قاسم غفوری
دولتمردان فرانسه که در سالهای اخیر در جمع منتقدان سیاستهای جنگافروزانه آمریکا قرار دارند با تشدید بحران خاورمیانه بر حجم انتقادهای خود از واشنگتن افزودهاند تا ضمن مقابله با توسعهطلبیهای این کشور گامی مهم برای ارتقای جایگاه جهانی پاریس بردارند.
هر چند که دولتمردان کاخ سفید همواره تلاش داشتهاند تا از اروپا با نام متحد سنتی یاد کنند اما روابط فرانسه و ایالات متحده در این چارچوب روندی متفاوت را سپری کرده است. بخش عظیمی از افکار عمومی فرانسه بر این عقیدهاند که آمریکا بسیاری از منافع آنها را در آمریکای لاتین، آفریقا، خاورمیانه و حتی اروپا به نفع خود مصادره و به نوعی انزوای فرانسه را ایجاد نموده است. هر چند که در ظاهر بویژه در قالب همکاری با اتحادیه اروپا، پاریس بر همکاری و مذاکره با آمریکا تاکید دارد اما در نهایت سیاستهای آنها مغایر با اهداف آمریکا تدوین و اجرا میگردد. نقطه عطف تقابل دو کشور را در مخالفتهای شدید فرانسه با آغاز جنگ علیه عراق در سال 2003 و نحوه اداره بحران خاورمیانه میتوان مشاهده نمود که تا مدتها تیرهگی روابط آنها را در پی داشت.
با تشدید بحران در خاورمیانه بویژه در عراق، لبنان، سرزمینهای اشغالی فلسطین، پرونده هستهای ایران، بحران در روابط پاریس ـ واشنگتن نیز تشدید گردیده بگونهای که مقامات ارشد فرانسوی از جمله ژاک شیراک، دومینیک دوویلپن، سارکوزی و حتی نمایندگان پارلمان به انتقاد شدید از مواضع آمریکا در خاورمیانه و عرصه بینالملل پرداخته و خواستار پایان جنگافروزیهای آن شدهاند. آنها که در پرونده هستهای ایران در کنار آمریکا قرار دارند در مخالفت با سیاستهای آمریکا به تعدیل مواضع و از سرگیری مذاکرات روی آوردهاند.
هر چند چنانکه ذکر شد دو کشور اختلافات تاریخی دارند اما تشدید تقابل آنها با توجه به تحولات داخلی فرانسه و عرصه بینالملل از چند منظر قابل تامل میباشد.
1ـ از مهمترین تحولات عرصه داخلی فرانسه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری میباشد. نکته قابل تامل در این انتخابات گرایش مردم به احزاب و افرادی است که سیاستهای ضد آمریکایی را در چارچوب برنامههای قرار داده باشند. این امر سبب شده تا بسیاری از نامزدهای انتخاباتی از جمله سارکوزی، دوویلپن به تشدید مخالفتها با سیاستهای واشنگتن روی آورند. نتیجه نظرسنجیها سبب شد تا حتی خانم «رویال»، «نماینده سوسیالیستها» که پیشتر بر همکاری با آمریکا تاکید کرده بود با تعدیل مواضع خود، سفرش به ایالات متحده را نیز لغو نماید.
2ـ فرانسه در کنار آلمان و انگلیس، همواره تلاش داشته تا خود را به عنوان یکی از بازیگران اصلی اتحادیه اروپا معرفی نماید که به دلیل مشکلات اقتصادی و سیاسی تاکنون به این مهم دست نیافته است.
در شرایط کنونی که انگلیس به دلیل همپیمانی با آمریکا و گرفتاری در بحران عراق و افغانستان و آلمان نیز به دلیل گرایش مرکل به همکاری گسترده با واشنگتن از جایگاه محکمی در اروپا برخوردار نیستند فرانسه با تشدید سیاستهای ضد آمریکایی میتواند جایگاهی ویژه درمیان اروپائیان کسب نماید. افکار عمومی اروپا بر این عقیده اند که آمریکا برای فروپاشی اتحادیه اروپا تلاش میکند لذا قدرتی لازم است تا در برابر این سیاست مقاومت نماید. فرانسویها که از این رویکرد مردم اروپا آگاهند میتوانند از شرایط کنونی برای حضور فعال در اتحادیه بهرهبرداری و تا حدودی جایگاه خود را بهبود بخشند.
3) چنانچه ذکر شد از عوامل بحران در روابط فرانسه و آمریکا، سیاستهای واشنگتن در قبال مناطق نفوذ پاریس است. از راهبردهای آمریکا تسلط یک جانبه بر خاورمیانه، آفریقا و آسیای مرکزی و قفقاز است. این تحرکات در حالی صورت میگیرد که این کشور، منافع فرانسه در لبنان، سوریه، مصر، کشورهای آفریقایی بویژه الجزایر، و در نهایت آسیای مرکزی و قفقا را تهدید و به نوعی مصادره نموده است. (آمریکا حتی در تحولات لبنان حاضر به همکاری با فرانسه نگردیده و سعی دارد تا به طور یک جانبه مسائل را به نفع خود حل نماید که با بازخواست شدید فرانسویها مواجه گردید.)
4) بررسی نظرسنجیها از انزجار شدید جهانیان از سیاستهای آمریکا حکایت دارد. اکنون کشورهایی در عرصه جهانی جایگاه ارزندهای یافتهاند که در صفوف مخالفان واشنگتن قرار گرفتهاند. فرانسویها که از یک سو برای جهانی شدن تلاش میکند و از سوی دیگر توسعه مناطق نفوذ در خاورمیانه، آمریکای لاتین، آفریقا، شرق آسیا را در سر میپروراند، برآنند تا با تقابل با آمریکا به نحوی این اهداف را محقق سازند که تا حدودی نیز موفق بودهاند. البته عملکردهای ضداسلامی بویژه حمایت از صهیونیستها و حمایت از اهانت کنندگان به مقدسات اسلامی تا حدودی مانع اجرای خواستههای آنها در کشورهای اسلامی گردیده است.
در نهایت میتوان گفت که فرانسه برای حضور فعال در معادلات جهانی با عنایت به واقعیتهای حاکم بر عرصه بینالملل، در راه تشدید مخالفتها با آمریکا گام برمیدارد که میتواند در آینده جایگاه بهتری برای این کشور در نظام جهانی ایجاد نماید در حالی که این امر شکستی سنگین برای دولتمردان کاخ سفید در قبال اروپا و متحدان سنتی رقم خواهد زد که تشدید کننده مخالفتهای داخلی با سیاستهای بوش خواهد بود.