مذاکرات برای لغو تحریمها همچنان یکی از مباحث مطرح در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است. بر اساس گزارشهای منتشره چهارمین دور گفتوگوهای دیپلماتیک ایران و سه کشور اروپایی عضو برجام این بار در حاشیه نشستهای بینالمللی ژنو برگزار شد. در این دیدار، دو طرف درباره موضوعات مختلف، از جمله مسئله هستهای ایران که تحت فشارهای سیاسی و تبلیغاتی به یک بحران غیرضروری تبدیل شده، رایزنی کردند. وزارت امور خارجه آلمان با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) اعلام کرد که مدیران سیاسی بریتانیا، فرانسه و آلمان در ژنو با هیأت ایرانی دیدار و درباره موضوعات مورد علاقه مشترک گفتوگو کردند. در این بیانیه آمده است: «ما بر مواضع اصولی خود و تعهدمان به یافتن راهحلی دیپلماتیک تأکید کردیم و توافق شد که گفتوگوها ادامه یابد.» همچنین کاظم غریبآبادی معاون حقوقی و بینالمللی وزارت امور خارجه، در شبکه ایکس نوشت: «در حاشیه سفر وزیر امور خارجه به ژنو برای شرکت در نشست عالیرتبه کنفرانس خلع سلاح و شورای حقوق بشر، دور جدیدی از گفتوگوهای سازنده با مدیران سیاسی سه کشور اروپایی داشتم.» وی گفت که در این دیدار، طرفین درباره مسائل هستهای و رفع تحریمها تبادل نظر و بر تعهد خود به یافتن یک راهحل دیپلماتیک تأکید کردند. او افزود که در نهایت توافق شد گفتوگوها ادامه یابد. او هچنین در سخنانی عنوان کرده است که در این نشست دو تصمیم گرفتیم.
اول، به گفتگوهای خودمان در سطح فنی تر و تخصصی تر ادامه دهیم و احتمالا ما ظرف ۳ هفته آینده مجددا دیدار داشته باشیم و همچنین کارشناسان ما به بحث و بررسی بیشتر بپردازند.
دوم، هر ۴ طرف تاکید داشتند که حتما یک راهحل مذاکراتی برای این موضوعات مورد علاقه طرفین باید پیگیری شود و یک تفاهمات و خروجی در این جهت رقم بخورد. همه موضوعات را هم نباید به خواسته طرفی گره بزنیم که خودش همواره در مذاکرات مخرب بوده است.
خطوط قرمز پیش روی تروئیکا
سه کشور اروپایی طرف برجام در حالی از پایبندی به دیپلماسی و گفت و گو در قبال ایران میگویند در باب این ادعا چند نکته قابل توجه است
مذاکره بر پایه صداقت: اصل مذاکره هر چند بر اعتماد نیست اما بر صداقت است و نمیتوان مذاکرهای داشت که یک طرف آن در حال زیادهخواهی و استفاده از ابزارهای تهدید آمیز است. غربیها در ماههای اخیر در حال ساختن لولو از مکانیسم ماشه از اکتبر 2025 یعنی زمان پایان برجام هستند. این زبان تهدید قطعا رویکردی غیر سازنده است که غرب باید آن را کنار بگذارد. نکته مهم آن است که مذاکره برای رفع تحریمهاست و اصرار غرب بر اجرای مکانیسم ماشه و باز گرداندن تحریمهای شورای امنیت خلاف این مسئله و نشان بیتمایلی غرب به اجرای تعهد لغو تحریم است. نمیشود هم از دیپلماسی گفت و هم مدعی اجرای مکانیسم ماشه که برهم زننده اساس مذاکرات یعنی لغو تحریمهاست گردید. چنانکه عراقچی وزیر امور خارجه در دیدار با لاوروف همتای روس خود تاکید کرده ایران زیر بار تهدید، تحریم پای میز مذاکره نمی رود و لذا غرب باید از جوسازی و باجخواهی به بهانه مکانیسم ماشه دست بردارد.
اثبات استقلال سیاسی و اقتصادی: تحولات اخیر اوکراین و مذاکرات روسیه و آمریکا در ریاض نشان داد که عملاً اروپا بازیگری غیر مستقل است که نمیتوان روی آن حساب باز کرد. در این شرایط عملا قول و وعدههای اروپا نمیتواند قابل اعتماد باشد. اروپا برای اعتماد سازی ابتدا باید استقلال سیاسی و اقتصادی خود را اثبات نماید که در این راستا اعلام محکومیت رسمی طرح فشار حداکثری آمریکا علیه ایران و نیز اقدام برای لغو بخش های از تحریمهای اقتصادی ایران میتوان گامی مقدماتی برای اعتماد سازی باشد. دوشنبه اروپا در نشست بروکسل از لغو تحریمهای بخش انرژی و حمل نقل سوریه خبر داد و این یعنی آنکه برای لغو تحریمها نیاز به اقدام خاصی نیست و با یک تصمیم اروپا میتواند این اقدام را اجرایی سازد. به نظر میرسد تروئیکای اروپایی برای نمایش استقلال خویش از آمریکا میتواند چنین لغوی را در قبال تحریمهای ایران اجرا نماید.
