تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۰:۲۸  ، 
شناسه خبر : ۳۷۴۸۱
رایس در خاورمیانه؛
مقدمه: همزمان با اعلام مواضع جورج بوش در خصوص آینده عراق، رایزنی‌ها و مذاکرات گسترده‌ای نیز در سطح مقامات دولت آمریکا با متحدین اروپایی و سران کشور‌های منطقه خاورمیانه آغاز شده است. کاندولیزا رایس، وزیر خارجه آمریکا با سفر به برخی کشور‌های منطقه درصدد است ضمن بیان سیاست‌های واشنگتن در عراق و فلسطین حمایت آنها را از این سیاست‌ها جلب کند. محمدعلی مهتدی، کار شناس مسائل خاورمیانه در گفتگو با جام‌جم بر این باور است که آمریکا در مواضع جدید خود در خصوص عراق تنها یک طرح امنیتی را مطرح کرده و تغییری در استراتژی‌های این کشور پدید نیامده است.

*با اعلام رویکرد‌های جدید بوش در عراق که همان تاکید بر استراتژی گذشته است، رایزنی‌های گسترده‌ای را در سطح منطقه با سفر رایس به منطقه و سفر رابرت گیتس وزیر دفاع آمریکا به انگلیس شاهد هستیم. به نظر جنابعالی هدف غایی دولت بوش از این رایزنی‌ها چیست؟
**هدف رایس از سفر به برخی کشور‌های خاورمیانه، آماده کردن زمینه اجرایی برنامه‌ای است که تحت عنوان استراتژی جدید بوش از آن یاد می‌شود. که اعتقاد بنده این موضع رئیس‌جمهوری آمریکا در خصوص موضوع عراق را نمی‌توان استراتژی جدید نامید، چرا که استراتژی این کشور در منطقه کاملا مشخص است و تغییری در آن رخ نداده است.
تصمیم بوش مبنی بر بیست و یک هزار نیروی نظامی ‌جدید به عراق یک طرح امنیتی است که در چارچوب مفهوم استراتژی جدید نمی‌گنجد.
به نظر می‌رسد این طرح نیز همانند طرح‌های قبلی آمریکا به شکست منجر خواهد شد. اما هدف اصلی دولت بوش از رایزنی‌های گسترده اخیر، ایجاد یک ائتلاف از کشور‌های عربی علیه جمهوری اسلامی ‌ایران و چارچوب مقابله با نفوذ ایران در منطقه و کشمکش مذهبی بین سنی‌ها و شیعیان می‌باشد.
طبیعتا آمریکا مجبور است برای وادار کردن کشور‌های عربی به پذیرفتن این ائتلاف به در خواست‌ها آنان توجه کند که در راس این خواسته‌ها، حل مساله فلسطین است و ظاهرا در این زمینه رایس ایده‌ها و افکاری دارد که آنها را مطرح نموده از جمله آنها زنده کردن طرح نقشه راه و انجام مذاکرات بین اسرائیل و تشکیلات خود گردان است.
وزیر امور خارجه آمریکا همچنین در این راستا تشکیل دولت مستقل فلسطین را با مرز‌های موقت مطرح کرد. به این معنا که دولت فلسطین در نوار غزه تشکیل شود چرا که ساحل غربی همچنان در اشغال رژیم صهیونیستی است که این طرح با مخالفت ابومازن رو به رو شده چرا که پذیرش این موضوع جنبه دائمی ‌به خود می‌گیرد.
وعده دیگر رایس به عربستان بوده که قول داده تا طرح ملک عبدالله را که در کنفرانس سران عرب در سال 2002 در بیروت تصویب شد به عنوان طرح صلح عربی فعال کند. به نظر نمی‌رسد رایس در جریان مذاکرات خود موفقیت‌هایی را کسب کرده باشد و همانند گذشته دولت آمریکا به وعده‌های خود نیز عمل نخواهد کرد.
*به نظر می‌رسد رایزنی‌ها با کشور‌های منطقه در فرآیند کاهش بحران‌ها یک فهم جدید یا حداقل فشار نتایج مطالعات محافل آمریکایی در خصوص ضرورت توجه به نقش کشور‌های خاورمیانه در معادلات اخیر منطقه است. با این وصف آیا این موضوع فی‌نفسه مبین تغییر در الگوهای امنیتی نیست؟
**هر چند که فضای نظام جدید بین‌المللی گویای شکل‌گیری نوعی معادلات جدید امنیتی است، اما دولت آمریکا حاضر به پذیرش این واقعیت‌ها نیست، هر چند که این موضوع در گزارش محافل آمریکا از جمله کمیته بیکر. همیلتون نیز تبلور یافته است اما علی‌رغم این واقعیت‌های جدید به نظر می‌رسد استراتژی آمریکا در معادلات امنیتی تامین امنیت اسرائیل است که در این زمینه نومحافظه‌کاران، دیدگاه‌های خود را به بوش دیکته می‌کنند.
دولت آمریکا بر این باور است که قدرت اسرائیل باید در منطقه به نقطه اوج برسد تا منافع تل‌آویو. واشنگتن به طور همزمان تامین شود و بر این اساس هرگونه تهدید علیه اسرائیل را به صورت بالقوه یا بالفعل نمی‌پذیرند.
لذا توصیه‌های کمیته بیکر. همیلتون نیز هیچ تاثیری در استراتژی بوش نخواهد داشت، مگر این که دموکرات‌های اکثریت یافته در کنگره مانع از اجرای طرح‌های بوش و دیک چنی در منطقه شوند، به این معنا که این طرحها را تصویب نکنند.
البته در داخل آمریکا فضای مخالفت با طرح بوش در حال گسترش است و بسیاری از دموکرات‌ها و حتی برخی جمهوریخواهان از رئیس مجلس نمایندگان آمریکا خواسته‌اند مانع اجرای طرح‌های بوش در خاور میانه شود.
بی‌‌تردید اگر دولت بوش بخواهد منطقه خاور میانه در یک شرایط مساعد و باثبات به سر برد باید منافع ملتها و دولت‌های منطقه را در نظر بگیرد.
*در خصوص موضوع فلستین نیز محور سخنان و مذاکرات رایس با مخاطب قرار دادن تشکیلات خودگردان و بدون در نظر گرفتن نقش حماس به عنوان دولت رسمی ‌فلسطین صورت می‌گیرد. تحلیل جنابعالی در این زمینه چیست؟
**اگر حل مساله فلسطین به معنای تشکیل دولت مستقل فلسطین است، این امر از درون طرح‌های آمریکا و اسرائیل حاصل نخواهد شد. اساسا آنها به شکل‌گیری چنین دولتی اعتقاد ندارند، ولو اینکه جورج بوش شعار دو دولت فلسطین و اسرائیل را می‌دهد. اما وی عملا چنین امکانی را ایجاد نمی‌کند. زیرا مشخص نشده دولت فلسطین در کجا و در چه وسعت سرزمینی باید تشکیل شود. طبق طرح نقشه راه، اسرائیل باید شهرک‌سازی را متوقف کند اما در همین حال که رایس به منطقه آمده و از فعال شدن نقشه راه صحبت می‌کند، شاهد هستیم که اسرائیل اعلام کرده یک شهرک بزگ را در بخش قدس شرقی در حال احداث دارد.