تاریخ انتشار : ۰۲ مهر ۱۳۹۱ - ۰۷:۲۹  ، 
شناسه خبر : ۳۶۵۸۳

مهدی عزیزی
سال 86 هجری شمسی را می‌توان سرآغاز تحولات مهم و تغییرات سیاسی دانست که پیش‌بینی آن از سوی استراتژیست‌ها و تحلیلگران منطقه کار بسیار دشواری بود. اگرچه طرفهای آمریکایی و اسرائیلی تلاش کردند تا با ایجاد بحران‌هایی در خاورمیانه افق‌های سیاسی منطقه و سرزمین‌های اشغالی را مدیریت کنند اما اتفاقاتی رخ داد که مدیریت بحران را از اختیار آنها خارج کرد و حوادث به سمتی پیش رفت که خارج از اراده آنها و برخلاف تمایل کاخ سفید بود. به جرات می‌توان گفت: آنچه که در سال 86 در منطقه خاورمیانه بطور عام و سرزمین‌های اشغالی به طور خاص رخ داد، پیامدهای دو حادثه بزرگ و تاریخی در سطح منطقه و فلسطین بود. آنچه منطقه را با دگرگونی مواجه ساخت، پیروزی لبنان در تابستان 85 بود که بسیاری از معادلات سیاسی و نظامی را بر هم ریخت و سبب شد تا برنامه‌های آینده تل‌آویو و واشنگتن جهت خود را تغییر دهد.
آمریکایی‌ها در واقع با حمله به لبنان وارد یک بازی سیاسی بین‌المللی شدند که اکنون بیشتر به یک باتلاق برای آ‌ها تبدیل شده است و رهایی از آن به این راحتی‌ها امکان‌پذیر نیست از طرف دیگر عقب‌نشینی واشنگتن از مواضع خود در لبنان (حمایت از 14 مارس و تضاد با مقاومت) هزینه‌های گزاف سیاسی را برای آن به همراه خواهد داشت و از سویی دیگر اصرار بر سیاست‌های کنونی شانس هم‌پیمانان آمریکا را در لبنان کاهش می‌دهد.
حادثه دیگری که رخدادهای سال 86 را تحت تاثیر خود قرار داد، پیروزی جنبش حماس در انتخابات مجلس قانونگذاری فلسطین بود که به اعتقاد من سرآغاز فصل جدیدی در مبارزات این جنبش بشمار می‌رود. حماس با این پیروزی دیگر تنها یک جنبش مبارز نبود که شاید اقلیتی خاص به آن باور داشته باشند. حماست عرصه سیاسی فلسطین را نیز تجربه کرد که این مسئله یعنی ورود به عرصه سیاسی باعث شد تا از دو طرف متخاصم که یکی موقعیت‌های سیاسی خود را از دست داده بود و دیگری آنرا دشمن درجه یک می‌دانست هدف حمله شدید قرار گیرد و حوادث سیاسی سال 86 در فلسطین را می‌توان نتیجه فشار این و گروه متخاصم یکی داخلی و دیگری خارجی دانست. منظور از گروه متخاصم دالی گروهی در جنبش فتح و تشکیلات خودگردان فلسطین است که با پیروزی حماس، کرسی‌های خود را در مجلس قانونگذاری از دست دادند و دولت آنها سقوط کرد که این مساله برای فتحی‌ها یک فاجعه بود. برای فتحی‌ها که از حمایت بی‌چون و چرای آمریکایی و حتی اسرائیلی‌ها برخوردار بودند بسیار دشوار بود که ببینند حماس تمامی وزارت‌خانه‌ها را در اختیار دارد و اکثریت مجلس قانونگذاری را نیز حماس اشغال کرده‌ است.
به هر حال این انتخاب دموکراتیک مردم فلسطین بود که با شفافیت برگزار شد. دلیل رأی مردم به حماس را هم می‌توان یک یدر سازشکاری فتحی‌ها و فساد اداری و اقتصادی تشکیلات خودگردان و دیگری در مبارز بودن حماسی‌ها دانست. به هر حال این دو گروه متخاصم اگرچه در ابتدا مخالفت آشکاری از خود نشان ندادند اما برنامه‌های مخفی خود را آغاز کردند و از همین زمان بود که شمارش معکوس برا یحذف حماس آغاز شد.
جالب اینجاست که چند روز پیش یک مجله سیاسی آمریکایی براساس اطلاعاتی محرمانه این موضوع را با استناد به برخی مدارک فاش کرد. مجله سیاسی آمریکایی فاش کرد که دولت بوش به محض پیروزی دو سال پیش جنبش حماست در انتخابات و تشکیل دولت طرحی محرمانه‌ای را برای براندازی حکومت اسلامی حماس ارائه کرد.
