تاریخ انتشار : ۰۸ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۳:۴۷  ، 
شناسه خبر : ۳۷۲۸۸
کابوس واژه‌ها!
مقدمه: گروه سیاسی- رضا جنیدی: شاید کمتر کسی باور کند میلیونها واژه ای که روزانه از سوی دستگاههای رسانه ای و تبلیغاتی غربی به سوی ما شلیک می شود، از پشتوانه نظری و علمی دقیق در حوزه های روان شناسی، جامعه شناسی و علوم ارتباطات برخوردار است. بدیهی است، برای ایفای نقش یک مخاطب آگاه و کنشگر و نه مخاطبی منفعل و از پیش باخته، باید با دانش، تئوری و تکنیکهای عملیات روانی آشنا شد. آنچه هم اینک پیش رو داریدادامه این سلسله مقاله درباره تکنیکهای عملیات روانی است.

استناد مجازی

استناد به آمار، ارقام و اسنادی که در عمل، امکان بررسی صحت و سقم آنها وجود ندارد، از جمله روشهای دیگری است که دستگاه عملیات روانی آمریکا از آن بهره می برد. برای مثال رادیو صدای آمریکا در گزارشی ادعا کرد که «سطح روابط اجتماعی مردم ایران پس از انقلاب، بر اثر مشکلات معیشتی و افزایش بی اعتمادی ناشی از اعمال سیاستهای حکومت، کاهش یافته است».

یا «میزان گرایش به خروج از کشور، در میان تحصیلکرده ها افزایش یافته است».

فاکس نیوز نیز در اولین روز حمله به عراق در سال2003، به نقل از منابع نظامی انگلیسی اعلام کرد: بیست درصد از نیروهای گارد ریاست جمهوری عراق خود را تسلیم کرده اند یا قصد تسلیم شدن را دارند. این در حالی که ارزیابی شمارش این تعداد نیروی تسلیم شده آن هم در اولین روز جنگ امری ناممکن به نظر می رسد و به وضوح مشخص است که استناد فاکس نیوز بدون استفاده از منابع موثق بوده و صرفاً برای تشدید عملیات روانی علیه عراقیها صورت گرفته است.

همچنین، دستگاه عملیات روانی آمریکا برای القای دقیق بودن ادعاها و پیامهای خویش بیشتر به آمار و ارقام استناد می کند. برای مثال صدای آمریکا در خبری اعلام کرد «شواهدی در دست است که نشان می دهد پنج میلیون ایرانی تحصیلکرده و متخصص بعد از انقلاب از ایران فرار کرده اند.» و از این گذشته، برای آنکه پیام و خبر خویش را موثق نشان دهند به منابع و عوامل متعددی استناد می کنند. برای نمونه، برای آنکه به مخاطبان خود بقبولانند که در زندانهای ایران از شکنجه های جسمی و روانی استفاده می شود معمولاً با چند وکیل، چند تحلیلگر سیاسی و چند زندانی آزاد شده مصاحبه می کنند. علاوه بر آن، خبر شکنجه را به نقل از جراید داخلی ایران، خبرنگاران بدون مرز و سازمانهای خاص حقوق بشر، بارها بازگو می کنند.

نفی و اثبات

در این روش، تبلیغ کننده تلاش می کند همه پیامهای رقیب را نفی و شیوه و پیام مطلوب خویش را اثبات کند. به عنوان مثال، نژادپرستان با نفی اصالت و ارزش نژادهای دیگر، برتری نژاد مطلوب را اثبات می کنند.

فاشیسم از این شیوه برای تبلیغ مبانی خود استفاده های شایانی برده است. در فاشیسم بیگانه بودن و رقیب بودن به خودی خود ناپسند شمرده می شود و همین ناپسند بودن هر پیام رقیب، زمینه اثبات تلویحی پیام تبلیغی فاشیسم است. مارکسیستها نیز از این روش در تبلیغات خود سود گرفته اند.

غربیها هم از این روش برای القای برتری فرهنگ خود سود برده اند. در این تبلیغات، نفی تمدن و فرهنگ باستانی ایران و چین و مصر زمینه ساز اثبات برتری و اصالت فرهنگ و تمدن یونان باستان شده است و تئوری غیرعلمی خصلت ابزارسازی نژاد غربی را تجسم علمی بخشیده است.

گاهی اوقات از همه شیوه های هنری استمداد می شود تا در چارچوب یک روش تبلیغاتی، پیام مطلوب انتشار یابد. این کار وقتی که با استفاده از روش نفی و اثبات صورت می پذیرد نتایج تعیین کننده پیدا می کند.

به عنوان مثال، مجله نیوزویک چاپ آمریکا در شماره آوریل 1984 روی جلدش تصویر یک زن و مرد چینی در حالی که فرزند خردسالشان دست به گردن آنها انداخته، چاپ کرده است.

زمینه تصویر یک نقاشی، دیواری چینی است که نمادی از نظام اجتماعی چین است و در آن عنصر نظم و سازماندهی مشهود است در حالی که خانواده چینی پشت به این نموده و با حالتی آکنده از نشاط و بی قیدی ایستاده اند.

در تصویر داخلی مجله نیز شاهد تصاویری هستیم که یک مشی القایی را تعقیب می کنند. در صفحه 36 تصویر یک فروشگاه چینی دیده می شود که در آن مردم زیادی در انتظار خریدند. در این تصویر عکاس با استفاده از لنز واید، تمام عناصر تشکیل دهنده تصویر را از حالت تعادل خارج کرده است و حالت خسته و ناراحت به چهره آدمها داده است در حالی که در صفحه 38 تصویر یک زن جوان چینی چاپ شده که با لباس (بلوز و شلوار) و کیف و کفش غربی پوشیده و آرایش غربی کرده و با شادی تمام به یک ردیف موتور هوندا تکیه داده است. در تصویر صفحه 36 انتهای آدمها نامشخص است (افزایش تقاضا در مقابل عرضه در نظام چین)، در حالی که در تصویر صفحه 38 انتهای موتورها نامشخص است (افزایش عرضه در مقابل تقاضا در نظام صنعتی غرب).

دولت انگلیس در برنامه رادیو بی.بی.سی از روش نفی و اثبات برای پیگیری اهداف سیاست خارجی خود استفاده شایانی می کرد. برای نمونه، عدم پیروزی ایران در جنگ تحمیلی یکی از اهداف مهم سیاست خارجی انگلیس بود. این هدف در اخبار و تفاسیر رادیو بی.بی.سی به صورت یک واقعیت بیان می شد، بدین صورت که تلاش می شد ثابت شود؛ در جنگ ایران و عراق حتی در شرایطی که ایران چندین هزار کیلومتر از خاک عراق را در اختیار داشت برنده ای وجود ندارد و جنگ به بن بست رسیده است.

دستگاه عملیات روانی رادیویی آمریکا علیه ایران به اشکال مختلفی از این روش بهره می گیرد. برای مثال، برای اثبات اینکه سبک زندگی غربی، بهترین سبک زندگی است ابتدا دیگر اشکال و سبکهای زندگی در غرب را تشریح می کند و آنگاه معایب آنها را برجسته می سازد و در آخر اثبات می کند که لازمه خوشبختی رویکرد به سبک زندگی آمریکایی است. یا برای نفی نوع جمهوری اسلامی در ایران و اثبات ناکارآمدی آن در اداره جامعه، ابتدا آسیبهای اجتماعی و سیاسی پدید آمده در جامعه اسلامی را برمی شمارد و آنها را برجسته می سازد، آنگاه به برجسته سازی محاسن دمکراسی لیبرال مبادرت می ورزد.