درآمد
اعتقاد به ظهور منجی و مصلحی جهانی ایدهای فراگیر و همگانی است. به جز کسانی که به تاریخ نگاه بدبینانه و منفی دارند، پیروان مکتبها و ادیان مختلف، ایدۀ مهدویت به معنای مزبور را باور دارند. تفاوتی که در اینباره وجود دارد، مربوط به ویژگیهای شخصی و شخصیتی مصلح جهانی است. در تفکر اسلامی، منجی و مصلح جهانی «مهدی» نام دارد و از دودمان رسول گرامی اسلامصلی الله علیه و آله است. از دیدگاه شیعۀ دوازده امامی، مهدی موعود عجل الله فرجه اشریف از نسل امام حسین علیهالسلام و یگانه فرزند امام حسن عسکری علیهالسلام است که در نیمۀ شعبان سال 255 ه. ـ ق در شهر سامرا دیده به جهان گشود و چون حاکمان عباسی در پی قتل او بودند، خداوند وجود او را از دیدگان پنهان ساخت تا آخرین حجت الهی محفوظ بماند و آن گاه که شرایط ظهور و قیام او فراهم گردد، قیام کند و حکومت عدل جهانی را بر پا سازد. البته جمع کثیری از دانشمندان بزرگ اهل سنت اندیشۀ ولادت و غیبت مهدی موعود عجل الله فرجه اشریف را میپذیرند، ولی مشهور آنان بر این باورند که منجی و مصلح جهانی هنوز به دنیا نیامده و در آستانۀ ظهور، دیده به جهان خواهد گشود. بررسی دلایل این دو دیدگاه فرصت و مجال دیگری میطلبد و از حوصله و رسالت این نوشتار بیرون است. در این نوشتار دکترین مهدویت در سه بخش تبیین میشود:
1. جهانی بودن قیام و حکومت مهدوی؛
2. مبانی فلسفی و کلامیحکومت جهانی مهدوی؛
3. اهداف و دستاوردهای حکومت جهانی مهدوی.
اینک به تبیین محورهای یاد شده، میپردازیم:
حکومت جهانی مهدوی
1. عقل و حکومت جهانی مهدوی:
وجود امام معصوم و تصرف او در امور جامعه بشری و مدیریت و رهبری سیاسی او مظهر و مصداق لطف الهی در مورد مکلفان میباشد. عبارت معروف خواجه نصیرالدین طوسی در کتاب تجرید الاعتقاد که نوشته:
«وجودُه لطفٌ و تصرفه لطفٌ آخَر و عدمُه منّا».
ناظر به این مطلب است. البته همین که مکلفان معتقد باشند که امام معصوم وجود دارد؛ اگرچه او را نمیبینند، در نوع رفتار آنها مؤثر خواهد بود و آنان را به طاعت خدا نزدیک و از معصیت او دور میسازد. البته آن حضرت از وضعیت مکلفان آگاه است و اعمال خوب آنها موجب خشنودی و اعمال بد آنان موجب ناراحتی او میگردد.
از یک طرف وجود امام و رهبری او مصداق لطف الهی است و از طرفی دیگر، موضوع قاعده لطف تکلیف و مکلف است و ویژگیهای جغرافیایی، تاریخی، نژادی، زبانی، مکتبی و غیره در اینباره تأثیری ندارد. لذا این قاعده شامل حال همگان میشود و جامعۀ بشری را فرا میگیرد. بنابراین، مقتضای برهان عقلی لطف جهانی بودن حکومت مهدوی میباشد.
2. قرآن و حکومت جهانی مهدوی:
آن دسته از آیات قرآن که ناظر بر حکومت مهدوی هستند نیز بیانگر جهانی بودن آن میباشند:
1. (و لقد کَتَبنا فی الزبورِ من بعد الذّکرِ اَنّ الأرض یَرِثُها عبادیَ الصّالحون) .
هر آینه پس از قطعی نمودن در ذکر (تورات یا قرآن) در زبور نوشتیم که صالحان وارث زمین خواهند شد.
چنان که روشن است در این آیه از حکومت صالحان بر کل زمین سخن به میان آمده است.
2. (و نُریدُ أن نَمُنّ علی الذین استُضعِفُوا فی الأرض و نَجعلهُم ائمۀ و نجعلهم الوارثین) .
اراده ما بر این تعلق گرفته است که مستضعفان در زمین را مورد امتنان و لطف خود قرار داده آنان را پیشوایان بشر و وارثان زمین قرار دهیم.
در دلالت این آیه بر جهان شمولی حکومت مهدوی، هیچ تردیدی وجود ندارد.
3. (وعدالله الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فی الارض کما استخلف الذین من قبلهم و لیمکنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم) .
خداوند خلافت بر زمین را به مؤمنان و صالحان از شما امت اسلامی وعده کرده است چنان که به پیشینیان چنین خلافتی را عطا فرمود و توانایی تحقق بخشیدن به دینی که برای آنان پسندیده است را به آنان خواهد داد.
طبق روایات بسیاری از امامان معصوم این آیه بر حکومت جهانی مهدوی تطبیق گردیده است، و مفاد آن خلافت در کل زمین است.
4. (الذین ان مکّنّا هم فی الارض اقاموا الصلوۀ و آتوا الزکوۀ و امروا بالمعروف و نهوا عن المنکر و لله عاقبۀ الأمور) .
انسانهایی که اگر به آنان در زمین مکنت و قدرت عطا کنیم نماز برپا داشته، زکات میپردازند و امر به معروف و نهی از منکر میکنند، و فرجام امور از آن خداوند است.
این آیه، اگرچه شامل حکومتهای محدود و منطقهای الهی هم میشود، ولی شکی نیست که مصداق کامل آن حکومت جهانی مهدویعجل الله فرجه اشریف است، بدین جهت امام باقر علیهالسلام فرموده: این آیه مربوط به مهدی آل محمد عجلالله فرجه اشریف و یاران او است؛ خداوند آنان را مالک شرق و غرب جهان میسازد، او دین را آشکار نموده و با کمک یارانش بدعت و باطل را از میان بر میدارد.
3. حکومت جهانی مهدوی در روایات:
روایات پیامبر صلیالله علیه و آله و خاندان پاک او آشکارا بر جهانی بودن حکومت مهدوی دلالت دارند. چنان که در حدیث مشهوری که از پیامبر صلی الله علیه و آله روایت شده فرموده است:
اگر حتی جز یک روز از عمر دنیا باقی بماند خداوند مردی از خاندان مرا بر میانگیزد تا جهان (زمین) را پر از عدل و داد سازد، چنان که پیش از آن ظلم و جور فراگیر شده بود.
