گفتار:
سفر اخیر دکتر ابراهیم یزدی، دبیرکل نهضت آزادی ایران، به آمریکا با حاشیهها و بازتابهای مختلفی در محافل سیاسی متفاوت داخل و خارج کشور همراه بوده است. اگر در خارج از کشور و محافل اپوزیسیون برانداز، این سخنان به آن دلیل که دکتر یزدی بر بقای جمهوری اسلامی تاکید و همچنان بر خط مشی اصلاح از درون پای فشرده مورد انتقاد قرار گرفت، در داخل کشور نیز رسانههای وابسته به جناح حاکم با تحریف سخنان دکتر یزدی و انتساب شعار تغییر سیستم و قانون اساسی به وی، کوشیدند ضمن متهم کردن اصلاحطلبان به در پیش گرفتن راهکارهای ساختارشکنانه، با انجام مصاحبهها و فضاسازیهایی، برخی نیروهای اصلاحطلب را به مقابله با دکتر یزدی وادارند. در این شرایط، متن کامل و برگردان سخنان دکتر یزدی در اختیار کارگزاران قرار گرفت که با ملاحظه برخی محدودیتهای سیاسی و حقوقی به درج آن اقدام میکنیم.
">گفتار:
سفر اخیر دکتر ابراهیم یزدی، دبیرکل نهضت آزادی ایران، به آمریکا با حاشیهها و بازتابهای مختلفی در محافل سیاسی متفاوت داخل و خارج کشور همراه بوده است. اگر در خارج از کشور و محافل اپوزیسیون برانداز، این سخنان به آن دلیل که دکتر یزدی بر بقای جمهوری اسلامی تاکید و همچنان بر خط مشی اصلاح از درون پای فشرده مورد انتقاد قرار گرفت، در داخل کشور نیز رسانههای وابسته به جناح حاکم با تحریف سخنان دکتر یزدی و انتساب شعار تغییر سیستم و قانون اساسی به وی، کوشیدند ضمن متهم کردن اصلاحطلبان به در پیش گرفتن راهکارهای ساختارشکنانه، با انجام مصاحبهها و فضاسازیهایی، برخی نیروهای اصلاحطلب را به مقابله با دکتر یزدی وادارند. در این شرایط، متن کامل و برگردان سخنان دکتر یزدی در اختیار کارگزاران قرار گرفت که با ملاحظه برخی محدودیتهای سیاسی و حقوقی به درج آن اقدام میکنیم.
">گفتار:
سفر اخیر دکتر ابراهیم یزدی، دبیرکل نهضت آزادی ایران، به آمریکا با حاشیهها و بازتابهای مختلفی در محافل سیاسی متفاوت داخل و خارج کشور همراه بوده است. اگر در خارج از کشور و محافل اپوزیسیون برانداز، این سخنان به آن دلیل که دکتر یزدی بر بقای جمهوری اسلامی تاکید و همچنان بر خط مشی اصلاح از درون پای فشرده مورد انتقاد قرار گرفت، در داخل کشور نیز رسانههای وابسته به جناح حاکم با تحریف سخنان دکتر یزدی و انتساب شعار تغییر سیستم و قانون اساسی به وی، کوشیدند ضمن متهم کردن اصلاحطلبان به در پیش گرفتن راهکارهای ساختارشکنانه، با انجام مصاحبهها و فضاسازیهایی، برخی نیروهای اصلاحطلب را به مقابله با دکتر یزدی وادارند. در این شرایط، متن کامل و برگردان سخنان دکتر یزدی در اختیار کارگزاران قرار گرفت که با ملاحظه برخی محدودیتهای سیاسی و حقوقی به درج آن اقدام میکنیم.
