قاسم غفوری
در حالی که دولتمردان انگلیس به بهانه برقراری دموکراسی و عدالت به جنگافزوزی در عرصه بینالملل میپردازند در عرصه داخلی از نقض حقوق مسلمانان چشم فروبسته و حتی خود در اجرای این سیاست فعالیت مینمایند.
یکی از مسائل مطرح در کشورها، چگونگی تعامل و برخورد با اقلیتهای دینی میباشد که بعضا به یکی از اصلیترین موارد نقض حقوقبشر در گزارشهای مجامع بینالمللی مبدل میگردد. در این راستا گزارشهای منتشره از نهادای بشر دوستانه و شورای حقوقبشر، حکایت از این واقعیت دارد که در انگلستان حقوق اقلیتهای دینی و نژادی بویژه مسلمانان به طور آشکار و پنهان به طور فزایندهای نقض میگردد در حالی که دولت به آن توجهی ندارد. براساس آمار، نزدیک به دو میلیون مسلمان در انگلیس ساکن میباشند که یکی از بزرگترین جماعات اقلیتهای دینی این کشور را تشکیل میدهند.
با توجه به تحولات داخلی انگلیس و سیاستها و مواضع دولتمردان، قوانین جاری و عملکردهای مردمی (که با نام افراطیون از آنها یاد میشود)، نقض حقوق مسلمانان در این کشور را در ابعاد گوناگون میتوان مورد ارزیابی قرار داد.
1)نگاه دولتمردان: هر چند که دولتمردان انگلیس خود را داعیهداران عدالت، برابری و دموکراسی میدانند و حتی به این بهانه به جنگافزوزی در عراق و افغانستان پرداختهاند، اما عملکردها و مواضع آنها حکایت از دیدگاه مغرضانه و نژادپرستانه آنها به اسلام و مسلمانان دارد. در نگاه بسیاری از سران ارشد لندن، اسلام دین افراطیگری، تروریسم و مسلمانان افرادی غیر اجتماعی و مخل امنیت انگلیس و جامعه جهانی میباشند که با قوانین سختگیرانه باید اصلاح گردند. به عنوان نمونه تونی بلر نخستوزیر انگلیس در بسیاری از سخنرانیهای خود مسلمانان را از عوامل اصلی ترویست معرفی نموده و خواستار تغییر خط مشی آنها برای زندگی در انگلیس شده است. جک استراو وزیر خارجه سابق انگلیس در نطقهای جنجالی، حجاب زنان را عامل عقب ماندگی اجتماعی و به نوعی نشانه تروریسم دانسته و خواستار حذف حجاب شده است. (وی پیش از این نیز مواضعی علیه مسلمانان اتخاذ و خواهان محدودیتهایی برای آنها شده بود). وزیر کشور انگلیس صراحتا اعلام نموده است که مسلمانان جایگاهی در انگلیس ندارند و برای اجرای آداب دینی خود باید این کشور را ترک نمایند. رئیس پلیس انگلیس بارها عنوان داشته قوانین ضد تروریسم بیش از هر چیز شامل مسلمانان میباشد و پلیس آزاد است که برای مهار تروریسم به بازجویی، بازداشت و حتی جستجوی منازل مسلمانان به عنوان اولین مظنونان تروریسم بپردازد. در همین حال برخی از نمایندگان پارلمان انگلیس نیز به بهانه امنیتی خواستار نظارت بیشتر و اعمال محدودیت برای مسلمانان شدهاند. اینگونه موضعگیریها و عملکردهای مشابه آن حکایت از نگاه اسلامستیزانه دولتمردان انگلیس دارد که حتی میتوان از آن به عنوان عاملی برای جنایات سربازان انگلیسی در عراق و افغانستان برای کشتار مسلمانان نام برد.
2)قوانین: یکی دیگر از محورهای نقض حقوق مسلمانان در انگلیس را میتوان از زاویه قوانین این کشور مشاهده نمود. هر چند که انگلیس خود را از دارندگان اصلی قوانین بشری میداند اما در سالهای اخیر به بهانه مبارزه با تروریسم و برقراری امنیت ملی، قوانین جدیدی تدوین گردیده که محور آنها چگونگی برخورد با مسلمانان میباشد. قوانین ضد تروریسم این کشور نشانهای آشکار بر نقض حقوق مسلمانان در انگلیس دارد. براساس این قوانین ورود و خروج مسلمانان به این کشور با محدودیتهای بسیاری همراه است، انتخاب شغل و محل سکونت و حضور در اجتماع برای مسلمانان شرایطی خاص دارد، مساجد و مراکز اسلامیبا ابزارهای گوناگون نظارت و حتی شنود قراردارد، آزادی برای پلیس جهت بازجویی و بازرسی منازل مسلمانان افزایش یافته بگونهای که یکی از شکایتهای اصلی مسلمانان رفتار پلیس با آنها است که به بهانه مبارزه با تروریسم به اعمال خشونت و رفتارهای غیرانسانی علیه مسلمانان میپردازند و… اینگونه محدودیتها در حالی علیه مسلمانان در انگلیس اعمال میگردد که تمام آنها با نام مبارزه با تروریسم توجیه میگردد در حالی به کار بردن نام تروریسم برای مسلمانان خود از موارد نقض حقوق انسانها است.
3)ساختار اجتماعی: به رغم آنکه انگلیس به اعمال محدودیت علیه مسلمانان میپردازد در مقابل آزادی کامل برای مخالفان اسلام و مسلمانان را اجرا مینماید. تاکنون دهها مسجد و مرکز اسلامیت وسط افراطیون تخریب و یا به آتش کشیده شده است، آمار ضرب و شتم مسلمانان به جرم مسلمانان بودن در جامعه افزایش داشته است، رسانهها و مطبوعات به عنوان آزادی بیان به انتشار گزارشها و مطالب ضد اسلامی میپردازند در حالی که بخشهایی از برنامههایی تلویزیونی و ماهوارهای نیز به طور آشکار و پنهان اسلامستیزی را در دستور کار دارند، حضور مسلمانان در فعالیتهای اجتماعی به دلیل جوی که از سوی دولتمردان انگلیس ایجاد گردیده با محدودیت صورت میگیرد بگونهای که برخی آمار حکایت از این امر دارد که مسلمانان جزء اقشار کمدرآمد و بعضا فقیر انگلیس قلمداد میشوند، اعمال محدودیت برای اجرای امور دینی و مذهبی را میتوان به عنوان بخشهایی از نقض حقوق اجتماعی مسلمانان برشمرد.
در نهایت میتوان گفت که انگلستان برخلاف ادعاهای همیشگی خود مبنی بر مهد دموکراسی و آزادی، آشکار و پنهان به اسلامستیزی و مقابله با مسلمانان میپردازد در حالی که از یک سو با بهانه قراردادن مبارزه با تروریسم و ادغام اجتماعی و از سوی دیگر چشمپوشی از نقض حقوق مسلمانان در اجتماع بر این اقدامات سرپوش میگذارد. البته این نکته قابل ذکر است که دولتمردان انگلیس با برگزاری اجلاسهای اسلامشناسی، تعامل با اسلام و… چنان وانمود میسازند که برای بهبود جایگاه مسلمانان در کشور تلاش میکنند در حالی که در همان اجلاسها بر اسلام مدنظر خود اسلام انگلیسی تاکید و اسلام و مسلمانان کنونی را افراطی و عامل ناامنی جهانی معرفی میکنند تا گامی پنهان برای نقض حقوق مسلمانان و اجرای طرح اسلامستیزی بردارند.