امیرالمؤمنین علیهالسلام نیز فرموده است:
«دنیا پس از این که به ما پشت کرده سرانجام به سوی ما باز خواهد گشت همانگونه که شتر چموش به سوی فرزندش باز میگردد».
آنگاه آیۀ (و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض...) را تلاوت فرمود. ابن ابی الحدید در شرح سخن امام علیه السلام گفته است به اعتقاد اصحاب ما این سخن امام ظهور و قیام امامی را وعده میدهد که مالک زمین گردیده و بر همۀ سرزمینها استیلا مییابد.
امام باقر علیهالسلام نیز فرموده: قائم (مهدی موعود عجلالله فرجه اشریف) از خاندان ماست، نصرت خداوند او را تأیید میکند و با ایجاد رعب در دل دشمنان از نصرت الهی بهرهمند میگردد، همۀ زمین در اختیار او قرار میگیرد و گنجینهها و اندوختهها بر او آشکار میشود، حکمرانی او شرق و غرب را در بر میگیرد، خداوند به واسطۀ او دین خود را بر همۀ ادیان مسلط و نمایان میگرداند هر چند مشرکان خوش ندارند.
روایات در این باره بسیاراند ولی به نمونهای یاد شده بسنده میکنیم.
ب: مبانی حکومت جهانی مهدوی
مقصود از این مبانی، مقدمات و مقومات فکری و اعتقادی حکومت جهانی مهدوی
میباشد، یعنی تصویر و تصدیق حکومت جهانی، متوقف بر تصویر و تصدیق آنهاست. این مبانی عبارت اند از:
1. خدا پرستی:
از آن جا که حکومت جهانی مهدوی حکومتی است الهی نخستین مبنا و شالودۀ فکری و عقیدتی آن خداپرستی است، یعنی تصویر حکومت جهانی مهدوی ـ آن گونه که در شریعت اسلامی ترسیم شده ـ در گرو اعتقاد به وجود خداوند و پرستش او است. کسی که خدا را انکار کند و او را نپرستد، نمیتواند به حکومت جهانی مهدوی معتقد گردد.
به عبارت دیگر: نخستین گام تئوریک برای قبول حکومت جهانی مهدوی نفی ماتریالیسم و پذیرش جهانبینی الهی و توحیدی است.
براهین اثبات وجود خداوند و نفی ماتریالیسم در کتابهای کلامی و فلسفی بیان گردیده است.
2. عدالتخواهی و تعالیجویی انسان:
اندیشۀ حکومت جهانی مهدوی، که پرچمدار عدالت و تعالی انسانی در سطح جهانی است، بر این اصل استوار است که انسان فطرتاً عدالت خواه و تعالی جو است. اگرچه تاریخ بشر کارنامۀ درخشانی در این باره نداشته و همواره ستمگری و تباهیگرایی قدرتطلبان و سلطهگران راه را بر بسط عدالت و تعالی جوامع بشری بسته و عدالتخواهی و تعالی جویی قربانیان بیشماری داده است، ولی تمایل به عدالت و عشق به فضیلت هیچگاه از زندگی بشر به کلی رخت بر نبسته و همواره انسانهای برجسته و بیشماری در این راه فداکاری کردهاند. امروز نیز چراغ عدالت هم چنان پر فروغ است، منتها در طول تاریخ انسانهای شیطان سیرت با استفاده از جهالت و اهرمهای شیطانی دیگر مانع بسط و گسترش چنین روحیه و اندیشهای در جهان شده و اجازه ندادهاند این تمایل و اندیشه به صورت یک عزم جهانی نمایان گردد. لذا این پدیدۀ فرخنده در آیندۀ تاریخ رخ خواهد داد و زمینه حکومت جهانی مهدوی فراهم خواهد شد.
3. اسلام و خاتمیت:
حکومت جهانی مهدوی حکومتی اسلامی است، بر این اساس، دومین مبنای فکری و تصدیقی آن پذیرش اسلام به عنوان آخرین شریعت آسمانی است.
4. جهان شمولی اسلام:
شریعت اسلام، علاوه بر این که آخرین شریعت الهی میباشد، آیینی است همگانی و جهان شمول و چنان که برخی پنداشتهاند، تنها به جامعۀ عرب اختصاص ندارد. دلایل جهانشمولی اسلام در کتابهای کلام و تفسیر تبیین شده است.
5. اسلام و حکومت:
حکومت یکی از ارکان شریعت اسلام است، این گونه نیست که اسلام صرفاً به مسایل اعتقادی، اخلاقی و اخروی پرداخته باشد، بلکه به حیات مادی و دنیوی بشر نیز اهتمام ورزیده و تحقق امنیت و عدالت را در جامعه بشری از اهداف بزرگ خود قرار داده است. البته این مسئله اختصاص به اسلام ندارد، بلکه همۀ شریعتهای آسمانی دارای چنین ویژگیای بودهاند. این مطلب از آیات مربوط به نبوت عامه به روشنی به دست میآید، زیرا در این آیات از داوری در اختلافات میان مردم و برپایی قسط در جامعه به عنوان اهداف عمومی پیامبران یاد شده است. اصولاً بخش عظیمی از احکام اسلام به گونهای است که بدون تشکیل حکومت اسلامی زمینۀ اجرای آنها به نحو مطلوب فراهم نخواهد شد.
بنابراین، یکی از مبانی نظری حکومت جهانی مهدوی نفی نظریۀ سکولاریسم و جداسازی حکومت از دین است. لذا آنان که به سکولاریسم اعتقاد دارند نمیتوانند حکومت جهانی مهدوی را قبول و باور داشته باشند. در این جا، سکولارهای مسلمان با انبوه روایاتی روبرو خواهند شد که از حکومت جهانی مهدوی سخن به میان آورده و از عدالت و امنیت جهانی و عمران سرزمینها به عنوان دستآوردهای بزرگ آن یاد کردهاند. بدون شک این روایات اندیشۀ سکولاریسم را، به ویژه در مسئله مهدویت، مردود میسازند.
