*تصویر ذهنی شما از اصولگرایان پس از انتخاب دوم شوراهای شهر و روستا چیست؟ به عبارتی درست از زمانی که سیر پیروزی جناح مقابل اصلاحطلبان آغاز شد.
** برای این کار باید ابتدا تصویری از روزهای پس از دوم خرداد داشته باشیم و در واقع باید دو مبحث را مورد بررسی قرار دهیم.
تصویر اول از زمانی است که اصلاحطلبان در مراحلی مجموعه مجلس، شورای شهر و ریاستجمهوری را بر عهده گرفتند.
اصلاحطلبان در این مقطع به دلیل فعالیت بر روی شعارهایی که به مطالبات معوقمانده جامعه میپرداخت، توانستند حماسه حضور مردم در دوم خرداد را به وجود آورده و تمام ابزار لازم برای خدمت به مردم را در دست بگیرد اما این حماسه حضور در طی زمان با بیدرایتی و افراطکاری از مردمسالاری به حزبسالاری تبدیل شد و این حزبسالاری، حماسه را به یک تراژدی تبدیل کرد.
یعنی چیزی را که مردم برای آن زحمت کشیده بودند به یک تصویر کدر مبدل ساخت.
در این تصویر جامعه با شعارهایی چون خروج از نظام، رفراندم برای تغییر قانون اساسی، نامه جام زهر و... روبرو شد.
همین اتفاقها باعث شد تا اصولگرایان، حول یک محور قرار گرفته و با سازماندهی بار دیگر گفتمان جدیدی را در جامعه مطرح کنند. گفتمانی که باعث پیروزی آنها در شورای شهر دوم با کمترین تبیلغات شد.پس از شوراها به سرعت مجلس و ریاستجمهوری نیز به داشتههای اصولگرایان افزوده شد.
*اما خط کشیهای درون جناحی به نظر میرسد، روزبهروز پررنگتر شده است و به خصوص پس از انتخابات ریاستجمهوری، این مسأله به گونه چشمگیرتری در درون جبهه اصولگرایان خود را نشان میدهد. آیا با این نگاه موافقید؟
**بله! متأسفانه آستانه انتخابات ریاستجمهوری به آستانه واگرایی برای اصولگرایان تبدیل شد.
شما اگر دقت کنید، میبینید که در آن ایام، اصولگرایان به آسیبهایی که باید توجه میکردند، دقت کافی نکرده و باعث تشتت آرای یکدیگر شدند تا آنجا که حتی کاندیداها نیز از تصمیمات شورای هماهنگی، سرپیچی کردند. البته خداوند عنایت کرد که یکی از کاندیداهای اصولگرا مسؤولیت را به عهده گرفت وگرنه این هنر شورای هماهنگی نبود که احمدینژاد به ریاستجمهوری رسید.
*این ساز و کار احتمال دارد که باز هم تکرار شود؟
**بله! اگر این رفتار اصلاح نشود در انتخابهای بعدی هم، همین مشکل باقی خواهد ماند. این هم که دوستان تقصیر را به گردن این و آن بیندازند و انگشت اتهام را متوجه یکدیگر کنند، دردی را دوا نخواهد کرد.برخی از این نقدها درونی است و صحیح نیست که ما با اشاره کردن به برخی از گروهها آنها را مجبور کنیم تا حرفهایی را بزنند که شاید به مصلحت نباشد. اما باید بگویم، آینده برای انتخابات اصولگرایان روشن است و هر کاندیدای صاحب نامی که در فهرست جریان دوم خرداد قرار بگیرد، آسیب میبیند. به دلیل این که اکنون آن مجموعه یک مجموعه بیمار است و متأسفانه طیفی از سکولارها نیز که جایگاهی برای دین در حکومت قایل نیستند درون آن قرار گرفتهاند به همراه کسانی که میگویند، ما پیرو خط امامیم.
البته اصولگرایان نیز باید قدر میدان فراخ و باز پیش روی خود را بدانند و با مدیریت و استفاه از چهرههای شناخته شده و آنها که میتوانند، جامعیت مجموعه را تضمین کنند، حرکت خود را ادامه دهند وگرنه اصولگرایی این نیست که چند گروه دور هم جمع شوند و برای خودشان شورا درست کنند. به نظر من اگر چهرههای اصولگرای شناختهشدهای به مجموعه اضافه نشوند، ممکن است این شائبه به وجود آید که حزبی زیر تابلوی شورای هماهنگی تشکیل شده است.
*در بین برخی چهرههای سیاسی شنیده میشود که ایثارگران به طور یکجانبه حرکت کرده و با شورای هماهنگی یا جبهه اصولگرایان هماهنگ نیست و همواره ساز مخالف را کوک میکند. شما تا چه اندازه با این اظهارات موافقید؟
**آنها که این حرف را میزنند، باید مستندات خود را ارایه کنند. ایثارگران کدام تصمیم خارج از جبهه را طی سالهای اخیر اتخاذ کرده است. آیا آنچه که در شورای هماهنگی و در جریان انتخابات ریاستجمهوری اتفاق افتاد جز این بود که ما بر عهدی که در شورا بستیم تا به نظرسنجیها توجه کنیم، عمل کردیم؟ پس از انتخابات ریاستجمهوری هم ایثارگران کدام تصمیم جدا را گرفته است؟ دوستان خودشان جلسه میگیرند و به عنوان مرکز اصولگرایی بدون اینکه به دیگران اعتنا کنند، نظر میدهند، آن وقت انگشت اتهام را به سوی ما میگیرند و میگویند، ایثارگران جدا حرکت میکند و ساز مخالف میزند.
*مصداق این ادعا کجاست؟
**نباید اعلام کنیم که ما هماهنگکننده هستیم اما یک دفعه بگوییم نه، ما تصمیم را هم خودمان میگیریم و مردم باید به آن کسی که ما معرفی میکنیم رأی بدهند.قرار بر این بود که شورای هماهنگی، هماهنگکننده باشد. یعنی ما خواست مردم را بسنجیم و بعد هر کدام از کاندیداهای اصولگرا را که مردم مایل بودند معرفی کنیم.
*استراتژی انتخاباتی ایثارگران برای انتخاباتهای آینده چه خواهد بود؟
**در انتخابات خبرگان به نظر میرسد، کار خیلی مشکل نباشد زیرا همیشه فهرست جامعتین، در سالهای پس از انقلاب، فهرست مناسبی بوده است. اگر جامعتین به نتیجه برسند، بقیه اصولگرایان مشکلی نخواهند داشت. اما در مورد شوراها بحث کمی متفاوت است.