">گفتار:
سفر اخیر دکتر ابراهیم یزدی، دبیرکل نهضت آزادی ایران، به آمریکا با حاشیهها و بازتابهای مختلفی در محافل سیاسی متفاوت داخل و خارج کشور همراه بوده است. اگر در خارج از کشور و محافل اپوزیسیون برانداز، این سخنان به آن دلیل که دکتر یزدی بر بقای جمهوری اسلامی تاکید و همچنان بر خط مشی اصلاح از درون پای فشرده مورد انتقاد قرار گرفت، در داخل کشور نیز رسانههای وابسته به جناح حاکم با تحریف سخنان دکتر یزدی و انتساب شعار تغییر سیستم و قانون اساسی به وی، کوشیدند ضمن متهم کردن اصلاحطلبان به در پیش گرفتن راهکارهای ساختارشکنانه، با انجام مصاحبهها و فضاسازیهایی، برخی نیروهای اصلاحطلب را به مقابله با دکتر یزدی وادارند. در این شرایط، متن کامل و برگردان سخنان دکتر یزدی در اختیار کارگزاران قرار گرفت که با ملاحظه برخی محدودیتهای سیاسی و حقوقی به درج آن اقدام میکنیم.
">گفتار:
سفر اخیر دکتر ابراهیم یزدی، دبیرکل نهضت آزادی ایران، به آمریکا با حاشیهها و بازتابهای مختلفی در محافل سیاسی متفاوت داخل و خارج کشور همراه بوده است. اگر در خارج از کشور و محافل اپوزیسیون برانداز، این سخنان به آن دلیل که دکتر یزدی بر بقای جمهوری اسلامی تاکید و همچنان بر خط مشی اصلاح از درون پای فشرده مورد انتقاد قرار گرفت، در داخل کشور نیز رسانههای وابسته به جناح حاکم با تحریف سخنان دکتر یزدی و انتساب شعار تغییر سیستم و قانون اساسی به وی، کوشیدند ضمن متهم کردن اصلاحطلبان به در پیش گرفتن راهکارهای ساختارشکنانه، با انجام مصاحبهها و فضاسازیهایی، برخی نیروهای اصلاحطلب را به مقابله با دکتر یزدی وادارند. در این شرایط، متن کامل و برگردان سخنان دکتر یزدی در اختیار کارگزاران قرار گرفت که با ملاحظه برخی محدودیتهای سیاسی و حقوقی به درج آن اقدام میکنیم.
">گفتار:
سفر اخیر دکتر ابراهیم یزدی، دبیرکل نهضت آزادی ایران، به آمریکا با حاشیهها و بازتابهای مختلفی در محافل سیاسی متفاوت داخل و خارج کشور همراه بوده است. اگر در خارج از کشور و محافل اپوزیسیون برانداز، این سخنان به آن دلیل که دکتر یزدی بر بقای جمهوری اسلامی تاکید و همچنان بر خط مشی اصلاح از درون پای فشرده مورد انتقاد قرار گرفت، در داخل کشور نیز رسانههای وابسته به جناح حاکم با تحریف سخنان دکتر یزدی و انتساب شعار تغییر سیستم و قانون اساسی به وی، کوشیدند ضمن متهم کردن اصلاحطلبان به در پیش گرفتن راهکارهای ساختارشکنانه، با انجام مصاحبهها و فضاسازیهایی، برخی نیروهای اصلاحطلب را به مقابله با دکتر یزدی وادارند. در این شرایط، متن کامل و برگردان سخنان دکتر یزدی در اختیار کارگزاران قرار گرفت که با ملاحظه برخی محدودیتهای سیاسی و حقوقی به درج آن اقدام میکنیم.
">گفتار:
سفر اخیر دکتر ابراهیم یزدی، دبیرکل نهضت آزادی ایران، به آمریکا با حاشیهها و بازتابهای مختلفی در محافل سیاسی متفاوت داخل و خارج کشور همراه بوده است. اگر در خارج از کشور و محافل اپوزیسیون برانداز، این سخنان به آن دلیل که دکتر یزدی بر بقای جمهوری اسلامی تاکید و همچنان بر خط مشی اصلاح از درون پای فشرده مورد انتقاد قرار گرفت، در داخل کشور نیز رسانههای وابسته به جناح حاکم با تحریف سخنان دکتر یزدی و انتساب شعار تغییر سیستم و قانون اساسی به وی، کوشیدند ضمن متهم کردن اصلاحطلبان به در پیش گرفتن راهکارهای ساختارشکنانه، با انجام مصاحبهها و فضاسازیهایی، برخی نیروهای اصلاحطلب را به مقابله با دکتر یزدی وادارند. در این شرایط، متن کامل و برگردان سخنان دکتر یزدی در اختیار کارگزاران قرار گرفت که با ملاحظه برخی محدودیتهای سیاسی و حقوقی به درج آن اقدام میکنیم.