6. حکومت ولایی:
حکومت جهانی مهدوی حکومتی ولایی است، حکومت ولایی ریشه در ولایت و مشیت خداوند دارد و مشروعیت حکومت از ولایت و مشیت خداوند سرچشمه میگیرد، برخلاف حکومتهای امروزی بشر که منشأ مشروعیت آنها خدایی نیست، حال یا نژاد و وراثت است، مانند حکومتهای سلطنتی، یا غلبه و استیلای نظامیاست، مانند حکومتهای کودتایی، یا رأی و خواست اکثریت افراد یک جامعه است مانند حکومتهای دموکراتیک. منطق حکومت ولایی این است که هیچ کس بدون رضایت دیگران حق تصرف در امور دیگران را ندارد، و از طرفی معمولاً رضایت همگانی برای دخالت فرد یا افرادی در سرنوشت آنها حاصل نمیشود.
بر این اساس، هیچ یک از حکومتهای بشری از مشروعیت دینی برخوردار نیستند، اما حکومت ولایی که از ولایت و مشیت خداوند سرچشمه میگیرد، از چنین مشروعیتی برخوردار است، زیرا خداوند، آفریدگار و مالک انسان و جهان است و بالذات حق تصرف در امور بندگان خود را دارد، و از طرفی، افعال الهی ـ اعم از تکوینی و تشریعی ـ بر مبنای علم و حکمت و رحمت استوار است و هیچگونه عیب و نقصی در آن راه ندارد. بر این اساس اگر کسی را به عنوان پیشوای دینی و دنیوی مردم برگزیند، از مشروعیت دینی برخوردار خواهد بود. البته، اعمال رهبری سیاسی و اجتماعی بدون مقبولیت مردم امکان پذیر نیست، از این رو تحقق یافتن حاکمیت سیاسی پیامبران و امامان منوط به آمادگی و پذیرش جامعه بوده که این شرط در مواردی تحقق یافته، و در موارد بسیاری نیز تحقق نیافته است. بدون شک شرط مزبور در حکومت جهانی مهدوی به شکل ایدهآل تحقق خواهد یافت و در نتیجه مشروعیت الهی آن با مقبولیت عمومیبشر هم آهنگ خواهد گردید.
البته، شرط ولایی بودن با شرطهای پیشین این تفاوت را دارد که اگر کسی به حکومت ولایی هم اعتقاد نداشته باشد ولی حکومت اسلامیرا به رهبری حضرت مهدیعجل الله فرجه اشریف بپذیرد میتواند به حکومت جهانی مهدوی اعتقاد داشته باشد، هر چند مبنای مشروعیت آن را خواست مردم بداند، چون پیش فرض حکومت جهانی مهدوی این است که حداقل، عموم مستضعفان جهان رهبری آن پیشوای دادگستر را خواهند پذیرفت و از او حمایت خواهند کرد. از دیدگاه این افراد مقبولیت عمومیحکومت مهدوی تأمینکنندۀ مشروعیت دینی آن هم خواهد بود، ولی مطابق نظریه ولایی بودن حکومت، مشروعیت دینی و مقبولیت مردمی دو مقولۀ جدا از یک دیگر میباشند.
7. امامت معصوم:
حکومت جهانی مهدوی براساس دیدگاه شیعه، توسط آخرین امام معصوم تحقق خواهد یافت، لذا امامت معصوم نیز یکی از مبانی این حکومت به شمار میرود. روشن است که این شرط از دیدگاه مذاهب غیرشیعی لازم نمیباشد. اما از آن جا که به مقتضای دلایل عقلی و نقلی مذهب شیعۀ اثنا عشری کاملترین مذهب اسلامیاست، اندیشۀ مهدویت در کاملترین شکل آن در این مذهب تبلور یافته است.
دستآوردهای حکومت جهانی مهدوی
دستآوردهای حکومت جهانی مهدوی با آرمانهای آن برابر است، زیرا عموم انسانها آرزوی تحقق آن را دارند و نمونۀ اعلای حکومتهایی است که تمام پیامبران الهی و عدالتخواهان جهان در پی برپایی آن بودند، ولی در مقیاس جهانی جامۀ عمل بر تن نکرده است؛ به هر حال حکومت جهانی مهدوی حکومتی است که تجلی کامل مشیت الهی در قالب حکومت ولایی در زندگی بشری است. بنابراین، در بارۀ حکومت جهانی مهدوی میتوان گفت آن چه همۀ حکومتهای خوب دارند و یا باید داشته باشند، این حکومت به تنهایی در بردارد. از این روی، حکومت جهانی مهدوی فصلی از کتاب تاریخ سیاسی، عقیدتی، اخلاقی، عرفانی و اجتماعی بشر را رقم خواهد زد که عصارۀ همۀ مکارم و فضایل انسانی است.
این حکومت از یک سو نقطه پایان حیات بشری در سرای دنیا و مطلع زندگی اخروی خواهد بود و آن چه در این حکومت در حد ظرفیت دنیا تبلور خواهد یافت حاکمیت، علم، قدرت، حکمت، عدالت، رحمت الهی در زندگی انسان است و مستکبران مستوجب قهر الهی میشوند.
از سوی دیگر، مستضعفان طعم شیرین عدالت و رحمت را در همۀ ابعاد زندگی اجتماعی خواهند چشید، چنان که مجموعۀ حیات بشری نشان گر علم، قدرت، حکمت و رحمت خداوندی خواهد بود. در چنین شرایطی نظام زندگی اجتماعی بشر بر حقیقت استوار خواهد گردید و ستمگری، جهالت و امثال آن ریشهکن خواهد شد.
ما در این جا با الهام گیری از آیات و روایات نمونههایی از دستآوردهای حکومت جهانی مهدوی را بازگو میکنیم، چون آگاهی از این دستآوردها و توجه به آنها میتواند زمینۀ سنجش حکومت جهانی مهدوی را با حکومتهای دیگر که فیلسوفان و سیاستمداران غربی تحت عنوان «جهانیسازی» از آن یاد میکنند فراهم میسازد:
1. جهانشمولی یکتاپرستی و اسلام
پیامبران الهی از آدم تا خاتم منادیان توحید و یکتاپرستی بودهاند:
(و لقد بعثنا فی کل امۀ رسولاً ان اعبدوا الله واجتنبوا الطاغوت.)
«هر آینه در میان هر امتی پیامبری را برگزیدیم تا آنان را به پرستش خداوند و دوری از طاغوت دعوت نماید».
نهضتهای پیامبران با توحید آغاز شده و نخستین شعار و پیام آنان این بوده:
(اعبدوالله ما لکم من اله غیره) .
پیامبر گرامی اسلامصلی الله علیه و آله نیز در نخستین شعار و پیام خود به مردم فرمود:
(قولوا لا اله الا الله تفلحوا).