نمیشود هم از دیپلماسی گفت و هم مدعی اجرای مکانیسم ماشه که برهم زننده اساس مذاکرات یعنی لغو تحریمهاست گردید. چنانکه عراقچی وزیر امور خارجه در دیدار با لاوروف همتای روس خود تاکید کرده ایران زیر بار تهدید، تحریم و فشار حداکثری پای میز مذاکره نمی رود و لذا غرب باید از جوسازی و باجخواهی به بهانه مکانیسم ماشه دست بردارد.
مذاکره برای مذاکره ممنوع: تجربه نشان داده است که غرب همواره مذاکره را برای مذاکره دنبال کرده است تا در لوای آن بتواند سیاستهای تحریمی و حتی برخی اهداف حاشیهای را دنبال نماید چنانکه در ابتدای دولت چهاردهم با نام مذاکره برجامی و آتش بس غزه خواستار اجرا نشدن وعده صادق2 شدند که در نهایت پزشکیان رئیس جمهور عنوان کردند که غرب در آن دو ماه به هیچ کدام از تعهدات خود عمل نکرد و در نهایت ایران وعده صادق 2 رو اجرا کرد. در مقطع کنونی نیز این مسئله وجود دارد که غرب با اشتباه محاسباتی از وضعیت اقتصادی ایران با ادعای مذاکره به دنبال شرطی سازی اقتصاد ایران و البته معطل سازی مسئولان در سودای لغو تحریمها به جای تکیه بر داشتههای داخلی برای حل مشکلات باشد. به عبارتی دیگر مذاکره نه برای لغو تحریمها بلکه برای تحمیل خود تحریمی به ایران باشد. غرب باید بداند که این نسخه تکراری را دیگر نمیتواند تکرار نماید و شرطی سازی اقتصاد و بازی مذاکره برای معطل نگاه داشتن اقتصاد ایران و مراودات خارجی آن غیر قابل پذیرش و زمینه ساز شکست زودهنگام مذاکرات خواهد بود.
صف بندی در برابر مخربان مذاکره: در روزهای اخیر در کنار رفتارهای غیر سازنده آمریکا و اروپا، دو رویکرد مخرب در قبال مذاکرات مشاهده میشود. از یک سو گروسی مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی به دورغ پردازی و داستان سرایی درباره فعالیت هستهای ایران با القای رویکرد به بمب هستهای را مطرح کرده است و از سوی دیگر رژیم صهیونیستی مدعی اقدام نظامی علیه ایران شده است. تروئیکای اروپایی برای نشان دادن حسن نیت از یک سو باید به تکذیب ادعاهای دروغ گروسی در قبال ایران بپردازد و از سوی دیگر تهدیدات هستهای رژیم صهیونیستی را محکوم و برای مهار این رژیم پایان اشغالگری آن در غزه، لبنان و سوریه را رقم زند. اروپا نمیتواند هم مدعی حمایت از دروع پردازی آژانس باشد و هم چماق تهدید نظامی صهیونیستها را برای امتیازگیری از ایران به کار گیرد.
جان کلام
به هر تقدیر میتوان گفت که تروئیکای اروپایی بیش از دو دهه است که از واژه تعهد به گفتوگو استفاده میکند اما در نهایت همان سیاست تحریم و تهدید و پیروی از آمریکا و صهیونیستها را دنبال کرده است. اروپا باید دریافته باشد که دوران این سیاست و بازی مذاکره برای مذاکره و شرطی سازی اقتصاد ایران پایان یافته است و گزینهای جز تغییر واقعی رفتار در پیش رو ندارد. اروپا امروز با پرونده اوکراین و نیز فلسطین ناتوانی و تزلزل سیاسی و اقتصادی اش بر همگان آشکار شده است و با ادعای رویکرد مذاکراتی با ایران نمیتواند بر این امر سرپوش گذارد مگر آنکه رویه خود را کاملا تغییر داده و با لغو تحریمها و مقابله با فشار حداکثری آمریکا گام نخست برای اعتماد سازی را بردارد.