برگردان متن سخنرانی دکتر ابراهیم یزدی در موسسه خاورمیانه واشنگتن، 16 فروردین 1386
1) مقدمه
الف) ایران در موقعیتگذار از یک جامعه سنتی به یک جامعه مدرن است. این فرآیند مدرنیزاسیون (نوینسازی) سیاست و اقتصاد که حدودا 150 سال پیش آغاز شد، با انقلاب 1357 (1979) تسریع یافته است.
ب) فرهنگ ایرانی را میتوان دارای دو بعد توصیف کرد: ملیت و مذهب یا ایرانیت و اسلامیت. این دو آنچنان در هم تنیدهاند که جدا کردن آنها تقریبا ناممکن است.
پ) یکی از پرسشهای بنیادین پیرامون فرآیند مدرنیزاسیون در ایران، سازگاری یا ناسازگاری اسلام با برخی مفاهیم مدرن مانند حقوق طبیعی بشر، دموکراسی و مفهوم ملت و دولت است.
محافظهکارانی که به هنجارهای سنتی گرایش دارند، بر ناسازگاری دموکراسی با قرائت خود از اسلام اصرار میورزند.
اما مسلمانان روشنفکر، کم و بیش، قویا اعتقاد دارند که جهان بینی اسلامی، از جمله آگاهی بشر در زمینه حقوق و آزادیهایش، با عناصر بنیادین دموکراسی سازگاری دارد.
متفکران روشنفکر مسلمان بر این باورند که برای نهادینه شدن مفاهیم مدرنیته، از جمله دموکراسی، مفاهیم باید با فرهنگ ملی عجین شده و بومی شود.
اکنون بیایید آنچه در ایران پیش و پس از انقلاب 1357(1979) رخ داده است را به طور خلاصه بررسی کنیم.
2) ساختار سنتی قدرت سیاسی در جامعه ایران در سدههای پیشین دارای دو رکن بسیار هماهنگ و متعادل (متوازن) بوده است: شاه و روحانیت.
شاه متکی به نیروی نظامی و روحانیت بهرهمند از نفوذ عمیقا ریشهدار در میان تودهها بوده است.
روابط درونی شاه و روحانیت و روابط هر یک از آنها با مردم ایران، همواره به گونهای بوده است که در صورت درگیری بین شاه و روحانیت، شاه همواره از روحانیت شکست میخورده است. از سوی دیگر، روحانیت به ندرت مستقیما حکومت کرده است.
3) در سال 1960 میلادی، درگیری بین شاه و روحانیت به وقوع پیوست. شاه از درسهای تاریخ در مورد توازن قدرت (میان شاه و روحانیت) غفلت کرد و به جای جستوجو راهی برای تعامل با روحانیت، به صورت فعال و آشکار به رویارویی با روحانیت پرداخت و نتیجتا هرگونه امکان و فرصت آشتی را از دست داد.
در نتیجه، روحانیت به جنبش ضد استبدادی که پیشتازان آن عمدتا روشنفکران بودند، پیوست که به سرنگونگی شاه انجامید.
4) در پیروزی انقلاب ایران سه نیروی عمده سیاسی مشارکت داشتند:
الف) روحانیت
ب) روشنفکران مسلمان
پ) روشنفکران سکولار
5) گروه اول، روحانیت، دارای شایستگیهای ویژهای به شرح زیر بودند که به پیروزی انقلاب کمک کرد و در عین حال به تثبیت قدرت آنها پس از انقلاب انجامید:
الف) روحانیت دارای نفوذ ریشهدار در بین تودههای مردم هستند. برای درک اثرگذاری این نفوذ باید به دو نکته توجه داشت:
نکته اول: هر چند شاه موفق به مهار و خنثیسازی تمامی مخالفان روشنفکر سیاسی شد، اما در مهار کامل روحانیت و تعطیلی موسسات مذهبی، با شکست مواجه شد.
نکته دوم: چندین هزار موسسه فعال و مستقل گوناگون، مانند مساجد در سراسر کشور وجود دارند.