اما در طول تاریخ بشر پیوسته طاغوتیان در برابر پیامبران ایستادند و از تحقق این آرمان الهی در شکل جهانی و همگانی آن جلوگیری کردند، اما این آرمان در حکومت جهانی مهدوی واقعیت خواهد یافت.
(هوالذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لوکره المشرکون).
اوست خدایی که رسول خود را با هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر همۀ ادیان غالب و نمایان سازد اگرچه مشرکان آن را نپسندند.
در احادیث متعددی که از طریق شیعه و اهل سنت روایت شده آمده است که آیۀ یاد شده ناظر به ظهور مهدی موعودعجل الله فرجه اشریف و هنگامی است که حضرت عیسی علیهالسلام از آسمان به زمین فرو میآید. در آن زمان هیچ آیینی جز اسلام رسمیت نخواهد داشت. سیوطی از جابربن عبدالله انصاری روایت کرده که گفته است:
این آیه تحقق نمییابد مگر هنگامیکه یهودی و نصرانی پیرو هیچ آیین آسمانی ای جز اسلام نخواهد بود و این زمانی است که عیسی بن مریم از آسمان نازل میشود.
شیخ صدوق از ابوبصیر روایت کرده که گفت: امام صادق علیهالسلام دربارۀ آیه یاد شده فرمود:
تأویل این آیه هنوز تحقق نیافته، و تا وقتی قائم ما خروج ننماید تأویل آن تحقق نخواهد یافت، هنگامی که او قیام کند هر کافر و مشرکی از قیام او ناخشنود خواهد بود.
طبرسی از امام باقر علیهالسلام روایت کرده که فرمود:
این آیه هنگام خروج مهدی آل محمدصلی الله علیه وآله تحقق خواهد یافت در آن زمان هیچ کس باقی نخواهد ماند مگر این که به پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله ایمان میآورد.
در این جا یادآوری دو نکته لازم است:
الف) گرچه آیینهای یهود و مسیحیت نیز به عنوان ادیان ابراهیمی و توحیدی شناخته میشوند، ولی با توجه به عقاید آنان دربارۀ عزیر و مسیح علیه السلام و نیز دربارۀ احبار و رهبان و نظایر آن این ادیان توحیدی خالص نیستند. و یگانه آیین توحیدی خالص آیین اسلام است، از این رو، در حکومت جهانی مهدوی توحید با معیار اسلامی آن در جهان گسترش خواهد یافت و در نتیجه آن چه به عنوان دین رسمی پذیرفته میشود تنها دین اسلام است.
ب) غلبه و ظهور دین اسلام بر ادیان دیگر دو جلوه دارد. یکی از نظر منطق و استدلال، و دیگری از نظر حاکمیت سیاسی. آن چه تا کنون تحقق نیافته و با قیام امام عصرعجل الله فرجه اشریف تحقق خواهد یافت، نوع دوم است اما نوع نخست از آغاز ظهور اسلام پیوسته محقق بوده و خواهد بود.
(أفغیر دین الله یَبغُونَ و لَهُ أسلم مَن فی السموات والأرض طوعاً و کرهاً) .
آیا جز دین خداوند را بر میگزینند در حالی که همۀ کسانی که در آسمانها و زمین هستند از روی رضایت یا کراهت تسلیم او شده اند.
در تأویل این آیه از امامان معصوم؟ روایت شده که مقصود از اسلام توحید و یکتاپرستی است، و تحقق آن به صورت جهانی و همگانی در زمان ظهور و قیام مهدی موعودعجل الله فرجه اشریف تحقق خواهد یافت. عیاشی از امام صادق علیه السلام روایت کرده که پس از تلاوت این آیه فرمود:
هنگامیکه قائم علیهالسلام قیام کند سرزمینی یافت نخواهد شد مگر آن که در آن به یگانگی خداوند و نبوت پیامبر اسلام گواهی داده خواهد شد.
از امام کاظم علیهالسلام هم روایت شده که فرمود:
این آیه ناظر به قیام قائم عجل الله فرجه اشریف میباشد. در آن هنگام پیروان همۀ مذاهب یا از روی رضایت یا کراهت آیین اسلام را خواهند پذیرفت.
2. گسترش فضایل و ارزشهای دینی
حکومت جهانی مهدوی نمونهای ایدهآل از یک حکومت دینی است، طبیعی است که
آن چه برای یک حکومت دینی اولویت دارد توسعه و تعمیق باورها و رفتارهای دینی مردم است. البته این کار نیازمند برنامهریزی جامع است تا مسایل رفاهی و نیازهای طبیعی و دنیوی بشر را هم در برداشته باشد. چنان که پس از این بیان خواهد شد. این مسایل در حکومت جهانی مهدوی جایگاه خاص خود را دارند. اما اینک سخن از دستآوردهای حکومت جهانی مهدوی است که یکی از آنها گسترش فضایل و ارزشهای دینی در گسترۀ جهانی است.
یکی از مهمترین ارکان تحقق این آرمان این است که دولت مردان و کارگزاران حکومت مهدوی از شایستهترین انسانها و دین دارترین آنها خواهند بود:
(اِنّ الأرض یرثُها عبادی الصالحون) .
«صالحان وارثان زمین خواهند شد.»
(الذین ان مکناهم فی الارض اقاموا الصلوۀ و آتوا الزکوۀ و امروا بالمعروف و نهوا عن المنکر).
«آنان کسانی اند که نماز بر پا میدارند، زکات میدهند، امر به معروف و نهی از منکر میکنند.»
دربارۀ یاران حضرت مهدیعجل الله فرجه اشریف که در حقیقت عناصر اصلی حکومت مهدوی میباشند، روایت شده است که مصادیق آیه کریمۀ (یا ایها الذین آمنوا من یرتد منکم عن دینه فسوف یأتی الله بقوم یحبهم و یحبونه اذلّۀ علی المؤمنین اعزۀ علی الکافرین یجاهدون فی سبیل الله و لایخافون لومۀ لائم ذلک فضل الله یؤتیه من یشاء والله واسع علیم) میباشند. این آیه کریمه از انسانهایی خبر میدهد که خداوند آنان را در آینده پدید خواهد آورد، خداوند آنان را دوست میدارد و آنان نیز خداوند را دوست میدارند، در برابر مؤمنان اظهار ذلت میکنند و با کافران با عزت برخورد میکنند، در راه خدا جهاد کرده و از ملامت ملامت گران نمیهراسند. این ویژگیها جلوههایی از فضل خداوند است که بر اساس مشیت حکیمانه اش به افراد میدهد. بیشک هرگاه رهبران سیاسی جامعه انسانهایی پارسا و متدیّن باشند، جامعه به سوی پارسایی و دینداری گرایش خواهد داشت. چنان که گفته شده است: «الناس علی دین ملوکهم». لذا با توجه به این عوامل جامعه در عصر حکومت مهدوی جامعهای است که به احکام، فضایل و ارزشهای دینی اهتمام میورزد و مردم را به عبادات اسلامی سوق میدهد. چنان که از امیرالمؤمنین علیه السلام درباره دوران حضرت مهدیعجل الله فرجه اشریف چنین روایت شده:
«و یقبل الناس علی العبادات والشرع والدیانۀ والصلوۀ فی الجماعات و تؤدی الأمانات.»
