گروه بینالملل: اجلاس گروه هشت که قرار است در اواخر این هفته در روسیه برگزار شود، احتمالاً بیش از هر چیز دیگری بر روابط غرب با روسیه متمرکز شده است. به نظر میرسد هر دو طرف ترجیح میدهند در شرایط فعلی، تیغ تیز مجادلات لفظی را از کار بیندازند. منافع مشترک غرب و روسیه نیز احتمالاً به تقویت این رویکرد خواهد انجامید زیرا مسائلی مانند کره شمالی و تروریسم بینالمللی برای هر دو طرف از اهمیت زیادی برخوردار است. اما در این میان، ظهور روسیه به عنوان منبع بزرگ تامین انرژی در سطح جهان، شرایط خاصی را در روابط آنها به وجود آورده است. البته به طور قطع، در ماههای اخیر روابط غرب و روسیه دوران خوبی را از سر نگذرانده است و ترس از اقتدارگرایی روسیه در صحنه داخلی و نیز در صحنه سیاست خارجی از یک سو و مواضع دوگانه غرب از سوی دیگر، شرایط بیثباتی را در روابط آنها رقم زده است. اقدام شرکت گازپروم روسیه در روزهای آغازین سال ۲۰۰۶ میلادی و اعمال فشار بر اوکراین برای افزایش قیمت گاز وارداتی از روسیه، دیدی بسیار منفی نسبت به مسکو ایجاد کرد و اکنون کشورهای غربی، روسیه را عاملی برای ترساندن و اعمال فشار بر کشورهای دیگر میدانند. اما روسها این شرایط را بازی بزرگی ارزیابی میکنند که به هیچ وجه تحمل باخت در آن را ندارند. در همان راستا، روز چهارم ماه مه، دیک چنی معاون رئیسجمهور آمریکا که به پایتخت لیتوانی سفر کرده بود، انتقاد شدید و غیرمنتظرهای را نسبت به عملکرد کرملین مطرح کرد که خشم مقامات روسی را برانگیخت. دیک چنی گفت: «وقتی نفت و گاز به ابزاری برای ارعاب و رشوهگیری تبدیل میشوند، هیچ منفعت مشروعی حاصل نمیشود. هیچ کس نمیتواند اقداماتی را که تمامیت ارضی کشور دیگر را زیر سئوال برده و مانع برقراری دموکراسی در آن شده، توجیه کند.» دیک چنی این اظهارات را در کشوری مطرح میکرد که پس از سقوط شوروی سابق، دائماً نسبت به مقاصد مسکو شکاک بوده و روابط گرمی با روسیه نداشته است. در واقع حمایت آشکار آمریکا از کشورهای همسایه روسیه به حدی رسیده بود که عملاً واشینگتن به شدت از مسکو فاصله گرفت و فضای سنگینی بر روی دو کشور حاکم شد. از سوی دیگر، روسیه تلاش داشت که کشورهایی مانند بلاروس را در چنگ خود داشته باشد و اهمیت چندانی به سیاستهای داخلی آنها نمیداد. چنین دیدگاههای متفاوتی باعث شد تفاوت شدیدی در آرای روسیه و آمریکا دیده شود. شرایط فعلی هیچ شباهتی به آن روزهای سال ۲۰۰۱ میلادی که جورج بوش و ولادیمیر پوتین دم از همکاری با یکدیگر میزدند، نداشت. در آن روزها، جورج بوش میگفت: «من پوتین را صادق و روراست میدانم.» با وجود تمام این مواضع، هنوز هم بسیاری از کارشناسان معتقدند شرایط روسیه درست درک نشده است و در آستانه برگزاری نشست گروه هشت، این کشور به شکلی «ناعادلانه» مورد انتقاد قرار گرفته است. آنها میگویند پاسخ روسیه به انتقادات غرب از عملکردشان چنین است: «شما که هستید که چنین موضعی میگیرید؟»در همین حال، حتی اگر انتقادهای غرب از استفاده روسیه از انرژی به عنوان یک سلاح درست باشد، هیچ کس نمیتواند انکار کند که آمریکاییها خود بازی سیاست را در قبال انرژی در پیش گرفتهاند. وقتی سالها پیش آمریکا سعی کرد شرکتهای انگلیسی را از عقد قرارداد با شرکتهای گازی شوروی سابق بازدارد، عملاً از همین سلاح، استفاده سیاسی کرد. به همین جهت است که مواضعی مشابه اظهارات دیک چنی عملاً نتیجه مثبتی به همراه نخواهد داشت؛ زیرا روسها که پس از سقوط نظام کمونیستی آشفته و سرگردان شده بودند، سعی کردند با استفاده از برگ برنده انرژی، موقعیت خود را تقویت کنند و از همین اهرم، برای بالا کشیدن خود استفاده کنند. روسها از چیدن صحنه به این شکل راضی هستند و نمیخواهند کارهایشان را به روش غربیها دنبال کنند.
