محمد اسکندری
سرانجام پنجاه و نهمین نشست سران سازمان پیمان آتلانتیک شمالى (ناتو) در بخارست پایتخت رومانى به کار خود پایان داد. اجلاس اخیر ناتو على رغم چالشهاى درونى پیشین این بار سایه سنگین موانع جدیدى را نیز تحمل مى کرد. طرح عضویت کشورهاى آلبانى ، مقدونیه،گرجستان ، اوکراین و کرواسى و همچنین طرح استقرار سپر دفاع موشکى ایالات متحده در خاک اروپاى شرقى از جمله سرفصل هاى کارى نشست بخارست به شمار مى آمد. به زعم بسیارى از صاحب نظران اجلاس اخیر که آغاز60 سالگى پیمان ناتو به حساب مى آید دغدغه هاى متعددى را پیرامون آینده این سازمان به وجود آورده است. توجه به فضاى پیرامون سیاسى ناتو به خوبى نشانگر این موانع و چالش ها است.
بى شک اگر وضعیت و نقش روسیه را در دهه 90 میلادى در مناسبات بین المللى با راهبردهاى اخیر منطقه اى و فرامنطقه اى مسکو در نظام بین الملل مقایسه کنیم به سهولت به این نکته پى مى بریم که استراتژى هاى روسیه2008 بسیار متفاوت از نقشى است که مسکو پس از سال 1991 و پایان جنگ سرد بازى مى کرده است. به عبارت دیگر مى توان گفت روسیه پس از پوتین به یک باره از انزوا بیرون آمد و با اتکا به منابع و ظرفیت هاى داخلى یک بار دیگر به صدر مناسبات بین المللى بازگشت. تحرکات اخیر مسکو در تلاش براى جلوگیرى از شیوع انقلاب هاى رنگین در کشورهاى حوزه CIS، جلوگیرى از نفوذ ناتو به شرق و حمایت از موضع بلگراد در قبال استقلال کوزوو، خروج از معاهده کاهش نیروهاى متعارف در اروپا و . . . همه از جمله دلایلى است که با اتکا به آنها مى توان گفت کرملین به دنبال بازیابى هویت و قدرت خود در عرصه بین المللى است. با توجه به این جهش مسکو مى توان گفت روسیه همواره ناتو را به عنوان رقیبى دیرین در مقابل خود دیده است . گسترش ناتو به شرق و به خصوص کشورهاى مشترک المنافع و حوزه بالکان که همواره کارشناسان از آنها به مرزهاى دور روسیه یاد مى کنند باعث شد تا ولادیمیر پوتین غرب و واشنگتن را تهدید کند که در صورت پذیرش عضویت کیف و تفلیس در ناتو در اجلاس بخارست به صورت جدى در روابط با کشورهاى اروپایى تجدید نظر مى کند. در واقع کرملین براى تضمین آینده قدرت خود مى بایست به هر نحو ممکن مانع از عضویت کشورهاى گرجستان و اوکراین در پیمان آتلانتیک شمالى شود. از این رو مى توان گفت ایالات متحده به عنوان اصلى ترین عضو ناتو و اصلى ترین رقیب روسیه در نظام بین الملل سعى خواهد کرد تا با زیر فشار گذاشتن کشورهاى عضو مانع از لغو طرح عضویت گرجستان و اوکراین در ناتو شود که البته در نشست بخارست نیز این مساله به طور حتم پایان نیافت بلکه طرح عضویت به طرح قرار گرفتن در مسیر عضویت تغییر نام داد. با توجه به این فضا مى توان گفت ناتو مسیر بسیار دشوارى را براى ادامه روند کارى خود خواهد داشت. زیرا از یک سو وابستگى اروپا به انرژى روسیه و از سوى دیگر نیز فشار هاى کاخ سفید مانع از آن خواهد شد تا ناتو بتواند تصمیم مستقل و قطعى بگیرد. از سوى دیگر طرح استقرار سپر دفاع موشکى در خاک چک و لهستان نیز به مؤلفه دیگرى براى تشدید مناقشات میان مسکو و واشنگتن در اجلاس بخارست بدل شد. طرح استقرار تعدادى موشک رهگیر که با توجیه غیر عقلایى مقابله با خطر موشکى تهران و پیونگ یانگ از سوى کاخ سفید با سماجت پیگیرى مى شود خشم روس ها را برانگیخته است. این طرح در واقع عاملى براى محدود کردن قدرت نظامى و برد موشک هاى دور برد روسى است. البته این طرح از سوى کشورهاى غربى حمایت مى شود و شاید بتوان گفت مهمترین عامل حمایت کشورهاى اروپایى از این طرح همان فشارهاى کاخ سفید است.
اما نکته مهمتر آنکه شیوع دامنه منازعات مسکو و واشنگتن به ناتو در حالى صورت مى گیرد که ناتو على رغم چالش هاى سطحى در بسیارى از مبانى و مبادى نیز دچار بحران است. به عبارت دیگر ناتو در تطبیق فلسفه وجودى خود و کارکردهاى کنونى اش دچار مشکل شده است. ناتو در واقع پیمانى است که در ذیل مبارزه با شوروى و گسترش کمونیسم به همراه دو پیمان سنتو و سیتو تشکیل شده است اما امروز که قریب به 20 سال از فروپاشى اتحاد جماهیرشوروى مى گذرد سوال بزرگى پیرامون فلسفه وجودى ناتو به وجود آمده است و آن علل استمرار این پیمان است. به عبارت دیگر آمریکایى بودن ناتو به وضوح آشکار شده است و افکار عمومى به این نکته پى برده اند که ناتو "اهرمى براى اعمال فشار" آمریکا است. حضور سربازان ناتو در خاک افغانستان پس از واقعه 11 سپتامبر خود گواهى تام براین موضوع است. در نهایت باید گفت ناتو در آغاز شصتمین سال تاسیس، در وضعیت بغرنجى به سر مى برد. کشورهاى اروپایى به عنوان اصلى ترین رکن سازمان پیمان آتلانتیک شمالى با مشکلات عدیده اى مواجه هستند. شاید بتوان سرآمد این مشکلات را استمرار و تقویت رابطه اروپا با روسیه در عین حفظ ایالات متحده به عنوان یک حامى و دوست در نظر گرفت. البته باید گفت کشورهاى اروپایى در اجلاس رومانى تصمیم خود مبنى بر نزدیکى با مسکو را قطعى کردند.
مخالفت صریح آلمان و فرانسه با حمایت آمریکا از عضویت گرجستان و اوکراین به خوبى این امر را روشن مى سازد که سران کشورهاى اروپایى به خوبى روند روبه انزواى بازهاى افراطى را در کاخ سفید حس کرده اند و از سوى دیگر به ادامه پوتینیسم توسط دیمیترى مدودف رئیس جمهور آینده روسیه چشم بسته اند. لذا در یک جمع بندى کلى مى توان گفت نگرش فراآتلانتیکى ناتو با تغییر فضاى سیاسى حاکم بر کاخ سفید کاهش خواهد یافت و کشورهاى اروپایى درصدد برخواهند آمد رابطه مستحکم ترى را با مسکو برقرار کنند.