«مردم به عبادات و اهتمام به شرع و دینداری و نمازهای جماعت روی میآورند و امانتها به صاحبانشان بازگردانده میشود.»
3. برچیده شدن بساط محرمات الهی
این دست آورد در حقیقت متمم و مکمل دست آورد پیشین و ملازم با آن است، زیرا هنگامی که در جامعۀ جهانی فرهنگ فضایل و ارزشهای دینی حاکم گردد زمینهای برای ظهور گناه و ناپاکی باقی نخواهد ماند، و از طرف دیگر بدون برچیده شدن بساط ناپاکیها و محرمات الهی فرهنگ فضایل و ارزشهای دینی حاکم نخواهد شد. چنان که امیرالمؤمنین علیه السلام درحدیث مذکور فرموده است:
«و یذهب الزنا و شرب الخمر و یذهب الربا».
«(در عصر حکومت مهدوی) بساط زنا، شراب خواری و رباخواری برچیده خواهد شد.»
4. جهانشمولی عدالت و مساوات
جهان شمولی عدالت و برابری در حکومت مهدوی از چنان جایگاه بالا و والایی برخوردار است که به عنوان بیت الغزل مهدویت در تفکر اسلامیبه شمار میرود و در احادیث مهدویت به عنوان برجستهترین آرمان قیام مهدیعجل الله فرجه اشریف مطرح گردیده است. این برجستگی از یک سو، به دلیل جایگاه ویژهای است که عدالت و مساوات در جهان بینی توحیدی دارد و از سوی دیگر تمام ارزشها را در بردارد. اگر عدالت در عرصههای مختلف فردی و اجتماعی انسان تحقق یابد، چیزی جز توحید، و ملکات انسانی تحقق نخواهد یافت. البته، این نکته را نباید فرو گذاشت که عدالت آن گاه که با مقوله حکومت همراه گردد پیش از هر چیز به عدالت اجتماعی مانند اقتصادی، حقوقی، سیاسی و... نظر دارد و ناظر به مسایل اعتقادی و اخلاق فردی نیست. امیرالمؤمنین علیهالسلام در این باره فرموده:
«إنّ افضل قرۀ عین الولاۀ استقامۀ العدل فی البلاد».
«بهترین چشم روشنی برای حاکمان این است که در سرزمینهای تحت حکومت آنان عدالت بر پا گردد.»
این مسئله به شکل کامل در حکومت جهانی مهدوی تحقق خواهد یافت.
ابوسعید خدری از پیامبر اکرمصلی الله علیه و آله روایت کرده که فرمود:
شما را به مهدی بشارت میدهم. او زمین را آکنده از عدالت خواهد کرد آنگونه که پیش از او پر از ظلم و ستم شده بود، لذا اهل آسمانها و زمین از او راضی خواهند بود. او اموال را به طور یکسان میان مردم تقسیم میکند.
مقصود از اموال در این روایت، اموال عمومی و اموال متعلق به عموم مردم است. در چنین اموالی همۀ افراد به طور یکسان سهم دارند و تفاوتهای قومی، نژادی، مقامی، مالی و غیره ملاک امتیاز در سهم بیشتر نخواهد بود، نه ثروتمند میتواند مدعی سهم بیش تر شود و نه فقیر. آری، در شریعت اسلامیبرای فقیران حقوق مالی ویژهای در اموال ثروتمندان در نظر گرفته شده است که هر گاه ثروتمندان آن حقوق را بپردازند، مشکل اقتصادی مستمندان هم حل خواهد شد.
البته در حکومت مهدوی، هم اموال عمومی به طور یکسان در میان مردم تقسیم میشود و هم سهم ویژۀ مستمندان از اموال ثروتمندان دریافت و به آنان پرداخت میگردد.
5. فراگیری امنیت
امنیت یکی از مقولههایی است که پیوسته مورد توجه حاکمان و سیاستمداران بوده است. لذا یکی از آرمانهای حکومت مهدوی برقراری امنیت در جامعه است. به گونهای که جان، مال و حیثیت افراد جامعه از تجاوز دیگران درامان باشد. در جامعهای که امنیت برقرار نباشد زندگی تلخ و ناگوار خواهد بود. رسالت حکومت جهانی تحقق امنیت برای همۀ شهروندان، به ویژه مظلومان و مستضعفان است، زیرا آنان بیشتر در معرض ناامنیاند. بدین جهت امیرالمؤمنین علیهالسلام یکی از آرمانهای حکومت اسلامی و علوی را ایجاد امنیت مظلومان میداند:
«فیأمن المظلومون من عبادک».
در حدیثی آمده است:
«اذا قام القائمعجل الله فرجه اشریف حکم بالعدل و ارتفعَ الجورَ و آمنت به السبلَ» .
«هنگامی که قائمعجل الله فرجه اشریف قیام کند براساس عدالت، داوری میکند و بساط ستمگری برچیده خواهد شد و به واسطۀ او راهها امنیت خواهد داشت.»
در حدیث دیگری از امام باقر علیهالسلام روایت شده که فرمود:
«امنیت در عصر حکومت مهدویعجل الله فرجه اشریف به گونهای است که پیرزنی میتواند از مشرق به سوی مغرب سفر کند و هیچ کس به او آزاری نرساند.»
6. توسعه عمران و آبادانی
یکی از اهداف حکومتهای دینی و رسالتهای حاکمان الهی آباد کردن و عمران سرزمینها و مناطق مسکونی بوده است. این مسئله از دیدگاه قرآن کریم یکی از رسالتهای آدمیان است، چون خداوند این کرۀ خاکی را مهد آسایش و آرامش بشر قرار داده است.