مجله "ونیتی فیر = Vanity Fair" در تحقیقی گسترده که قرار است ماه آوریل منتشر شود، اطلاعاتی به دست آورده‌است که نشان می‌دهد بوش نقشه براندازی دولت حماس را به کمک مشاورانش تهیه کرد که کاندولیزا رایس هم مأمور اجرای آن شد. این در حالی است که "الیوت آبرامز" نیز به عنوان سردسته تحریک‌کنندگان در ایجاد جنگ داخلی در فلسطین انتخاب شد.
براساس این توطئه، نیروهای وابسته به "محمد دحلان" مشاور سابق امنیت ملی "محمود عباس" رئیس تشکیلات خودگردان می‌بایست کنترل اوضاع را در دست می‌گرفتند. این نقشه از همپیمانان واشنگتن در منطقه خواسته بود که اسلحه و پول کافی در اختیار فتح قرار بدهند تا فرماندهی کودتا را در غزه به دست گیرند. "کاندولیزا رایس" تلاش زیاد کرد تا مصر، اردن، سعودی و امارات برای تأمین مالی نیروهای دحلان راضی شوند. از سویی دیگر آمزوش آن‌ها را بپذیرن.
این در حالی است که تلاش‌های آمریکا در حد تشکیل دولت وحدت ملی فلسطین با مشارکت فتح در دولت حماست محدود نشد بلکه با نقشه دیگری تصمیم گرفتند که 4700 نفر به تعداد نیروهای فتح بیفزایند و آنها را در مصر، اردن آموزش نظامی بدهند. از سویی دیگر وزارت خارجه آمریکا هزینه‌های آموزش و دستمزد و تأمین سلاح این افراد را که بالغ بر 27/1 میلیارد دلار در 5 سال برآورد شده بود تأمین نمود.
حماس به غیر از این دو گروه متخاصم یک مشکل کوچک دیگری نیز داشت که البته حماسی‌ها تحلیل توجیه‌پذیر خوبی برای آن داشتند. حقیقت این است که برخی از گروههای داخلی از جمله جهاد اسلامی با حضور حماس در عرصه سیاسی فلسطین موافق نبودند اگرچه جهاد اسلامی در دولت حماس شرکت نکرد اما همواره در کنار حماس بود. این گروه بر این باور بودند که حضور حماس در عرصه سیاسی فلسطین رسمیت بخشیدن به قرارداد اسلو است و رسمیت دادن به اسلو به معنای اعتراف به موجودیت رژیم صهیونیستی است. چراکه مفاد قرارداد اسلو به این مساله تاکید دارد. اما توجیه حماس این بود که پیروزی در انتخابات قدرت واقعی و مردمی حماس را نشان داد و ثابت کرد که این جنبش از پشتوانه مردمی برخوردار است.
به هر حال حماس پس از پیروزی در انتخابات دست به کار تشکیل دولت شد و با آنکه از اکثریت آراء و کرسی‌های مجلس برخوردار بود اما هیچگاه تلاش نکرد که دولتی تک‌حزبی تشکیل دهد و از گروه‌های دیگر نیز خواست تا در این دولت ائتلافی مشارکت کنند. جنبش فتح از همان ابتدا ساز مخالفت را زد و به هر بهانه‌ای با حماس مخالفت کرد. این اختلافات لفظی و پنهانی به آرامی به میان طرفداران دو جنبش راه پیدا کرد و به خیابان‌ها کشیده شد. و متأسفانه این درگیری‌ها که از سوی آمریکا و اسرائیل هم مدیریت می‌شدند به کشته شدن اعضای دو جنبش منجر شد که وضعیت را برای حماست دشوار کرد.
در واقع در این شرایط یک جنگ سرد میان دو جنبش ایجاد شد. دو طرف تلاش می‌کردند تا دیگری را به ایجاد تنش و آغاز درگیری متهم کنند. اما حقیقت این است که برخی از اعضای فتح از جمله دحلان عامل اصلی این درگیری‌ها بودند که همین مسئله به ایجاد شکاف در جنبش فتح هم منجر شد.