تعداد روحانیان 160 هزار نفر برآورد میشود. همه روحانیان در مدارس علوم دینی با برنامههای آمـــــوزشی هماهنگ، تحصیل کردهاند که منجر به یک ایدئولوژی همگون شده است.
این خصوصیات از ابزارهای مهم در بسیج تودهها و کشاندن آنان به صفوف و ستادهای جنبش ضد استبدادی بودند.
6) غفلت از درسهای تاریخ، نتایج ناخوشایندی را به همراه دارد با وجود تسلط سنتی بر تودهها، دانش و ادراک پیچیدگی جامعه انسان معاصر و نهادها لازم است تا هنجارهای جامعه و اقتصاد را هدایت کند.
در حالی که ساختارهای اقتصادی، سیاسی و جامعه شناختی معاصر در مقایسه با جوامع سنتی از پیچیدگیهایی برخوردارند، مرجع مورد نظر برخی برای حکمرانی، حکومت به شیوه خلافت است.
این نوع حکمرانی مبتنی بر فهمی از موضوعات اجتماعی- سیاسی و اقتصادی است که در آغاز تاریخ اسلام در یک جامعه بسیار ساده بدون ساختار اجتماعی پیچیده، معنا و موضوعیت داشت.
در حالی که مفاهیم دولت، ملت و ساخت دولت- ملت، تغییرات عمیقی در ماهیت حکومت و نهادهای وابسته به آن ایجاد کرده است. بسیاری از روحانیان بر این باورند و اصرار دارند که با اجرای فقه سنتی، بدون بازنگری مناسب، میتوانند امور امروزی یک جامعه مدرن را اداره کنند.
فقه سنتی، محصول جانبی مردم و واقعیتهای اجتماعی و اقتصادی جامعه سنتی است.
«شریعت» در بستر فقه، اگر با نیازها و انتظارات جامعه معاصر تطبیق نیابد، بیمعناست.
علاوه بر این برداشت و نتایج حاصل از آن، در مجموع، اصول ابتدایی حکومت دموکراتیک و پیشنیازهای آن از جمله حقوق و آزادیهای مردم، مفهوم شهروندی، ضرورت اصل تفکیک قوا که قالب مدرن آن، نتیجه تحول قرنها موازنه قدرت بین فرمانروا و فرمانبر است جایگاه خود را پیدا نکرده است.
بدین ترتیب دکترینها و سیاستهایی به جامعه عرضه نشد تا بتواند به ایجاد اشکال ماندگار خدمات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی بینجامد که مردم ما سخت به آنها نیازمندند.
درک امور امروزی جهان، همچون جهانی شدن سیاستها، فرهنگ و اقتصاد، به ویژه در برههای که تحول روابط بینالمللی، وابستگی متقابل و همکاری برای رفاه همگان را تجویز میکند، لازم است.
در نتیجه ناکامیها میتواند نفوذ ریشهدار در میان تودهها را به میزان فاحشی کمرنگ کند. افزون بر این، ناسازگاری برداشت از اسلام با اوضاع و احوال روز، به شکل چشمگیری نوعی احساس ضد مذهبی یا غیر مذهبی یا هر دو را در میان نسل جدید مردم ما ایجاد کند.
7) در برداشت برخی از حکومت اسلامی، جایی برای قانون اساسی وجود ندارد.
در جریان انقلاب، جو سیاسی چنان بود که نمیشد با خواست عموم برای ایجاد یک نظام دموکراتیک در شکل جمهوری مخالفت و از پذیرش قانون اساسی بر اساس حق حاکمیت مردم جلوگیری شود. نخستین پیشنویس قانون اساسی به وسیله دولت موقت زندهیاد مهندس مهدی بازرگان تهیه شد. مواد دیگری بعدها بدون تفکر دقیق و بدون در نظر گرفتن موادی که برای یک سیاست و دولت منسجم لازم است پیشنهاد شد.
در نتیجه، برخی در عین حالی که نمیتوانند کل قانون اساسی را رها کنند، آن موادی را که در آنها حقوق مردم ما تصریح میشود یا نادیده میگیرند یا مورد نقض قرار میدهند. این امر میتواند به یکی از سرچشمههای اصلی بحرانهای سیاسی تبدیل شود.
