تاریخ انتشار : ۱۱ آبان ۱۳۸۷ - ۰۹:۳۳  ، 
شناسه خبر : ۳۶۸۹۷
تحلیلی درباره نقد غیرمنصفانه دولت نهم

در دولت‌های کارگزاران و مدعیان اصلاحات، هماهنگی میان مجلس و دولت بسیار بالا بود. دولت آقای‌ هاشمی‌ حمایت فراوان مجلس را به همراه داشت و به ندرت از تریبون مجلس مورد انتقاد قرار می‌گرفت. در دولت مدعی اصلاحات نیز گرچه در ابتدا مقارن با مجلس پنجم بود که اکثریت آن را جناح راست تشکیل می‌داد، ولی مجلس پنجم به تمام اعضای کابینه خاتمی ‌حتی عطا‌الله مهاجرانی ـ نویسنده مقاله رابطه با داد! مجلس ششم که نیز اکثریت آن را مدعیان اصلاحات و نامزدهای حزب مشارکت تشکیل می‌دادند. دولت، حزب مشارکت را مورد حمایت قرار داده بود و حتی یک مورد استیضاح وزرای کابینه ثبت نشد! دولت عدالت‌طلب احمدی‌نژاد گرچه تصور می‌شود که از حمایت مجلس اصول‌گرا برخوردار است، ولی برخورد دو سال و اندی از عمر مجلس هفتم نشان می‌دهد که چه در رای وزرا، چه استیضاح آنان، چه در سوال و تذکر به دولت و اعضای کابینه و چه نطق‌های قبل از دستور، هماهنگی چندانی با دولت نداشته است.
در حالی که در دولت نهم حتی یک روزنامه یا هفته‌نامه که حامی ‌دولت باشد پا به عرصه نگذاشته است، مدعیان اصلاحات و جریان کارگزاران، علاوه بر حفظ رسانه‌های سابق، چندین روزنامه و هفته‌نامه و ماهنامه را نیز بر آن افزوده‌اند. همچنین برخی روزنامه‌های سابقاً اصول‌گرا هم به آن‌ها پیوسته‌اند. این در حالی است که در این مدت، صدها سایت و هزاران وبلاگ علیه دولت نهم فعال شده‌اند. در یک جمله می‌توان گفت: اگر احمدی‌نژاد خودش یک رسانه نبود، با این حجم سنگین تبلیغات مسموم دیگر نمی‌بایست دولتی باقی مانده باشد!
در آغاز دولت اول آقای خاتمی، یکی از نمایندگان مجلس پنجم در نطق پیش از دستور خود، محترمانه و بسیار نرم از وی درخواست کرد که موضوع اصلاحات اقتصادی را نیز در دستور کار خود قرار دهد و تنها به بحث توسعه سیاسی و فرهنگی نپردازد، آن روز روزنامه‌ها از جمله روزنامه «سلام» با تیتر درشتی آن را اهانت به رئیس‌جمهور تلقی کردند.! اما امروز نه تنها برخی روزنامه‌ها و ساست‌ها نقد دولت را جزو اولین برنامه‌های خود قرار داده‌اند، که با متوجه کردن برخی اظهارات خلاف واقع به دولت نهم، به جای انتقاد، انتقام می‌گیرند!
برای مقایسه عملکرد دولت‌های کارگزاران و مدعیان اصلاحات، ابتدا لازم است به چند نکته اساسی توجه کرد و سپس مقایسه را انجام داد که در ذیل به آن‌ها اشاره می‌کنیم:
1. 2 سال، 16 سال
دولت‌های کارگزاران و مدعیان اصلاحات در مباحث اقتصادی و فرهنگی مکمل یکدیگر بودند و دولت جبهه دوم خرداد، معلول تلاش‌های حزب کارگزاران بوده است؛ بنابراین می‌توان دوران حاکمیت آن‌ها را 16 سال دانست و چون از دوره دولت نهم هنوز پیش از دو سال و چهار ماه سپری نشده، مقایسه عملکرد دولت دو ساله با دولت 16 ساله خارج از انصاف است. نهایت چیزی که ممکن است، این که بادی عملکرد دو ساله دولت عدالت طلب را با دو ساله اول دولت‌های کارگزاران و مدعیان اصلاحات سنجید نه دو سال را با 16 سال یا هشت سال.
2 . پشتیبانی احزاب
درباره پشتیبانی احزاب و دولت‌ها نیز میان دولت‌های پیشین و عدالت‌طلب تفاوت آشکاری وجود دارد.