به هر حال با تمامی مانع‌تراشی‌های داخلی فتح و تشکیلات خودگردان که از سوی دحلان رهبری میشد حماس تصمیم گرفت تا یک دولت ائتلافی با حضور اعضای جنبش فتح تشکیل دهد و تعدادی از وزارتخانه‌های دولت را در اختیار این جنبش قرار دهد. اما این سیاست حماست مانع از آن نشد که فتحی‌ها دست از خصومت بردارند تا اینکه همه چیز به نقطه صفر بازگشت و درگیری‌های داخلی ادامه یافت.
همزمان با افزایش درگیری‌ها، ملک عبدا... شاه عربستان رهبران فلسطینی را که تاکنون ده‌ها بار تفاهم‌نامه آتش‌بس را امضا کرده بودند دعوت کرد تا با سفر به مکه در جوار خانه خدا این‌بار توافقنامه‌ای را امضا کنند که در آن دولت وحدت ملی با شرکت اعضای فتح و حماست و همچنین برخی از افراد مستقل شکل گیرد. هرچند به دلیل ماهیت این توافق که به نام توافق مکه شناخته شد، انتظار زیادی از آن نمی‌رفت اما حماس و رهبران آن که اکثریت پارلمان را در اختیار داشتند با قبول آن تلاش دوباره‌ای را آغاز کردند تا فتنه در غزه بخوابد. یک هفته پس از توافق رهبران جنبش‌های فلسطینی فتح و حماس در شهر مکه، اسماعیل هنیه نخست‌وزیر دولت خودگردان فلسطین به همراه اعضای کابینه‌اش استعفا کرد. پس از کناره‌گیری هنیه و کابینه‌اش، محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان هنیه را مامور تشکیل دولت جدید کرد. دولت وحدت ملی، دولتی ائتلافی متشکل از اعضای هر دو گروه رقیب فتح و حماس بود.
با ادامه کارشکنی‌ها و آنچه حماس جاسوسی اعضای فتح برای اسرائیل می‌خواند، روند تازه‌ای در نوار غزه شروع شد که مصری‌ها در آن زمان آن را بزرگ‌ترین خطر برای فتح خواندند. آنها بر این باور بودند با تلفاتی که حماس در آن 6 ماه داده است، بیش از این حاضر نیست خویشتنداری کند و در صورت هرگونه اشتباه، غزه به تصرف کامل آنها درخواهد آمد. و پیش‌بینی این مقام‌های امنیتی مصر هم درست بود و چندی بعد به وقوع پیوست.
ترورهای هدفمند ارتش اسرائیل در نواز غزه که برخی از فرماندهان حماست و بسیاری از مقرهای امن آنها را هدف قرار می‌داد، جای هیچگونه شک و تردیدی را برای حماس باقی نگذاشت که فتحی‌ها یک بار دیگر دست به کار شده‌اند تا در حذف فیزیکی اعضای این جنبش با دشمن همکاری کنند.
با این توصیف بود که حماس تصمیم گرفت به هر صورت ممکن بیشتر از این تلفات ندهد و با کنترل نوار غزه، خود امنیت آن را برعهده بگیرد. در این زمان ابومازن پس از دیدار با اعضای کمیته مرکزی جنبش آزادیبخش فلسطین به توصیه آن‌ها گوش فرا داد و در بیانیه‌ای دولت وحدت ملی را منحل کرد و اسماعیل هنیه نخست‌وزیر آن را برکنار نود.
"نبیل عمرو" مشاور رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین چند روز بعد اعلام کرد که سلام فیاض از سوی محمود عباس مامور تشکیل دولت اضطراری شده ‌است. در حقیقت ابومازن، لام فیاض را بعنوان رئیس دولت اضطراری مامور تشکیل دولت کرد.
پس از کنترل کامل نوار غزه توسط گردان‌های قسام آرامش بی‌سابقه‌ای بر این باریکه سایه افکند. با بیرون رفتن و دستگیری گسترده عوامل فتح و سازمان‌های امنیتی وابسته به آن، نیروهای پشتیبانی وزارت داخلی فلسطین در نقاط حساس مستقر شدند. با کنترل غزه از سوی حماس دشمنی‌ها با این جنبش آشکار شد تا آنجایی که کابینه اسرائیل این منطقه را پس از نشست پاریس منطقه متخاصم نامید.
این در حالی است که تحریم اقتصادی فلسطینی‌ها از طرف غرب و عدم همراهی کشورهای عربی با دولت حماس و همچنین هماهنگی برخی از ورشکسته‌های سیاسی فتح که پشت سر عباس و ساف مخفی شده بودند، اوضاع غزه و کرانه باختری را روز به روز وخیم‌تر کرد. حماس در میان تمام فشارهای اقتصادی دوام آورد.