جنگ سرد جدید
کارشناسان سیاسی معتقدند ولادیمیر پوتین که انتقادات زیادی را نیز از سوی کشورهای غربی تحمل کرده است، علاقه چندانی به آغاز جنگ سرد جدید ندارد اما سخنرانی سالانه وی و تشبیه آمریکا به گرگی در آستانه جنگ سرد جدید، موجب بالا گرفتن تنشها شده بود. با این وجود، پوتین به خوبی از موانعی که بر سر راه اصلاحات داخلی در این کشور واقع شدهاند آگاه است و شاید شباهت چندانی به «جنگجوی بیرحمی» که غربیها از او تصویر کردهاند، نداشته باشد. به همین دلیل است که غربیها واکنش بسیار محتاطانهای نسبت به همکاری با روسیه دارند و روسیه هم به هیچوجه قصد ندارد از خطوط قرمز مورد تایید خود عبور کند. اما در مورد مسائل خاورمیانه، روسیه همواره سعی کرده است که موضع خود را کاملاً از آمریکا متمایز کند و این مسئله به خصوص در مورد مواضع طرفین نسبت به فلسطین و اسرائیل وضوح بیشتری مییابد. واشینگتن به شدت حامی اسرائیل است و به همین جهت وقتی مقامات روسی از سران حماس برای گفتوگو در مسکو دعوت به عمل آوردند، آمریکا به شدت واکنش نشان داد. به این ترتیب، به نظر میرسد که الگوی همکاری محدود اما محتاط، میتواند در این راستا موثر واقع شود.
تصویری از گروه هشت
در چنین شرایطی، برگزاری نشست گروه هشت به میزبانی روسیه، مفاهیم زیادی را به ذهن متبادر میکند. سران کشورهای صنعتی جهان در کشوری گرد هم میآیند که مورد انتقادات بینالمللی قرار دارد. این نشست که روز شنبه در سن پترزبورگ آغاز میشود، شاهد حضور روسای جمهور روسیه، آمریکا، فرانسه و نخستوزیران ژاپن، انگلیس، ایتالیا، کانادا و نیز صدراعظم آلمان خواهد بود. اما به هر ترتیب، ریاست این نشست برعهده ولادیمیر پوتین است. از سوی دیگر، سرگئی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه تاکید کرده است مجموعهای از قراردادها برای بررسی و امضا در این نشست آماده شده است. اما شکافی که در آرا و مواضع مقامات روسی در مقابل مواضع مقامات آمریکایی و اروپایی وجود دارد، پیش از برگزاری این نشست هم قابل پیشبینی است. از سویی، مخالفت روسیه با اعمال تحریم احتمالی بر کره شمالی و ایران به شدت مورد توجه قرار دارد و از سوی دیگر، انتقاداتی که از وضعیت دموکراسی و حقوقبشر روسیه مطرح میشود، به معضلی لاینحل برای مسکو تبدیل شده است. واقعیت آن است که دستیابی روسیه به منابع غنی انرژی و استفاده از این اهرم به عنوان راهی برای غلبه بر بازار، عامل بزرگی برای هراس کشورهای غربی است. آمریکا و کشورهای اروپایی معتقدند که نفوذ شرکتهای دولتی و تشدید اقدامات امنیتی در داخل روسیه باعث میشود که روسیه به عنوان قدرتی انحصارطلب مطرح شود و در صورت لزوم، از اهرمهای اقتصادی برای اعمال فشارهای سیاسی استفاده کند. در این میان، ولادیمیر پوتین که از سال ۲۰۰۰ میلادی به قدرت رسیده و به تدریج، روسیه را به قدرت بزرگی در عرصه بینالمللی تبدیل کرده است، به وضوح از مواضع غرب در جهت اعمال فشار بر روسیه در مورد مسائل حقوقبشر و دموکراسی انتقاد میکند و قصد دارد به روشهای مختلف، دست کشورهای غربی را در این بازی رو کند. شاید بتوان کشته شدن «شامیل باسایف» یکی از رهبران شورشیان چچن در آستانه برگزاری نشست گروه هشت در روسیه را یکی از حربههایی دانست که روسیه برای نشان دادن تعهد خود به مبارزه با تروریسم و به نوعی همسویی با معیارهای بینالمللی مورد توجه قرار داده است. کنفرانس اینترنتی اخیر ولادیمیر پوتین و اظهارنظر وی در مورد مسائل مهم روسیه و جهان نیز به نوعی برای شکستن فضا و ایجاد فرصتی برای انتقاد از سیاستهای غرب، اهمیت و تاثیر زیادی داشت. در چنین شرایطی شاید بتوان با قاطعیت هدف اصلی روسیه از ریاست فعلی خود بر گروه هشت را تقویت موقعیت جهانی و افزایش وجهه و اعتبار بینالمللی روسیه در سطح جهان دانست به خصوص با توجه به آنکه دو رقیب سابق دوران جنگ سرد فعلاً در مسائل زیادی در تقابل با یکدیگر قرار دارند.