1ـ 2 آقای ‌هاشمی ‌گرچه برخاسته از احزاب نبود ـ زیرا پیش از وی احزاب جمهوری اسلامی ‌و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ‌انحلال خودشان را به طوری رسمی ‌اعلام کرده بودند ـ اما به دلیل جایگاه سیاسی، اجتماعی، انقلابی و شهرتی که داشت، در براب کاندیداهای دیگر با اکثریت مطلق به ریاست جمهوری رسید و در دور دوم با اکثریت نسبی در برابر آرای دکتر توکلی که اقلیت شکننده بود، پیروز شد. ولی پس از پیروزی در انتخابات، احزاب و گروه‌هایی مانند سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب اسلامی ‌ایران، کارگزاران سازندگی و ... شکل گرفتند و از همه جالب‌تر این که برخلاف عرف شکل‌گیری احزاب در عرصه سیاست، از میان وزرا و معاونان، حزبی به نام «کارگزاران» برخاست که همه آن را دولتی می‌دانستند؛ ولی در عین حال حزب بود و پشتیبان دولت وقت، و در یک پروژه تبلیغاتی زمینه پیروزی دولت دوم کارگزاران را فراهم کرد.
دولت مدعی اصلاحات هم دولتی بود که با پشتیبانی و سازماندهی احزابی چون سازمان مجاهدین انقلاب، کارگزاران، مجمع روحانیون و احزاب غیررسمی ‌حلقه کیان به پیروزی رسید و پس از آن نیز به عنوان دولت سایه نقش اساسی در هدایت آن عهده‌دار شده بود. این دولت پس از شکل‌گیری، به حمایت احزاب فوق بسنده نکرد و به تاسیس حزب دیگری به نام «مشارکت» پرداخت که همانند حزب کارگزاران، برخاسته از دل دولت هفتم بود! این حزب هم دولت ساخته بود و در انتخابت مجلس ششم و دولت هشتم، در گزینش نمایندگان و اعضای کابینه، استانداران، فرمانداران و... مدیرکل‌ها و در یک کلمه چینش بیش از 6 هزار مدیر، نقش اساسی ایفا کرد.
3ـ2 دولت دکتر احمدی‌نژاد دولتی است که از هر دو جهت با دولت‌های مزبور متفاوت است؛ زیرا نه تنها احزاب جناح‌های مختلف در پیروزی او نقشی نداشتند، که تمام همت خویش را برای پیروزی رقیب به کار گرفتند و برای تخریب دکتر احمدی‌نژاد آنچه را که در انبان خود داشتند، عرضه کردند. به طوری که می‌توان 27 خرداد و سوم تیر 1384 را «نه» ملت به احزاب نامید. از سوی دیگر پس از شکل‌گیری دولت عدالت‌طلب، بر خلاف روال گذشته، هیچ حزبی از دل آن برنخاست تا به حمایت دولت بپردازد با امور دولت جدید را سامان دهد؛ بلکه این خود رئیس‌جمهور منتخب ملت بود که اعضای کابینه‌اش را برگزید و مدیرانش را انتخاب کرد، گرچه برخی احزاب در گزینش وزرا به سهم خواهی پرداختند! از سوی دیگر، دولت نهم نه تنها از میان احزاب برنخاست و از دل کابینه‌اش حزبی دولتی نجوشید که برخی احزاب سابق با تمام ظرفیت علیه آن موضع گرفتند.
3 . مطبوعات و رسانه‌ها
دولت کارگزاران و مشارکت، هر دو با مقداری تفاوت از پشتیبانی بالای رسانه ملی برخوردار بودند. در روزنامه‌ها هم جز «ماهنامه صبح» از نقد خبری نبود؛ زیرا این‌گونه وانمود شده بود که نقد‌ هاشمی‌رفسنجانی یعنی نقد انقلاب و اسلام! از سایت و وبلاگ و این مسائل هم خبری نبود.
