دکتر محمدحسن شیخالاسلامی/کارشناس روابط بینالملل
در خبرها آمد جان رید در یک سخنرانی با عنوان «جنگ قرن بیست و یکم ولی مقررات قرن بیستم» در انستیتو پژوهشی، امنیتی، دفاعی، سلطنتی خدمات متحده، قوانین فعلی بینالمللی ناظر بر شرایط جنگی را برای تدبیر وضعیت امنیتی جدیدی که بر دنیا حاکم شده نارسا توصیف کرد به نظر وی از حوادث 11 سپتامبر سال 2001 میلادی در آمریکا. دنیا با خطری بسیار بزرگ مواجه شده است که سازوکارهای قانونی فعلی یارای تطبیق با این شرایط جدید را ندارد.
رید در سخنرانی خود زمینههای پذیرش عملیات نظامی با اهداف پیشگیرانه را مطرح و عنوان کرد: اگر یک تهاجم جدید تروریستی در دنیا صورت گیرد آیا مردم نخواهند پرسید چرا اقدام پیشگیرانه صورت نگرفته است؟ در گذشته نزاعها بین حکومتها بود و کنوانسیونهایی که در رابطه با جنگ تدوین شدهاند نیز عموما همین عرصهها را پوشش میدادند. حال آن که در حال حاضر دشمن فاقد حکومت است و این در حالی است که نشان داده از سلاحهای کشتار جمعی برای نابودی میلیونی انسانها نیز استفاده میکند.
به همین دلیل نمیتوان منتظر ماند تا دشمن عملیات تهاجمی خود را آغاز کند تا پس از آن بتوان براساس مقررات موجود بینالمللی دست به کار شد. تهدید به استفاده از زور یا استفاده عملی از آن در روابط بینالملل دست کم از زمان اجرای منشور سازمان ملل متحد در سال 1945 میلادی غیرقانونی بودهاست. اما بحث در خصوص دامنه اصل دفاع مشروع از همان زمان و حتی سالها پیش ادامه داشته است. ماده 51 منشور ملل متحد اشعار داشته است که همه اعضا «حقی ذاتی و غیرقابل انفکاک دارند بر این که هنگامی که حمله نظامی علیه آنان صورت میگیرد به صورت انفرادی یا جمعی از خود دفاع کنند» مطابق ماده51 استفاده از زور علیه کشور دیگر مشروط به تحقق چند شرط است: نخست که آن حمله نظامی اتفاق افتاده باشد.
دیگر آن که استفاده از زور تنها تا زمانی مشروع است که شورای امنیت سازمان ملل وارد قضیه نشده باشد، به محض مداخله شورای امنیت دفاع مشروع تابع تصمیمات شورای امنیت خواهد بود. شرط سوم عبارتاست از اقدام به دفاع مشروع باید ضرورت داشته باشد و چهارم آن که این اقدام باید متناسب با حمله انجام شده باشد. اکنون این سوال مطرح است که آیا معنا و مفهوم ماده 51 این است که توسل به زور در چارچوب حق که میتوان در مراحلی پیش از وقوع حمله به صرف احساس یا وجود عینی تهدید با توسل به این اصل از زور استفاده کرد؟ به عبارت دیگر سوال که آیا حقوق بینالملل دفاع مشروع پیشگیرانه یا حتی پیشدستانه را مشروع تلقی میکند؟
در اینجا لازم است اشاره کنیم که در واژهشناسی حقوق بینالملل، دفاع مشروع پیشگیرانه متوجه مواردی است که خطر مورد حمله نظامی واقع شدن قریبالوقوع و حتمی باشد؛ اما دامنه دفاع مشروع پیشدستانه گستردهتر است، به این معنا که اگر دفاع مشروع پیشدستانه واقعا مشروع باشد حتی نیازی به وجود وضعیتی که اگر مهار نشود هزینههای اقدام برای مهار دیرتر آن غیرقابل قبول خواهد بود و میتواند منجر به توسل به زور شود.
سابقه توجیه عملیات غیرقانونی نظامی از سوی کشورها با توسل به مفهوم دفاع پیشگیرانه و حتی دفاع پیشدستانه در رویه کشورها وجود دارد. اما سازمان ملل متحد هرگز قانونی بودن آن را نپذیرفته است. البته حقوق بینالملل عرفی ـ که پیش از ایجاد منشور ملل متحد به طور طبیعی وجود داشته است. دفاع پیشگیرانه را در شرایط خاصی مجاز میداند.
به همین خاطر بعضا استدلال میشود این حق مبتنی بر حقوق بینالملل عرفی هنوز به موازات منشور وجود دارد. این بدان معناست که در شرایط وجود خطر حمله حتمیالوقوع و حتی پیش از وقوع حمله نظامی. توسل به اصل دفاع مشروع مجاز است. اما دیدگاه مخالف این است که در صورت وجود حقوق نوشته موخر به حقوق عرفی متوجه به مضمون واحد، حقوق نوشته حقوق عرفی را نسخ میکند. در صورت پذیرش این دیدگاه دفاع پیشگیرانه هم مشروع نیست تا چه رسد به آنچه دفاع پیشدستانه خوانده شده است.
ایالات متحده پیش از وقوع حادثه 11 سپتامبر سال 2001 میلادی همواره مخالفت خود را با دفاع پیشدستانه ابراز کرده است، اما پس از این رویداد تحولی آشکار در رویکرد این کشور نیست به موضوع مشاهده میشود. در سند راهبرد امنیت ملی سال2002 آمریکا بصراحت آمده است که آمریکا در آینده در صورت لزوم به طور پیشدستانه و به منظور پیشی گرفتن بر دشمنان و جلوگیری از حملات آنان به زور متوسل خواهد شد. در این سند، توسل به آنچه دفاع پیشدستانه خوانده شده علیه تروریستها، دولتهای شرور و ممانعت از تکثیر سلاحهای هستهای مجاز تلقی شدهاست. با وجود این که تهدید کشورهای شرور و سلاحهای کشتار جمعی تهدید جدیدی را ایجاد کرده است.
در واقع تروریست پدیدهای نوظهور نیست، اما به نظر میرسد تهدید سازمانهای تروریستی جدید به لحاظ گستردگی بیسابقه منابع مالی و امکانات ارتباطی که در اختیار دارند ماهیتا با شکل سنتی تروریسم متفاوت است. پیش از این، هدف سازمانهای تروریستی سنتی در جدیترین وضعیتها تغییر یک سیاست یا برنامه ملی بود. اما اکنون این سازمانها به سطوحی از پیچیدگی و حرفهایگری رسیدهاند که نظم جهانی را در معرض تهدید قرار دادهاند حتی اگر چنین ادعایی درست باشد آیا میتوان پذیرفت که این تهدید جدید نسبت به صلح و امنیت بینالمللی در پایه و مایهای است که ایجاب می کند مفهوم دفاع مشروع چنان گسترش یابد که دفاع پیشدستانه را نیز در برگیرد؟ خطر سوءاستفاده از این مفهوم را نباید دستکم گرفت. دفاع مشروع پیشدستانه بیتردید به دستاویزی برای تجاوز بدل خواهد شد و به جای آن که از منازعات مسلحانه میان دولتها بکاهد بر آن وکلا بر توسل به خشونت در عرصه بینالمللی خواهد افزود.