بر همین اساس امیرالمؤمنین علیه السلام در آغاز عهدنامۀ خود به مالک اشتر از او خواسته است تا به عمران و آبادانی سرزمینهای الهی تحت حکومت خود بپردازد: «عمارۀ بلادها».
این دستآورد حکومت جهانی در روایات متعددی که شیعه و اهل سنت روایت کردهاند آمده است؛ مانند:
الف. اِنّه یبلغ سلطانه المشرق والمغرب و تظهر له الکنوز ولایبقی فی الارض خراب الا یعمّر.
حکومت مهدی موعودعجل الله فرجه اشریف شرق و غرب عالم را فرا میگیرد، و گنجهای نهفته در زمین برای او آشکار میشود، و هیچ جای ویرانی در زمین باقی نمیماند و همۀ آنها آباد میگردد.
ب. یبلغ سلطانه المشرق و المغرب، و یظهر الله عزوجل به دینه علی الدین کله و لوکره المشرکون، فلا یبقی فی الارض خراب الا قد عمّر.
فرمان روایی مهدی موعودعجل الله فرجه اشریف شرق و غرب عالم را در بر میگیرد، خداوند به واسطۀ او دین خود را بر همۀ ادیان غالب میگرداند و در زمین خرابهای باقی نمیماند، و همگی آباد میشود.
نکتۀ شایان ذکر این که آبادانی زمین دو جلوه دارد: جلوۀ مادی و جلوۀ معنوی. در
جهانبینی توحیدی عمران و آبادانی زمین در شکل اید آل آن در گرو تحقق هر دو جلوۀ است. اصولاً آبادانی مادی اگر با آبادانی و اصلاح معنوی همراه نباشد، آبادانی نخواهد بود، زیرا آبادانی حیات انسانی آنگاه تحقق مییابد که حیات معقول او آباد باشد و آبادانی مادی و جسمانی در خدمت حیات معقول او قرار گیرد. لذا در حدیث پیشین جملۀ «فلا یبقی فی الارض خراب الا قد عمّر» بر حاکمیت فرهنگ توحیدی اسلام بر مشرق و غرب متفرع گردیده است و این تفریع بیان گر دو نکته است:
الف: جامعۀ توحیدی و اسلامیباید به مسئله آبادانی و عمران سرزمینها اهتمام ورزد.
ب: عمران و آبادانی واقعی در گرو حاکمیت فرهنگ توحیدی واسلامیدرجوامع بشری است.
از پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله روایت شده است که خداوند در شب معراج به من فرمود:
به واسطه قائم از خاندان تو زمین خود را با تسبیح و تهلیل و تقدیس و تکبیر و تمجید خود آباد میسازم، و زمین را از دشمنان پاک میسازم و دوستان خود را وارث آن میگردانم.
7. رفاه عمومی
در جهانبینی توحیدی فقر و تهیدستی امر نامطلوبی است. بدین جهت یکی از رسالتهای مهم پیامبران الهی مبارزه با پدیدۀ فقر و تهی دستی بوده است. لذا در شرایع آسمانی برای حل این معضل اجتماعی راه کارهایی اندیشیده شده است که کاملترین آن در شریعت اسلام است. خداوند بر قریش منت میگذارد که بواسطۀ قرار دادن خانه کعبه در شهر مکه آنان را از دو خطر ناامنی و فقر نجات داده است زیرا آنان از طریق تجارت به سرزمینهای دیگر معیشت خود را تأمین میکردند و به دلیل احترام خانۀ کعبه راهزنان متعرض آنها نمیشدند. و اینک مقتضای شکر این دو نعمت این است که خداوند را عبادت کنند.
(فلیعبدوا ربّ هذا البیت الذی اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف).
با این حال فقر و تهی دستی یکی از معضلات ناگوار بشر بوده است و با همۀ کوششها و تدبیرهایی که انجام گرفته به صورت مطلق ریشهکن نشده و هیچگاه رفاه عمومی فراهم نگردیده است. امروزه نیز سازمانها و نهادهای گوناگونی به نام مبارزه با فقر و تهی دستی وجود دارند و تلاشهایی نیز میکنند، ولی متأسفانه آمار تهیدستان و حتی کسانی که به سبب فقر و بیچارگی به کام مرگ میروند، روز به روز بالا میرود. اما در حکومت جهانی مهدوی فقر و تهیدستی به کلی ریشهکن خواهد شد و رفاه عمومی تحقق خواهد یافت.
از پیامبر گرامی صلیالله علیه وآله روایت شده که فرمود:
در دوران حکومت مهدوی مردم به گونه ای از نعمتهای الهی بهرهمند میشوند که در تاریخ بشر بی سابقه بوده است، در آن دوران زمین همۀ خوردنیهای خود را در اختیار بشر قرار میدهد و اموال روی هم انباشته خواهد بود. به گونهای که افراد به سهولت از آن بهرهمند میگردند.
در حدیثی از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمود:
در عصر حکومت مهدوی زمین گنجهای خود را آشکار خواهد کرد و مردم آنها را مشاهده میکنند و از نظر معیشت به گونهای هستند که فردی در طلب یافتن شخصی بر میآید که از مال خود به او انعام نماید و زکات مالش را به او بپردازد، ولی پیدا نمیکند، زیرا مردم به آنچه خداوند به آنها روزی داده از دیگران بینیاز میباشند.
ابوسعید خدری از پیامبر صلیالله علیه و آله روایت کرده که فرمود:
عدالت مهدوی شامل عموم مردم میشود [و در نتیجه فقر و نیازمندی از جامعۀ بشری رخت بر میبندد لذا هنگامی که] فردی از طرف حضرت مهدیعجل الله فرجه اشریف اعلان میکند که اگر کسی به مال و ثروت احتیاج دارد برخیزد، تنها یک نفر قیام میکند. امام علیه السلام او را نزد مسئول بیتالمال میفرستد تا اموالی را به وی عطا کند، خزانه دار جامۀ او را پر از مال و ثروت میکند، در این هنگام آن فرد از کرده خود پشیمان میگردد و با خود میگوید من آزمندترین فرد امت پیامبر صلیالله علیه و آله بودم که چنین درخواستی کردم و اموال را به مسئول بیتالمال باز میگرداند ولی او آن را نمیپذیرد و میگوید: آن چه را بخشیدیم باز نمیستانیم.
