تاریخ انتشار : ۲۹ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۰:۳۱  ، 
شناسه خبر : ۳۶۹۷۲

علی تتماج
به رغم آنکه آمریکا با اعمال تحریم‌های بین‌المللی برای به انزوا کشاندن سوریه فعالیت می‌کرد، جایگاه مهم و ارزنده دمشق در تحولات منطقه موجب عدم اجرای این مهم از سوی سایر کشورها و حضور آنها در برقراری روابط با آن گردید.
دولتمردان کاخ سفید پس از حضور در عراق تلاش نمودند تا به طور مستقیم به مهار سوریه بپردازند. آنها که در راستای منافع رژیم صهیونیستی و طرح‌های به اصطلاح اصلاح خاورمیانه، سوریه را سدی بزرگ می‌دانستند اعمال فشارهای یک‌جانبه و چندجانبه را علیه آن تدوین کردند. در این راستا آنها با نام مداخله دمشق در امور داخلی عراق، بررسی پرونده ترور حریری و خروج سوریه از لبنان، با تصویب قطعنامه‌های بین‌المللی و سیاست‌های اعلام شده از سوی کنگره به تحریم دمشق پرداختند. آنها با این سیاست‌ها بر آن بودند تا در نهایت سوریه را وادار به قبول خواسته‌های خود بویژه در عدم حمایت از ملت فلسطین و پذیرش مذاکره با رژیم صهیونیستی نمایند.
نکته قابل تامل در تحریم‌های اعمال شده از سوی آمریکا و انزوای طراحی شده برای سوریه، عدم گرایش کشورها به این خواسته آمریکا است. سیر تحولات نشان می‌دهد که در طی این مدت نه تنها سوریه در انزوا قرار نگرفته بلکه به مرکزی دیپلماتیک برای بررسی تحولات منطقه از سوی بازیگران خارجی مبدل گردیده که اجبارا کشورها را به برقراری روابط دوستانه با این کشور واداشته است. بازگشایی سفارت عراق در دمشق، تاکید لبنان بر گسترش مناسبات با سوریه و حضور نمایندگانی از انگلیس، فرانسه، آلمان، چین، ایتالیا، روسیه، اسپانیا در دمشق از اعتراف جهان به نقش سوریه و مخالفت آنها با سیاست‌های آمریکا در قبال این کشور حکایت دارد که شکست سیاست‌ها و توطئه‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی را در پی دارد. این گرایشات که قدرت منطقه‌ای دمشق را می‌رساند، در حالی صورت می‌گیرد که:
1ـ کشورهای اروپایی در شرایطی که موج آمریکا‌ستیزی در خاورمیانه افزایش یافته برای حضور در منطقه فعالیت می‌کنند. آنها با درس گرفتن از تجربه‌های آمریکا دریافته‌اند که سوریه در میان ملت‌های منطقه از جایگاه بالایی برخوردار است، لذا با گرایش به این کشورها می‌توانند راه برای حضور در سایر کشورها هموار سازند. (برخلاف برخی دولت‌های عربی، ملت‌های منطقه از سیاست‌های ضدصهیونیستی و ضدآمریکایی اسد حمایت نموده، لذا تمایل بیشتری به کشورهایی دارند که با دمشق ارتباط برقرار می‌سازند که اروپا نیز از این مقوله استفاده می‌کنند که نتیجه آن خروج سوریه از انزوا را در پی داشته است).
2ـ تحقق صلح خاورمیانه، حل بحران عراق، لبنان از جمله سیاست‌های جهانی می‌باشد. اکنون اروپایی‌ها درت لاشند تا با حضور فعال در این عرصه از ضعف‌های آمریکا برای ارتقای جایگاه جهانی خود بهره‌برداری نمایند. هر چند که تاکنون واشنگتن به سیاست تهدید و جنگ برای تحقق طرح به اصطلاح صلح خاورمیانه تاکید داشته است اما اروپا بر اصل تعامل و مذاکره با کشورهای منطقه اصرار می‌ورزد.
در شرایط کنونی بویژه با تاکید کارشناسان بر حضور فعال ایران و سوریه در برقراری ثبات در خاورمیانه (به دلیل موقعیت سیاسی و جغرافیایی) اروپایی‌ها رویکرد قابل توجهی به دمشق را آغاز کرده‌اند. دیدارهای مقامات ایتالیا، اسپانیا، آلمان، انگلیس را برای تحقق این مهم می‌توان ارزیابی نمود. (این کشورها در حالی به سوریه روی آورده‌اند که مغایر با سیاست‌های تحریمی ‌‌آمریکا است و در مواردی انتقاد این کشور از اروپایی‌ها را در پی داشته است).
3ـ نکته قابل تامل آنکه، بررسی تحولات فلسطین و حل این بحران از طرح‌های جامعه بین‌الملل است. اکنون بازیگران بسیاری برای تحقق این مهم فعال گردیدند. در این راستا اروپایی‌ها نیز گامهای را برداشته‌اند که بیشتر در چارچوب منافع رژیم صهیونیستی است (با افزایش پاسخ‌های موشکی مقاومت، بحران امنیتی شدیدی بر رژیم صهیونیستی سایه افکنده که آنها را وادار به ارائه طرح آتش‌بس نمود) از گزینه‌هایی متحدان غربی تل‌آویو برای منافع این رژیم، مذاکره با سوریه به عنوان اصلی‌ترین مخالف رژیم صهیونیستی در منطقه و مرزهای سرزمین‌های اشغالی فلسطین است. اکنون آنها برآنند تا با رایزنی در دمشق به نوعی رضایت کشور برای مصالحه با رژیم صهیونیستی را کسب نمایند. اجرای طرح مادرید 2 و بعضا طرح ملک‌ عبدالله پادشاه عربستان در جمع طرح‌های مطرح شده از سوی این کشورها است.
با تمام این تفاسیر این تحرکات نشان از تزلزل کامل رژیم صهیونیستی دارد که متحدان غربی آن را وادار ساخته تا برای خروج از شکست به مذاکره با سوریه و امتیاز‌دهی به آن روی آورند.
در نهایت براساس آنچه ذکر شد می‌توان گفت که نقش فعال سوریه در تحولات منطقه و اصرار آن بر عدم پذیرش زیاده‌خواهی‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی موجب وادار شدن غربی‌ها به پذیرش مذاکره و گسترش روابط با این کشور گردیده است. چنانچه در این راستا مقامات آمریکایی نیز به این مهم تاکید کرده‌آند که بدون نقش سوریه در منطقه نمی‌توان خواسته‌های خود را در عراق محقق نمود.
اکنون به رغم سیاست‌های تحریمی‌‌ آمریکا، اروپایی‌ها و سایر کشورها نظیر چین، روسیه، دریافته‌اند که اجرای طرح‌های خاورمیانه بدون حضور دمشق امکان‌پذیر نمی‌باشد لذا باید پذیرای نقش مثبت آن در منطقه باشند. بر این اساس گرایش کشورها به سوریه را می‌توان پیروزی دیگر این کشور در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی دانست که به دلیل مقاومت آن در برابر تحریم‌ها و زیاده‌خواهی‌های واشنگتن و تل‌آویو حاصل گردیده است.