البته، هدف کنونی جنبش اصلاحات در ایران، کم و بیش، تغییر ساختار حقوقی قانون اساسی نیست، بلکه در پی ایجاد یک نیروی سیاسی مردمی به عنوان منبع فشار است، تا آنان خود را در محدوده قانون اساسی به ویژه موادی که مربوط به حقوق و آزادیهای مردم ماست، مقید سازند.
8) و اما، موانع جدی بسیاری بر سر راه دموکراسی در ایران وجود دارد. ما بر این باوریم که دموکراسی کالایی نیست که بتواند به وسیله قدرتهای خارجی وارد یا صادر شود. دموکراسی یک فرآیند آموختنی فطری است که میباید از درون سرچشمه گیرد و نه از بیرون. یادگیری دموکراسی، یعنی پذیرش سرشت کثرتگرایی در جامعه انسانی، مدارا، سازگاری و همکاری با یکدیگر، صرفنظر از باورها و گرایشهای سیاسی.
البته، دموکراسی را در کلاسها نمیتوان آموخت، بلکه باید آن را در همکنشیهای سیاسی و اجتماعی و در برخورد بین گروههای مختلف سیاسی، اقتصادی و ایدئولوژیکی آموخت.
برای آنکه دموکراسی در جامعهای موفق شود و ریشه بدواند، نه تنها افراد آزاداندیش و گروههای سیاسی باید به آن باور داشته باشند، بلکه محافظهکاران نیز باید معترف به مفید بودن آن بوده و به گریزناپذیری از آن اعتقاد پیدا کرده باشند.
من به دلیل حضور طولانیام در صحنه سیاست ایران و با مشاهده آن، با اطمینان نسبی میتوانم بگویم که گروههای مختلف، از آزادیخواه و اصلاحطلب گرفته تا محافظهکار، در حال آموزش مبانی دموکراسی هستند. بسیاری از تندروها از جمله بعضی از روحانیان برجسته دارند به این جمعبندی میرسند که برداشتهای اولیه آنان از مباحثی مانند ملت، دولت، حکومت اسلامی و فقه سنتی متناسب با شرایط معاصر نیستند و نمیتوانند بدون بازنگری قابل اجرا باشند.
سیمایی دیگر از فرآیند یادگیری دموکراسی در ایران، سیاستها و عملکرد دولت کنونی است. سپاه، همراه با ارتش منظم، در جنگ تهاجمی عراق علیه ایران درگیر شد و آن دو در دفاع از سرزمین موفق بودند.
برخی از چهرههای نظامی اخیرا از نظر سیاسی بیش از پیش فعال شده و اکنون مدعی حقوقی در اداره کشور است. اکنون برخی از آنان، بدون داشتن سابقه مدیریتی لازم پستهای برجسته و حساسی را در دولت (رئیسجمهور) احمدینژاد اشغال کردهاند. عملکرد اقتصادی، سیاسی و اجتماعی او در حوزه داخلی و همچنین در روابط بینالملل، پایینتر از حد انتظار است و حتی برخی از حامیان او را در میان راستگرایان تندرو به زحمت تحت تاثیر قرار داده است. وی و گروهش آخرین کسانی هستند که سعی میکنند آنچه را که محافظهکاران تندرو در جهت استقرار حکومت اسلامی در سر داشتند، اجرا کنند. از نظر بسیاری از ما در داخل ایران، سیاستهای وی به پیروزی نمیانجامد و این اتفاق میتواند به یکی از آخرین گامها در تغییر آرایش سیاسی در ایران منجر شود.
9) اکنون به بررسی تاثیر اوضاع خارجی و روابط بینالملل بر ایجاد دموکراسی در ایران میپردازیم.
پیشتر گفتم که دموکراسی کالایی نیست که از یک کشور به کشور دیگر وارد یا صادر شود. با این حال، ما در دهکده جهانی تازه پدیدآمده زندگی میکنیم. جنگ سرد پایان یافته است. در دوره پس از جنگ سرد، برخلاف زمان جنگ سرد، اولویتهای اقتصادی، نقش مهمی در روابط بینالمللی بازی میکنند. یکی از مهمترین پیشنیازهای روابط اقتصادی درازمدت راهبردی، به ثبات سیاسی باید اشاره داشت. [امروزه] تعریف ثبات سیاسی تغییری شگرف یافته است.