در دولت آقای خاتمی، با حضور عطاء‌ا... مهاجرانی در وزارت ارشاد و حمایت دولت، صدها و هزاران نشریه ملی و استانی در قالب روزنامه، هفته‌نامه، ماهنامه و فصل‌نامه بر پیش‌خوان دکه‌های مطبوعاتی قرار گرفت؛ که گویا از یک ساختمان با نظارت یک گروه یا فرد خاص منتشر می‌شد و بعضا حتی تیترها و ستوان الو سلام آن‌ها یکی بود! رسانه ملی گرچه در دست مدعیان اصلاحات نبود، ولی فشار آن‌ها بر صدا و سیما موجب شده بود که این رسانه نتواند آن گونه که باید و شاید به افشای آن جریان بپردازد. برای نمونه، پس از قتل‌های زنجیره‌ای و ایجاد فضایی سنگین و نشانه گرفتن انگشت اتهام به سوی نیروهای ارزشی و متدینان، حجت‌الاسلام و المسلمین حسینیان در برنامه «چراغ» نکته‌ای را بان کرد که برخلاف خواست جنجال آفرینان بود و آن این که یکی از عوامل قتل‌ها یعنی مصطفی کاظمی، یک اصلاح‌طلب محسوب می‌شود و احتمالا این سناریو برای تخریب جناح مقابل ساخته شده است، احتمالی که پس از گذشت چهار سال حقانیت آن برای دادگاه، ثابت و کاظمی‌مقصر اصلی شناخته شد ـ ولی مدعیان اصلاحات و آزادی قلم و بیان و رسانه آزاد! این مصاحبه را برنیافتند و با فشار همه‌جانبه «چراغ» را خاموش کردند و آقای خاتمی ‌پس از توبیخ، دکتر لاریجانی را از هیات دولت اخراج کرد.
رسانه‌های دولت به اصطلاح اصلاحات که حتی در روزهای تعطیل جمعه، اعیاد و حتی عید نوروز منتشر می‌شدند، هموراه به توجیه عملکرد ضعیف دولت می‌پرداختند و هم کمبودها و ضعف‌های دولت را ناشی از بحران‌های ساختگی ایجاد شده توسط رقیب ذکر می‌کردند. تیترهای «هر 9 روز یک بحران» هنوز از اذهان ما پاک نشده است. این رسانه‌ها در توجیه عملکرد آقای خاتمی‌تا آن جا پیش رفتند که حتی خطای فاحش وی را نیز توجیه کردند؛ برای نمونه، هنگامی‌ که آقای خاتمی‌و مدعیان اصلاحات، به شدت، خشونت و خشونت طلبی را محکوم می‌کردند و آیةا... مصباح را تئوریسین خشونت! می‌نامیدند، سید محمد خاتمی‌ در یکی از اظهاراتش خطاب به گروهی گفته بود «غلط کرده‌اند که چنین گفته‌اند»! روزنانه‌های مدعی اصلاح‌‌طلبی با ده‌ها مقاله کوشیدند تا این خطا را به نحوی توجیه کنند! برخی از آن‌ها نوشتند واژه «غلط» در فارسی «سره» به معنای خطا و اشتباه است؛ زمانی که امروز در افغانستان هم رواج دارد. آقای خاتمی‌ خواسته است با زبان فارسی «سره» سخن بگوید و آن را احیا کند!
3 ـ 3. نقش رسانه‌ها و مطوبوعات در دولت دکتر احمدی‌نژاد
در حالی که در دولت نهم حتی یک روزنامه یا هفته‌نامه که حامی ‌دولت باشد پا به عرصه نگذاشته است. مدعیان اصلاحات و جریان کارگزاران، علاوه بر حفظ رسانه‌های سابق، چندین روزنامه و هفته‌نامه و ماهنامه را نیز بر آن افزودند. همچنین برخی روزنامه‌های سابقاً اصول گرا هم به آن‌ها پیوسته‌اند. این در حالی است که در این مدت، صدها سایت و هزاران وبلاگ علیه دولت نهم فعال شده‌اند. و در یک جمله می‌توان گفت: اگر احمدی‌نژاد خودش یک رسانه نبود، با این حجم سنگین تبلیغات مسموم دیگر نمی‌بایست دولتی باقی مانده باشد!
4. رقبای متفاوت
همان گونه که گفته شد در انتخابات ریاست جمهوری پنجم و ششم، رقیب چندان جدی وجود نداشت. در انتخابات هفتم و هشتم نیز رقبا در همان ساعات اولیه مشخص شدن نتایج، بیانیه‌های تبریک و همکاری صادر کردند و تا پایان هم این روح همکاری وجود داشت؛ ولی در انتخابات نهم برای اولین بار این پدیده اتفاق افتاد که برخی رقبای دکتر احمدی‌نژاد نه تنها پیام تبریک ندادند، که جز خدا کسی را در این نظام شایسته طرح شکایت خود در نزد وی ندیدند و با گذشت بیش از دو سال از عمر دولت، هنوز آن را به رسمیت نشناخته‌اند!
