تاریخ انتشار : ۰۸ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۸:۵۵  ، 
شناسه خبر : ۳۶۶۲۴
ام‌البنین توحیدى مقدمه: اخیرا شرکت گازپروم روسیه اعلام کرد که ساخت خط لوله‌اى که گاز روسیه را به چین منتقل مى‌کند به زودى آغاز خواهد نمود. این خط لوله، گاز را از غرب سیبرى به استان‌هاى غربى چین منتقل خواهد کرد و هزینه‌اى بالغ بر ۴ تا ۵ میلیارد دلار را در بر خواهد داشت. به علاوه شرکت گازپروم اعلام کرده است که درصد احداث خط لوله دیگرى از منطقه شرق دور روسیه به استان هیلونگ جیانگ چین است. ورود جدى چین به عرصه انرژى روسیه، نشانگر گسترش ابعاد روابط این دو قدرت بزرگ است؛ روابطى که در ذیل به تحلیل جنبه‌هاى مختلف آن خواهیم پرداخت.

ابعاد مشارکت استراتژیک چین و روسیه
بعد امنیتى
اساسا نقطه آغاز بهبود روابط دوجانبه چین و روسیه به عنوان میراث دار اتحاد شوروى در دوران پس از جنگ سرد، منابع مشترک امنیتى بود. این دو کشور در سطح منطقه، خواهان ثبات بودند و حل و فصل اختلافات مرزى باقیمانده از دوران جنگ سرد را اولویت مهم در دستور کار روابط کار دوجانبه مى‌دانستند. به علاوه چین که از اواسط دهه ۱۹۹۰ میلادى به سرعت در پى ترجمه توان اقتصادى خود در عرصه نظامى ‌برآمده است، نیاز جدى به تسلیحات دارد. تسلیحاتى که به دلیل تحریم چین توسط غربى‌ها باید از جانب روسیه تامین شود.
بر این مبنا مى‌توان بعد امنیتى را به عنوان نقطه عزیمت حرکت دو کشور در مسیر مشارکت استراتژیک قلمداد کرد.
چین در حال حاضر، مهم‌ترین خریدار تسلیحات روسى است و آنگونه که بحران هسته‌اى ایران و کره شمالى نشان مى‌دهد، در عرصه امنیت بین‌المللى نیز این دو کشور همسویى و همکارى‌هاى نزدیکى با یکدیگر پى‌ریزى کرده‌اند.
سازمان همکارى شانگهاى به عنوان یکى از اولین تجربه‌هاى شرقى سازمان‌هاى بین‌المللى نیز سازمانى است که این دو کشور مهم‌ترین و محورى‌ترین نقش را در ایجاد و پیشبرد آن دارند. این سازمان از آن رو نشان‌دهنده اهمیت بعد امنیتى در روابط چین و روسیه است که در آغاز تاسیس، اهداف خود را آشکارا «امنیتى» اعلام کرد و در اعلامیه تاسیس، مبارزه با سه تهدید امنیتى تروریسم، تجزیه‌طلبى و افراط‌گرایى پاى فشرد.
محیط امنیتى چین و روسیه در حوزه‌هاى منطقه‌اى و بین‌المللى، همپوشى‌هاى مهمى‌ دارد و این دو با در پیش گرفتن همکارى‌هاى نزدیک، در تلاشند تا این محیط را از ثبات پایدار برخوردار سازند.
بعد سیاسى
بعد سیاسى مشارکت استراتژیک چین و روسیه به تدریج و به آرامى ‌شکل گرفت، اما با روى کار آمدن پوتین در روسیه، این بعد نیز رو به گسترش و تعمیق نهاد. در بعد سیاسى، چین و روسیه در تلاشند تا با همکارى یکدیگر از یک سو از تسلط کامل نظم هژمونیکى که ایالات متحده در پى تثبیت آن است جلوگیرى کنند و از سوى دیگر مى‌کوشند تا نظم بین‌المللى مطلوب خود را پى‌ریزى نمایند.
بر این مبنا، مى‌توان گفت که در بعد سیاسى مشارکت استراتژیک، این دو در پى تغییر نظم موجود بین‌المللى در سطوح منطقه‌اى و کلان و پى‌ریزى نظم مطلوب خود در این عرصه‌ها برآمدند.
در سطح منطقه‌اى، سازمان همکارى شانگهاى، مهم‌ترین نماد تمایل این دو کشور به پیشبرد چندجانبه‌گرایى و معمارى نظمى ‌نوین در این بخش از محیط امنیتى است.
سازمان ملل متحد و سایر سازمان‌هاى سیاسى و امنیتى بین‌المللى نیز جلوه جهانى بعد سیاسى مشارکت استراتژیک چین و روسیه را به نمایش مى‌گذارد.
در این سازمان‌ها، دو کشور عموما پیرامون مسایل مهم در سیاست و امنیت بین‌المللى، موضعى مشترک اتخاذ مى‌کنند و بدین وسیله نقش و تاثیرگذارى خود را بر این مسایل افزایش مى‌دهند.
