* بوش در دیدار با رئیسجمهور چین اعلام کرده است که از استقلال تایوان پشتیبانی نمیکند. نظر شما درباره این تغییر موضع چیست؟
** در عرصه سیاست خارجی آمریکا، امروز موضوع سیاست جهانی مطرح است و آمریکا تلاش دارد تا با پیروی از این سیاست جهانی، برتری ناشی از سه جنگ جهانی در قرن بیستم را در فضای آنارشی بینالمللی تشدید کند.
رویکرد جدید آمریکا با توجه به پیشبینی قرن 21 میلادی توسط اساتیدی چون مانل کاستل به تحرکات هویتها و پیشبینی این که ملتها به سوی تحرکات دمکراتیک در برخورد با حکومتها پیش میروند، قرار گرفته و بر رفتار آمریکا تاثیر گذاشته است، به گونهای که کاندولیزا رایس، وزیر امورخارجه آمریکا اعلام می کند از این پس دفاع از دولتهای دیکتاتور و مستبد البته به تعریفی که آمریکاییها عرضه میدارند در دستور کار سیاست جهانی آمریکا نیست. بلکه آمریکا به ترویج و تعمیق دمکراسی در جهان میاندیشد.
این نکته رایس مبین آن است که آمریکاییها میخواهند نسبت به مصادره به مطلوب کردن تاریخ اقدام کنند و به بیان دیگر با دمکراسی تعریف شده در اتمسفر گفتمانی آمریکا را در جهان مدیریت کنند.
منافع آمریکا در چنین فضایی اقتضا میکند که حداقل سیاستها اعلانی ایالات متحده در چارچوب دفاع از کشورهای کوچک در برابر قدرتهای بزرگ بویژه کشورهایی که در حوزه بازی رقابتی آمریکا با این قدرتها تعریفپذیرند، دفاع نماید که تایوان در چنین چارچوبی قرار دارد.
مزید بر آن که در دستور کار دولت آمریکا و چین، پرونده هستهای ایران مطرح است. به نظر میرسد آمریکاییها در مورد تساهل با چین در خصوص تایوان به عنوان برگ برندهای حساس در گرفتن امتیاز از چینیها در چنین موضوعاتی دست یابند.
* با این وجود رئیسجمهوری چین اعلام کرده است که اختلافات میان دو کشور همچنان پابرجاست. به نظر جنابعالی محل اختلاف دو کشور از کجاست؟
** غیر از اختلافات سنتی آمریکا و چین از مقاطع تاریخی گذشته، امروز رقابت قدرت میان چین و آمریکا در حوزه مسائل اقتصادی و تلاش چین برای دستیابی به جایگاه تاثیرگذار بینالمللی با بهرهمندی از دکترین انزواطلبی و تقویت جایگاه قدرتیاش از اهمیت جدی برخوردار است.
چینیها با چراغ خاموش آرامآرام با رشد اقتصادی بالاتر از 9 درصد که به نظر میآید در عالم واقع 2 رقمی شده باشد و با تیزهوشی در فرار زیرکانه در رودرویی با آمریکاییها در مناطق پرهزینه نظام بینالمللی می روند تا شکاف موجود میان خود و آمریکاییها را کاهش دهند. لذا آمریکاییها در دراز مدت احساس میکنند یک جبهه مقابل در برابر آنها در حال شکلگیری است و چینیها با حرکتی خزنده تلاش دارند تا همان تحرکی را شکل بخشند که در دهه اواخر 1940 و 1950 روسها انجام دادند و دکترین تهدید نفوذ امنیتی آمریکاییها را جهت تحکیم یک جانبهگرایی خود با چالش جدی روبهرو ساختند و در این زمان چینیها را به رقابت فراخواندند.
یکی از سوژههای اصلی دکترین پیش دستی متوجه چین است. آمریکاییها نگران هستند که آسیای خاوری به رهبری چین به قطب اصلی یک از ارکان قدرت در نظام بینالمللی تبدیل شود.
از این رو با تسلط بر منابع نفتی با محدودیت چین در داخل و در نهایت در آسیای خاوری در یک محدوده تعریف شده در تحکیم قدرت پیشدستی نمایند، در چنین سطحی است که اختلافات سنتی. کلاسیک و اختلافات تازه از ضریب بالاتری برخوردار می شوند
* آیا این سفر میتواند با موضوع تصمیم در مورد پرونده هستهای ایران و گام بعدی شورای امنیت در ارتباط باشد؟
** بیتردید یکی از مهمترین بندهای دستور کار دیدار روسای 2 کشور مساله انرژی هستهای و پرونده هستهای ایران است. چینیها با توجه به نوعی آرامش هدفمند از طرف روسها تلاش کردند که خلاء دیپلماتیک ناشی از این تفکر را جبران سازند. در نشست 1+5 در روسیه معاون وزیر خارجه چین از تونل ایران به مسکو رفت و نشست نیم ساعته برنت معاون وزیر خارجه آمریکا با معاون وزیر خارجه چین قبل از این اجلاس نشان از این تلاش دارد. به نظر میرسد تفاهم میان گروه 1+5 که به دنبال مدیریت ایران حاصل آمده و تلاش میشود توافقات به مخرج مشترک قابل قبولی همکنشگرایانه بینجامد.
هر کدام از این کنشگرها به طور طبیعی در محیط بازی به دنبال منافع خود هستند و به بازی برد ـ برد میاندیشند.
میتوان پیشبینی کرد که گزارش البرادعی 2 پهلو خواهد بود و شورای امنیت در بیانیه آینده خود بیانیهای شبیه به بیانیه اول اما تا حدودی ملموستر و الزامآورتر را دنبال کنند.