دکتر اسماعیل مارسینکوفسکی
تاثیر زبان پارسی بر زبان و ادبیات آسیای جنوب شرقی
نفوذ ایرانیان حتی در لغات زبانهای مالایی (که زبان رایج مسلمانان مجمعالجزایر اندونزی و مالایا است) و تایلندی (از قرن 16 و زمان آیوتایا به این طرف) قابل تشخیص است.
در زبان تایلندی کلماتی که دارای ریشه فارسی هستند وجود دارند. کلماتی همچون درک کلاپ (Drok Kuiaap) یا کلاپ (Kuiaap) به معنی گل رز که از ریشه فارسی گرفته شدهاند. علاوه بر این، در کلمات کلمپلی ( گل کلم) و کلم درک (کلم) ریشه فارسی کلم وجود دارد. کلم درک در زبان تایلندی دقیقا معادل کلمه فارسی گل بکم است، اصطلاح تایلندی برای کلمه خالص نیز دارای ریشه فارسی « ناب» است. ولی یکی از مهمترین کلمات عاریتی فارسی در زبان تایلندی اصطلاح فارنگ(Farang) است که به اروپاییان اطلاق میشود (کلمهای که برای هر جهانگردی که چند روزی در تایلند اقامت کند آشنا است). ریشه این کلمه به زمان جنگهای بین اعراب و دشمنان خارجی ( فرنگیشFarankish) برمیگردد. کلمه گواوا (Guava) که هنوز در زبان تایلندی به نام تن فارنگ (Ton Farang) خوانده میشود و معنای آن درخت خارجی است توسط پرتغالیها به سیام آورده شد. بدون شک، تاریخ ورود این کلمات فارسی را باید در زمانی جستوجو کرد که گروه موفقی از تجار فارسی زبان از قرن 16 به این طرف در آیوتایا پایتخت آن زمان سیام سکونت داشتند.
من در کتاب ـ از اصفهان تا آیوتایا ـ روابط بین ایران و سیام در قرن هفده که در ماه مارس 2004 به چاپ رسید به این موضوع پرداختهام. در اینجا فقط یادآوری کنم که مهاجران ایرانی نقش بسیار مهمی در سیام قرن هفده ایفا کردند. به خصوص در زمان شاه نارای که از 1656ـ 1688 تاج سلطنت را بر سر داشت ایرانیان دارای مقامات عالیرتبه درباری و مقامات محلی بودند.
اوج فعالیت ایرانیان در تایلند زمانی بود که دولتهای صفوی و سیام در نیمه دوم قرن هفده به تبادل مقامات سفارتخانهای پرداختند. آخرین آن هم البته هیاتی بود که از طرف شاه صفوی منشی آن هیات، ابنمحمد ابراهیم، گزارش آن سفر را در کتابی به نام کشتی سلیمان گرد آورده است.
با این حال نفوذ فرهنگی ایرانیان در مجمعالجزایر مالایا و اندونزی قدری متفاوت است، عناصر فرهنگ فارسی را میتوان بیشتر در گویش قدیم و جدید مالایا جستوجو کرد. در خلال چند دهه اخیر چندین مطالعه ارزشمند در این زمینه انجام شده است. کار محمد عبدالجباری بیگ به نام کلمات عاریتی فارسی و ترکی در زبان مالایایی را نمیتوان یک اثر علمی شمرد زیرا وقتی بحث ریشه لغات به میان میآید نویسنده فقط به حد سیاست اقتضا میکند، ولی کار خوش هیکل آزاد (KhushـHaikal Azad) را که خود به زبانهای مالایایی و اندونزی تسلط دارد میتوان از لحاظ تحقیقاتی جامعتر دانست. کلمات عاریتی عربی و سانسکریت در گویش قدیم و جدید مالایایی بسیار بیش از کلماتی هستند که اصالت فارسی آنان مشخص شده است. ولی استفاده مکرر از لغات فارسی در کلمات روزمره همچون شاه (که فقط به حکام مالایایی اطلاق میشود) گندم، انگور و دیوان (دیوان رکیت Dewan Rakyat مجلس مالزی) نشان از این دارد که حضور زبان فارسی در زبان مالایایی قابل انکار نیست.