در برههای از دوران جنگ سرد، در بعضی از دروس دانشگاهی پیرامون توسعه، تکیه بر دیکتاتوری، هنجار متعارفی برای دستیابی به ثبات سیاسی بیان میشد.
«هانتینگتون» در دهه 1970 میلادی بر این باور بود که اگرچه ضعیفترین دموکراسیها باثباتتر از رژیمهای دیکتاتوری هستند، اما سیستم تکحزبی در نظامهای استبدادی و تمامیتخواه، برای رشد و ثبات سیاسی مناسب است.
اما پس از جنگ سرد، موجی از دموکراسی در حال گسترش به روی کشورهای سابقا سوسیالیست و کشورهای جهان سوم است. نتیجتا میتوان گفت که مبارزه طولانی برای دموکراسی در کشورهای سابق جهان سوم، اکنون به پیشنیازی برای اولویتهای استراتژیک اقتصادی در کشورهای توسعهیافته بدل شده است. این بدین معناست که عوامل خارجی دیگر نمیتوانند فرآیند دموکراسی در کشورهای جهان سوم را متوقف کنند.
در دنیای امروز، شرایط در دهکده جهانی وضعیت مناسبی را برای پیشبرد دموکراسی در کشورهای در حال توسعه، فراهم ساخته است.
در این دهکده جهانی، روابط بینالمللی، ارزش و تاثیر حاکمیت ملی را نیز دگرگون ساخته است.
با آنکه حاکمیت ملی در منشور سازمان ملل به رسمیت شناخته شده است، اعتبار و احترام این مفهوم، ارتباط مستقیم با تحقق حاکمیت ملت یک کشور و نهادینه شدن دموکراسی دارد.
البته، نیروهای خارجی تنها زمانی میتوانند به تسریع فرآیند داخلی دموکراسی در یک کشور کمک کنند که همجهت با پیشامدهای درون کشور قرار گیرند.
ایرانیان اساسا میهندوست هستند و هرگونه دخالت خارجی در امور داخلی کشورشان را نمیپسندند و قبول نمیکنند.
صراحتا و صادقانه بگویم که خطمشی آمریکا در مورد ایران کمکی به آرمان دموکراسی در کشور ما نمیکند و بلکه به آن آسیب میرساند. این سیاست به یک بازنگری و تغییر اساسی نیاز دارد.
10) نتیجهگیری
در جمعبندی، پیامد تحولات اخیر سیاسی در ایران و شواهد مرتبط، نشاندهنده جهت تغییرات به سوی دموکراسی است. انتقاد بسیاری از گروههای اجتماعی و سیاسی مانند دانشجویان، کارگران، معلمان و زنان از یک سو و بهویژه وضعیت اقتصادی، سیاسی بهویژه در دوره اخیر میتواند این کشور را به مسیر جدیدی سوق دهد. محصول جانبی چنین وضعی از روابط، احتمالا به مجموعه گروه حاکم فشار خواهد آورد تا به این جمعبندی برسند و بپذیرند که ادامه وضع موجود ناممکن است.
اگر عدمامکان ادامه وضع موجود از سوی تمام جناحها پذیرفته شود، آنگاه فرآیند تغییرات سیاسی و اقتصادی به سوی دموکراسی آغاز خواهد شد.
مسیر منتهی به دموکراسی، راهی هموار نیست. فراگیری دموکراسی، فرآیندی زمانبر و نفسگیر است. نیاز به شکیبایی، سختکوشی، پایداری و عشق و ایمان بسیار به راهی دارد که همه برای آن میکوشیم.
هنگامی که میگویم عوامل داخلی و شرایط بینالمللی، همه به سود تغییرات دموکراتیک در ایران است، شاید بسیار خوشبینانه به نظر آید. اما من خوش بین هستم؛ هم منطقا و هم قلبا.
مــا راه درازی را پیمودهایم و همچنان راه درازتری در پیش داریم.
به خاطر صبرتان سپاسگزارم.