قطعنامه‌هاى شوراى امنیت به ویژه در مورد بحران‌هاى بین‌المللى و به خصوص پیرامون مساله عراق، بحران هسته‌اى کره شمالى و ایران، این همکارى را به خوبى ترسیم مى‌کند.
بنابراین مى‌توان گفت که در وضعیت فعلى، بعد سیاسى مشارکت استراتژیک دو کشور نیز رو به گسترش است. این گسترش از یک سو معلول نزدیک تر شدن چین و روسیه به یکدیگر و از سوى دیگر و مهم‌تر از آن، معلول بازتعریف موقعیت استراتژیک و گسترش تمنیات و تاثیرگذارى بین‌المللى آنان است.
بعد اقتصادى
بعد اقتصادى، یکى دیگر از وجوه رو به گسترش روابط چین و روسیه به شمار مى‌آید. گرچه اهمیت این بعد در وضعیت فعلى قابل مقایسه با ابعاد سیاسى و امنیتى روابط دو کشور نیست، اما گسترش سریع آن بر اهمیت آن مى‌افزاید، حجم تجارى چین و روسیه در سال ،۲۰۰۵ حدود ۳۰ میلیارد دلار بود که در مقام مقایسه ۱ درصد حجم تجارت دوجانبه چین و ایالات متحده را تشکیل مى‌دهد.
از این حجم تجارت بین دو کشور، بیش از ۱۵ میلیارد دلار را صادرات روسیه به چین و حدود ۲/۱۳ میلیارد دلار را صادرات چین تشکیل مى‌دهد. طى سه ماهه اول سال ،۲۰۰۶ تجارت دوجانبه آنها، بالغ بر ۱۲ میلیارد دلار گردیده که رشدى ۵۳ درصدى را در قیاس با سال گذشته نشان مى‌دهد.
از دیگر جنبه‌هاى روابط اقتصادى دو کشور، سرمایه‌گذارى و امضاى موافقت‌نامه‌هاى مختلف اقتصادى است.
در طول برگزارى اجلاس اخیر سران سازمان همکارى شانگهاى، شرکت‌هاى دو کشور ۳۲ قرارداد بزرگ اقتصادى به امضا رساندند که ارزش آن ۴۸/۲ میلیارد دلار بود و حوزه‌هایى همچون ساخت ماشین آلات انرژى را در بر مى‌گرفت.
همکارى دو کشور در حوزه سرمایه‌گذارى نیز به سرعت رشد یافته است. سال گذشته، چین و روسیه، موافقت نامه‌هاى سرمایه‌گذارى به ارزش بیش از ۲ میلیارد دلار به امضا رساندند. اما حوزه‌اى از همکارى‌هاى اقتصادى دو کشور که از ارزش و اهمیت استراتژیک برخوردار است، حوزه انرژى است. زیرا امنیت انرژى در وضعیت فعلى یکى از چالش‌هاى استراتژیک چین به شمار مى‌آید و این کشور به این مساله نه از زاویه اقتصادى مصرف بلکه از زاویه امنیت ملى مى‌نگرد.
در حال حاضر روسیه به دومین صادرکننده نفت در جهان تبدیل شده است و زیرساخت‌هاى صادرات انرژى آن به منظور صادرات انرژى به اروپا در حال تکمیل است، اما روسیه در مورد توسعه خط لوله‌اى که نفت این کشور را به کره جنوبى، ژاپن و چین انتقال دهد، تصمیم نهایى را اتخاذ نکرده است.
روسیه پنجمین تامین کننده نفت خارجى چین است و سالانه ۱۵ میلیون تن نفت به این کشور صادر مى‌کنند. طى سفر اخیر پوتین به چین، دو طرف در مورد احداث خط لوله نفتى به ارزش یازده و نیم میلیارد دلار که آنکارسک در سیبرى را به پالایشگاه داکینک در شرق چین متصل مى‌سازد، به توافق رسیدند.
در دیگر حوزه‌هاى انرژى نیز روسیه سالانه بین ۳۰۰ تا ۹۰۰ میلیون کیلووات برق به چین صادر مى‌کند قرار است تا سال ۲۰۱۰ به ۱۸ میلیارد کیلووات افزایش یابد و نیاز برق دو استان از ۲۳ استان چین را پاسخ گوید. ورود جدى و گسترده به حوزه انرژى روسیه و اتصالات زیربنایى که از این طریق میان دو کشور برقرار خواهد شد، احتمالا در سال‌هاى آینده، موجبات تعمیق مشارکت استراتژیک دو کشور را فراهم خواهد آورد.
در مجموع مى‌توان گفت که روابط روسیه و چین در آینده، احتمالا رو به گسترش و تعمیق خواهد بود. زیرا ابعاد منافع مشترک آنها پیوسته رو به گسترش است و با افزوده شدن بعد اقتصادى به آن، ارتقاى این روابط از عقلانیت و الزام بیشترى برخوردار مى‌گردد.