در خلال دهههای 60 –70 میلادی الساندرو باسانی (AlessandroBausani) به انتشار مقالاتی درباره کلمات و حکایات فارسی در زبان مالایایی پرداخت. حکایات داستان شیعی قدرتمندی به نام محمد ابنحنفی است که در نبرد با بنیامیه است. نصایح نیز از دیگر انواع داستانهای فارسی است. این اثر توسط یک منبع ناشناخته فارسی که در خدمت سلاطین آچهای آن زمان سوماترا بوده وارد زبان مالایایی شده است. موضوعات این کتاب نشاندهنده ارتباط نزدیک آن با الگوهای فارسی همچون سیاستنامه نظامالملک است. که نویسنده بعضا ترجمههایی از آن را مورد استفاده قرار میدهد. علاوه بر این، نویسنده هر جا که از آغاز سال نو صحبت به میان میآورد از لفظ فارسی نوروز بهره میبرد. از کتاب بوستان السلاطین Bustanal)ـSalafin ) نورالدین الرانینی هم میتوان نام برد که هر چند حالتی دایرهالمعارفی دارد ولی عکسالعمل خشم آلودی است نسبت به شاعر صوفی مرتد اهل مالایا به نام حمزه فنصوری. این کتاب نیز در نیمه قرن هفده نگاشته شده است.
موضوع نفوذ فرهنگی ایرانیان در آسیای جنوب شرقی نیز مانند موضع تاریخ مسلمان شدن مردم منطقه از حساسیت خاصی در بین محققان برخوردار است. سئوال این است که آیا اسلام اول بار از ایران، عربستان سعودی و یا هند وارد این منطقه شده است و دیگر این که به این بحث در این جا دامن بزنم. در حقیقت اکثر مسلمانان کشورهای مالزی و اندونزی سنی (شافعی مذهب) هستند. این موضوع برعکس شمال هند که حنفی مذهب هستند در مورد جنوب هند نیز صدق میکند. از طرف دیگر نباید فراموش کرد که جنوب هند تا دهه 1680 که پادشاهی گل کندا (Golkonda) حاکمیت داشت از مراکز شیعه به حساب میآیند. نفوذ ایرانیان بر تفکرات مذهبی در آسیای جنوب شرقی را میتوان بیشتر در سلاطین آچه که، پس از سقوط مالاکا (Malacca) در سال 1511 جستوجو کرد. بنا به گفته هرگرانج ((Hurgranje که در اوایل قرن 20 به کار نویسندگی اشتغال داشته، محرم (ماه اول تقویم اسلامی)، توسط آچهایها به میمنت نوههای حضرت رسول(ص) یعنی حسن(ع) و حسین(ع) به نام آسن ـ و اسن AsanـUsen )) خوانده میشد و روز دهم این ماه را به نام آچورا ( عاشورا) مینامیدند. نویسنده ادامه میدهد که هر چند بعضی از آچهایها سنی بودند ولی در ایام سوگواری به عزاداری میپرداختند، گرچه مراسم آنها در مقیاس کوچکتری برگزار میشد. او اضافه میکند که آچهایها حتی ده روز اول محرم را بدیمن میپنداشتند.
به هر جهت نفوذ ایرانیان در آچهکه، از لحاظ مرودات دریایی ارتباط تنگاتنگ با هند و منطقه خلیج فارس داشت و در دوره تفکر و عرفان اسلامی قرن 17 به منصه ظهور رسید. در این میان حمزه فنصوری اصلیترین اشاعهدهنده تفکر وحدت الوجود بود که این مکتب برگرفته از تعالیم عارف اندولسی معروف، ابن عربی، به حساب میآمد.
نفوذ فرهنگی ایرانیان را همچنین می توان یکی دیگر از بخشهای قلمروی مالایا یعنی مالاکا که بازار بزرگ تجاری منطقه به حساب میآمد جست وجو کرد. این شکور از اوایل قرن 15 میلادی تا سال 1511 زمانی که به دست نیروهای اشغالگر پرتغالی افتاد پابرجا بود. هر چند مالاکا در ظاهر به عنوان خراج گزار سیام که حتی داعیه تمامی شبهجزیره مالایا را داشت مطرح بود ولی میتوانست خود را به عنوان ابر قدرتی در مجمع الجزایر معرفی کند و نیروی پیش برنده جدیدی برای اشاعه اسلام شود. در این زمان زبان فارسی، زبان بارزگانان دریایی منطقه اقیانوس هند بود فارسی، زبان بازرگانان دریایی منطقه اقیانوس هند بود و جامعه کوچکی از تجار فارسی زبان در مالاکا سکونت داشتند. اداره شاه بندر که عنوان فارسی داشت و در اکثر بنادر اصلی اقیانوس هند و چندین بندر در امپراتوری عثمانی موجود بود، در مالاکا نیز تاسیس شد. این موضع علاقه چندین محقق غربی را به خود جلب کرده است این طور به نظر میآید که این دفتر از سال 1350 در منطقه اقیانوس هند موجود بوده است.
