بالاخره از قریب 13 سال فعالیت نیمه مخفی حزب کارگزاران سازندگی اعضا علنی حزب بر آن شدند که کسی فعالیتهای خود را علنیتر کرده و آشکارتر بدنبال اهداف خود باشند.
انتخاب حسین مرعشی عضو ارشد و تاثیرگذار درون تشکیلاتی این حزب بعنوان سخنگوی رسمی این حزب، همراه با انتشار روزنامه رسمی حزب و علنی شدن رایزنی وی گسترده کارگزاران با سایر گروههای دوم خردادی برای 3 انتخابات آتی از جمله شواهد متقن این ادعاست.
اما نکته آن جاست که چه عاملی باعث شده است که این گروه را برآن دارد تا دست از استراتژی عدم شفافیت خود برداشته و بصورت تاکتیک مقطعی بود را شفاف نشان دهد؟
واقعیت آن است که ادعای ناتوانی اعضاء این حزب بررسی کادرسازی و گسترش افقی اعضا حزب که چندی پیش از سوی علی هاشمی دیگر عضو کارگزاران مطرح شده بود رسواتر از آن که کسی بتواند آنرا باور کند. در دستگیری اغلب مناصب تولیدکننده ثروت و قدرت در ارکان نظام اسلامی، تصدی و کادرسازی در اکثر بانکها، بنگاههای کلیدی اقتصادی و سیاسی، مهره چینی در دستگاه دیپلماسی خارجی و… تنها بخشی از فعالیتهای حزب کارگزاران سازندگی بودهاست و این میتواند به راحتی حقیقت ادعای مزبور را عیان نماید.
به نظر میرسد که کارگزاران تا کنون بدلیل قرار گرفتن در نقطه مرکزی خیزان ثروت و قدرت هیچگونه احتیاجی به شفاف شدن و رو آمدن احساس نکرده، بلکه آنرا کسر شان خود میپنداشتند. روحیه خود برتربینی و غروری که در برخی اعضا این حزب در پی کامیابیهای اقتصادی و سیاسی دهه 70 و از مدد نزدیکی این جریان با جناب حجتالاسلام هاشمی رفسنجانی پدید آمده بود، بموقع یکی از علل پدید آمدن جریان دوم خرداد 76 بود که البته کارگزاران در آن مقطع با چرخشی 180درجهای و ساختن چهرهای دمکراتماب، سعی در مصادره رئیسجمهور سابق به نفع جهان خویش داشت. و این دقیقا همان نکتهای است که مرعشی بدان اعتراف کرده و گفته بود که خاتمی بدلیل پیروی از نظرات دیکته شده کارگزاران در دیپلماسی خارجی؟؟؟ موفقیت بدست آورد. همو همچنین اذعان کرده بود که تمامی مفاهیم اقتصادی 16 سال گذشته – چه دولتهاشمی و چه دولت خاتمی ـ برگرفته از ادبیات کارگزاران سازندگی بوده است.
از اینرو و با در نظر گرفتن این عنوان که کارگزاران حضور در سیاست را نیز به جهت از دست ندادن منابع ثروت خود و تضمین هر چه بیشتر آن میپسندد واضح است که اینک و در آستانه اوجگیری فعالیتهای ضد فساد و عدالت محور دولت نهم، برخی از زمینههای ناسالم مورد استفاده از بین رفته و یا برخی دیگر در معرض تهدید قرار گرفته است و بدیهی است که برای مهار آن راهی جز حضور جدی در مراکز کلیدی سیاسیباقی نمیگذارد. فراموش نمیکنیم که سخنگوی حزب کارگزاران پس از قبول این سمت با اشاره به همسویی شعاری دولت نهم با شعاری کلیدی و اساسی انقلاب اسلامی اظهار داشته بود که کارگزاران هیچگونه تعاملی با دولت محور نخواهند داشت و این یعنی اوج احساس خطر برای وجودات این حزب در پایان اما ذکر این نکته لازم بنظر می رسد که استفاده اعضا این حزب از نام و عنوان و سوابق آقایهاشمی رفسنجانی از تمامی گروهای سیاسی کشور و حتی خود ایشان بیشتر و گستردهتر بوده است و معالاسف ضربهای که این حزب بر حیثیت انقلابی ایشان وارده آورده حتی از سوی بسیاری از مخالفین خارجی ایشان نیز نمونهای نداشته است. گرچه بازگویی ضربات مکرری که بدلیل کارکردهای ناسالم کارگزاران در انتخابات نهم موجب کاهش شدید محبوبیت آقای هاشمی رفسنجانی شد خود مثنوی مطلوبی مطلبد اما حال که حسین مرعشی صریحا کارگزاران را لیبرال دموکرات میخواند: لازم است که ایشان حداقل در حال حاضر نسبت به طرد برخی عناصر غیر شفاف همت گمارد.