت وگو می کنیم منتها چیزی که ما نمی پذیریم این است که روابط ما با آمریکا به روابط گذشته آمریکا با ایران در دوران پهلوی برگردد. این خط قرمز ماست. ولی در مورد گفت وگوی ما با همه کشورها به جز اسرائیل که یک رژیم غاصب است می توانیم گفت وگو داشته باشیم و بدون گفت وگو این کار عملی نیست.

بنده معتقد هستم ما باید در چارچوب یک پروژه معین و واجد هدفمان را معین کرده که آیا این جنگ عملی است؟ راه حل عملی جنگ نیست بلکه مسائل دیگری است و باید آنها متوجه شوند که ما یک طرف واقعیت هستیم و می توانیم یک نقش سازنده در صلح و امنیت جهانی داشته باشیم غربی ها چاره ای به جز قبول کردن جمهوری اسلامی ندارند و مجبورند که ما را در قدرت جهانی بپذیرند.

بحثی در روابط بین‌الملل مطرح است که می گوید تصویری که کشورها از خودشان ایجاد می کنند بیش از رفتارشان تعیین‌کننده است.

از سوی دیگر به نظر می رسد تصویری که ما از خود به جا گذاشته ایم باعث شده که منافع بین المللی ما به خطر بیافتد. آیا می توان با بعضی راهکارها این تصویر را بهبود بخشید و شما به عنوان یک کارشناس درعرصه جهانی چه راهکارهایی را ارائه می کنید؟

من 12 سال در دانشگاه لندن بوده ام. امروز هرگاه اسم ایران درآنجا برده می شود بلافاصله ذهن آنها به سمت تروریسم، سلاح هسته ای و جنگ انحراف پیدا می کند.

این در حالی است که ما با کارهای هنری و فرهنگی و با یک استراتژی مناسب در حوزه فرهنگی می توانستیم یک تصویر ملایم و یک تصویر صلح دوستانه و یک تصویر مهربانانه از ایران در غرب ایجاد کنیم به نحوی که زمانی که نام ایران برده می شود در ذهن مردمان مغرب زمین به جای مفاهیم فعلی، مولوی، فردوسی، سعدی و موسیقی ایرانی تداعی شود.

اگر ما این کار را بتوانیم انجام دهیم و تصویر جهانی ایران را از طریق کارهای فرهنگی و هنری عوض کنیم صددرصد این موضوع تاثیر در حوزه سیاسی هم می گذارد و خوب اگر همین مردم غرب به ایران وارد شوند متوجه بشوند که نه تنها ایران آنگونه که آنها فکر می کنند نیست، بلکه در واقع یک کشور باتمدن است و زمانی که همین مردم به کشورهای خود برمیگردند موجب بهبود تصویر ایران در جوامع خودشان خواهند شد.

پس یک مساله مهم بحث فرهنگ در جامعه است که اگر این مساله درست شود، خود به خود تاثیر زیادی در جایگاه ما در روابط بین الملل خواهد گذاشت.