اکثریت مسلمانان منطقه آسیای جنوب شرقی از لحاظ مذهب شافعی هستند و از لحاظ چشمانداز کلامی نیز اشعری به حساب میآیند. مردم منطقه مالایا و اندونزی (بخصوص سوماترا و مناطقی از جاوه) در خلال قرن 14و 13 توسط اعراب تاجر اهل حضرالموت در جنوب شبهجزیره عربستان و جنوب هند، مناطقی که اکثریت آن سنی شافعی مذهب بودند در سطحی وسیع به اسلام روی آورند. به رغم این که داستانهای محلی قبل از اسلام ترکیب شده بود تاثیر خود را بر مردم این منطقه گذاشت.
علاوه بر عرفان، عناصری از مذهب شیعه، نیز از طریق جنوب هند وارد اسلام منطقه ملایا و اندونزی شد. در حال حاضر هیچ گونه اطلاعاتی دال بر این موضوع که آیا فعالیت اسماعلیان در هند تاثیری بر اسلام مالایا و اندونزی داشته است دردست نیست اما تا پایان قرن سیزدهم میلادی شعیان که توانسته بودند در خانواده سلطنتی پرلاک (Perlak) که ظاهرا از اولین سلاطین مسلمان ساحل شمال شرقی سوماترا به حساب میآمدند جدایی ایجاد کنند، تاثیرات شیعی خود را بر ادبیات مسلمانان مالایا و اندونزی نمایان ساختند. این تاثیرات توسط چندین محقق عربی و اندونزیایی که از مهمترین آنها برید (Braket ) به انگلیسی برگردانده شده است. حکایات محمد حنفی از جمله قدیمیترین کارهای ادبی منطقه مالایا است که تا به امروز مورد علاقه خاص مسلمانان آسیای جنوب شرقی سوماترا (به احتمال زیاد در پاسایpasai) از اصل فارسی ترجمه شده باشد. براساس مستندات داخل ترجمه مالایایی کتاب «براکا» تاریخ نوشته شدن اصل فارسی کتاب جلوتر از نیمه دوم قرن 14 نیست.
حکایات محمد حنفی که بخشی از میراث مسلمانان منطقه آسیای جنوب شرقی به حساب میآید داستان نبردهای یک قهرمان شیعه و فرزند امام علی(ع) با بنیامیه است. آنچه بسیار جالب است وابستگی بین این کتاب و کتاب دیگری به نام ابومسلمنامه است که توسط ایرانیان و ترکها نگاشته و توسط براکل مشخص شده و حتی او عنوان میکند که بخشهایی از حکایات محمد حنفی که اظهارنظرهای خصمانهای نسبت به معاویه، ابوحریره و وابستگان آنها در خود داشته است از این کتاب حذف شده است. هر چند در خلال قرون 15 تا 17 اسلام در مناطق ملاکا و آچه به سرعت در حال گسترش بود ولی در دیگر نواحی آسیای جنوب شرقی همچون اندونزی و فلیپین گسترش در مرحله اولیه خود بود؛ تا آنجا که پس از سقوط مالاکا به دست پرتغالیها در سال 1511 وقتی مردم کده (kedah) دوباره اعتقاد به عالم روح پیدا کردند، آچهایها بر آن شدند تا مردم را تحت تعالیم اسلام قراردهند.
یادداشتی تاریخی درباره حمزه فنصوری
دوره حکمرانی علاءالدین رعیت شاه (1604ـ 1588) که از سلاطین آچه بود با شکوفایی عرفان این عربی همراه بود. همچنین در این دوره حرکتی علیه شاعر عارف. حمزه فنصوری، صورت گرفت. در همین زمان در هند امپراتور مغول اکبر (1603ـ 1556) که متولد هندوستان و یکی از متخلفان شافعی مذهب بود، دورهای از افراطی گری در فقه که نتیجهاش آزار رساندن و سرکوب پیروان عارفان بود. شروع شد.
