تاریخ انتشار : ۲۴ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۱:۳۲  ، 
شناسه خبر : ۳۷۲۴۴

قاسم بابایی

اجلاس بخارست متشکل از سران 26 کشور عضو ناتو در پایتخت رومانی برگزار گردید.

این اجلاس از یک سو یادآور افول دوران طلایی پیمان ورشو در زمان جنگ سرد میان بلوک شرق و غرب به رهبری اتحاد جماهیر شوروی سابق بود و از سوی دیگر گسترش ناتو به سوی بلوک شرق سابق که نگرانیهایی را در خصوص احیا و توسعه هژمونی سلطه همه جانبه غرب به سرکردگی آمریکا را در دنیای پس از جنگ سرد در اعمال سیاستهای تک قطبی و جهانی برانگیخته بود.

به همین دلایل، شکست از همان ابتدای اجلاس بخارست چهره خود را نشان داد. عدم توافق بر سر پیوستن گرجستان و اوکراین به دلیل مخالفت قوی روسیه، عدم توافق مقدونیه به دلیل مخالفت یونان و نیز در نوبت قرار گرفتن عضویت آلبانی و کرواسی در حالی صورت گرفت که بوش سخن از گسترش «حلقه آزادی» نمود که باید گسترش یابد و کشورهای جدیدی را در اروپا در برگیرد.

تا قبل از فروپاشی اتحاد شوروی سابق، آلبانی یکی از کشورهای کمونیستی اروپایی بود. هر چند از سال 1960 به بعد با دولت شوروی اختلاف عقیده داشت و کرواسی و مقدونیه نیز از جمهوریهای تشکیل دهنده جمهوری فدرال یوگسلاوی، یکی دیگر از کشورهای کمونیستی اروپا بودند. یوگسلاوی برخلاف سایر کشورهای کمونیستی اروپا در پیمان نظامی ورشو به رهبری شوروی عضویت نداشت و خط مشی مستقل تری را در سیاست خارجی خود دنبال می کرد. اگر چه بوش گسترش ناتو به شرق اروپا و بالکان را، با هدف دفاع در مقابل روسیه رد کرد و نگرانی روسیه را در این خصوص بی مورد دانست، اما این روند گسترش را برای مقابله با تروریسم جهانی و دفاع از آزادی در برابر تهاجم کسانی دانست که او، آنان را دشمنان دموکراسی خوانده است.

در عین حال، این ادعای بوش نه تنها اعضای ناتو را متقاعد نکرد، بلکه عده ای آن را عوام فریبانه خواندند.

از سال 1999 تاکنون بیش از 10 کشور کمونیستی سابق اروپا از جمله رومانی، جمهوری چک، مجارستان و بلغارستان به عضویت ناتو درآمده اند و شمار اعضای ناتو به 26 کشور افزایش یافته و در حال حاضر آمریکا خاک جمهوری چک و لهستان را برای استفاده از شبکه دفاع ضدموشکی اش در اروپا دنبال می کند.

در این میان تعدادی دیگر از کشورهای اروپای غربی عضو ناتو نیز علاقه ای به قبول اعضای جدیدی از میان کشورهای کمونیستی سابق نشان ندادند و گفته اند چنین اقدامی منجر به تیره شدن روابط ناتو و روسیه خواهد شد.

عامل دیگری که شکاف در ناتو را تعمیق می کند و پارادوکس سیاستهای آمریکا را بیش از پیش آشکار کرد؛ اختلاف در مشارکت و نحوه اعزام نیرو به افغانستان علیه شورشیان و تروریستهای طالبان می باشد. بویژه که ناتو فرماندهی عملیات کمک به امنیت افغانستان و مقابله با شورشیان مخالف دولت را بر عهده دارد، اما بخش عمده رویارویی با طالبان بر عهده چند کشور عضو ناتو بخصوص ایالات متحده و انگلستان قرار دارد که آلمانها، کانادایی ها، تهدید به کاهش نیروهای خود در افغانستان نموده و تهدید کردند که بیش از این حاضر به افزایش و اعزام نیروی جدید به این کشور جنگزده نمی باشند.

اکنون دو مشکل اساسی در افغانستان اوضاع این کشور را حتی از زمان طالبان وخیم تر نموده است؛ ابتدا حضور ناموفق و شکننده نیروهای حافظ صلح سازمان ملل در افغانستان معروف به «یوناما» و سپس حضور اختلاف برانگیز و ناتوان ناتو در این کشور بحران زده طی سه دهه گذشته می باشند. «گای آیده» سرانجام پس از چند ماه کشمکش میان دولت کرزای با سازمان ملل، به عنوان نماینده ویژه این نهاد بین المللی وارد کابل شد. اما از آنجا که حضور «یوناما» نیروهای حافظ صلح سازمان ملل، حضوری فراسیاسی و غیرنظامی است، نتوانسته است منشأ اثر مهمی در تغییر وضعیت و شرایط اسفبار افغانستان جنگزده گردد. حضور ناتو که صرفاً حضوری نظامی برای مبارزه با طالبان و تروریستهای القاعده از نوع پاکستانی، عربستانی و افغانی آن می باشد، اوضاع را آن چنان پیچیده نموده که حتی اعضای دایم و قدیمی ناتو چون آلمان و کانادا را از وضعیت موجود خسته کرده است و آنان خود را به عنوان پیاده نظام منافع نامشروع آمریکا می دانند؛ زیرا این جنگی بود که آمریکا آغازگر آن بود و اکنون دیده می شود که آمریکاییها هم با طالبان در جنگند و هم با آنها مذاکره می کنند و حامد کرزای را تحت فشار قرار داده تا بخشهایی از مناطق تحت نفوذ طالبان را به آنها واگذار نماید. علاوه بر آن از وعده های چند صد میلیارد دلاری کشورهای جهان در اجلاس بن در سال 2001 خبری نیست و اوضاع افغانستان امروز، به مراتب بدتر از دوران حاکمیت طالبان و قبل از اشغال شده است. همان گونه که اوضاع عراق پس از اشغال روز به روز وخیم تر و بدتر شده است. آمریکایی ها تحت پوشش ناتو هرگز اجازه ارتقای کمی و کیفی و تقویت ارتش ملی عراق را نداده و در نتیجه تأمین امنیت این کشور بیش از پیش به مخاطره افتاده است.

در ژانویه 2008 «رابرت گیتس» وزیر دفاع آمریکا و «دس براون» وزیر دفاع جدید انگلستان و «جان دهوپ شفر» فرماندهی کل ناتو، با ارائه طرحی سه گانه به اجلاس وزیران دفاع ناتو در ادینبورگ اسکاتلند خبر دادند که طبق آن، پیمان آتلانتیک شمالی برای اجرای هدفی که در قالب سه مرحله تدوین شده است در افغانستان باقی مانده این مراحل عبارتند از: افزایش امنیت، توسعه اقتصادی و ایجاد ساختار کشوری است. افغانستان در حال حاضر شرقی ترین منطقه نفوذ تحت ناتو قرار دارد.