در این باره سه نکته قابل توجه است:
1. یکی از عوامل رفاه عمومی در حکومت جهانی مهدوی تلاش و برنامهریزی عالمانه در جهت آباد ساختن زمین است. آن گاه که دستگاه حکومتی همۀ توان و تلاش خود را به صورت درست و با نیّت خالص در جهت عمران و آبادانی سرزمینها به کار گیرد و همۀ افراد جامعه به تلاش مخلصانه و مدبرانه اقدام کنند، میزان تولید و درآمد ملی هم افزایش خواهد یافت. و رفاه عمومی و همگانی ایجاد خواهد شد.
2. افزایش تولید و سرمایههای ملّی به خودی خود رفاه عمومی را به دنبال نخواهد داشت، بلکه در پرتو عدالت اجتماعی حاصل میشود، یعنی از یک طرف فرصتها و امکانات به صورت عادلانه در اختیار آحاد جامعه قرار خواهد گرفت و از سوی دیگر نظام عادلانه توزیع، مانع سودجویی دلالان و انگلهای جامعه از حاصل دست رنج تولیدکنندگان میشود. بدین جهت در سخن پیامبر صلیالله علیه و آله بینیازی مالی افراد در حکومت مهدوی بر حاکمیت و بسط عدالت در جامعه متفرع شده است.
3. در سایۀ رشد معنوی افراد، صفات رذیلهای چون بخل، رانتخواری، حرص و آز از جامعه رخت بر میبندد، و انسانها در پی مالاندوزی از هر طریق و به هر کیفیت نمیباشند، از این روی وقتی اعلان میشود که هر کس به مال نیاز دارد اظهار نماید تنها یک نفر بر میخیزد و سرانجام از کار خود پشیمان میشود.
8. دوستی خالصانه
آن گاه زندگی اجتماعی لذتبخش و آکنده از صفا و صمیمیت است که افراد جامعه در ارتباط اجتماعی و خانوادگی خود به یک دیگر مهر بورزند و رابطۀ آنان بر اساس صداقت، محبت و دوستی خالصانه باشد؛ بدبینی، بدگمانی، حسادت، بخل، کینه و دیگر اوصاف رذیله از دلهای آنان زدوده گردد. هرگاه این صفات ناپسند از میان آدمیان رخت بر بندد و صفات پسندیده جایگزین آنها شود زندگی، سعادتمندانهای خواهند داشت. لذا آن چه زندگی اخروی مؤمنان و پارسایان را بهشتی میسازد، محبت ورزی و دوستی خالصانه میان آنان است، قرآن کریم در این باره میفرماید:
(و نزعنا ما فی صدورهم من غلّ اخوانا علی سرر متقابلین) .
«کینهها و حسادتها را از دلهای آنان میزداییم در نتیجه آنان در بهشت بر تختهایی رو در روی یک دیگر میآرمند».
همۀ پیامبران الهی پیامآوران و پرچمداران محبت و دوستی خالصانه و بیشائبه بودند و توانستند در زمان خود با توجه به شرایط موجود به صورت نسبی به این هدف دست یازند، اما شکل ایدهآل و همه جانبۀ آن در حکومت مهدوی تحقق خواهد یافت. حدیث ذیل دربارۀ برقراری رابطه دوستی خالصانه در عصر مهدی موعود عجل الله فرجه اشریف است که بسیار در خور توجه میباشد:
به امام باقر علیهالسلام گفته شد: اصحاب ما در کوفه بسیارند اگر آنان را به قیام فرماندهی، اطاعت خواهند کرد. امام علیهالسلام فرمود: آیا رابطۀ آنان با یک دیگر بدین گونه است که یکی از آنان بدون اجازه از دیگری اندوخته مالی او را به اندازه نیاز خود بردارد؟ آن فرد پاسخ داد: خیر. امام علیهالسلام فرمود: آنان که نسبت به مال خود بخل میورزند، در مورد خون خویش بخیل تر خواهند بود. آن گاه افزود: این وضعیت ادامه خواهد داشت تا این که قائم ما عجلالله فرجه اشریف قیام کند، در آن زمان دوستی خالصانه میان مردم برقرار خواهد شد؛ به گونهای که فردی از اندوختۀ برادر دینیاش آنچه را که نیاز دارد بدون این که منعی در میان باشد، بر میدارد.
9. رهایی بشریت از آتش فتنههای شیطانی
واژۀ فتنه در اصل به معنای آزمودن است چنان که در قرآن کریم و روایات در موارد متعددی به این معنا به کار رفته است. گاهی به ناملایمات و شداید نیز از آن جهت که وسیله آزمایش افراد میباشند فتنه گفته میشود، لذا در بعضی موارد مال و فرزند نیز فتنه نامیده شده است. از سوی دیگر، فاعل فتنه اگر خداوند باشد قطعاً حکیمانه و پسندیده خواهد بود، ولی هرگاه از بشر سر زند میتواند ناپسند و مذموم باشد، چنان که کاربردهای قرآنی آن درباره انسان ناظر به معنای نکوهیدۀ آن است.
در هر حال، فتنههای نکوهیدۀ آدمیان ریشه در خصلتهای نفسانی و شیطانی آنان دارد. خودخواهی، حسادت، افزون طلبی، انتقام جویی کینهتوزانه و نظایر آن ریشههای روانی و نفسانی فتنهها و آشوبها میباشند که به صورت آشکار و پنهان فضای زندگی اجتماعی را مکدّر و آشفته میسازند.
حال یکی از دست آوردهای حکومت جهانی مهدوی این خواهد بود که فتنهگریها از میان میرود و دلها با یک دیگر مهربان گردیده، صمیمیت و هم دلی فضای زندگی اجتماعی را عطرآگین و مبارک میسازد؛ در حدیث نقل شده که امیرالمؤمنین علیه السلام فرموده:
از پیامبر صلیالله علیه و آله پرسیدم آیا مهدی موعود عجل الله فرجه اشریف از خاندان ما است یا از خاندان دیگر؟ پیامبر صلیالله علیه وآله فرمود: از خاندان ماست و همانگونه که دین اسلام با ما آغاز گردید با ما نیز پایان مییابد، و همان طور که امت ما از شرک رهایی یافت از فتنهها نیز نجات مییابد و چنان که به واسطه ما عداوتهای ناشی از فرهنگ جاهلی به الفت و هم دلی مبدل شد، دلهای آنان پس از عداوتهای ناشی از فتنه نیز به وسیله ما به یک دیگر مهربان خواهد شد و فتنه گریها شکل اخوت دینی به خود خواهند گرفت.