5. مجلس و دولت هماهنگ
در دولت‌های کارگزاران و مدعیان اصلاحات، هماهنگی میان مجلس و دولت بسیار بالا بود. دولت آقای‌هاشمی‌حمایت فراوان مجلس را به همراه داشت و به ندرت از تریبون مجلس مورد انتقاد قرار می‌گرفت. در دولت مدعی اصلاحات نیز گرچه در ابتدا مقارن با مجلس پنجم بود که اکثریت آن را جناح راست تشکیل می‌داد، ولی مجلس پنجم به تمام اعضای کابینه خاتمی‌حتی عطاا... مهاجرانی ـ نویسنده مقاله با آمریکا ـ رای مثبت داد! و پس از آنکه مهاجرانی را استیضاح کرد، باز هم به او رای مثبت داد! مجلس ششم که نیز اکثریت آن را مدعیان اصلاحات و نامزدهای حزب مشارکت تشکیل می‌دادند. دولت، حزب مشارکت را مورد حمایت قرار داده بود و حتی یک مورد استیضاح وزرای کابینه ثبت نشد! دولت عدالت طلب احمدی‌نژاد گرچه تصور می‌شود که از حمایت مجلس اصولگرا برخوردار است، ولی برخورد دو سال و اندی از عمر مجلس هفتم نشان می‌دهد که چه در رای وزرا، چه استیضاح آنان، چه در سوال و تذکر به دولت و اعضای کابینه و چه نطق‌های ...
... قبل از دستور، هماهنگی چندانی با دولت نداشته است.
در دولت آقای‌هاشمی‌انتقاد چندانی از آن نمی‌پذیرفت، دولت آقای خاتمی‌نیز به رغم شعار آزادی قلم و بیان، انتقاد بر نمی‌تابید و شعار «زنده باد مخالف من» فقط برای مخالفان نظام، لائیک‌ها و سکولارها تفسیر می‌شد؛ زیرا در همان زمان که برای آزادی بیان دگر اندیشان یقه دریده می‌شد! عالم وارسته، آیة‌ا... مصباح یزدی که مقام معظم رهبری او را «عقبه تئوریک نظام» معرفی کرده‌اند، با بدترین واژه‌ها و تعابیر و کاریکاتور مورد اهانت قرار می‌گرفت و برای به تعطیلی کشاندن تریبون سخنرانی پیش از خطبه‌های ایشان و خاموش کردن صدای ایشان، همه همت خود را صرف کردند! و باز فراموش نمی‌کنیم در آغاز دولت اول خاتمی، یکی از نمایندگان مجلس پنجم در نطق پیش از دستور خود، محترمانه و بسیار نرم از آقای خاتمی ‌درخواست کرد که موضوع اصلاحات اقتصادی را نیز دستور کار خود قرار دهد و تنها به بحث توسعه سیاسی و فرهنگی نپردازد، آن روز روزنامه‌ها از جمله روزنامه «سلام» با تیتر درشتی آن را اهانت به رئیس‌جمهور تلقی کردند.! اما امروز نه تنها برخی روزنامه‌ها و ساست‌ها نقد دولت را جزو اولین برنامه‌های خود قرار داده‌اند، که با متوجه کردن برخی اظهارات خلاف واقع به دولت نهم، به جای انتقاد، انتقام می‌گیرند!
با وجود این همه تفاوت‌ها و به رغم عدم وجود شرایط یکسان، عملکرد دو ساله دولت نهم نه تنها با دو ساله نخست دولت‌های پیشین قابل مقایسه نیست بلکه حتی در برخی موضوعات، با کل دوره چهار ساله و 8 ساله آنها نمی‌توان سنجید. در این جا به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم:
اشاعه فرهنگ تشریفات با حذف تشریفات برابر نیست.
اسراف و ریخت و پاش با صرفه‌جویی مساوی نیست.
فراموش کردن ارزش‌ها از جمله ارزش عدالت و احیای عدالت و ارزش‌های انقلاب برابر نیست.
حرکت در جهت تهاجم فرهنگی با مقابله با تهاجم فرهنگی مساوی نیست.
دادن شعار مردم و بی‌اعتنایی به آن‌ها با مردم گرایی و خدمت خالصانه به آن‌ها برابر نیست.
سیاست خارجی منفعل با سیاست خارجی فعال مساوی نیست.
توقف و تعطیلی بسیاری از پروژه‌های عمرانی با فعال کردن پروژه‌ها و چند برابر شدن کار عمرانی برابر نیست.
پذیرش پروتکل الحاقی و تعلیق هسته‌ای با فعال کردن فناوری هسته‌ای و شکستن تعلیق‌ها مساوی نیست.
و ده‌ها تفاوت دیگر ...