نیما رستمی
1- بیش از 60 سال از استقلال پاکستان میگذرد و در این سالها این کشور دستخوش تغییرات متعددی شده است؛ تغییراتی گاه تلخ و گاه شیرین. شیرین برای یک گروه و تلخ برای گروهی دیگر و این موازنه همچنان در حال تغییر و چرخش است.
چیزی کمتر از یکدهه از زمانی که نوازشریف (نخستوزیر وقت) فرمان برکناری رئیس ستاد ارتش را صادر کرد میگذرد و در آن روز (15اکتبر 1999) ژنرال مشرف در حال بازگشت از سفر رسمی سریلانکا به پاکستان بود و درست چند ساعت پس از اعلام این برکناری، کودتایی بدون خونریزی در اسلامآباد بهوقوع پیوست و دولت شریف سقوط کرد.
نوازشریف حدود یکماه در خانه خود تحتنظر بود تا اینکه بالاخره دستگیر و بازداشت شد.
ژنرال هم همه مشاغل سیاسی ازجمله مجالس سنا و ملی و همچنین مجالس چهارگانه ایالتی را منحل کرد و همه مناصب سیاسی را به استثنای ریاستجمهوری و قوه قضائیه به حال تعلیق درآورد و خودش رسما رئیس اجرایی کشور شد.
در آن روزها، هر چند که برخی تحلیلها کودتا را نتیجه درگیری دولت و سران ارتش معرفی میکردند اما واقعیت این بود که کودتا ریشه در جایی دیگر داشت؛ در جایی مثل بیثباتیها و کشت و کشتارهای قومی و فرقهای.
2- دولت مشرف طی هشتسال و اندی زمامداری پاکستان کوشید تا در وهله اول برای بسیاری از درگیریهای قومی- فرقهای مرهمی آنی بیابد اما عمق این زخمها در برخی مناطق به حدی نبود که برنامههای کوتاهمدت ژنرال چارهگر آن باشد. از سوی دیگر همزمان با حکومت جدید نظامیها در این کشور که مسبوق به سابقه نیز بود در گوشهای از دنیا اتفاقی افتاد که قدرت ژنرال را تحلیل برد و آن اتفاق، حادثه 11 سپتامبر در آمریکا بود. ژنرال مشرف شاید از اولین رهبرانی بود که برای طرح مبارزه با تروریسم جورج بوش اعلام اتحاد کرد و در حالی که بسیاری از سران طالبان مهمان او و در کشورش بودند در جنگ علیه افغانستان تحت سلطه طالبان یار و مددکار دولت آمریکا شد و در این سالها علیرغم همهگونه همکاری با دولت جورج بوش در همه زمینهها، بروز و اعلام برخی نگرانیها از سوی جامعه جهانی بهویژه آمریکاییان در ارتباط با پاکستان که اولین و تنها کشور مسلمان دارای تسلیحات اتمی است بارها و بارها ژنرال را به زحمت انداخته و بعید نمینماید که مشرف در همین راستا و برای دلجویی از متحدان غربی خود دست به اصلاحاتی زد که در نهایت به نفع خود و دموکراسی در پاکستان تمام شد.
3- از زمان تشکیل دولت جدید نظامی در پاکستان و پس از انحلال تقریبا همه سمتهای سیاسی و دستگیری سیاستمداران کهنهکار نظیر نوازشریف و تنگ بودن عرصه فعالیت برای برخی سیاستمداران و بیرون ماندن بینظیربوتو از پاکستان، بعید به نظر میآمد که دولت نظامی با چالش جدی مخالفان روبهرو باشد اما از آنجا که ژنرال از همان ابتدای روی کار آمدن تلاش داشت تا به جهانیان ثابت کند که رهبری میانهرو خواهد بود ، سال گذشته با ورود بینظیربوتو به کشور موافقت کرد و متعاقب آن نوازشریف هم از تبعید عربستان خلاصی یافت. ترور بینظیر بوتو باعث شد که دولت مشرف را در گردونه انتخابات به حاشیه راند. هر چند که پیش از آن مشرف سمت نظامی خود را ترک و آن پست را به «پرویز اشفاق کیانی» واگذار کرده بود اما دولت پاکستان نمیتوانست از این واقعیت بگریزد که با ترور بینظیر و شدت گرفتن درگیریهای قومی-فرقهای که افکار عمومی پاکستان یک سر آن را به صورتی افسانهوار به ارتش منتسب میداند موقعیت او نیز به خطر میافتد.با این همه دولت غیرنظامی ژنرال مشرف انتخاباتی پرحرف و صدا را برگزار کرد که در آن تقریبا همه کرسیها به رقبای زخمخوردهاش تقدیم شد و طبق معمول، طرفهای پیروز پس از تعیین رئیس مجلس و سامان دادن آن به فکر تشکیل دولت برآمدند و از میان «یوسفرضا گیلانی» که مورد حمایت مخالفان مشرف بود و «چودری پرویز الهی» که نامزد مورد حمایت مشرف محسوب میشد با 264 رای گیلانی را به عنوان رئیس دولت معرفی کردند و با توجه به آرایش جدید نیروهای سیاسی در مرکز ثقل قدرت پاکستان باید منتظر شکلگیری معادلات جدیدی در این کشور بود.
مخالفان مشرف که حالا دولت و مجلس را در کنترل خود دارند به نظر می رسد تلاش خواهند کرد همه روزنههای قانونی را که مشرف طی یک دهه گذشته برای خود باز کرده بود مسدود کنند و سلب حق انحلال دولت از رئیسجمهور قطعا اولین اقدام یاران دولت خواهد بود.
با اینکه مشرف بارها اعلام کرده است که با دولت جدید همکاری حداکثری خواهد داشت اما با توجه به اتفاقات یک دهه گذشته و همچنین کاهش اعتماد غرب نسبت به مشرف و اظهارات برخی وزرای کابینه گیلانی علیه وی به نظر می رسد خط تعامل دولت با رئیسجمهور مسیر مستعد و مناسبی را طی کند.
از سوی دیگر به نظر می رسد مناسبات و تعاملات گروههای پیروز نیز از روند ایدهآلی برخوردار نیست و در برخی زمینهها اعضای حزب مسلملیگ ـشاخهنوازـ با اعضای حزب مردم هماهنگ و همساز نیستند و این موضوع میتواند بر روند فعالیت دولت جدید اثر منفی بگذارد. هر چند که آقای گیلانی برای شروع کار، موافقت برخی قبایل و گروهها را برای نشستن بر سر میز مذاکره گرفته است تا اگر به نتیجه رسیدند سلاحهای خود را بر زمین بگذارند و در برقراری ثبات تلاش کنند اما باید با خوشبینی به انتظار آینده نشست.