از قرار گرفتن لفظ فتنه با شرک در کنار هم میتوان گفت که مقصود از فتنه در این حدیث، نفاق و دیگر خصلتهای شیطانی و نفسانی است که بسیاری از انسانهای یکتاپرست به آنها آلوده میباشند. این صفات نکوهیده منشأ رفتارهای غیرانسانی و غیراخلاقی گشته و انسان را از «حیات طیبه» بیبهره یا کم بهره میسازند. در جامعۀ مهدوی این رذایل شیطانی یا به کلی از بین میروند یا به حداقل کاهش مییابند و در نتیجه مردم از موهبت حیات طیبۀ الهی به طور کامل بهرهمند میشوند.
10 . تکامل عقول
در جهان بینی توحیدی عقل جایگاهی بس بالا و والا دارد. عاقلان نیز از حرمت و کرامت ویژه ای برخوردارند. یکی از امتیازات پیامبران الهی برتری عقلی آنان بر دیگران بوده است، آنان در پرتو عقل توانستند بشر را در جهت سعادت دنیوی و اخروی هدایت کنند، در احادیث آمده است که انجام فرایض دینی به تنهایی نشان گر کمال و تعالی شخصیت انسان نیست، بلکه کمال عقل است که نشان دهندۀ تکامل شخصیت انسان است. البته، مقصود از عقل آن است که انسان را به خداشناسی، خداپرستی و جلب نعمتهای الهی سوق دهد.
به عبارت دیگر: آن چه در ستایش عقل آمده عقل قدسی است که در حوزۀ نظر، انسان را به معرفت درست خداوند رهنمون بوده و در حوزۀ عمل او را به تسلیم در برابر اوامر و نواهی الهی بر میانگیزد.
در طول تاریخ در پرتو هدایتهای پیامبران و حکیمان الهی، انسانهای بسیاری از موهبت کمال عقلی برخوردار شدند، اما بسیار اندک بودند. اما در حکومت مهدوی این پدیدۀ مبارک گسترش خواهد یافت و عموم بندگان خدا را شامل خواهد شد. چنان که از امام باقر علیه السلام روایت شده که فرمود:
«اذا قام قائمنا وضع یده علی رؤس العباد فجمع به عقولهم وکملت به احلامهم ».
«هنگامیکه قائم ما قیام کند دست خود را بر سر بندگان خدا مینهد به واسطۀ آن عقول آنان به کمال میرسد».
لذا در پرتو تعالیم و ارشادهای حکیمانۀ امام عصر عجلالله فرجه اشریف و آمادگی بشر برای بهره مندی از تعالیم الهی همگان از دانایی و حکمت در حد بالایی برخوردار خواهند شد، و هیچگونه سخنی یا رفتار جاهلانه و سفیهانهای نخواهند داشت.
11. تکامل علوم
علم و دانش یکی از مکارم و مفاخر انسانی است. حضرت آدم علیه السلام به دلیل این که از موهبت «علم الاسماء» بهرهمند بود، مسجود فرشتگان گردید. طبق احادیث اسلامی، مرکّب دانشمندان بر خون شهیدان برتری دارد. اگر مؤمن غیردانشمند از درجه ای از کمال معنوی برخوردار است، مؤمن دانشمند دارای درجاتی از کمال معنوی خواهد بود.
علم و دانش انواع و مراتب بسیاری دارد و جز پیامبران و اولیای خاص خداوند که از علوم مختلف و مراتب آن بهرهمند بودهاند (البته با توجه به اصل تفاضل میان آنان) اکثریت انسانها تنها در زمینههایی خاص و به صورت محدود به آن دست یافته اند. یکی از دستآوردهای حکومت مهدوی این است که علم و دانش در همۀ ابعاد آن گسترش یافته و افراد جامعه از کاملترین مواهب علمی برخوردار خواهد گردید. از امام صادق علیهالسلام روایت شده است که فرمود:
علم از بیست و هفت حرف تشکیل شده است، مجموع علومی که پیامبران آورده اند دو حرف از این حروف بیست و هفتگانه بوده است و هنگامیکه قائم ما عجلالله فرجه اشریف قیام کند بیست و پنج حرف دیگر را در میان مردم منتشر خواهد ساخت و در نتیجه علوم به طور کامل در اختیار بشر قرار خواهد گرفت.
12. محو بدعتها و احیای سنّتها
سنّت عبارت است از: آن چه پیامبر گرامی اسلامصلی الله علیه وآله به عنوان راه و رسم زندگی مطلوب و تبیین قرآن کریم به امت اسلامی آموخت.
پیامبر صلیالله علیه وآله برای حفظ و فهم کتاب و سنت، امت اسلامیرا به صورت مؤکد به پیروی از عترت خویش توصیه کرد اما آنها به این سفارش به طور شایسته عمل نکردند و در نتیجه بدعتهایی در حوزۀ تفکر اسلامیپدید آمد. ولی اساس نامه و منشور حکومت جهانی مهدوی چیزی جز کتاب و سنت در شکل اصیل و صحیح آن نخواهد بود. از آن جا که مهدی موعود عجلالله فرجه اشریف وارث علوم نبوی است، بدعتها و سنتها را به خوبی میشناسد. قبل از هر چیز بدعتها را از دامن فرهنگ و تفکر اسلامی میزداید و سنتهایی که متروک و مهجور ماندهاند احیا و اجرا میکند. امام باقر علیهالسلام در این باره فرموده است:
«اذا قام القائم لایترک بدعۀ الاّ ازالها، و لاسنّۀ الا أقامها» .
«هنگامیکه قائمعجل الله فرجه اشریف قیام کند بدعتها را زایل میسازد و سنتها را بر پا میدارد.»
این موارد دوازدهگانه نمونههایی از مهم ترین دست آوردهای حکومت جهانی مهدوی است که مجموعۀ آنها جامعهای آرمانی و ایده آل تشکیل میدهد و «حیات طیبه» قرآنی را به عنوان عالیترین ارمغان، به جامعه انسانی عرضه مینماید.
چنین جامعهای است که مطلوب و محبوب بشریت است، به همین سبب حکومت جهانی مهدوی با استقبال عمومیم واجه خواهد شد، و جز مستکبران که حیات شیطانی خود را در چنین جامعهای در خطر میبینند با آن مخالفت نخواهند کرد؛ گرچه آنان نیز گرفتار خشم تودههای عدالتجو، تعالیخواه و آرمانطلب خواهند شد.
پینوشتها در دفتر نشریه موجود میباشد.