مرتضی غرفی
واقعیت این است که امروز دامنه جنگ تبلیغاتی و عملیات روانی دشمن علیه جمهوری اسلامی ایران آنقدر گسترش یافته است که باید اذعان کرد بیش از اقدام نظامی کارایی داشته و از هر سو منافع ملی ایران را در داخل و خارج از مرزهای کشور مورد تهدید قرار داده است.
در حوزه غرب بویژه در اروپا و آمریکا رسانههای گروهی وابسته به صهیونیسم جهانی که بیش از دو سوم از شبکههای ارتباطاتی و خبری جهان را در اختیار دارند، با اقدامی هماهنگ، هجوم گستردهای را علیه منافع ملی ایران در عرصههای مختلف آغاز کردهاند، به طوری که اکنون به گونهای در روزنامهها علیه ایران مقاله مینویسند و در شبکههای تلویزیونی خبر پخش میکنند که گویی ایران به عراق حمله کرده و مسبب نابسامانیهای منطقه است.
این در حالی است که برای مقابله با این هجوم تبلیغاتی، هیچ یک از نهادهای فرهنگی و تبلیغی کشور اقدام موثری را در مقابله با این هجوم تبلیغاتی به عمل نیاوردهاند و شاید هم برای آنان چنین وظیفهای تعریف نشده است. از این رو به نظر میرسد وظایف فرهنگی و تبلیغی برخی از نهادها و سازمانهای فرهنگی کشور که به نوعی با خارج مرتبط هستند، باید مورد بازنگری قرار گیرد.
واقعیت این است که نهادهای جمهوری اسلامی ایران که با هدف انجام کارهای فرهنگی در خارج از کشور حضور دارند، علیرغم صرف هزینههای گزاف، توان مقابله با این هجوم تبلیغاتی را ندارند.
اگرچه کالبدشکافی این مساله نیاز به تامل و کار کارشناسی از سوی خبرگان و کارشناسان تبلیغاتی دارد، اما قبل از هر چیز باید قبول کنیم که بدون تغییر ساختار و نگرش تبلیغاتی در این سازمانها، ارائه هرگونه طرحی جنبه مسکن خواهد داشت و مشکلات در درازمدت همچنان باقی خواهد ماند. به نظر میرسد با علمی شدن روشهای تبلیغی، دیگر روشهای سنتی کارایی ندارد و نمیتواند پاسخگوی نیازهای تبلیغی کشور باشد. امروز ذهن مردم جهان از هیاهوی تبلیغاتی رسانههای صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران آن گونه پر شده است که باید به پرسشهای متعددی پاسخ داد و این کار به عهده مسوولان فرهنگی است که با خارج مرتبط هستند.
جالب این که این خبرها و مقالات عمدتا از جانب خبرنگارانی ارائه شده و میشود که آزادانه به ایران رفت و آمد دارند و از تسهیلات ویزای این کشور برخوردارند، اما نهادهای مسوول هرگز نتایج کار آنان را زیر ذرهبین نگذاشته و برای سفر مجدد آنان به ایران، ارزیابی دقیقی از کارشان ارائه نکردهاند. شاید گوشزد کردن برخی از مسائل به خبرنگارانی که برخلاف واقعیتهای موجود در ایران مطلب مینویسند تا حدودی مانع از انتشار مجدد مقالات منفی آنان در این نشریات شود.
البته قصد بنده از طرح این مسائل، زیر سوال بردن فعالیتهای نهادهای فرهنگی مسوول کشور نیست، بلکه با نهایت احترام به تلاشهای آنان، هدف از بیان این مطالب، ارزیابی نقاط ضعف تبلیغاتی کشور در خارج بوده است که امیدوارم این مقاله تلنگری به همه ما باشد. از این رو شاید برخی راهکارهای ارائه شده زیر بتواند بخشی از این مشکل را مرتفع کند.
1- ضرورت بازنگری در وظایف نهادهای تبلیغی کشور در خارج و نظارت دقیق بر عملکرد آنان.
2- تشکیل بخشی فعال و حرفهای در امور رسانههای خارجی، متشکل از کارشناسان خبره و نمایندگان نهادهای فرهنگی مسوول کشور....
3- ایجاد تشکلهای فرهنگی از ایرانیان اهل قلم در خارج از کشور و بسیج آنان برای انجام سخنرانی و درج مقالات متعدد در روزنامهها و رسانههای گروهی کشورهای غربی (با هدف از بین بردن تبلیغات منفی که در ذهن مردم غرب از ایران نقش بسته است.)
4- برگزاری نشستهای توجیهی از جانب مسوولان فرهنگی در خارج برای اصحاب رسانه و خبرنگاران خارجی که معمولا درباره ایران مقاله مینویسند.
5- استفاده از نفوذ خبرنگاران خارجی برای انتشار مقالات در نشریات و رسانههایی که مشغول به کار هستند.
امروز ما تنها از طریق کار علمی و به کارگیری شیوههای مدرن تبلیغی قادر خواهیم بود جنگ تبلیغاتی را به خانه دشمن ببریم که تحقق این کار به راحتی دستیافتنی است.
از این رو همه اهل قلم در داخل و خارج از کشور نیز وظیفهای خطیر به عهده دارند و باید به پا خیزند و به دور از گرایشهای سیاسی، از منافع ملی کشور در مقابل هجوم تبلیغاتی دشمن دفاع کنیم.