حمزه فنصوری در آیوتایا که محل زندگی جامعهای از شیعیان تاجر اهل ایران بود، متولد شده است. حتی حمزه فنصوری در یکی از شعرهایش به زبان مالایایی، وقتی درباره محل تولیدش، شهر ناو (آیوتایا) سخن به میان میآورند از تشبیه عرفانی ـ فلسفی«وجود» بهره می برد. علاوه بر این میتوان برداشت کرد شهر ناو جایی است که او وجود دوباره پیدا میکند وجودی که او را به طرف جاده عرفان هدایت میکند. ولی در یکی از نوشتههایش به زبان مالایایی او بصراحت می گوید:«او (حمزه فنصوری) وجودش را در سرزمین شهر ناو بدست آورد.» اگر با دقت به کارهایش بنگریم درخواهیم یافت او نه تنها با زبان مادریش بلکه با گویشهای عربی و فارسی نیز آشنایی داشته است. می توان مدعی شد او با ادبیات کهن فارسی همچون کارهای عبدالرحمن جامی (مرگ 1492) آشنایی داشته است. پروفسور سید محمد نقیب العطاس، حاذقترین محقق حمزه فنصوری، تحقق جامع و منحصر به فرای درباره او به همراه ترجمه و تدوین متون به زبان انگلیسی ارائه داده است.
در گذشته نبرد ارتداد و افراطیگری دینی را نبرد بین رانیری و فنصوری پنداشتهاند که این دو فقط در مقوله عرفان مورد مطالعه قرار گرفته است. بنا به گفته العطاس گردش تغییرات در کیش سنیهای راست دین مانند عقاید النسفی ( NasafiـAl) برای مقابله با کیش ارتداد بیان کننده نبرد پنهان این دو گرایش است. ولی نباید نفوذ تفکر شیعی را میان عارفان کیش ارتداد در آچه نادیده انگاشت. خود فنصوری مثلاً در چندین کار از امام اول شیعیان امام علی(ع) نام برده است. آنچه او در عراق، قبله آمال شیعیان زایر انجام داده در حد حدس و گمان باقی مانده است.
قرن 16 را میتوان زمانی دانست که عراق مرکز علم مسلمانان به حساب میآمده است و به نظر بسیاری از محققان و از جمله من، حمزه فنصوری بسیار پیش از آن به مذهب شیعه گرویده بود. آن طور که در کتاب تاریخ ارتباطات ایران و سیام آوردهام در قرون 16 و 17 شیعیان دوازده امامی در سیام دارای مرکزیت بودند. در همین کتاب به ارتباط گسترده دیپلماتیک بین این دو کشور پرداختهام که در این جا مجال برای پرداختن به این موضوع وجود ندارد.
موخره
رواج کشتیهای بخار توسط قدرتهای استعماری هلند و انگلیس در منطقه اقیانوس هند در نیمه اول قرن نوزده، ارتباط مسلمانان آسیای جنوب شرقی با خاورمیانه و کشورهای عربی به خصوص با مکانهای مقدس در شبه جزیره عربستان و مراکز علمی مصر را آسان کرد. زوار و طلاب دینی که از آن جا برمیگشتند شروع به گسترش عقاید مذهبی همچون وهابیت کردند. در این میان عقاید فنصوری و مذهب شیعه که از ایران به منطقه آمده بود جزو عقاید منحرف به حساب میآمد.
این محدودیت که تا زمان حال ادامه یافته است حتی باعث از بین رفتن آزادی عمل در زمینه تحقیق شده است. تا آن جا که اطلاع دارم تنها مؤسسهای که به تدریس زبان فارسی در منطقه اشتغال دارد مؤسسه تمدن و تفکر اسلامی در کوالالامپور است وقتی در حال آماده کردن این مقاله بودم آینده کرسی آموزش زبان فارسی در این مؤسسه را هم در هالهای از ابهام دیدم.
آن چه در این مقاله بررسی شده نشان میدهد که حضور ایرانیان در این منطقه بسیار زیاد است. حتی می توان آن را جزوی از فرآیند روی آوردن مردم آسیای جنوب شرقی به اسلام قلمداد کرد. معتقدم که میتوان تحقیقاتی از جنبه تاریخی درباره حضور ایرانیان به عمل آورد. امیدوارم که این مقاله عاری از هرگونه تعصب فرقهای و نژادی باشد. مطمئناً میتوان با پرهیز از نگاه تعصبآمیز به مسائل، جوی منصفانه به وجود آورد. هر چند متأسفانه اخیراً ًًًحرکتهایی انجام پذیرفته که عکس این موضوع را نشان میدهد.